پایان نامه ارشد رایگان درباره مدیریت دانش، توسعه دانش، فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

برقرار كرد.

6. الگوی پايههاي ساختمان دانش
اين الگو توسط پروبست، روب و رمهاردت30(2002) به نام الگوی پايههاي سنگ بناي ساختمان مديريت دانش نام‏گذاري شده است. همانگونه كه پيشتر گفته شد، با توجه به جنبه كاربردي‏تر اين الگو، آن را به عنوان الگوی نسبتاَ كاملي كه نكات مثبت همه الگوها را تقريباً دربرمي‏گيرد مورد توجه بيشتر قرار خواهيم داد.

شکل 2-2- الگوی پایه های ساختمان مدیریت دانش (منبع: افرازه، 1384)
طراحان الگوی ياد شده، مديريت دانش را به صورت چرخه پویایی ميبينند كه در چرخش دائم است. مراحل اين الگو، شامل هشت جزء، متشكل از دو چرخه؛ دروني و بيروني است.
1. چرخه دروني: بهوسيله بخشهاي كشف شناسايي، كسب، توسعه، تسهيم، كاربرد بهرهبرداري و نگهداري از دانش ساخته ميشود.
2. چرخه بيروني: شامل بخش‏هاي اهداف دانش و ارزيابي آن است كه چرخه مديريت دانش را مشخص مينمايد.
كامل كننده اين دو چرخه، بازخورد است.
نحوه عملكرد پايههاي اين الگو به شرح زير است:
1. تعيين هدفهاي دانش: هدفهاي مديريت دانش، بايد از هدفهاي اصلي سازمان نشأت گرفته و در دو سطح راهبردی و عملياتي مشخص شوند.
الف) سطح راهبردی: تبديل و نگهداري سازمان بر مبناي مديريت دانش و همچنين ايجاد فرهنگ و سياست هاي لازم در اين زمينه انجام مي شود.
ب‌) سطح عملياتي: در اين سطح، با توجه به هدفها بايد نحوه شناسايي، استفاده، توزيع، كاربرد و نگهداري دانش، مشخص و برنامههاي لازم براي دستيابي به آن‏ها در زمان معين، طراحي شود و به مرحله اجرا درآيد.
2. شناسايي دانش: با طرح اين پرسش كه “آيا میدانيم كه چه ميدانيم” بايد انجام اين وظيفه مديريت دانش؛ يعني مرحله كشف دانش را آغاز كرد.
بسياري از سازمانها به خاطر ناآشنا بودن با دانش خود، در تصميمگيريها و هدفگذاريهايشان دچار مشكل ميشوند، البته ناگفته نماند كه شناسايي منابع دانش درون و بيرون سازمان، به همراه هم انجام ميشود.
3. كسب دانش: در اين مرحله، دانشها بايد از بازار داخلي و خارجي نظير دانشهاي مربوط به مشتريان، توليد، همكاران و رقبا از منابع شناسايي شده در مرحله كشف، كسب گردد و نيز مشخص نمودن آنكه چه قابليتهايي را ميتوان از خارج خريداري یا تهيه كرد و مورد استفاده قرار داد، مورد توجه قرار مي‏گيرد.
4. توسعه دانش: با توجه به پايههاي موجود، بايد دانش سازمان را گسترش داد، البته اين امر، شامل توسعه قابليت، محصول، ايدههاي جديد، فرآيندها و مسائلي از اين دست ميشود.
5. تسهيم دانش: مسائلي همچون چگونگي به اشتراكگذاري دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نياز و چگونگي انتقال دانش، به گونهاي كه در سازمان قابل دسترسي و استفاده باشد و نيز چگونگي انتقال دانش از سطح فردي به سطح دانش گروهي و سرانجام سطح دانش سازماني، از جمله مواردي است كه در دستور كار اين بخش از مديريت دانش قرار ميگيرد.
6. استفاده از دانش: اطمينان به استفاده مفيد از دانش در سازمان، مربوط به اين قسمت است. در اين بخش، موانعي بر سر راه استفاده مفيد از دانش جديد است كه بايد شناسايي و رفع شوند تا از آن بتوان، به طور عملي در ارائه خدمات و محصولات دانش استفاده كرد.
7. نگهداري دانش: ذخيره، نگهداري و روزآمد كردن دانش به اين بخش مربوط ميشود. اين روش، از نابودي دانش جلوگيري كرده به آن اجازه اين كه مورد استفاده قرار گيرد را مي دهد كه البته در اين راستا بايد ساز و كارهاي مناسبي براي به روز كردن سيستم ايجاد شود.
8. ارزيابي دانش: نحوه رسيدن به هدفهاي معين و استفاده از نتايج آن به عنوان بازخورد، براي تعيين يا اصلاح هدف، به اين بخش مربوط است. با نگاه به نتايج بعضاً كيفي اين فرآيند، ضروري است، آن‏ها را با توجه به نتايج كمي و هزينههاي انجام شده در اين زمينه، مورد ارزيابي قرار داد.

