پایان نامه ارشد رایگان درباره مدارس هوشمند، آموزش و پرورش، پرسش نامه، استان مازندران

دانلود پایان نامه ارشد

آموزان اين مدارس نسبت به مدارس سنتي نگرش مثبت تري داشتند. در مقايسه مدارس دولتي و غيرانتفاعي از نظر چهار مقوله مورد مطالعه در پژوهش يافته نشان مي دهد که دانش آموزان ميزان نقاط ضعف مدارس غير انتفاعي را در مقايسه با مدارس عادي کمتر و نقاط قوت آن را بيشتر ارزيابي کرده اند. اين بدليل تجهيز بيشتر مدارس غير انتفاعي به امکانات سخت افزاري و نرم افزاري و بهرهمندي بيشتر اين مدارس از نيروي انساني کارآمددر فن آوري اطلاعات و ارتباطات است. با توجه به نتايج بدست آمده براي اينکه نقاط ضعف مدارس رفع شده و تهديدها به فرصت تبديل شود، اقداماتي لازم است که مهمترين آنها آموزش به دبيران براي استفاده بهينه از فن آوريها است. پيشنهادهاي کاربردي در اين زمينه:1ـ در حال حاضر در مدارس هوشمند ايران به علت نبود تعريف مشخص و يکساني از ماهيت و کارکرد اين مدارس مي توان گفت که فاصله بين وضعيت موجود و وضعيت مطلوب اين مدارس بسيار است که در صورت وجود تعريف يکپارچه و نزديک نمودن اين مدارس به تعريف مشخص آن مي توان به موارد زير دست يافت: الف) مشخص نمودن نقش اصلي دانش آموز و دبيران مدارس، در فرايند ياددهي و يادگيري ب) تغيير در شيوه و نحوه تدريس و يادگيري با بهرهگيري از فاوا ج) تغيير در شيوه ارزيابي و ارزشيابي از کار فراگير و معلم به کمک فاوا.
2ـ آموزش نيروي متخصصي براي مدارس هوشمند، که در اين راستا مي توان به راهکارهاي زير اشاره کرد: الف) وجود مديريت کارا و مبتني بر فن آوري و معتقد به اهداف سازماني مدارس هوشمند ب) وجود مسئول تکنولوژي آموزش کار در مدارس هوشمند و ج) در نظر گرفتن جلسات توجيهي مطلوب براي دبيران تازه وارد به سيستم و سنجش دانش و اطلاعات آنان به صورت کمي و کيفي.
ـ سرمايهگذاري براي حل مسائل و مشکلات سخت افزاري اين مدارس مي تواند کارايي آنها را دو چندان کند
ـ تغيير و تحول در اين مدارس بايد در شيوه آموزش و نحوه تدريس کتب درسي مورد ملاحظه قرار گيرد.
ـ تعداد زياد دانش آموزان کلاس در مدارس هوشمند، يک تهديد جدي براي آن ها محسوب مي شود. همچنين در مدرسه ي هوشمند به علت دسترسي آسان دانش آموزان به سايتهاي مختلف امکان استفاده از سايتهاي غير اخلاقي وجود دارد که اين مسئله نياز به فرهنگسازي دارد.
-موحدي صفت(1387) در پژوهشي تحت عنوان “مدارس هوشمند ـ فرصت ها و تهديدها” استفاده از فضاي سايبر، براي افزايش کمي و کيفي آموزش در همه سطوح مخصوصا براي معلمان و دانش آموزان به عنوان يک اصل اجتناب پذير بوده و لکن نحوه استفاده از اين فضاي بوجود آمده بسيار مهم و حياتي است راه کارهاي ذيل در جهت بهينه سازي طرح مي توان ارائه نمود. 1ـ ايجاد ساختار، شاغل و پست هاي سازماني در وزارتخانه و سازمان هاي آموزش و پرورش براي طرح ريزي استراتژيک مدارس هوشمند 2ـ تجهيز سخت افزاري مدارس به حداقل نيازها شامل آزمايشگاهها و کارگاههاي رايانه 3ـ تجهيز نرم افزاري مدرسه با واگذاري سيستمهاي مرتبط با مدارس هوشمند در بخش هاي مديريت دبيرستان، توليد محتواي و ارزشيابي 4ـ برگزاري دورههاي آموزشي و ارتقاي سواد معلمان به عنوان مهمترين عامل انتقال دانش 5ـ برگزاري کلاسهاي آموزشي و توجيهي براي والدين دانش آموزان 6ـ تشويق دانش آموزان به انجام کارهاي پژوهشي مرتبط در فضاي سايبر و شرکت دادن در توليد علم و استفاده از توليدات انها در مدرسه و همچنين در همايش هاي علمي مرتبط 7ـ برگزاري همايش هاي علمي بين مدارس هوشمند و ارزشيابي انها جهت ارتقاي کمي و کيفي محصولات علمي و رفع نيازمنديهاي اينگونه مدارس.
