پایان نامه ارشد رایگان درباره قتل عمد، مجنی علیه، ترک فعل، حقوق جزا

دانلود پایان نامه ارشد

ا او بمیرد …»11 . بنابراین می توان قتل را به سلب حیات از دیگری تعریف کرد.
بند سوم: تعریف عمد
تعریف عنصر عمد یا اراده مجرمانه از نظر حقوقی از آنجا که عمد و یا اراده مجرمانه پایه و اساس مسئولیت در جرایم عمدی است، لذا علمای حقوق، خاصه دانشمندان فرانسوی سعی کرده اند که آن را از جهت حقوقی تعریف نمایند. بسیاری از دانشمندان عمد را «آگاهی و علم مرتکب به نقض قانون جزا» دانسته اند. مثلاً ویدال و مانیول میگویند «عمد آن است که کسی خواسته و دانسته مرتکب عملی شود برخلاف قانون جزا». امیل گارسون آن را «معرفت فاعل جرم به نامشروع بودن عمل ارتکابی» دانسته است. این تعریف مورد قبول اغلب شارحین حقوق جزای فرانسه قرار گرفته است. ولی ما تصور میکنیم که تعریف فوق کامل نمی باشد، زیرا در هیچ یک از این تعاریف به قصد نتیجه یا سوءنیت مرتکب اشاره نشده است و حال آن که طبق آن چه در فوق گفته شد علاوه بر آگاهی و با اراده متهم عامل دیگری به نام قصد نتیجه و یا سوءنیت ضروری است، زیرا در بعضی از موارد از قبیل اجبار یا فورس ماژور، مرتکب آگاهی کامل به نقض قانون جزا دارد، لیکن چون فاقد سوءنیت است، بنابراین از نظر کیفری مسئول نمی باشد. برای رفع اشکال فوق بهتر آن است که در تعریف عمد یا اراده مجرمانه کلمه تقصیر هم اضافه گردد تا هرگونه شک و شبهه را از بین ببرد. شاید هم به همین علت بوده است که بعضی از حقوق دانان از جمله پیر بوزا عمد را « تقصیر آگاهانه و عالمانه و ارادی مجرم » دانسته است. آنان بدین ترتیب خواسته اند با اضافه کردن کلمه تقصیر جبران نقص تعریف امیل گارسون و دیگران را بنمایند12. از این تعریف استباط می شود که برای تحقق جرم عناصر زیر لازم و ضروری است:
اول: شعور یا قدرت تشخیص (Discermenent)، به این ترتیب که مجرم باید آگاهی و علم و شعور داشته باشد که عمل وی برخلاف قانون است. هرگاه مجرم شعور و عقل خود را به هر علتی از دست داده باشد و نتواند قبح اعمال ارتکابی را درک نماید، لذا نمیتواند مسئول باشد13.
دوم: داشتن اراده اختیار volition) ( به این ترتیب که باید ثابت شود که مجرم دارای اراده و اختیار بوده است. در مورد تعریف اراده اجمالاً می توان گفت که اراده عبارت اند از قدرت و قوه درونی که انسان مختاری را به کار معینی وادار می نماید. بنابراین اعمال ارادی آن دسته از اعمال هستند که پس از تأمل و تفکر برای غرض معین و معلومی به اختیار از انسان صادر می شود.
