پایان نامه ارشد رایگان درباره قتل عمد، عنصر مادی، حقوق انگلیس، تیراندازی

دانلود پایان نامه ارشد

در فعل خود عامد بوده ولی در قصد خود یعنی اعدام یک نفر مهدورالدم خطا کرده است و مسئولیتی ندارد.
گفتار دوم: اشتباه در هویت و شخصیت در حقوق بین الملل
در حقوق انگلستان نیز اگر متهم با اسلحه خود به طرف (الف) شلیک کند ولی در اثر عدم مهارت تیر او به (ب) که فرد غریبه ای است که در حال عبور است برخورد کند به دلیل اینکه قصد انجام عنصر مادی قتل عمد را داشته و عنصر عمدی قتل عمد را نیز انجام داده است النهایه مسئولیت وی در مورد شخص (الف) به شخص (ب) منتقل شده است. عنصر مادی جرم قتل عمدی عبارت اند از کشتن انسان زنده که این عمل به طور ارادی محقق شده نمونه بارز این اصل در پرونده لاتیمر .97
در این پرونده متهم کمربند خود را باز کرده و به طرف شخص دیگری حمله ور می شود و صدمه ناچیزی به وی وارد میکند اما کمربند در وسط درگیری به صورت زنی که در آنجا ایستاده بود اصابت مینماید و او را به شدت مجروح مینماید در این پرونده، صدمه دیدن مجنی علیه اتفاق صرف بود، چنین نتیجه ای از بکار بردن کمربند، تا حدی غیر منتظره می باشد، ولی چون نفس عمل غیرقانونی بوده وی محکوم به ایراد و ضرب و جرح غیر قانونی نسبت به مجنی علیه شد. هر چند این پرونده مربوط به ایراد ضرب و جرح است، ولی ضمن آن اصلی بیان شده است که قابل صدق به تمام جرائم است. لرد کلرئیچ این اصل را این گونه بیان میکند: اگر شخصی نیت سوء نسبت به دیگری داشته باشد و در راستای انجام این نیت سوء، فرد دیگری را به اشتباه به قتل برساند قانون او را نسبت به شخص مقتول دارای همان مسئولیت می داند.
در جرم قتل نیز این اصل جاری است و اصطلاحاً اصابت صدمه به شخص(ب) به جای (الف) را در حقوق انگلستان (شر انتقال یافته می نامند) اگر مستحق دارای عنصر روانی یک جرمی باشد و سبب ایجاد عنصر مادی آن جرم علیه یک مجنی علیه دیگر به صورت غیر قابل پیش بینی شود عنصر روانی اصلی با آن عنصر مادی تحقق یافته، انتقال می یابد.
ولی دادگاه اعمال این اصل در مورد قتل عمدی که مستلزم اعمال انتقال دو قصد باشد( از مادر به جنین و از جنین که بچهای خواهد شد) را لازم دانست، هرچند این مشکل است محکومیت مورد هدف برای قتل غیر عمدی براساس انتقال دوقصد. مسئولیت فقط در صورتی به عنصر مادی (برای آن عنصر روانی) منتقل می شود که همانند عنصر مادی جرمی که عملاً واقع میشود مشابه و یکسانی باشد. متهم سنگی را به طرف عده ای از افراد نشانه گرفت اما سنگ به یک شیشه برخورد و شیشه شکست. متهم در عوض به جرم ایراد خسارت جزایی عمدی محکوم گردید. در مرحله استیناف محکومیت نقض گردیده به این دلیل که متهم در شکستن شیشه نه قصد داشته و نه دچار بی پروایی شده است، چون قصد ضربه زدن به شخصی را داشته و دارای عنصر روانی صدمه به اموال نبوده.
