پایان نامه ارشد رایگان درباره قیمت سهام، ارزش افزوده، افزایش سرمایه

دانلود پایان نامه ارشد

پتروشیمی و در سال 1380، صنایع سیمان، کاشی و دارو را شامل می شد در هر صورت در تحلیل صنعت باید به عواملی همچون عملکرد تاریخی، رقابت، نقش دولت، تغییرات ساختاری و چرخه های تجاری توجه نمود. در کنار موارد فوق نباید فراموش کرد که وجود بحران در یک صنعت در اثر عوامل مختلفی همچون واردات، کاهش تقاضا و غیره می تواند حتی شرکت های موفق آن صنعت را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
9-سمتگیری کلی بازار سهام:در خیلی از موارد سمتگیری کلی بازار می تواند سایر متغیرها را تحت الشعاع خود قرار دهد. مثلا در بازاری که قیمت ها رو به پایین می باشند و جو فروش سهام حاکم می باشد، حتی سهامی با وضعیت مطلوب نیز، تحت تاثیر قرار می گیرند.

2-21-2 عوامل خرد
این عوامل که بیشتر مربوط به خود شرکت ها و وضعیت خاص آنها می باشند، بیانگر خطر غیر سیستماتیک یا کاهش پذیر سرمایه گذاری بوده و می توان با اتخاذ تدابیر لازم آنها را تحت کنترل درآورده و در تصمیم گیری ها استفاده کرد. عوامل خرد شامل موارد زیر می باشند:
1-بودجه شرکت و پیش بینی سود هر سهم:توجه به بودجه سالانه شرکت و پیش بینی تولید، فروش و سود هر سهم آن و کنترل بودجه در گزارش های میان دوره ای و میزان تحقق پیش بینی ها، در تغییرات قیمت سهام تاثیر بسزایی دارد. شاید بتوان مهم ترین عامل تاثیر گذار بر قیمت سهام را در این قسمت جستجو کرد. به همین خاطر دقت هر چه بیشتر و بررسی کلیه اجزا این گزارش ها، از اهمیت زیادی برخوردار است.همچنین لازم به توضیح است که در مواردی دستکاری در صورت های مالی و جابجایی اقلام و موارد دیگر بمنظور هموار سازی سود و غیر واقعی و کاذب نشان دادن آن ممکن است از سوی شرکت ها انجام شود.در برخی موارد می باید به درآمد های اتفاقی یا سود هایی که تنها یک بار تحقق می یابند، از قبیل درآمد حاصل از فروش سرمایه گذاری ها و یا درآمدهای غیر عملیاتی توجه خاصی مبذول گردد. رجوع به اساسنامه شرکت ها و وجود احتمالی بندهایی در مورد این درآمدها به تحلیل وضع سهام کمک می نماید.
2-تحلیل روند اجزا بودجه و قیمت سهام در سالیان گذشته: بررسی روند تغییرات متغیرهای بودجه ای در مقاطع زمانی 3 ماهه و میزان تحقق تولید، فروش و سود هر سهم در هر مقطع و نیز مقاطع جهش قیمت سهام و سایر روندهای مربوطه نیز نقش مهمی در تغییرات قیمت های سهام دارد. در این زمینه بایستی توجه داشت که تنها ظاهر تغییرات نبایستی مد نظر قرار گیرد و از مطلق نگری پرهیز شود. برای مثال تقسیم درآمد در مقاطع زمانی 3 ماهه بطور مساوی گمراه کننده است. یعنی اگر شرکتی فرضا در 3 ماهه اول سال جاری 25 درصد رشد سود هر سهم و سه ماهه دوم 5٪ رشد سودهر سهم داشته، در مقایسه با سه ماهه اول و دوم سال گذشته که در هر یک مثلا 12 درصد رشد داشته، وضعیت مطلوبی را دارا نیست زیرا همچون سال گذشته ثبات سودآوری ندارد و یا اگر افزایش فروش شرکت در سه ماهه اول سال جاری 15 درصد بوده ولی رشد سود هر سهم آن تنها 5 درصد باشد، سوال برانگیز بوده و باید دنبال علت آن بود. البته این نکته را نیز باید در نظر داشت که میزان تحقق پیش بینی های فروش مهم تر از تولید و سایر عوامل است. زیرا رشد تولید در صورت عدم تناسب با فروش می تواند موجب افزایش هزینه های انبارداری، نگهداری، فرصت ازدست رفته و غیره گردد. همچنین فصلی بودن فروش محصولات شرکت نیز در تحلیل ها بایستی مورد توجه قرار گیرد. زیرا از بالا بودن فروش شرکت در برخی از فصل های خاص، نبایستی افزایش فروش سالانه را نتیجه گیری کرد. در کنار موارد فوق میزان تحقق هزینه های پیش بینی شده و تغییرات آنها را نیز که می تواند در قیمت تمام شده، کالاهای فروش رفته موثر باشد، بایستی مدنظر قرار داد.