-در تحقيق افضل خاني و قدس (1390) تحت عنوان «ارزيابي وضعيت استقرار مدارس متوسط هوشمند در استان سمنان از ديدگاه مديران و معلم »هدف پژوهش ارزيابي وضعيت استقرار مدارس متوسط هوشمند ، در استان سمنان از ديدگاه مديران و معلمان بود اين پژوهش نوع توصيفي ـ پيمايشي در زمينه يابي بوده و به لحاظ هدف دو دسته تحقيقات کاربردي قرار داده جامعه آماري شامل مديران و دبيران مدارس هوشمند استان سمنان در سال تحصيلي 90 ـ1389 به تعداد 215 نفر بود که با توجه به محدود بودن جامعه آماري مديران کل جامعه مديران و از جامعه آماري دبيران، 132 نفر با استفاده از جدول مورگان به صورت تصادفي انتخاب شد ابزار گردآوري داده ها پرسش نامه بود. داده هاي حاصل از پرسشنامه بوسيله آمار توصيفي (فراواني درصد، ميانگين، جدول و نمودار و آمار استنباطي بررسي و تحليل شد. نتايج نشان داد که مدارس استان در مؤلفه هاي مديريت مدرسه توسط يکپارچه رايانه اي، محيط يادگيري و ياددهي زير ساخت توسعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات يکپارچه رايانه اي با مدارس هوشمند ديگر نيازمند اهتمام بيشتر جهت استقرار مدارس هوشمند در استان مي باشد اما مؤلفه معلمان آموزش ديده در حوزه فن آوري و مديريت يکپارچه رايانهاي از ظرفيت و پتانسيل مناسبي براي ايجاد مدارس هوشمند برخوردار هستند هر چند توسعه مدارس هوشمند در سال هاي اخير در دستور کار مسئولين قرارگرفته مهمترين مشکلات پيش روي توسعه مدارس هوشمند در استان بر اساس اين پژوهشي بشرح ذيل مي باشد: مؤلفه «محيط ياددهي و يادگيري مبتني بر محتواي چند رسانه اي «در» حد کم 9/43 «درصد» ارزيابي شد.
–نيرومند و بخت آوري (1390) در تحقيقي تحت عنوان ” جايگاه تکنولوژيهاي نوين ارتباطي (مدارس هوشمند) در آموزش و پرورش” بيان ميکنند که در روش مدرن آموزش به دليل همراهي تکنولوژي اطلاعات و شبکه رسانه اي منابع و محتواي آموزش در اختيار يادگيرندگان از حالت تک بعدي به حالت چند منبعي گسترش يافته است در نظام متداول آموزشي مدرسه اي هر آنچه که آموزانده و آموخته مي شود مکالماتي عموما يک سويه غير تفاهمي و رسمي است که از معلم روانه شاگرد مي شود. دنياي ذهني دانش آموزان نظام آموزشي سنتي محدودتر و بسته تر از روش هاي نوين آموزشي دريافت ميکنند. دانش آموزان در شرايط جديد آموزشي از اطلاعات وسيعتر و بالاتري برخوردار هستند و به دليل تنوع منابع و محتواي آموزش که در اختيار دارند توانائي بيشتري براي انتخاب پيدا ميکنند. بي ترديد در قرن جديد سطح آموزشي و پرورش مهارت نيروي کار، سلاح اصلي ميدان رقابت خواهد بود. تربيت متناسب با زمان يک اصل اساسي است عصر جديد مهارتهاي جديد مي خواهد و راه دستيابي به مهارتهاي جديد تربيت جديد و متحول در روه هاي تربيتي است و ما مي توانيم روش ها و سلايق قديمي را بر شرايط جديد غالب کنيم. خواه ناخواه، ابزار و تکنولوژي مدرن آموزشي به درون خانواده نفوذ مي کند و نوجوانان و جوانان بسيار زودتر از پدران و مادران و معلمان و مديران با اين فناوي آشنا ميشوند.