پاسخ حقوق انگلیس به سؤال دوم، یعنی در حالی که شخص به قصد مضروب نمودن (الف) آجری به طرف او پرتاب می کند ولی آجر به پنجره کنار او اصابت میکند و آن را می شکند. این است که متهم در این حالت مسئول تخریب جزایی نخواهد بود: زیرا نظریه شر انتقال یافته در جایی که عنصر مادی جرم تخریب از عنصر مادی یک جرم برعلیه اشخاص متمایز می باشد اعمال نمیشود. و تنها در صورتی که عنصر مادی مورد نظر و عنصر مادی جرم واقع شده مشابه باشد مسئولیت می تواند از یک جرم به جرم دیگر منتقل شود.
در حقوق انگلستان اگر متهم با داشتن عنصر روانی جرمی عمل را انجام دهد که منجربه عنصر مادی جرم دیگری می گردد. به عنوان یک قاعده کلی نمیتوان او را به هر دو جرم محکوم نمود. متهمی به جرم کشتن سگ (الف) به طرف آن شلیک میکند ولی خطا کرده و الف را که نزدیک آن بوده می کشد. او نمی تواند به خاطرکشتن سگ مسئول باشد. زیرا اساساً چنین جرمی تحقق نیافته و از طرفی نمی توان او را به قتل عمدی محکوم نمود. زیرا فاقد قصد لازم برای ارتکاب جرم قتل عمدی بوده است. اما اینکه چرا در مسئله مورد نظر مقوله شروع جرم را نادیده میگیرند این است که نویسندگان حقوق انگلیس عقیده دارند که در صورت پذیرش شروع به جرم همه مرتکبین متمایل خواهند بود که اتهام شروع به جرم خود را مطرح نمایند و باب فرار از مجازات های سنگین تری که عمداً انجام داده اند مفتوح میگردد. بنابراین در صورت خطا و اشتباه شخص در ارتکاب قتل عمدی شخص مذکور در صورتی که قتل حاصله را عمدی ندانیم در این صورت با توجه به قاعده «ما قصد لم یوقع وما وقع لم یقصد» نسبت به فرد منظور شروع به قتل عمدی و نسبت به مقتول، قتل غیر عمدی خواهد بود.
اینکه در نهایت اتهام قتل عمدی به اتهام شروع به قتل عمدی تنزل یابد از نظر مجازات در کلیه قوانین جزایی کشورها از جمله حقوق انگلستان به مراتب کمتر است. بنابراین مرتکبان متمایل خواهند بود بحث شروع به جرم قتل عمدی را مطرح نمایند. حال آنچه از نظر جرم شناسی اهمیت دارد وجود حالت خطرناک در مرتکب است هرچند در اعمال ارتکابی به مقصود خود نائل نیامده است.
در جایی که متهم صدمه ای را به نحو مقصد انجام داده است. محکومیت وی به شروع جرم بیمفهوم خواهد بود. در یک سیستمی که مبتنی بر مسئولیت اخلاقی بزهکار است برچسبهای قانونی زده شده به جرایم باید عموماً انعکاس از اعمال ارادی باشد و نه نتایج صرفاً اتفاقی. جایی که متهم قصد کشتن انسان زنده ای را دارد و به اشتباه انسان زنده دیگری را می کشد اگر چه شخص مورد نظر وی با مقتول تفاوت دارد اما آیا عادلانه خواهد بود که این نتیجه کاملاً اتفاق موجب معافیت متهم از مجازات قتل عمد شود؟ حقوق انگلیس در مواردی فرض را بر پیش بینی یا عدم پیش بینی نتایج حاصله قرار داده و مبنای«قابلیت سرزنش» متهم را در توانایی و عدم توانایی وی در درک صحیح و قاطع متمرکز نموده است. بدون اینکه از نظم عمومی سخن بگوید علت این امر شاید تأکید پیش از حدی است که این سیستم حقوقی بر معیارهای شخصی و ذهنی ( یا معیارهای عینی و موضوعی) قابلیت سرزنش دارد .