3-تقسیم سود سهام:سیاست تقسیم سود سهام در هر شرکت، عاملی مهم در تغییرات قیمت سهام آن است. میزان تقسیم سود و نسبت درصد سود نقدی به سود هر سهم و همچنین زمان پرداخت سود سهام، همگی می توانند بیانگر وضعیت مطلوب سهام یک شرکت بوده و سهامدارن را به خرید سهام شرکت قبل از برگزاری مجمع عمومی سالانه ترغیب نمایند. برای مثال برخی از شرکت ها اگر چه سود هر سهم مطلوبی را داشته اند، ولی به دلیل درصد پایین تقسیم سود یا پرداخت سود با تاخیر زمانی زیاد، از مطلوبیت چندانی در بین سهامداران برخوردار نبوده اند. برعکس شرکت هایی که معمولا بخش زیادی از سود هر سهم خود را تقسیم کرده و به سرعت آن را پرداخت می کنند، طرفداران زیادی در بین سهامداران دارند.
4-طرح های توسعه و افزایش سرمایه:در مواردی پیش بینی می شود طرح های توسعه یک شرکت که در سالیان بعد اجرا خواهد شد بر سود خالص شرکت و نیز سود هر سهم آن تاثیر زیادی بگذارد. به همین علت تقاضا برای خرید سهام آن شرکت بالا رفته و قیمت آن نیز افزایش می یابد. همچنین افزایش سرمایه در هر شرکت نیز بر روی قیمت سهام آن تاثیر زیادی دارد. البته افزایش سرمایه به خودی خود نمی تواند پدیده ای مثبت یا منفی تلقی گردد. بلکه منابع و مصارف افزایش سرمایه است که اقبال یا عدم اقبال سهامداران را در پی دارد. به عبارت دیگر بایستی معلوم شود که افزایش سرمایه از چه محلی صورت می گیرد. آیا از محل آورده نقدی است. یا از طریق سود انباشته و مطالبات تامین می شود. همچنین سرمایه اضافی مصروف چه فعالیت هایی می گردد. آیا در جهت توسعه فعالیت های شرکت به کار گرفته می شود یا در جهت حل بحران های مالی و کمبود نقدینگی است. معمولا سهامداران افزایش سرمایه از محل اندوخته ها و سود انباشته و مصروف طرح های توسعه را مطلوب می دانند.
