پایان نامه ارشد رایگان درباره قبایل عرب، مدیریت محلی، امام علی (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

دستگاه حكومت و اقتصاد شهر كوفه راه يافته و كارهاي مهمي را به دست گرفتند، چنان كه مي نويسند ابوموسي اشعري هنگامي كه به امارت كوفه منصوب شد براي نوشتن نامه ها كاتبي نصراني گرفت. و وليد بن عقبه هنگامي كه از طرف عثمان والي كوفه شد مردي مسيحي را براي اداره ي كارهاي مسجدي در نزديكي كوفه برگماشت. و اينان در كوفه دست به كار صرافي و پرداخت وامهاي ربوي زدند، همانند معاملات بانكي امروز دنيا، و از اين راه ثروت هنگفتي به دست آورند(شریف قرشی،2/4439)
بنى تغلب یکی از قبایل عرب جاهلی است و این گروه دارای ثروت وقدرت زیادی گردیدند. نسب این قبیله به تغلب بن وائِل بن قاسط که از اعراب عدنانی است می‌رسد. مسکن اولیه تغلبیان، تِهامه بود و از آن‌جا بتدریج به حجاز و نَجد و بحرین و دیار ربیعه مهاجرت کردند(ابن الندیم ،1/116) در صدر اسلام گروه‌هایی از تغلبیان در کوفه و صفّین سکونت داشتند(ابن هشام ،1/ 373) آنها علاوه بر کشاورزی و دامپروری، تجارت نیز می‌کردند(بلاذری ،1/183). و همانند دیگر قبایل ربیعه، در عصر جاهلیت بت پرست بودند. تغلبیان در صدر اسلام، برای حفظ عادات و رسوم جاهلی و استمرار شرابخواری خود به مسیحیت گرویدند و ازاین‌رو جزو اهل کتاب شمرده نمی‌شدند.(همو،1/184)و در نبرد صفین گروهی از تغلبیان در کنار علی علیه‌السلام با معاویه جنگیدند و تعداد کمی از آنان نیز معاویه را یاری کردند(مزاحم ،1/288).
نصرانیان نجران:این گروه در دستگاه حکومت واقتصاد شهر کوفه راه یافته وکارهای مهمی را به دست گرفتند وبه گونه ای که کاتب ابوموسی اشعری هنگام ولایت بر کوفه یک نفر نصرانی بوده است ودر زمان ولایت ولیدبن عقبه در کوفه فردی مسیحی کارهای مسجدرا اداره می کرده است(گراوند ،27 ) .
یهودیان درسال 20 هجری پس از آنکه توسط عمر ازحجاز بیرون رانده شدند در کوفه سکونت گزیدند ومحلّه ای مخصوص به خود ساختند ومعبدهایی درآنجا بنا کردند بنا به نوشته بنیامین یهود درسفرنامه ی خود هفت هزار یهودی در کوفه سکونت داشتند وشغل هایی مانند ریخته گری را که عرب ها از آن تنفر داشتند در دست گرفته واز این راه ثروتی به دست آوردند ( سفرنامه بنیامین یهود ، 146) واز آنجا که کینه رسول خدا(ص)را دردل داشتند با خاندان وفرزندان آن حضرت نیز عداوتی خاص داشتند به طوری که این گروه درواقع کربلا وبه شهادت رساندن امام حسین (ع) ویارانش نقش فعال داشتند.(رسولی محلاتی ، 3/128)
ترکیب قبیله ای کوفه
عمربن خطاب به سعدبن ابی وقاص دستور داد ،مسجد کوفه را به نحوی طراحی کند که گنجایش چهل هزار نفر سربازی که می بایست درآنجا مستقر شوند،داشته باشند (یاقوت حموی ،4/4911)تعداد کل مهاجران نخستین به کوفه بیست هزار نفر بود که از دوازده هزار نفر یمنی وهشت هزار نفر نزاری تشکیل شده بود ( بلاذری،37) وی چهارهزار نفر از دیلمان که با مهاجران عرب،ساکنان نخستین کوفه را تشکیل می دادند رانیز به این رقم اضافه می کرد.