سوم: سوء قصد یا قصد نتیجه است، به این معنی که مرتکب باید در به دست آوردن نتیجه هم قاصد باشد. زیرا همان طور که گفته اند اراده مربوط به خود عمل است و حال آن که سوء قصد مربوط به نتیجه است. عملی که انجام می شود ممکن است ارادی باشد ولو توأم با عمد ( سوء نیت ) نباشد . اگر مرتکب همان نتیجه را که خواسته از عمل انجام شده بدست آورده عامد است . کسی که در نتیجه بی احتیاطی و غفلت سنگی را که در دست دارد، پرتاب و به عابری برخورد می کند با این که یک عمل ارادی انجام داده ولی عمد در ایراد ضرب و جرح به عابر نداشته است. اراده در هر بزهی اعم از عمد و غیر عمد وجود دارد ، ولی سوءنیت مخصوص به جرائم عمدی است . بنابراین برای تحقق عمد باید ثابت شود که آیا مرتکب قدرت و شعور تشخیص را داشته یا خیر؟ ثانیاً آیا عمل را از روی اراده انجام داده یا خیر؟ ثالثاً آیا آن را از روی سوءنیت و به قصد نتیجه انجام داده است یا خیر؟ هرگاه پاسخ هر سه سؤال مثبت بود، عمل را میتوان عمدی دانست. حال بعد از تعریف عمد به تعریف دقیق و جامع، قتل عمدی از این جهت که در بین اکثر ملل و مطابق اغلب قوانین مجازات سنگین مثل اعدام وحبس ابد است می پردازیم. برای حفظ حقوق و حرمت خون انسان ها لازم است حدود ممیزات قتل عمدی آنچنان مشخص گردد که هیچ غیر مستحقی به پای چوبه دار نرود و هیچ گنهکاری از حیطه تسلط قانون نگریزد بهترین تعریفی که می توان برای قتل عمد گفت چنین است که (( قتل العمد هو ان یقصدُ الفاعل القصد و ایقاعه علی الوجه المقصود، سواء کان ذلک القصدُ و اصلیا او تبعیا متعلقا بالکلی او جُزئی بالمباشره او بالتسبیب او بهما …)) قتل عمد آن است که فاعل قصد قتل داشته باشد و قتل را به همان نحوی که قصد کرده است واقع سازد خواه آن قصد اصلی باشد یا تبعی و به شی کلی و( غیر ممکن) و یا به جزئی( شخص معین) تعلق گرفته باشد و با مباشرت باشد، یا به تسبیب یا هردو.14 بدین ترتیب قتل وقتی عمد خواهد بود که قصد وجود داشته باشد و مقصود به جز واقع گردد . البته فقهای دیگر نیز قتل عمد را تعریف نموده اند از جمله آنها صاحب جواهر می باشد که می فرماید: ((یتحقق العمد بقصد البالغ العاقل الی القتل، ظلما بما تقتل غالبا بل و بقصده الضرب بمایقتل غالبأ عالما به وان لم یقصدالقتل لان القصدالی الفعل المزبور کالقصد الی الفعل)) عمد تحقق پیدا میکند با قصد انسان بالغ عاقل به کشتن شخص، از روی ظلم و ستم ( بناحق ) به وسیله ای که غالباً کشنده است. و تحقق پیدا میکند به قصد زدن با آنچه که غالباً کشنده است ( بدون قصد قتل ) از روی آگاهی . اگرچه قصد قتل نداشته باشد، زیرا قصد فعل ( با وسیله ای که غالباً کشنده است) مانند قصد قتل (قصدکشتن ) است. و اضافه می نماید: « بل یکفی قصد ما هوسبییه معلومه عاده وان ادعی الفاعل الجهل به، اذلوسمعت دعواه بطلت اکثر دماء » در تحقق عمد همین اندازه کفایت می کند که سبیبت فعل برای قتل نوعاً معلوم باشد. هرچند قاعل ادعای جهل به آن را داشته باشد. زیرا اگر ادعای وی پذیرفته شود، بیشتر خون ها هدر می شوند.
مرحوم محقق حلی (ره) درباره تعریف موجب قصاص میفرماید: (العمد المحض هوکل من قتل غیره وکان بالغاً کامل العقل شی کان…) یعنی عمد محض آن است که کسی دیگری را به نحوی بکشد در حالی که بالغ و عاقل باشد. چنانکه از سخن شیخ معلوم است ایشان برای عمد محض خصوصیات بلوغ و کمال عقل را اعتبار می نماید. هر چند ممکن است افراد غیر بالغ و مجانین فاقد عمد به معنای اتجاه الاراده همانند افراد بالغ و عاقل باشند، ولی نمی توان عمد را عبارت اند از بلوغ و کمال عقل برای قاتل اعتبار نمود .