مسئله دیگر این که در مواردی متهم قصد قتل را به طور مطلق دارد، ولی عمداً شخص خاصی کشته می شود. شاید گفته میشود چون نتیجه غیر مقصود بوده نباید مرتکب به مجازات قتل عمد محکوم گردد. ویلیام یکی از حقوقدانان انگلیس این استدلال را رد میکند و عقیده دارد: در مسئله قصد قتل وجود داشته و نتیجه هم که بوده حاصل شده است. ممکن است این گونه استدلال شود که جزئی از نتیجه حذف شده است ولی نتیجه در مفهوم قتل شخص خاص قصد نشده بود. با این همه متهم در معرض صدور کیفر خواست قتل شخص خاص قرار می گیرد. بنابراین بر اساس نظریه انتزاعی باید عنصر روانی او در رابطه با قتل شخص خاص احراز گردد. پاسخی که به موضوع فوق داده شده این است که افعال متهم از جنبهای که غیر مقصود بوده فاقد اهمیت است. این موضوع بیاهمیت خواهد بود که متهم قصد تیر اندازی به طرف راست او را داشته اما به خاطر جا به جایی و حرکت کاملاً غیر منتظره «الف» تیر، به سمت چپ وی اصابت کرده است. عنصر مادی قتل عمد عبارتند از: کشتن انسان زنده دیگری، هر انسان زنده، هر که می خواهد باشد ماهیت و شخصیت او مهم نیست.
به موجب مقررات فعلی حقوق انگلیس اگر کسی قصد شکستن پای قربانی را بنماید ( قصد صدمه شدید جانی ) ولی در عوض قربانی کشته شود، وی مقصر به قتل عمد خواهد بود. کوک یکی از صاحب نظران حقوق انگلیس عقیده دارد قصد انجام هر عمل غیر قانونی به عنوان عنصر روانی در جرم قتل عمدی کافی خواهد بود. بنابراین اگر قصد کشتن(ب) را داشته اما ناگهان (الف) را بکشد قتل غیر عمد خواهد بود، زیرا عمل غیر قانونی بوده است.
با توجه به آنچه بیان شد در حقوق انگلیس اگر متهم با داشتن عنصر روانی جرمی آن را مرتکب شود وی مقصرخواهد بود هر چند از بعضی موجبات مورد نظر وی نباشد.
نکته آخر در حقوق انگلیس عنصر روانی قتل عمد عبارتند از: قصد کشتن، نیازی نیست که برای تحقق قتل عمد مرتکب قصد قتل شخص خاص را نموده باشد. بنابراین هویت و شخصیت مرتکب در آن تأثیر ندارد.
در پایان بحث مذکور نگاهی به آثار اشتباه در رویه قضایی و دیدگاه حقوق دانان آمریکا به جهت مشابهت آن با سیستم حقوقی انگلیس خالی از فایده نیست.
در رویه قضایی محاکمه آمریکا در مورد مجنی علیه غیر منظور(خطا در نشانه روی) (الف ) به طرف(ب) نشانه میرود ولی به جای اصابت به او به (پ) برخورد می نماید. دیدگاه حقوق کیفری این است که (الف) درست به همان میزان که اگر نشانه روی او دقیق بود مقصر است. بنابر این در این مسئله (الف) همواره محکوم به قتل عمدی (پ) شده است. اگر (الف) با عنصر روانی قتل عمدی درجه یک (ب) را هدف قرار دهد از نظر اکثریت، مرتکب قتل عمدی درجه یک شخص (پ) به حساب میآید. همچنین وقتی (الف) شخص (ب) را به قصد ایراد جرح هدف قرار میدهد، ولی به او اصابت نمیکند و به (پ) برخورد و او را مجروح می سازد (الف) محکوم به ایراد جرح به (پ) خواهد بود.
الف به قصد قتل ب در بطری ویسکی او سم ریخت، ب بطری را به پ داد و پ که جاهل به مسموم بوده لیوانی از آن را به ت رد کرد که پس از نوشیدن فوت شد. به موجب حکم صادر الف مرتکب قتل عمدی ت محسوب گردید. یا الف به قصد قتل ب به او تیراندازی کرد ولی به پ اصابت نمود به موجب حکم صادره الف مرتکب قتل عمدی پ شناخته شد.