5-ترکیب سهامداران شرکت و معاملات عمده:سهامداران عمده شرکت نیز که معمولا موسسات سرمایه گذاری و شرکت های دیگر می باشند، در تغییرات قیمت سهام آن تاثیر دارند. میزان حمایت سهامداران عمده از قیمت سهام شرکت در بازار و تعادل بخشیدن به عرضه و تقاضای سهام شرکت، همچنین معاملات عمده بین سهامداران اصلی شرکت همگی می تواند توجه سهامداران را به سوی این شرکت ها جلب کرده و بر قیمت سهام آن اثر بگذارد. در بازارهای سهام نظیر کشور ما که فاقد نهادهای بازار ساز می باشند، نقش سهامداران عمده و شرکت های سرمایه گذاری در پشتیبانی از قیمت سهام شرکت های زیر مجموعه آنها هنگام نزول، اهمیت زیادی دارد. در مواردی انجام معاملات عمده روی سهام شرکت ها که معمولا با قیمت هایی بالاتر از قیمت جاری انجام می شوند، فرصت مناسبی را دراختیار سرمایه گذاران قرار می دهند تا از نوسان قیمت آن استفاده کنند.
6-ترکیب دارایی ها و سرمایه گذاری های شرکت:وجود سرمایه گذاری های سودآور در دارایی های شرکت می تواند موجب افزایش تقاضا برای خرید سهام شرکت شده و بر قیمت سهام آن اثر بگذارد. شرکت هایی که دارایی های خود را در سرمایه گذاری های مولد متمرکز کرده و مدیریت پرتفوی بهینه ای بر سرمایه گذاری های خود اعمال می کنند، همچنین شرکت هایی که دارایی های آنان چندان مستهلک نگردیده است، بیشتر مورد توجه سهامداران می باشند. نمود عینی مدیریت بهینه دارایی ها را می توان در برخی از شرکت های سرمایه گذاری مشاهده کرد.
7-اعتبار و سابقه شرکت:در مواردی میزان اعتبار شرکت و سابقه قبلی آن روی ذهنیت سرمایه گذاران اثر گذاشته و آنان را به خرید سهام شرکت ترغیب می کند. همچنین وجود سرقفلی، به معنای موقعیت برتر در مقایسه با شرکت های مشابه در همان صنعت ونیزانحصار تولید برخی از کالاها یا خدمات هم در این زمینه موثر است. شرکت های معتبر، حتی اگر در کوتاه مدت دچار بحران شوند، به پشتوانه ذهنیت مثبت سهامداران و حمایت آنها، می توانند از بحران ها گذر کنند.
8-بدهی های احتمالی:وجود برخی از بدهی های احتمالی در یک شرکت همچون محکومیت شرکت در یک دعوای حقوقی که می تواند منجر به زیان برای آن شود و یا کسری ذخایر مالیاتی و موارد مشابه می تواند روی تقاضای خرید سهام شرکت اثر منفی داشته و قیمت آن را کاهش دهد.
9-مدیریت شرکت:در مواردی وجود مدیریت قوی و کارآفرین در یک شرکت روی قیمت سهام آن اثر زیادی دارد. بعضی از شرکت ها با تعویض مدیر قوی خود با کاهش قیمت سهام روبرو شده اند و بالعکس.
10-اطلاعات درونی شرکت و شایعات:شاید بتوان یکی از مهم ترین عوامل موثر در تغییرات قیمت سهام را دسترسی برخی افراد به اطلاعات درونی شرکت ها اعم از مثبت یا منفی و نیز وجود شایعات در بازار اعم از واقعی یا کاذب نام برد. این امر در بازارهایی که از کارایی ضعیفی برخوردارند، نمود زیادی داشته و می تواند تا حدود زیادی سمت گیری قیمت های سهام را تعیین کند.
11-نسبت قیمت به درآمد هر سهم(E/P):مجموعه عواملی که به آنها اشاره شد، با اثر گذاری بر روی قیمت سهام، می توانند نسبت قیمت به سود هر سهم را تحت تاثیر قرار دهند که یکی از معیارهای مهم در تصمیم گیری برای خرید سهام شرکت هاست. این نسبت تابعی از نرخ های بهره و نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران بوده و در کشورهایی که نرخ تورم پایین است، مقدار آن بالا و در کشورهایی با تورم بالا، پایین است. البته از این نکته نباید غافل بود که اتکا صرف به این نسبت، می تواند گمراه کننده باشد. مقدار سود هر سهم و میزان تحقق آن نقش مهمی در اعتماد سرمایه گذاران به این نسبت دارد. برای مثال برخی از شرکت ها، اگرچه نسبت قیمت به سود هر سهم پایینی دارند، ولی از آنجا که پیش بینی می شود سود آنها تحقق نیابد، در مقایسه با شرکت هایی با نسبت قیمت به سود هر سهم بالا و با درصد تحقق EPS بالا، از مطلوبیت کمتری در بین سهامداران برخوردارند. در نتیجه می توان گفت که تنها مقدار این نسبت، معیار تصمیم گیری نمی باشد، بلکه میزان تحقق آن است که بیشتر مدنظر سهامداران است.