فقهای امامیه می فرمایند: ( در صورتی که کسی عملی را از روی عمد انجام دهد که نوعاً کشنده باشد اگر به مرگ مجنی علیه منتهی شود قتل عمد است هر چند قصد قتل او را نکرده باشد).15 در فقه عامه نیز به عقیده ابوحنیفه، شافعی احمد برای تحقق قتل عمدی قصد قتل ضروری است و هر نوع تعدی و انجام فعل عدوانی از ناحیه قاتل بدون قصد قتل، به هیچ وجه موجب قتل عمدی نخواهد بود قصد قتل در نظر این فقها موضوعیت تمام دارد وآن، فصل ممیز قتل عمدی از سایر اقسام آن میباشد چون قتل از اموری اعتباری بوده و امکان ربط آن به عناوین مختلف وجود دارد بنابراین تنها قصد است که آن را از قتل شبه عمد و قتل خطا مجزا میسازد. از فرمایشات فقها، استنباط می شود، در قتل عمدی دخالت عمد را در دو مرحله لازم دانسته اند، یک دخالت عمد در فعل و دیگری دخالت عمد در قصد.
نویسندگان حقوقی بعضاً در مقام تعریف قتل عمد نوشته اند: «کشتن انسان زنده به وسیله اسلحه گرم یا سرد یا…به نحوی که فاعل هم در فعل مجرمانه و هم در نتیجه حاصل از عمل مجرمانه، قصد و عمد داشته باشد ».16
عده ای دیگر از صاحب نظران معتقدند: «قتل عمد وقتی است که مرتکب عمداً و با قصد یا با استفاده از وسایلی که نوعاً کشنده است فعلی را انجام دهد که باعث مرگ مجنی علیه گردد17.
قانون مجازات اسلامی نیز در تمامی موارد، سخن از انجام کار آورده است در حالی که میدانیم ترک فعل و انجام فعل فرقی از نظر تحقق قتل عمدی با وجود شرایط دیگر ندارد. قتل عمدی سلب حیات از شخص آدمی با قصد صریح و ضمن قتل یا ترک فعل بدون مجوز قانونی است. در قانون مجازات عمومی و سایر قوانین ایران اعم از سابق و لاحق تعریف نگردیده و به بیان موارد آن اکتفا شده است. به طور کلی می توان گفت قتل عمد عبارت اند از انجام فعل ارادی نسبت به جان مجنی علیه و قصد سلب حیات از انسان زنده .
در قتل عمد لازم است اولاً فعل انجام یافته مرتکب، از روی غفلت و بی احتیاطی و امثال آن نباشد بلکه مرتکب با آگاهی و اختیار آن عمل را انجام داده باشد ثانیاً هدف و مقصد اصلی مرتکب، سلب حیات یعنی کشتن مجنی علیه باشد. پس پدری که فرزندش را برای تأدیب می زند یا کارفرمای که کارگرش را بدون حفاظ به کار وادار میکند یا راننده که با سرعت یا بدون گواهینامه یا با بی احتیاطی رانندگی میکند عمد در قتل وجود ندارد. ثالثاً مجنی علیه باید انسانی باشد که تغییر حالت داده است زنده بوده فوت شده است. آنچه مهم است موجودیت قبلی مجنی علیه می باشد جنسیت، سن، سلامتی یا تبعیت او مطرح نیست اگر مقتولی وجود نداشته باشد نمیتوان عنوان قتل را مطرح کرد. همچنین ماده170 وماده 171 ق.م.ع مصوب1304 راجع به قتل عمد بوده. ماده170 این قانون بدون اینکه تعریفی از قتل ارائه دهد مقرر داشت «مجازات مرتکب قتل عمدی اعدام است» مگر در مواردی که قانون استثناء شده باشد. ماده171 این قانون هم مقرر داشت: « هرکس عمداً به دیگری جرح وارد آورد که منتهی به فوت مجنی علیه گردد و بدون اینکه مرتکب قصد کشتن را داشته باشد به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوم خواهد شد. مشروط بر اینکه آلتی که استعمال شده است آلت قتاله نباشد و اگر آلت قتاله باشد مرتکب در حکم قاتل عمدی است.» مقنن پس از انقلاب با استناد به منابع فقهی ابتدا در ماده 2 قانون حدود و قصاص و مقررات آن مصوب1361 و پس در ماده 206 ق.م.ا مصوب1370 و حال حاضر در ماده290 ق.م.ا مصوب1392 طی بند موارد کلی قتل نفس را چنین ذکر کردهاند: «هو اذهاق النفس المعصومه المکافئه عمدا و عدونا» قتل عمدی، اخراج نفس از روح انسان معصوم الدم است. به وسیله شخص عاقل و بالغ از روی عمد و عدوان، این عبارت به تعبیر دیگر همان تعریف قتل عمد است.