جورج پی فلچر نویسنده آمریکایی به طورکلی اشتباه را به اشتباه بجا و نابجا تقسیم می کند و در مفهوم اشتباه بیان میکند: اشتباه مبین ناهمخوانی است، مرتکب به گونه ای فکر میکند و جامعه در کل به نحوی دیگر، جامعه اصرار دارد که دیدگاهش صحیح است، نتیجه مجرمانه واقعاً رخ داده و بزه دیده حقیقتاً صدمه دیده، متهم ادعا میکند که او به گونه ای دیگر بر مسئله می نگریسته و همچون سایر مردم به حقیقت امر واقف نبوده است به عقیده وی هیچ کار خلافی انجام نداده و یا لااقل خلاف به آن شدت که به نظر می رسد انجام نداده است. ممکن است به عقیده دیگران او به سمت یک پلیس تیراندازی کرده و او را مجروح نموده باشد ولی از دید مرتکب ممکن است به گونه ای دیگر جلوه کند، از جمله:
1- ممکن است تمرین تیراندازی می کرده و فکرکرده دارد به سمت یک ماکت مقوایی افسر پلیس شلیک می کند؛
2- ممکن است تصور میکرده که افسر پلیس یک مأمور امنیتی خصوصی است حال آنکه در واقع افسرفدرال بوده است؛
3- ممکن است تصور میکرده افسر پلیس یک شهروند معمولی است که به او حمله ور شده و او باید در غالب دفاع مشروع از خود دفاع کند؛
4- ممکن است تصور میکرده افسر فاسد است و این وظیفه اوست که افسر را دستگیر کرده و از این رو ابتدا وی را ناتوان میسازد. هنگاه تیراندازی به پلیس هرکدام از این تصورات اشتباه ممکن است در ذهن او وجود داشته باشد. حال آنکه در واقع او مرتکب قتل افسری با لباس فرم آبی رنگ شده است. برخی از این تصورات- مخصوصاً تیراندازی به ماکت سبب می شود که او به لحاظ اخلاقی نسبت به ایراد جراحت بیگناه باشد و از این رو به اتهام شروع به قتل تحت تعقیب قرار نگیرد.
سایر تصورات مثل اینکه پلیس فاسد است و این وظیفه مرتکب است که به وی شلیک کند نیز مشکل ساز هستند. چرا که برخی از این تصورات اشتباهاتی هستند که بر مسئولیت کیفری تأثیرمیگذارند و برخی دیگر چنین تأثیری ندارد؟ خوب است بحث را با بررسی دو گونه از اشتباهات که معمولاً در ارتباط با مسئولیت کیفری نابجا تلقی میشوند ادامه دهیم: فرض کنید که کارمند یک سفارت خانه تصور میکند که به خاطر شغلش از مصونیت سیاسی در قبال جرایم ارتکابی برخوردار است. از این رو در حال مستی رانندگی می کند ولی واقعیت امر این است که کارکنان در آن سطح از مصونیت برخوردار نیستند. آیا این اشتباه بجاست؟ خوشبختانه خیر. ما به دنبال آن هستیم که آیا وی واقعاً مصونیت داشته یا خیر؟ نه این که او چه تصوری داشته است. وجود این اشتباهات نابجا ما را وادار میسازد تا قواعدی برای اشتباهات به جا طرح ریزی کنیم. ارسطو که اشتباه را در زمره علل رافع مسئولیت کیفری میدانست دیدگاه خود را در باب اشتباهات بجا قاعده مند کرده بود. وی معتقد بود که اشتباهات بجا اختیار انتخاب در عمل را از مرتکب سلب میکند. اگر شخص نداند که هدف او یک انسان است دیگر نمیتوان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره قتل عمد، مجنی علیه، قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره مسئولیت مطلق، بیت المال، مسئولیت کیفری، رافع مسئولیت کیفری