پایان نامه ارشد رایگان درباره نظریه پیچیدگی، مطالعه موردی، تمرکززدایی، برنامه درسی

دانلود پایان نامه ارشد

ارزش پژوهش پوزیتویستی و آزمایش پرسش می‎کند، بلکه بر اهمیت پژوهش برای اتخاذ کنش‏های تعمدی، قصدشده و عاملی مشارکت‏کنندگان و تطبیق دیدگاه‏های تعاملی و ساختاری نیز تاکید می‏کند و یک پارادایم نوین نوپدید برای پژوهش ارائه می‏دهد. دلالت ضمنی اصطلاح خود ـ سازمان ارتباط دیالکتیکی ساختارها و کنش‏ها و خلاق و توانا و خودآگاه دانستن عاملان انسانی در پژوهش است. نظریه پیچیدگی نشان می‏دهد که پدیده‏ها می‏بایست به گونه کل‏گرایانه نگریسته شوند. از این رو نیاز به روش‏شناسی مطالعه موردی، پژوهش کنشی، و اشکال مشارکتی پژوهش را نشان می‎دهد، تا جایی که ممکن است ویژگی‏های تعاملی و کیفی را اثبات می‏کند و علیت‏های چندگانه، دیدگاه‏های چندگانه، و معلول‏های چندگانه را ممکن می‎سازد.
وود و بات (2014: 695) در یک پژوهش عملی در زمینه تغییر برنامه درسی، قرابت نظریه پیچیدگی و پژوهش کنشی را نشان می‏دهند. به گفته آنان کاربرد نظریه پیچیدگی و پژوهش کنشی برای تعیین چارچوب‎های تغییر برنامه درسی می‏تواند چارچوب‏های مثبت برای برنامه‏ریزی و اجرای تغییر نوآورانه ارائه دهد. آن‏ها مراحل جزئی و روشن برای نوآوری ارائه نمی‏دهند و نمی‏توانند که ارائه دهند، زیرا چنین مدل‏های تعمیم‏یافته‏ای همیشه برای این که به راحتی در شرایط خاص به کار گرفته شوند، بسیار مبهم می‏باشند. در نتیجه، امکان ارائه مدل‏های نظری تعمیم یافته بهترین عملکرد وجود ندارد. اما اندیشه پیچیده و پژوهش کنشی شیوه‏هایی از کار و دیدن ارائه می‏دهند که زمینه‏ای شده است و از برآورد نیازهای یادگیرندگان خاص و معلمان در زمینه‏های متفاوت، محلی ناشی می‏شوند. پژوهش کنشی می‏تواند واسطه مطمئنی برای پیچیدگی باشد، اما به هیچ وجه تضمین نشده است.
مبانی نظیر اصل همبستگی پیچیده عناصر و زمینه‏ای شدن، اصولی از نظریه پیچیدگی هستند که پژوهش موردی را تایید می‏کنند. به زعم هترینگتن ( 2013: 71) دلالت‏هایی از اندیشه پیچیدگی (نوپدیدی، استفاده ترکیبی از منطق هر دو/ و236 ) برای هدایت پژوهش مطالعه موردی وجود دارد که آن را از سایر رویکردها تمیز می‏دهد. همچنین به دلیل ماهیت منحصر بفرد هر سیستم پیچیده، هر دانشی در باره سیستم باید زمینه‏ای شود. چنین پیشنهاد می‏شود که (به ویژه در کار بایرن (2005)، و هاگیس (2007)) بر اساس یک شکل روش‎شناسی مطالعه موردی، انتخابی مناسب برای پژوهش آموزشی بر مبنای پیچیدگی است.