2-2-1-8. مراحل مدیریت دانش
مدیریت دانش بیش از همه چیز به دنبال آن است که بین افراد شاغل در یک سازمان ارتباط دانشی برقرار کند، روشهای استفاده از دانش سازمانی را یاد دهد، زمینههای تبدیل دانش شخصی به دانش جمعی و بالعکس را فرآهم آورد، تا در نهایت نوآوری و خلاقیت را تقویت کند. ماناسکو31(2000) چهار مرحله را برای مدیریت دانش شناسایی کرده است:
1. آشکارسازی دانش
2. ایجاد گرایش به سوی دانش
3. فرهنگسازی برای به اشتراکگذاری دانش
4. زیرسازی برای توزیع دانش
برای مدیریت دانش، ابتدا، باید دانش به شکلهای گوناگون آشکارسازی شود: یعنی از حالت ذهنی (نهان) به حالت عینی (عیان) تبدیل شود. سپس، باید گرایش به دانش و استفاده از آن در بین افراد سازمان به روشهای مختلف برانگیخته شود تا فرهنگسازی شود. دانشباوری موجب میشود یادگیری به عنوان یکی از وظایف اصلی سازمان و کارکنان آن تلقی گردد. پس از درک اهمیت دانش و مزایای رقابتی آن برای تمام افراد سازمان در سطوح مختلف باید زیرساخت مدیریت دانش در زمینههای به اشتراکگذاری، انتقال و بهکارگیری آن فراهم شود. مراحل ارائه شده توسط ماناسکو خیلی کلی به نظر میرسد. بنابراین، با استفاده از آنها نمیتوان بهراحتی به مراحل عملی دست یافت. نصیری (1996) مراحل نهگانهای را برای مدیریت دانش شناسایی کرده است که هم، مراحل چهارگانهی ماناسکو را دربرمیگیرد و از سوی دیگر، عملیتر به نظر میرسد. این مراحل عبارتند از:
1. تمرکز کردن؛
2. یافتن؛
3. استخراج؛
4. بهینهسازی؛
5. سازماندهی؛
6. به اشتراکگذاری؛
7. پیادهسازی؛
8. ارزیابی؛
9. سازگار کردن.

2-2-1-9. فرايندهاي اصلي مديريت دانش در كتابخانهها
فرايند مديريت دانش فرآيندي خطي و ايستا نيست، برعكس فرآيندي پويا و چرخهايست كه به كاركناني نياز دارد كه دائماً با اطلاعات سر و كار داشته باشند، دانش جديد را كسب كرده باشند و آن را براي اصلاح تصميمات به كار گيرند. طي اين فرآيند اطلاعات جديدي را به دست آورده و دانش جديد را در موقعيتهاي جديد به كار ميبرند.
در مديريت دانش فرآيندهايي دخالت دارند كه شامل شناسايي دانش، اكتساب دانش، نگهداري دانش، بهرهگيري از دانش، اشتراك، ترويج و توسعه دانش ميباشد، بنابراين در اين فرآيندهاي اصلي مديريت دانش، يكي از نهادها كه ميتواند به نحو احسن اين فرآيندها را اجرا نمايد كتابخانهها ميباشد، زيرا كتابخانهها به عنوان زير ساخت و بستر مناسب مديريت دانش به شمار ميآيند و فرآيند امور كتابخانهها نيز همانند فرآيند مديريت دانش است.