-رضاييراد و همکاران (1391) در پژوهشي “شناسايي و اولويت بندي عوامل مؤثر بر توسعه مدارس هوشمند” با روش توصيفي پيمايشي (زمينه يابي) و مقطعي در سال 1389 انجام شد جامعه آماري متشکل از 900 نفر از معلمان و مديران مدارس شهرستان ساري بوده که از اين جامعه 270 نفر به صورت تصادفي طبقه اي به عنوان نمونه انتخاب شدند براي جمع آوري داده-ها از پرسشنامه محقق ساخته با بهره گيري از تجارب جهاني ،استفاده شد در اين پژوهش هفت مؤلفه به عنوان عوامل مؤثر بر توسعه مدارس هوشمند در نظر گرفته شد هر عامل در ذيل به ترتيب اولويت عوامل مؤثر بر توسعه مدارس هوشمند ذکر مي شود در مورد فرضيه اول( عوامل اموزشي )در مورد فرضيه دوم( عوامل فرهنگي) در مورد فرضيه سوم( عوامل اجتماعي )در مورد فرضيه چهارم: (عامل اقتصاد )در مورد فرضيه پنجم:(عوامل تکنولوژيکي )در مورد فرضيه ششم (عوامل حقوقي و اداري )ودر فرضيه هفتم( عوامل راهبردي )،بعنوان عوامل تأثيرگذار بر توسعه مدارس هوشمند ذکر ميشود
-محمودي و همکاران (1392) در تحقيقي تحت عنوان «بررسي چالشهاي توسعه مدارس هوشمند در کشور» بيان ميکند که مسئولان کشور، تغيير شرايط جهاني و نياز به تغيير در نظام آموزشي کشور را به خوبي درک کرده اند و به خوبي آگاهند که آنچه در جامعه دانايي محور ارزش محسوب مي شود توليد علم و دانش است در اين مقاله با بهرهگيري از روش تحقيق پيمايشي، چالشهاي توسعه مدارس هوشمند در ايران مورد بررسي قرار گرفته و راهکارهايي براي رفع اين چالشها ارائه خواهد شد.
توسعه پايدار و هر نوع توانمندي، تنها بر پايه دانايي و پژوهش حاصل مي شود لازم اين امر و پيش نيازان، از يک سو تحول و پويايي ساختار آموزشي است که اين مرهون توسعه و اعتلاي فرهنگ آن جامعه است و از سوي ديگر فراهم کردن شرايطي است که در آن نهاد مدرسه و مراکز آموزشي بتوانند با کسب اختيارات و مسئوليتهاي لازم، تعامل و دادوستدهاي به روزي را با جهان رو به پيشرفت برقرار کنند
در اين پژوهش چالشهاي توسعه مدارس هوشمند کشور، شناسايي و تأييد شد. اولويتهاي آن ها مشخص گرديد و پيشنهادات اجرايي براي رفع اين چالشها ارائه شد رتبه بندي چالشهاي توسعه مدارس هوشمند در ايران بر اساس اولويت: 1ـ نبود قوانين و مقررات مورد نياز در وزارتخانه 2ـ فراهم نبودن زير ساخت هاي مورد نياز مانند شبکه محلي و اتصال به اينترنت 3ـ سازگار نبودن ساختار و تشکيلات مدارس کشور 4ـ وجود آمادگي و بلوغ در رابطه با استفاده از فناوري اطلاعات در مديريت مدرسه 5ـ درک ضرورت هاي استفاده از فناوري اطلاعات توسط مديريت مدرسه 6ـ وجود فضاي فيزيکي مورد نياز براي اجراي طرح مدرسه هوشمند در مدرسه 7ـ بالا بودن هزينه هاي تحول نظام آموزشي 8ـ تسلط نداشتن معلمان بر مهارت هاي ICDL 9ـ رايج نبودن استفاده از اينترنت در ميان معلمان 10ـ تسلط نداشتن دانش آموزان بر مهارت هاي ICDL 11ـ نبود رغبت در جامعه نسبت به فناوري هاي نوين 12ـ رايج نبودن استفاده از اينترنت در ميان دانش آموزان. پيشنهادهاي تحقيق عبارتند از: توسعه بسترهاي قانوني مورد نياز مي باشد. مديران مدارس کشور علاوه بر برخورداري از دانش لازم در زمينه فناوري اطلاعات را بعنوان ضرورت در نظر داشته باشند.