دیویس و سومارا ( 2006: 169) نیز با تکیه بر برخی مفاهیم نظریه مانند نوپدیدی، عدم‏قطعیت و اصل همبستگی پیچیده عناصر و مکمل بودن دوگانگی‎های به ظاهر متناقض، به توصیف روش‎شناسی پژوهش اندیشه پیچیدگی می‎پردازند. به باور آنان یکی از بزرگ‏ترین خطاهای تحقیق سنتی، اشتباه در نظر گرفتن نتیجه نظری، توصیفی، و تجربی با دانش ثابت و استوار است. اندیشه پیچیدگی اجازه چنین اشتباهی را نمی‎دهد، زیرا پدیده‏هایی که یاد می‎گیرند، نمی‎توانند با قطعیت اتصال یابند. موضوع اصلی، تمایل نظریه‏پرداز/ مشاهده‏گر/ آزمایش‏گر برای قرار دادن خود در خارج از نتیجه پژوهش است. اندیشه پیچیدگی نقش مشاهده‎گر در پدیده‏های مشاهده شده را آشکار می‏کند و پژوهش‎گران را وادار می‎کند که در نظر داشته باشند که چگونه آن‏ها جزیی از پدیده‏هایی هستند که مطالعه می‎شوند و فراتر از آن، بپذیرند که توصیفات آن‏ها از دنیا در ارتباط پیچیده (شبکه‏ای، به هم پیچیده، …) با دنیا می‎باشند. دانشِ داننده، نه در باره ابژه، نه در باره سوژه، و نه در باره توافق اجتماعی است، بلکه در باره در نظر گرفتن همه این ارتباطات پویا، خود ـ توصیفی، محاوره‏ای است که آن‏ها را در یک زمینه بزرگ‏تر، بیش از انسان جای می‏دهد.
دیویس و سومارا ادعا می‏کنند تحولات در علم پیچیدگی که در جهت بروز نوپدید و تمایل به کنش‏های مجموعه‏های پیچیده است، به نظر می‏رسد با روش‏شناسی‏های پژوهشی (شاید برجسته‏ترین آن‎ها، پژوهش کنشی و رویکردهای مشارکتی مرتبط برای تحقیق) منطبق باشند که در آرمان‎هایشان برای تغییرات موثر و مطلوب در گروه و تجمعات، صریح و دقیق هستند. برخی شرایط برای نوپدیدی پیچیده با پروژه‎های پژوهشی عبارتند از: تنوع درونی237، افزونگی درونی238، تعاملات مجاور239، کنترل تمرکززدا شده240، تصادف241، و انسجام242. این شرایط به مثابه دوگانگی‏های مکملی تحت عنوان‏های زیر نگریسته می‎شوند: تخصصی شدن243 (فعال بودن در کشمکش میان تنوع و افزونگی)، یادگیری فرا- سطحی244 (توانایی تعاملات مجاور از طریق تمرکززدایی کنترل)، و محدودیت‏های توانمندساز245 (تعادل تصادف و انسجام) (همان: 136-135).
سازماندهی این مبحث پیرامون دوگانگی‏ها، تاکید می‏کند که نوپدیدی پیچیده در دور از تعادل تحقق می‎یابد. در واقع همان طور که والدروپ (1992) بیان می‎کند نوپدیدی پیچیده در لبه آشوب اتفاق می‎افتد، “جایی که ایده‎ها وفنوتیپ‎های نوآورانه تا ابد به طور مکرر در لبه موقعیت موجود هستند، و جایی که قدیمی‏ترین حصارهای حفاظت شده نیز تخریب می‎شوند، … {در} یک تغییر پایدار … جایی میان رکود و هرج و مرج … جایی که یک سیستم پیچیده می‏تواند خودجوش، منطبق، و زنده گردد” (همان: 136).
دیویس و سومارا شرایطِ نوپدیدی پیچیده را چنین توصیف می‏کنند. تنوع داخلی طیف و حدود پاسخ‎های ممکن را مشخص می‎کند. افزونگی به عنوان مکملِ تنوع، به فزونی و زیادی جنبه‏هایی (مانند زبان مشترک و یا موقعیت‏های اجتماعی مشابه) اشاره دارد که برای خود ـ فعالی پیچیده الزامی هستند. تخصصی ‏شدن ترکیب پویای تنوع و افزونگی است و به اجتناب از گرایش به تفکیک اجزاء و کل کمک می‎کند. تعاملات مجاور دلالت بر این دارد که عوامل درون سیستم پیچیده شامل ایده‎ها، گمان‏ها، تردیدها، و سایر روش‏های ارائه، می‏بایست با یکدیگر تعامل ورزند و بر یکدیگر تاثیر بگذارند. در عین حال کنترل تمرکززدا شده محور بودن هر یک از عوامل را مشکل‎زا تلقی می‏کند. یادگیری فرا ـ سطح از ترکیب تعاملات مجاور و کنترل تمرکززدا شده حاصل می‎شود. محدودیت‏های توانمندساز نیز به شرایط ساختاری دلالت دارد که کمک می‏کنند تا تعادل برقرار شود. تعادل میان منابع مرتبطی که نوعی پیوستگی برای تمرکز بر اهداف/ هویت را امکان‎پذیر می‏سازد، و منابع انقطاع و تصادف که جمع را مجبور به سازگاری مداوم می‏کنند (همان: 140).