1. شناسايي دانش
كتابخانهها در ابتدا بايد به شناسايي، توصيف و تحليل محيط دانش سازمان يا شركتها بپردازند، سپس بر اساس آن تصويري كلي از نوع دانش موجود در سازمان، مهارتهاي اطلاعيابي كاركنان و همچنين تصويري از اطلاعات موجود در ديگر سازمانها و سطح جهان بهدست آورند و به كاركنان كمك كنند تا آن چرا كه نياز دارند بيابند و در ضمن دانش خود را جهت پيشبرد اهداف سازمان به اشتراك بگذارند.

2. اكتساب دانش
سازمانها، شركتها و ديگر نهادهاي تحقيقي مهم دانش خود را از بيرون بهدست ميآورند. بنابراين سازماها ميتوانند دانشي را كه خود قادر به اكتساب و توسعه آن نيستند، توسط كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني سازمان مربوط تهيه كنند، كه اين نيز خود يكي از فرآيندهاي اكتساب دانش در مديريت دانش است.

3. نگهداري دانش
فرآيندهاي گزينش، ذخيرهسازي و روزآمدسازي منظم دانش كه داراي ارزش بالقوهاي براي آينده ميباشد باید به دقت سازماندهي شود كه اين نيز از وظايف كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني كه در مديريت دانش خود به نگهداري دانش موجود نيز اقدام نمايند، زيرا نگهداري دانش موجود به استفاده مؤثر در زمان مناسب خود وابسته است.

4. بهرهگيري از دانش
تمام سعي مديريت دانش در كتابخانهها براي آن است تا اطمينان حاصل كند كه آيا دانش موجود به طور مفيدي در جهت موفقيت آن بهكار برده ميشود. به عقيده لاين32 كتابخانهاي كه مجموعهاي غني و پويا داشته باشد، اگر خدمات مناسب ارائه ندهد مجموعه آن مورد استفاده واقع نميشوند و يا اگر خدمات مناسب و برخورد خوب با مراجعه كننده ارائه شود ولي مجموعه مناسب نباشد، كآرايي لازم را ندارد. از اينرو، افزون بر بررسي اهداف سازمان و كتابخانه، توجه به نگرشها، انتظارهاي مسئولين، استفادهكنندگان و نيز تفكر علمي متداول، معيارهايي را در اختيار ميگذارد. مجموعه اطلاعات به دست آمده براي تعيين معيارها، اگر با شرايط موجود يعني امكانات و فرصتها تطبيق پيدا كند به دانش لازم تبديل ميشود و ميتواند در تعيين معيارهاي ارزيابي مورد استفاده قرار گيرد.

5. اشتراك و توزيع دانش
توزيع دانش، فرايند اشتراك گذاشتن و گسترش دادن دانش است كه اكنون در درون سازمانها اجرا ميشود. براي اينكه دانش با ارزش شود بايد با ديگران تقسيم شود، انتقال و اشتراك ميتواند فعال يا منفعل باشد. دانش را ميتوان با استفاده از ابزارهاي مديريت دانش در كتابخانهها يا مراكز اطلاعرساني يا از طريق تعامل شخصي انتقال داد. بنابراين، با توجه به فرآيند مديريت دانش لازم است كه دانش قبل از بهره‌برداري در سطوح سازماني در درون سازمان به اشتراك گذارده شود. تعامل بين فناوري‌هاي سازمان، فنون و افراد مي‌تواند اثر مستقيم بر توزيع دانش داشته باشد. استفاده از پست الكترونيكي، شبكه داخلي و گروه خبري به توزيع بهتر دانش در درون سازمان كمك كرده و به واسطه آنها افراد مي‌توانند با يكديگر از جنبه‌هاي مختلف تبادل نظر نمايند. آن را ميتوان در مكاني به نام كتابخانهها در سازمانها و شركتها ذخيره و بازيابي كرد و در صورت لزوم جهت استفاده كاربران به اشتراك گذاشت.