-مهاجران و همکاران (1392) در پژوهشي تحت عنوان »دلايل اصلي عدم شکل گيري صحيح مدارس هوشمند و ارائه راه کارهايي براي توسعه آنها در استان مازندران« جامعه آماري پژوهش شامل کليه مديران و کارشناسان فناوري اطلاعات مي باشد. روش نمونه گيري در اين پژوهش سرشماري کامل بوده است که تعداد نمونه برابر با تعداد کل جامعه (14= N/) مي باشد اين مطالعه به صورت اميخته با الگوي کيفي، کمي، کيفي با استفاده از مصاحبه، پرسشنامه و مشاهده به انجام رسيد. با توجه به نتايج به دست آمده اين نتيجه گزارش خواهد شد که چالشها و دلايل اصلي عدم شکل گيري صحيح مدارس هوشمند، شامل نبود دستورالعمل ها و قوانين مربوط به اجراي طرح هوشمندسازي مدارس، عدم زيرساخت هاي لازم، عدم مهارت و کارآمدي معلمان و دانش آموزان نسبت به توليد محتواي آموزشي منطبق بر نيازهاي آموزشي، عدم برنامه ريزي منسجم براي ايجاد استمرار فرايند ياددهي ـ يادگيري و غيره.

2-3-2. تحقيقات انجام شده در خارج از ايران
-گسل توزماز11 (2010 ) در تحقيقي بعنوان کداميک باهوش ترند؟ معلم و يا تخته؟
در اين مطالعه، فوايد و مضرات استفاده از تخته هوشمند را بررسي ميکنند و به مبناي ايده هاي معلم، پيشنهاداتي را براي استفاده ي مؤثر از تخته هاي هوشمند ارائه مي دهد. در سال تحصيلي 2010 ـ 2009 و در مدرسه ي ابتدايي گروه تحقيقاتي اي به طور فعال از تخته هوشمند استفاده ميکردند که شامل 20 معلم بود. براي جمع آوري داده هاي لازم در اين مطالعه يک پرسش نامه از ايده هاي معلمين در مورد استفاده از تخته هوشمند و چندين مکالمه و مصاحبه ي رودرو با 15 معلم انجام گرفت تحليل و ارزيابي محتوي (يک تکنيک تحقيقاتي کيفي) براي ارزيابي داده هاي اين مطالعه به کار مي رفت در کنار فوايد و مضرات استفاده از تخته هوشمند اين مطالعه شامل يافتن مواردي از قبيل مشخصه هاي اماري فراواني استفاده از تخته هوشمند توسط گروه تحقيقاتي و انواع فعاليتي است که دانش آموزان در آن زمينه، از تخته هوشمند استفاده مي کنند. هنگامي که در مدارس از تخته هوشمند مطابق با اهداف برنامه درسي استفاده مي شود بايد اقداماتي براي غلبه بر کاستي ها و توسعه مهارت استفاده از آنها اقداماتي صورت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره مدارس هوشمند، آموزش و پرورش، دوره متوسطه، شهر اصفهان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره مدارس هوشمند، آموزش و پرورش، نگرش معلمان، آزمون استاندارد