با توجه به آنچه بیان شد آشکار می‏شود که مبانی روش‏شناسی نظریه پیچیدگی با مبانی هستی‏شناسی و شناخت‏شناسی آن کاملاً مرتبط است. این مبانی همانند مبانی شناختی طیفی از گرایشات را نشان می‏دهند. به گونه‏ای که دانشمندان پیچیدگی که از دیدگاه الگوگذاری غیر ـ خطی سیستم‏های پیچیده به عنوان یک مسیر مولد برای پژوهش کار می‏کنند، برداشتی متفاوت از روش‎شناسی پژوهش افرادی دارند که پیچیدگی را از دیدگاه قالب پست‏مدرن و پساساختارگرا می‏نگرند. اما در نهایت شاید بتوان از موارد زیر به عنوان برخی مبانی روش‎شناسی نظریه نام برد:
– روش‎شناسی مبتنی بر عدم‏قطعیت نظریه پیچیدگی، به روش به مثابه مسیری می‏نگرد که طی تلاش مستمر، و با پذیرش امکان خطا، راهبردها را آزموده و امکان شناخت و فهم را فراهم می‏نماید.
– روش‎شناسی مبتنی بر خود ـ سازمان، بر خودآگاه دانستن عاملان انسانی و تفکیک‎ناپذیری پژوهش‎گر از پدیده مورد مطالعه تاکید دارد.
– روش‎شناسی مبتنی بر مکمل دانستن دوگانگی‏ها، بر این باور بنا شده که نوپدیدی پژوهش در شرایطی بروز می‏کند که امور به ظاهر متناقضی چون تنوع و افزونگی، تعامل و تمرکززدایی، و تصادف و انسجام به گونه مکمل نگریسته شوند.
– در نهایت نظریه پیچیدگی از مطالعه موردی، پژوهش کنشی، و رویکردهای مشارکتی پژوهش حمایت می‏کند.

2-10- دیدگاه‏های متفاوت از نظریه پیچیدگی
دیدگاه‏های متفاوت از یک نظریه یا مکتب یا ایدئولوژی و حتی ادیان الهی، موضوعی معمول و متداول است. این امر حتی در مورد مکاتب دیرینه‏ای چون ایده‏آلیسم و رآلیسم نیز وجود دارد که موجب شده از ایده‏آلیسم افلاطونی، یا کانتی و یا هگلی نام بریم و یا در مورد رآلیسم، از رآلیسم علمی یا الهی یاد کنیم. به عبارت دیگر با وجود ویژگی‏های مشترکی که باعث شده این ایده‏ها در محدوده‏ایی با یک عنوان مشترک جای گیرند، دیدگاه‏های متفاوتی هم از این ایده‎ها ارائه شده است. در مورد نظریه پیچیدگی نیز همین امر صادق است و در کنار مفاهیم مشترک آن، برداشت‏های مختلفی ارائه گردیده که موجب طرح دیدگاه‏های مختلف از نظریه گردیده است. به تعبیر الهادف جونز (2008) این تصور گمراه‏کننده است که یک رویکرد واحد تحت عنوان نظریه پیچیدگی وجود دارد، چرا که نظریه‎های چندگانه و موقعیت‏های شناخت‏شناسی وجود دارند که به مفهوم پیچیدگی مرتبط می‎گردند و طیفی از رویکردهای شناخت‎شناسانه را مطرح می‎کنند.