6. توسعه دانش
يكي از مسائل مهمي كه در كتابخانهها در بحث مديريت دانش مطرح است اين موضوع ميباشد كه همه تلاشها در فرآيندهاي اصلي مديريت دانش توسعه و گسترش دانش است. زيرا توسعه دانش، دانش جديد را تقويت، گسترش و در ضمن منجر به توليد دانش جديد ميشود. توسعه دانش دربردارنده همه تلاشهاي مديريتي است كه آگاهانه بر توليد تواناييهايي تمركز دارد كه هنوز درون سازمان ارائه نشدهاند و يا حتي در درون يا بيرون آن وجود ندارد. ايجاد دانش به توانايي سازمان‌ها در ايجاد ايده‌ها و راه‌حل‌هاي نوين و مفيد اشاره دارد (ماراكاس33، 1999) . ايجاد دانش فرآيند مهمي است كه در آن انگيزه، تلقين، تجربه، و شانس، نقش مهمي ايفا مي‌كنند (لين34 و ديگران، 1996) .

2-2-1-10. مؤلفههای مدیریت دانش
مؤلفههای مدیریت دانش عواملی هستند که در اجرای مدیریت دانش نقش اساسی دارند (ابطحی و صلوتی، 1385) . نظرات صاحبنظران در مورد مؤلفههای مدیریت دانش متفاوت است. در جدول 2-1 ، نظرات آنها بهطور خلاصه نشان داده شده است (کاظم زاده، 1386) .
جدول 2-1- مؤلفههای مدیریت دانش (منبع: کاظم زاده، 1386)
نام دانشمند
سال
مؤلفهها
منبع
نوناکو و تاکوچی
1995
محتوای دانش، مدیریت تغییر و تحول، عدم تمرکز و انعطافپذیری
نوناکو و تاکوچی، 1995
داونپورت35
1995
جنبه فنی (فنآوری و ساختار سازمانی) ، جنبه غیر فنی (فرهنگ سازمانی و سرمایه انسانی)
داونپورت، 1995
هوسپای و جاشی36
1999
فرهنگ، مدیریت، فنآوری، سازگاری سازمانی، انگیزه کارمندان فنی، عوامل بیرونی
هوسپای و جاشی، 1999
اسکیرم37
2000
رهبری، زیرساختهای فنی، ساختار و چشماندازهای سازمانی
ابطحی و صلوتی، 1384
پروست، روب و رودمهاردت
2000
قابلیتهای فردی، قابلیتهای سازمانی، فرایندهای گروهی، تعاملات
رحمان سرشت، 1384
دلوتا38
2000
کارکنان، فرایندها، فنآوری
فرهادی، 1383
لیبووتیز39
2001
عوامل ساختاری، فرهنگ، فنآوری و تشویق کارکنان به توزیع دانش
لیبووتیز، 2001
بات40
2001
فرهنگ، فنآوری، افراد و تعامل بین آنها
بات، 2001
گاندی41
2001
دانش، مدیریت، فنآوری اطلاعات، فرهنگ سازمانی
صرافزاده و حاضری، 1384
گارد42
2001
ساختار، فرایندها، کارکنان، ارتباطات، زیربنای فنی و سازمانی، فرهنگ
گارد، 2001
لویسر43
2004
فنآوریهای ارتباطی و رایانهای، متخصصان
خاتمیانفر و رحیمی، 1384
برگرون44
2006
سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، فنآوری و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره مدیریت دانش، انتقال دانش، تولید دانش Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره مدیریت دانش، کارآفرینی، عوامل فرهنگی