ساکنان نخستین آن ،پیش از نبرد نهاوند دو شاخه از اعراب نزاری ویمانی بودند که به قصد جنگ با ساکنان منطقه بین النهرین وستیز با قوای ساسانی در این شهر گردآمده بودند( طبری ،3/145) شمار اینان درآغاز حدود بیست وپنج هزارنفر بود از این تعداد دوازده هزار نفر اعراب جنوبی (یمانی)و هشت هزار نفر اعراب شمالی (نزاری)بودند نزاریان در طول اقامت خویش در کوفه عمدتاً به یکدیگر نزدیک بودند ودر رفتار سیاسی غالباً هماهنگ عمل می کردند.یمانی ها هم از شاخه های متعددتری فراهم آمده بودندو هم تجانس عشیره ای وطایفه ای دورتری با یکدیگر داشتند.(رک جعفری ، 125 ؛طبری ، 3/148)
نزاریها در طرف غربی فلات ویمنی ها در سوی شرقی،به وسیله نصب پیکان هایی که مرسوم بود واز زمین بیرون کشیده می شد جایگزین شدند.عدم رضایت بخش تشکیلات جمعیّتی کوفه به دو گروه وسیع نزاری ویمنی به زودی ثابت کرد که اولاً هیچ یک از قبایل گوناگون نزاری وگروه های مختلف یمنی خود را برای همزیستی با یکدیگر فخور نیافتندوبه سرعت با مسائل جدی روبه رو شدند( بلاذری، 279)
کوفه به عنوان یک شهرپادگانی به منظور حضور قوای نظامی سازمان یافته وآماده برای عملیات تأسیس شدو این اقدام هنگامی که مردم به دو گروه وسیع تقسیم شدند مشکل به نظر می رسید.در آخر کمبود گروه های کوچک به طوائف ویا گروه های هم پیمان طوائف،سازماندهی حقوق ها ودستمزدها را که جمعیت بدان بستگی داشت ،مشکل می ساخت وسعد ابن وقاص ،برای چنین مشکلاتی پس از مشورت با عمربن خطاب،جمعیّت کوفه را به هفت گروه تجدید سازمان کرد.( جعفری ، 125)
1)کنانه وهم پیمانانشان ،از احابیش ودیگران وطایفه جدیله ،کنانه نیز قبیله ای مکی بودند وقریش یکی از شعب آن محسوب می شد.در حالی که جدیله،شعبه ای از قیس عیلان از حجاز بود وروابطی با کنانه داشت هردو گروه به عنوان مردان اعتبار وحیثیت (اهل العالیه)مورد نظر بودند(پتروشفسکی ،196)کنانه وقریش همراه با بعضی دیگر از قبایل ،درگذشته گروهی رابنام خندف تشکیل داده بودند.طبیعی بود که در کوفه ،کنانه وجدیله باید از خویشاوندی نزدیک برخوردار بوده وبا حکمرانان قریشی همکاری می کردند وحتی اگر تعدادشان هم اندک باشد موقیعت ممتازی را برقرار سازند.(جعفری،همان ،128)
2)غسان ،بجیله،خثعم،کنده ،حضرموت وازدهم جمع شده ونیروی مقتدر یمنی را تشکیل دادند.
دو گروه از آنها بجیله به رهبری جریربن عبداله دوست شخصی عمر، کنده به رهبری اشعث بن قیس دارای موقیعت مسلطی در این جماعت بودند.
3)مذحج،حمیر،همدان وهم پیمانان آنها ،این هم گروه متحدد یمنی دیگری بود که درآن همدان موقیعت مهمّی را که در کوفه به دست آورد ونقش مهمی را بازی کرد وپیروان سرسخت تشیع را به وجود آورد ودر جریان بعدی کوفه ، نقش عمده ای را ایفا نمود.
4)تمیم ،رهاب ،وهوازن هرسه از گروه مضر بودند.
5) اسد غطفان ،محارب، تمر، ضبیعه ،تغلب ،أکثرآنها به گروه نزاری از ربیعه وبکر وابسته بودند.
6)ایاد،عک،عبدالقیس، اهل الحجر،حمراء(ابن اثیر،2/251)
ایاد و عک دارای اصالت نزاری عدنانی بودند وبه نیروهای مسلمان علیه ارتش ساسانی پیوسته بودند.عبدالقیس هم که از شعبه عدنانی بود به بحرین مهاجرت کرده وبه اهل الحجر معروف بودند(زیدان ،2/324).
7)هفتمین گروه،سبع که طبری ذکری از آنها به میان نیاورده در حالی که قبیله (طی) باید یکی از قبایل مقتدر یمن باشند.این قبیله یکی از قویترین قبایل حامی علی(ع)در جنگ های صفین وجمل بودند (جعفری ،130).
امام علی (ع)ساختار جمعیّتی کوفه را به دلیل برخی تحولات ،چون قدرت گرفتن بعضی از قبایل وافزایش جمعیّت کوفه پس از ورود مهاجران جدید،با حفظ هفت گروه، قبیله ها را جابه جا وترکیباتی جدید پدید آوردند .تقسیم بندی جدید شامل گروه اول حمیر وهمدان(یمنی)،گروه دوم،مذحج،اشعروطی (یمنی)؛ گروه سوم،کنده ،حضر،قضاعه ومهره(یمنی)؛ گروه چهارم، ازد،بجیله وانصار یمنی ؛گروه پنجم،بکر ،تغلب،وهم شعب ربیعه (نزاری)؛گروه ششم ،اسد ،تمیم، ضبه ورباب(نزاری)؛گروه هفتم ،قیس ،کنانه ،وعبدالقیس از بحرین نزاری بود.درمیان بافت جمعیّتی کوفه ،گروه غیرعرب با عنوان(عجمان)یا (ایرانیان) نیز دیده می شود.(طبری،5/1853)
گروه دیگری از گروه های غیرعرب وأکثراً مسلمان از سربازان ایرانی وفارسی که لشگری تشکیل داده بودند وبه نام حمراء دیلم وتقریبا و چهارهزار نفر ودیگر گروه اَنباط یا نبطیون که گروهی از نژاد سامی وغیرعرب دارای لهجه خاص بودند به نام دارمی که این گروه نیز از جمله لایه های اجتماعی تاثیرگذار در تغییر وضع اجتماعی واخلاقی کوفه بودند.(یعقوبی ،2/38)
وسریانیون اقوامی سامی نژاد،قبل از اسلام به عراق آمده ودر حوالی دجله سکونت داشتند که تدریجاً به سرزمین حیره واطراف کوفه نیز راه یافته وبا اقوام دیگر کوفه مخلوط شدند( طبری ،7/1845).
لایه های اجتماعی کوفه
از نظر لایه اجتماعی مردم کوفه به دو دسته اشراف وعادی تقسیم می شدند
از اشراف کوفه به افراد مهمی مانند اشعث بن قیس-شبث بن ربعی-عمروبن حریت می توان اشاره کرد. اشرافی که در کوفه بودند در طول مبارزات بر علیه عوامل امویی ، جز اینکه کاری مثبت نکرده و قدمی موثر بر نداشته بودند ، خود ، عامل بازدارنده نیز بودند . بافت های قبیله ای و تکیه بر سنت های بر جای مانده از عهد جاهلی ، هم اشراف را سود می رساند و هم بنی امیه را . ( شمس الدین ،95) . اشراف کوفه که همیشه در باطن و ظاهر ، به حمایت از عوامل بنی امیه می پرداختند ، با شنیدن ظهور احتمالی یک حرکت شیعی ، دست به دامن آل زبیرشده و پیرامون عوامل آل زبیر را گرفتند ( طبری ،4/430 )
مردم عادی شامل طبقات مختلف اجتماعی مانند کشاورزان وپیشه وران وصنعتگران می شد.گروه مهم طبقات عادی طبقه موالی بودند که یکی از ضعیف ترین طبقات اجتماعی کوفه به شمار می رفت وبعد از آن طبقه عبید((بردگان)) قرار داشتند.
کوفه مملو از عالمان قرآن وحدیث نبوی بود چون شهر نوپا به وسیله سپاهی ساخته شده بود که حضرت رسول را درک کرده بودند.در ایام خلافت عمر تحت تسلط اهل مدینه اتحّاد ظاهری حفظ شد امّا این پوشش در اواخر عمر از سال20هجری قمری روبه افول بودواز جمله عوامل آن می شود به توقف فعالیت های نظامی وآغاز تقسیم عواید فتوحات وبرپایی نوعی مدیریت محلی ودوردستی از مقرر حکومت یعنی مدینه اشاره نمود. کوفه در خلال سالهای 20الی 29 هجری اوضاعش روبه تشنج گذاشت که عناصر ونیروهای اصلی در ای اوضاع عبارت بودند از:
الف)حضور گروه نخستین مهاجران که به لحاظ سابقه در اسلام امتیاز داشتند
ب)ورود مهاجران جدید(روادف)
ج)قدرت رهبران قبایل
د)تلاش پیگیر در به سامان درآوردن مناطق فتح شده
ه)فروکشی کردن وتقریبا متوقف شدن توسعه کوفه که به دنبال نبرد نهاوند شروع شده بود.
جایگاه موالی در بصره وکوفه
در برسی لایه های اجتماعی کوفه وبصره در دوره امویان،یکی از اقشار اجتماعی که باید بررسی شود جایگاه موالی است.
موالی در لغت جمع مولی وبه معنی یار،یاور،دستگیر،بزرگ صاحبان،نعمت دهنده وآزاد کننده ،سرور،مخدوم،بند،دوستار وصاحب امروآزادشدگان و…است.واژه ولاء نیز از ریشه مولی به معنای سرور و ارباب است.مولی وموالی در قرآن کریم به دو معنی معلم وتعلیم دهنده وشریف و بزرگوار استعمال شده است(دهخدا ، 14/21738 ).
موالی در اصطلاح تاریخ اسلام نیز از بومیان غیر عرب که از طریق پیمان های جوار با اعراب پیوند یافتند ومسلمانان غیر عربی که در جنگ با مسلمانها شرکت نکرده واسیر نشده بودند را شامل می شود.همچنین ایران نیز که در طی جنگ ها گروه گروه به دست اعراب اسیر می شدند ویا حتی کسانی که بعدها اسلام می آوردند و آزاد می شدند نیز جزء موالی به شمار می آمدند. همچنین کسانی که به تدریج دین پدران خویش را رها کرده وآیین مسلمانی می گزیدند در شمار موالی ها قرار می گرفتند.این گروه که از همان اوایل قرن یک هجری قمری از خارج محدوده اسلامی به مناطق اسلامی وارد شدند وبا اهداف خاص خود که گاها خیرخواهانه بود محبت اهل بیت علیه السلام را برگزیده وآموزه های قلبی خود را با این محبت مخلوط کرده وساختار ابتدائی خود را تغییر دادند وبیشترین نقش را در رشد وگسترش آن به ویژه در قرن اول بازی کردند(ممتحن ،145 ؛ علامه امینی،1/362)
در اصطلاح تاریخی قرن اول نیز موالی به عجم ها،یعنی غیر عرب هایی گفته می شد که با ورود به حوزه اسلامی و پیمان بستن با قبایل عرب در شمار قبایل آنها در می آمدند،به گونه ای که آن قبایل عرب هنگام معرفی نام آنان را به نام قبیله خود اضافه می کردند مثلا به هریک از موالی قبیله بنی تمیم،مولی بنی تمیم اطلاق می شد ومهمترین بهره ای که موالی از این موقعیت می بردند آن بود که در هنگام ارتکاب جنایت و محکوم شدن به دیه افراد قبیله به یاری آنان می شتافتند همچنان که آنان نیز در جنگ ها همراه قبیله هم پیمان خود می جنگیدند(زبیدی، 74)
شکل گیری و پیدایش موالی نیز به مسئله فتوحات بر می گردد.با انجام فتوحات که غیر اعراب به عنوان اسیر یا کسانی که مسلمان شده اند وارد جامعه اسلامی می شدند.عده ای نیز با اینکه اسلام نداشتند در ازای پرداخت جریمه در کنار مسلمان ها در سرزمین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره امام حسین، علامه طباطبائی، منابع تاریخی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره بیت المال، امام صادق، امام سجاد