در نتیجه همین دیدگاه‏های متفاوت نظریه پیچیدگی است که برخی منتقدین آن را در رده پوزیتویسم قرار داده و برخی دیگر از آن به عنوان رویکردی بر علیه ایده‏های پوزیتویستی و هم‎سو با تفکرات پست‏مدرنیستی یاد می‏کنند. باید بپذیریم که با در نظر گرفتن تصورات و اندیشه‏های صاحب‏نظران این نظریه، چنین برداشت‏هایی دور از ذهن نیست. همان‏گونه که سیلی‎یرز (2010) استدلال می‏نماید در وهله نخست باید بپذیریم که رشته پیچیدگی رشته‎ای توافق‎نیافته246 است. تفاوت‏های جدی میان رویکردهای مختلف به پیچیدگی وجود دارد و تامل انتقادی در آن‏ها بسیار مهم است. از همین رو ضرورت دارد به این دیدگاه‏های متفاوت اشاره شود.

2-10-1- پیچیدگی محدود و پیچیدگی فراگیر
یکی از تمایزات میان نظریه‏های پیچیدگی توسط مورن (2006: 5) صورت گرفته که میان پیچیدگی “فراگیر”247 و “محدود”248 تمایز قایل شده است. به گفته مورن واژه پیچیدگی در “پیچیدگی محدود” نشان دهنده نظریه سیستم‎های انطباقی پیچیده است، افزون بر آن ایده “علوم پیچیدگی” مطرح شده است، که شامل مفاهیم فراکتال و نظریه آشوب است. “پیچیدگی محدود” اخیرا به دلیل ظهور ایده‎های آشوب، فراکتال، بی‏نظمی، و عدم‎قطعیت و رویارویی با خلاء نظری گسترش یافته است. “پیچیدگی محدود” امکان پیشرفت‏های مهمی را در قاعده‎مندی و فرضیه‏های مدل‎سازی فراهم می‎نماید که برای امکانات میان‏رشته‎ای249 سودمند است. اما همچنان در شناخت‎شناسی علم سنتی باقی مانده است. وی معتقد است که میان پیچیدگی محدود و فراگیر انقطاع شناخت‏شناسی نمودار است، زیرا هر سیستمی، هر چه که باشد، به دلیل ماهیتش پیچیده است. وقتی فردی به دنبال “قوانین پیچیدگی” است، همچنان با پیچیدگی مانند واگنی رفتار می‎کند که بدنبال لوکوموتیو حقیقت است. فرد تا حدودی پیچیدگی را به رسمیت می‌شناسد، اما با پیچیده‏زدایی آن. بدین ترتیب پارادایم علم کلاسیک همچنان پابرجاست، فقط شکاف برداشته است. پیچیدگی محدود قالب‎های فهمی که از انقلاب نیوتنی بر علم مسلط بوده را تداوم می‏بخشد. سه ویژگی در “پیچیدگی محدود” ارائه شده ولی اندیشیده نشده: سیستم، نوپدیدی، سازمان.
“پیچیدگی فراگیر”، “پیچیدگی محدود” را رد می‎کند. زیرا “پیچیدگی محدود” انقلاب پارادایمی و شناخت شناسی با الزامات پیچیدگی را موجب نشد. ما شاهدیم که غامض بودن پیچیدگی به همه افق‎های ما هجوم آورده است. غامض است، زیرا خطاست که تصور نمود در پیچیدگی روشی یافت شود که به خودی خود قابل کاربرد برای جهان و همه چیز باشد. در مقابل کاهش‏گرایی، “پیچیدگی فراگیر” مستلزم آن است که فرد برای درک روابط میان کل و اجزاء تلاش نماید. “پیچیدگی محدود”، تمایل بنیادی به سیستم‏های پویایی دارد که پیچیده نامیده می‎شوند و در حوزه علم شکل گرفته است. اما “پیچیدگی فراگیر” نه تنها با همه حوزه‎ها، بلکه با دانش ما در باره موجودات بشری، افراد، اشخاص و شهروند مرتبط است (همان: 21).
همان گونه که پیش از اشاره شد، از منظر مورن “پیچیدگی محدود” بیش‎تر دلالت بر علم پیچیدگی یا علوم پیچیدگی دارد که دانشمندان آن همچنان تا حدودی بدنبال کشف قوانین جهانشمول می‎باشند.
سیلی‎یرز (2010: 41) در تبیین ایده مورن اظهار می‏کند که “پیچیدگی محدود”

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره نظریه پیچیدگی، پوزیتویسم، مبانی معرفتی، خطاهای انسانی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره نظریه پیچیدگی، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش