پایان نامه ارشد رایگان درباره قانون مجازات، مجازات اسلامی، مسئولیت کیفری، قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

كه نتيجه آن اعمال مجازات براي مرتكب آن است و بيشتر در جرايم غيرعمدي قابل تصور است هر چند در جرايم عمدي نيز مي‌توان از نوعي خطاي كيفري عمدي بحث كرد. تقصير يا خطاي كيفري، عنصر رواني جرايمي است كه اصطلاحاً غيرعمدي ناميده مي‌شوند و به موجب ماده 336 قانون مجازات اسلامی مصوب1370 در تمام موارد مذكور، فاعل در تحصيل نتيجۀ فعل ارتكابي به هيچ وجه عامد نيست ولي ترتّب نتيجه بر فعل به حدّي محتمل است كه انجام دادن فعل يا در مواردي احتراز از آن لازم است. مثلاً راننده اتومبيلي كه بر اثر بي‌توجهي به خطّ عابر پياده، رهگذر را سرنگون و به هلاكت مي‌رساند يا كارگر صنعت نفت بر اثر اهمال، مواد منفجره يا آتش‌زا نزديك دستگاه تصفيه يا مخازن نفت باعث آتش سوزي و تلف نفوس آدمي مي‌شود در هر دو مثال خطا چه به صورت بي احتياطي و چه به صورت بي مبالاتي علت مستقيم نتيجه مجرمانه است مقنّن خطا را تعريف نكرده و تنها به ذكر موارد و مصاديق آن بسنده كرده است در مواردي از قانون مجازات اسلامي از بي احتياطي، بي مبالاتي، عدم رعايت نظام دولتي و عدم مهارت راننده سخن به ميان آورده است.
در هر صورت خطاهاي مذكور در اين مواد از جمله اوصافي است كه بر حسب عرف و عادت بر افعال انسان اطلاق مي‌شود براي روشن شدن مفاهيم هر يك بايد تشخيص داد كدام فعل در وضع خاص و در زمان و مكان معين قابل پيش بيني بوده است. آيا يك فرد دورانديش و محتاط مي‌توانسته عواقب آن را پيش بيني كند يا نه و آيا احتمال وقوع نتيجه مجرمانه به ميزان و مرتبه‌اي از اهميت بوده است كه احتراز از آن ضرورت يابد؛ در صورتي خطا محقق است كه حصول نتيجۀ مجرمانه محتمل باشد قدر مسلّم تشخيص اينكه آيا مرتكب در حين ارتكاب احتمال وقوع نتيجه را مي‌داده يا نه، براي تشخيص خطا، قاضي به جاي بررسي حالات رواني و تعيين ميزان دورانديشي فاعل، به فعل او توجه مي‌كند و براي سنجش آن ملاك عرفي را بكار مي‌برد اگر وقوع نتيجه عرفاً محتمل باشد خطا محقق است و اگر نه خطا محرز نيست42.
خطا و اشتباه؛ در اصطلاح عموم فقها (خطا) مساوی (اشتباه) است. چون آنها اشتباه را تصور خلاف واقع، یا انحراف غیرعمدی از جهت درست، میدانند؛ و این همان معنی خطا است.43 و برخی هم معنی آن دو را متفاوت میدانند، به این ترتیب که غلط و اشتباه چیزی را در جای خود قرار ندادن است و ممکن است این کار فی نفسه کار خوبی باشد، ولی خطا به هیچ وجه نمیتواند کار خوبی باشد. یا اینکه خطا سهو در ترتیب شیء و احکام آن است ولی اشتباه سهو در انجام آن و انجام کار بدون اینکه قصد انجام آن را داشته باشد است.44
ب: اقسام خطا
خصوصيّت مشتركي كه مي‌توان در رفتار همه افراد خاطي مشاهده كرد، بياعتنايي آنان به ارزش هاي اجتماعي است كه مورد حمايت قانون گذار است، از اين رو شايد نتوان فارق معيني ميان مصاديق خطا يافت در واقع واژه‌هاي بي احتياطي، بي مبالاتي، عدم مهارت،… جملگي از يك وضع رواني حكايت مي‌كند و آن همان غفلت و يا عدم پيشبيني واقعه‌اي است كه مرتكب مي‌توانست با اندكي دورانديشي از آن اجتناب كند، پس اثر حقوقي واحدي بر اين واژه‌ها مترتب است.
1- بی احتیاطی: خطاي انساني است كه پيامد كار خود را در وضع خاص پيش بيني نمي‌كند به عبارت ديگر فعل او با الگوهاي رفتاري انسان دورانديش و پيش بيني منطبق نيست الگوهاي متعارف و انتزاعي رفتار انسان ها را از مجموع طرز تلقي و انتظارات جامعه مي‌توان استنباط كرد، بدين سان هر انساني در برابر اوضاع و احوال معين واكنش مذكور به فعل در آيد.
2- بي مبالاتي: همان بياحتياطي به صورت ترك فعل است یعنی ترك تكليفي است كه مقتضاي پيشگيري از نتايج ناخواسته مجرمانه است اگر كسي به هر دليلي از اداي اين تكليف غافل بماند و در نتيجۀ آن جرمي واقع شود مأخوذ به آن است مثلاً سازنده مواد خوراكي و آرايشي بر اثر اهمال در سنجش و بكار بردن تركيباتي كه در ساختن آن لازم است باعث بيماري افراد شود. الفاظي مانند بي مبالاتي – غفلت – سهل انگاري – اهمال مترادف اند.
3- عدم مهارت: نداشتن توانايي جسمي و رواني در انجام دادن كاري كه حسن انجام آن مستلزم داشتن توانايي‌هاي مذكور است. عدم مهارت بدني و رواني، گاه خود منشأ تقصيرهاي ديگري مانند بي احتياطي و بي مبالاتي است مثل رانندگي بدون آشنايي به فنون آن.
4- عدم رعايت نظامات دولتي: مقصود از نظامات هر نوع مقررات كلی اعم از قانون و تصويب نامه يا آيين نامه يا دستور كار الزامي است. عدم رعايت نظام های دولتي تخلف از نظم به شمار مي‌رود؛ زيرا اين مقررات عموماً برای اين وضع شده‌اند كه رفتار و طرز عمل اشخاص را به صورت برنامه‌اي مدون سازمان دهد. پس ناديده گرفتن اين مقررات به هر دليل اگر منجر به نتيجه مجرمانه شود موجب خطاي كيفري است البته نقض نظام های دولتي بدون آنكه نتيجه‌اي در برداشته باشد خود جرم است و به عنوان تخلف قابل تعقيب است.
ج: هم گرایی یا واگرایی اشتباه با خطا
در اصطلاح عموم فقها (خطا) مساوی (اشتباه) است. چون آنها اشتباه را تصور خلاف واقع، یا انحراف غیر عمدی از جهت درست می دانند؛ و این همان معنی خطاست45. و برخی هم معنی آن دو را متفاوت میدانند، به این ترتیب که غلط و اشتباه چیزی را در جای خود قرار ندادن است و ممکن است این کار فی نفسه کار خوبی باشد، ولی خطا به هیچ وجه نمیتواند کار خوبی باشد یا اینکه خطا سهو در ترتیب شیء و احکام آن است ولی اشتباه سهو در انجام آن و انجام کار بدون اینکه قصد انجام آن را داشته باشد، است. 46
بند چهارم:رابطه اشتباه با اتفاق
اتفاق در لغت به معنای حادثه؛ واقعه؛ پیشامد به وقوع پیوستن؛ حادث شدن می باشد.47 پیداش امری بدون علّت فاعلی، یعنی روی دادن پدیدهای که نبوده و سپس پدید آمده، خود به خود و بدون تأثیر هیچ عاملی.
یا به معنای نفی ایجاب فاعل:کسانی که منکر رابطه ضروری میان علت و معلول اند و وجود معلول در ظرف وجود علت را ندانسته میگوید: اگر علت تحقق داشت به وجود آمدن معلول اتفاقی است.48
حکیم فارابی در مورد تعریف اتفاق میگوید: «آنچه به طور دائم از ناحیه اسباب، وجود پیدا میکند، طبیعی و ارادی است. و آنچه بالعرض – به ندرت باشد – اتفاقی خواهد بود».
ابن سینا میگوید: اسباب اتفاقی در زمینهای، اتفاقی هستند که به خاطر چیزی موجود شود. با این تفاوت که این اسباب برای آن چیز اسباب فاعلی بالعرض میباشند و آن چیز نسبت به این اسباب غایت بالعرض می باشد.49
اتفاق عبارت اند از اینکه فاعل کاری را با قصد واراده برای رسیدن به هدف خاصی انجام دهد اما آن کار به هدف مورد نظر نمیرسد، بلکه نتیجه دیگری که مقصود فاعل نبوده و فاعل کار به خاطر آن انجام نداده است، بر آن مترتب میگردد. یا اینکه فاعل در افعال خود به سوی نقطه خاصی توجه نمی کند.50
تعریف های دیگری نیز برای اتفاق بیان شده است که به خاطر رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می کنیم. همانگونه که ملاحظه میشود عباراتی که در بیان ماهیت اتفاق نقل شد را نمیتوان تعاریف گوناگون برای اتفاق دانست، بلکه آنچه که بیان شده است تعابیر گوناگون برای بیان یک چیز هستند و هرکدام آن را به نحوی بیان کردهاند.
قدر مسلم این است که خود ما برحسب عادت یا حتی برحسب اعتقاد واژه های بخت و اتفاق را در مورد بعضی از جریان های روزمرۀ زندگی به کار می بریم.
فرض میکنیم که فردی از روی سقف به زمین میافتد و در هنگام زمین خوردن، دستش روی گردنبندی قرار می گیرد، سپس به طرف پایین تپه قلت میخورد و گردنبند داخل جیبش میشود. همین که وی از روی زمین بلند می شود، متوجه گردنبند شده و آن را به مالکش بر میگرداند . اگر این افتادن و قلت را بتوان ( وضع ید ) و (بردن مال) دانست، می توان گفت که روبودن اتفاقی رخ داده است، ولی بهتر آن است که این سلسله وقایع غیر مترقبه را صرفاً جابه جای اتفاقی و موقتی آن شیء قلمداد کنیم. معمولاً در درک ما از نزدیکی جنسی، محروم ساختن از اموال و یا به زور وارد ساختمان شدن، وجود یک فعل انسانی هدفمند، مسلم فرض می شود. بنابراین می توان این فرضیه را مطرح ساخت که ضرر و زیان ناشی از برخی جرایم (تجاوز، سرقت و ورود غیر مجازبه ملک دیگری) بدون اراده انسانی محقق نمی شود. این بدان معنی است که این جرایم نمی تواند به صورت اتفاقی رخ دهد. البته نمیتوان گفت که اشتباه در جرایمی که امکان ارتکاب اتفاقی در آنها وجود ندارد، غیر ممکن است. به راحتی می توان تصور کرد که فردی بدون سوء نیت و از روی اشتباه با زنی بدون رضایتش نزدیکی کند، به اشتباه مال دیگری را ببرد و یا داخل خانه دیگری شود. فرض کنید که شخصی مشغول خواندن کتابی در کتابخانه است، وی از روی حواس پرتی و بدون ثبت کتاب، آن را به همراه خود به بیرون ببرد. این مورد را میتوان ربودن ناشی از اشتباه دانست. مشکل ترین مورد در این ضمینه، جایی است که شخص در اثر اشتباه راجع به رضایت شریک جنسی خود، با وی نزدیکی می کند.
تفاوت میان اشتباه و اتفاق در این بحث از اهمیت زیادی برخوردار است. اشتباه در تمام جرایم ممکن است، ولی اتفاق، همچنان که بحث آن رفت، تنها در جرایمی ممکن است که میان فعل و نتیجه مجرمانه، رابطه علیت مستقل وجود داشته باشد. این رابطه علیت ممکن است به خطا رفته و سبب بروز نتایجی شود که به هیچ وجه در مخیله مرتکب نمیگنجیده است. هنگامی که نتایج ناخواسته بدون هیچ گونه تقصیری از جانب مرتکب حاصل می شود، می گوییم که این نتایج (اتفاقی) بوده اند.
گفتار سوم: انواع اشتباه
برای تبیین دقیق موضوع «تأثیر اشتباه بر مسئولیت کیفری» نخست باید اشتباه را به دو نوع حکمی و موضوعی تقسیم کرد.
بنداول: اشتباه حکمی
اشتباه حکمی عبارت است از تصور نادرستی که شخص نسبت به قانون دارد به این معنا که به تصور این که عمل مباح و قانونی انجام می دهد، مرتکب عمل مجرمانه ای می شود حال ممکن است این اشتباه ناشی از جهل نسبت به قانون باشد و یا ناشی از تفسیر نادرست قانون. طبق قاعده کلی «جهل به قانون رافع مسئولیت نیست » معمولاً به جهل و اشتباه حکمی توجهی نشده و مرتکب عمل مجرمانه مجازات میشود؛ بنابراین کسی که گران فروشی کرده است، اگر ادعا کند که از مجرمانه بودن عمل خود آگاهی نداشته، به ادعای وی توجهی نشده و به مجازات خواهد رسید .
عمل به قاعده مذبور لازمه نظم و انسجام زندگی اجتماعی است و افراد مکلّف به آگاهی از قوانین و مقررات زندگی اجتماعی هستند. شرایط جامعه امروزی از نظر گسترش جمعیت و افزایش قوانین کیفری و همچنین بی سوادی و یا مشغله فراوان افراد در زندگی که آگاه کردن فرد فرد آنان از قوانین کیفری امکان پذیر نمی سازد موجب می شود فرض بر آن باشد که افراد از قوانین جزایی علم و آگاهی دارند.
با این حال نمی توان قاعده (جهل به قانون رافع مسئولیت نیست ) را مطلق دانست ؛ بلکه عقل و منطق و عدل و انصاف حکم می کند که زمانی باید قاعده فوق را به طور مطلق به اجرا گذاشت که به طور متعارف امکان آگاه شدن افراد جامعه از قوانین جامعه از قوانین جزایی ممکن و مقدور باشد؛ بنابراین اگر دستیابی به آن برای افرادی امکان پذیر نباشد ؛ مثلاً در مناطق بسیار دور افتاده ای باشد که امکان آگاهی از قوانین برایشان ممکن نیست، نباید در این مورد به جهل آنان بی تفاوت بود و به آن ترتیب اثر نداد؛ به عبارت دیگر بین فردی که برای آگاهی یافتن از قوانین کیفری هیچ تلاش و کوششی نکرده و در اثر جهل به قانون مرتکب جرم شده است ، با کسی که تمام تلاش خود را به کار برده و هیچ گونه قصوری مرتکب نشده است؛ ولی به قوانین کیفری دست نیافته و در اثر جهل به قانون مرتکب جرم شده است؛ باید قائل به تفاوت بود. در این مورد ماده 155 قانون مجازات اسلامی مقرّر می دارد: « جهل به حکم، مانع از مجازات مرتکب نیست؛ مگر اینکه تحصیل علم عادتاً برای وی ممکن نباشد یا جهل به حکم شرعاً عذر محسوب شود».
فارغ از موارد یاد شده، قانون گذار در برخی موارد دیگر نیز به جهل و اشتباه حکمی، ترتیب اثر داده و مسئولیت کیفری را از دوش مرتکب برداشته است؛ مثلاً در حدود؛ داشتن علم و آگاهی، از شرایط اجرای حد است و با فقدان آن ، حد جاری نمی شود51.
الف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره علوم عقلی، مفهوم وجود، زبان فارسی، نفس الامر Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره عنصر مادی، قتل عمد، مجنی علیه، حقوق ایران