12-عرضه و تقاضای سهام:کلیه موارد فوق روی عرضه و تقاضای سهام یک شرکت اثر گذار بوده و می تواند با فزونی یکی بر دیگری موجب کاهش یا افزایش قیمت سهام آن گردد. توجه به میزان عرضه و تقاضای سهام در کنار سایر عوامل هنگام خرید یا فروش آن امری ضروری است.
هرچند که عوامل فوق نقش زیادی در تغییرات قیمت سهام دارند، ولی مطمئنا عوامل دیگری را نیز می توان یافت که بر قیمت های سهام اثر گذار بوده و در این گفتار به آنها اشاره ای نشده است. بازار سرمایه آنچنان گسترده است که هزاران عامل را می توان درآن موثر یافت. این مطالعات، بررسی ها و تجارب بیشتر است که می تواند به شناسایی هرچه بیشتر این عوامل منجر گردد(جنانی،1381).

2-22 منشا پیدایش، اهداف ارزش افزوده نقدی
مارشال معتقد است که سود اقتصادی، آن چیزی است که بعد از کسر کل هزینه های سرمایه باقی می ماند و رقم باقیمانده را “مدیریت سود” نام می نهد و می گوید این رقم باقیمانده است که نشانگر عملکرد مدیریت است و بنابراین، مدیران براساس همین “مدیریت سود” در واحد تجاری قضاوت قرار گیرد(گرانت72،2003).
با عملیاتی شدن تعریف “مدیریت سود” معیارهای مبتنی بر ارزشی مثل CVA و EVA پدید آمدند. بنابراین مشخص است که زیر بنای مفهومی معیارهای مبتنی بر ارزش از علم اقتصاد خرد نشات گرفته شده است.
معیار ارزش افزوده نقدی(CVA) ، نیز همانند معیار ارزش افزوده اقتصادی(EVA) ، به دنبال دو هدف اساسی است:
الف) ارزیابی عملکرد مدیریت در قبال ارزشی که برای سهامداران ایجاد کرده است.
ب) ارائه اطلاعاتی سودمند به سرمایه گذاران در جهت انتخاب سهام پر بازده.

2-23 ارزش افزوده نقدی
مفهوم ارزش افزوده نقدی73 بسیار شبیه به ارزش افزوده اقتصادی است با این تفاوت که ارزش افزوده اقتصادی کل ثروت ایجاد شده توسط شرکت طی یک دوره مالی را تخمین می زند، ولی ارزش افزوده نقدی، تنها بخش نقدی آن را محاسبه می کند. به عبارت دیگر، ارزش افزوده نقدی همان ارزش افزوده اقتصادی است که اقلام غیر نقدی آن حذف شده اند. ارزش افزوده نقدی، بیانگر ثروت نقدی ایجاد شده در یک دوره مالی، توسط کارکنان، تامین کنندگان مالی(سهامداران و وام دهندگان)، دولت و شرکت است. جمع سود سهام پرداخت شده به سهامداران، بهره پرداخت شده به وام دهندگان، حقوق پرداخت شده به کارکنان، مالیات پرداخت شده به دولت، و وجوه نقد باقی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره قیمت سهام، سرمایه در گردش، تغییرات قیمت سهام Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره سرمایه در گردش، ارزش افزوده، قیمت سهام