گفتار دوم: رابطه بین واژاگان اصلی و واژگان مرتبط
در این گفتار رابطه بین واژگان اصلی که همان اشتباه می باشد را با دیگر واژگانی که مرتبط با اشتباه می باشد نظیر جهل، شبه، خطا، اتفاق مورد بررسی قرار میدهیم در ابتدا واژگان مرتبط را تعریف کرده سپس انواع آن را برشمرده و به دنبال آن رابطه هر یک را با اشتباه مورد مطالعه قرار داده ایم .
بند اول :رابطه اشتباه با جهل
در این بند ابتدا جهل را تعریف کرده و سپس انواع جهل از جمله جهل بسیط و مرکب را تعریف کرده و آنگاه به بررسی رابطه جهل با اشتباه می پردازیم.
الف: تعریف جهل
مفهوم جهل در اغلب رشته های حقوق به ویژه حقوق خصوصی و کیفری و در رشته های مرتبط با حقوق مانند فقه و اصول از کاربرد زیادی برخوردار است. متمرکز شدن در ماهیت جهل، در حوزه های مختلفی منشأ اثر دارد از جمله در فقه معاملات و حقوق تعهدات در مبحث اشتباه در فقه کیفری و حقوق جزا، در بحث عنصر معنوی جرم و به طور خاص در مسئولیت متهم مدعی جهل میتوان بهره جست ابتدا به مفهوم لغوی و اصطلاحی جهل و آثار و احکام آن می پردازیم. از نظر لغوی، «جهل» به معنای «ناآگاهی» یا «ندانستن» است و در مقابل مفهوم «علم» به کار می رود .18  زبیدی که از ائمه لغویین است در کتاب تاج العروس میگوید (( جهله کسمعه جهلاً و جهاله ضد علمه… و قال راغب الجهل علی ثلاثه أضرب الاول هو خلو النفس من العلم و هذا هو الامل … و الثانی اعتقاد الشیء بخلاف ما هو علیه و الثالث فعل الشیء بخلاف ما حقه … و علی ذلک قوله تعالی أتتخذنا هزواً قال اعوذ بالله أن اکون من الجاهلین فجعل فعل الهزؤجهلاً … و الجهل علی قسمین بسیط و مرکب فالبسیط عدم العلم عما من شأنه أن یعلم و المرکب اعتقاد جازم غیر مطابق للواقع)) جهل مانند شنیدن و جهالت اوست و جهالت او ضد عقلش است… راغب گفته است جهل بر سه قسم تقسیم میشود قسم اول : جهلی که نفس خالی از علم باشد و این خود آرزو است. قسم دوم: اعتقاد به چیزی برخلاف آنچه هست. قسم سوم: انجام دادن عملی برخلاف آنچه حقیقت دارد و بر همین مبناست. پس ایشان از قول ابن کمال کسی که دارای جهل بسیط است به حیران تشبیه کرده چرا که چنین انسانهایی ((ما به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره قانون مجازات، مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی، فقه امامیه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره مسئولیت کیفری، قانون اساسی، اراده آزاد، عنصر مادی