پایان نامه ارشد رایگان درباره غازان خان، پناهندگان

دانلود پایان نامه ارشد

نكات قابل توجه در اين جنگ اطلاعاتي بود كه قبچاق و امراي فراري شام در اختيار مغولان قرار دادند و باعث شدند تا مغولان از افتادن به كمند غافلگيرانة اعراب باديه نشين در امان بمانند و پيروز شوند. در واقع مغولان توانستند تاكتيك جنگي جديد مماليك را خنثي كنند. جريان از اين قرار بود كه ملك ناصر اعراب باديه نشين را به فرماندهي عيسي بن مهنا با ده هزار سوار در بيابانهاي پشت سر مغولان مستقر كرده بود و قصد داشت آنان را وارد صحنة نبرد نمايد. اما با پيشدستي و هوشياري و سرعت عمل امير كوربوقا اين طرح نقش بر آب شد و اعراب شكست خوردند و پراكنده شدند. ظاهراً مغولان براي مقابله با كمين اعراب آل مهنا از قبل و به توصية امير قبچاق آمادگي داشتند.309

ج. علت فرار امراء شام
در خصوص دليل فرار اين گروه، منابع گزارشات ضد و نقيضي را بيان كرده اند. در حالي كه ابن خلدون دليل فرار اين گروه را بيمناك شدن آنان از سلطان خود الملك ناصر محمد بن قلاوون مي داند،310 رشيد الدين فضل الله ” دل ماندگي آنان از حاكم مصر، لاچين” را بيان كرده است. 311 ابن فوطي نيز علت را ” بيم قبچاق به خاطر اين كه لاچين قصد جان او داشت “312 ذكر كرده است. در نهايت ميرخواند منشأ فرار اين دسته از مماليك را ” نفاق قبچاق ” مي داند.313
البته به نظر مي رسد اين اختلاف نظر بيشتر از اين جهت باشد كه دقيقاً در زمان فرار اين گروه، لاچين از سلطنت كنار زده شد و ملك الناصر محمد بن قلاوون به پادشاهي رسيد. ممكن است اين امر و هم زماني اين دو واقعه، باعث اختلاف نظر ميان منابع شده باشد.
به هر حال ممكن است اختلاف قبچاق با لاچين، دليل منطقي تري براي فرار اين دسته از امراء باشد. زيرا منابع در اين خصوص اظهار مي دارند؛ زماني كه اين گروه مسير خود را براي رسيدن به غازان خان طي مي كردند، خبر مرگ لاچين، سلطان مصر را دريافت كردند و از كردة خود پشيمان گشتند و قصد بازگشت كردند، اما چون به بلاد دشمن وارد شده بودند، ديگر دير شده بود و چاره اي نداشتند جز اين كه به مسير خود ادامه بدهند.314
بنابراين به نظر نمي رسد كه آنان از طرفداران لاچين بوده باشند، زيرا همان طور كه بعداً اشاره خواهد شد، قبچاق با وجود پناهندگيش به غازان خان دوباره به مصر باز گشت، و به احتمال زياد اين امر نشان از نبود اختلاف ميان او و ملك ناصر دارد. به بيان ديگر ممكن است رد كردن آن همه امتيازي كه غازان خان به قبچاق بخشيده بود، نشان از وفاداري او به ملك ناصر و داشتن اختلاف مقطعيش با لاچين باشد.
ابن فوطي نيز در خصوص علت عدم بازگشت قبچاق آورده است: ” وقتي كه امراء از فرار او آگاه شدند، نزد وي رسول فرستادند و خبر قتل لاچين بدادند و با نشانه هايي كه ميان ايشان بود نامه ها نوشتند، ولي او به صحّت گفتارشان اعتماد نكرد و به نزد ايشان باز نگرديد “.315
به هر ترتيب مشخص مي شود كه با مرگ لاچين، امراء و ناراضيان نيز از دشمني خود با مماليك پشيمان گشته و حتي قصد بازگشت به مصر را نيز داشته اند، اما به دو دليل از بازگشت منصرف شده اند: اول اينكه وارد قلمروي ايلخانان شده بودند و زمان را براي برگشتن دير مي پنداشتند. در درجة دوم اينكه خبر مرگ لاچين را دروغ مي دانستند و به اخبار رسيده در اين باره اعتماد نكردند.

د. بازگشت قبچاق از اطاعت غازان خان و اطاعت از مصريان
بعد از برتري ايلخانان در جنگ با مماليك و تصرف نواحي گوناگون توسط مغولان، غازان خان از سر شوق كمكي كه به وسيلة پناهجويان به وي شده بود، براي جلب توجه آنان ولايت داري چندين ناحيه را به آنان واگذار كرد. ابن خلدون در اين خصوص ذكر مي كند كه ” قفجق را بر دمشق و شام امارت داد و حماة و حمص را به بكتمر سلاح دار داد و صفد و طرابلس و نواحي ساحل را به فارس الدين البكي واگذار كرد “.316
به هر روي غازان خان ولايت داري مناطق مهمي از قلمروي ايلخانان را به امراء پناهجو واگذار كرد. شايد جلب نظر ديگر گروه هاي مماليك براي فرار نزد ايلخانان و كاستن از فشار رواني فرار وافدية اويرات، از علل استقبال گرم غازان خان از اين گروه ها و دادن امتيازات خاص به آنها باشد.
بعد از اين اقدامات غازان خان، قبچاق ” سر از ربقة غازان برتافت و باز بر همان منزلت و مرتبت سابق خود رفت “.317 وي در خصوص نبرد مجمع المروج خطاب به سلطان مصر نوشت: ” توجه لشكر كار آسماني بود و دفع آن مقدور من نبود، چه در زمان سلطنت لاچين اين مقدمه تمهيد يافته بود”.318
ابن خلدون در اين خصوص آورده است:
” سلطان مصر از حركت غازان خان از شام خبر يافت و … و بيبرس چاشنيگير با لشكر خود بيامد و ميان او و قفچق و بكتمر سلاحدار و البكي مراسلاتي افتاد و همگان اذعان كرده اند كه آنچه كرده اند خطا بوده است و اكنون سر به فرمان سلطان دارند و سلطان به استقبال رفت و اكرام بسيار كرد و اقطاعشان داد. قفچق را بر شوبك امارت داد و خود به قاهره بازگشت. سلار و بيبرس نيز در خدمت بودند “.319
به هر ترتيب قبچاق بعد از اينكه در نبرد مجمع المروج براي پيروزي ايلخانان تلاش زيادي كرد، به مصر و نزد ملك ناصر بازگشت، تا اين بار در مقابل غازان خان قرار بگيرد.

2. تحليل و بررسي امواج گروه هاي فراري در زمان
گيخاتوخان و غازان خان
تعداد امواج وافديه در فاصلة به قدرت رسيدن گيخاتوخان تا به مرگ غازان خان، به لحاظ جمعيتي، سه گروه بيشتر نبود، كه البته هزاران نفر از وافدية مغول را شامل مي شد. با توجه به آمار متفاوتي كه منابع در خصوص شمار اين گروه ها ذكر كرده اند، نمي توان تعداد دقيق آنان را بيان كرد. سيصد سواره نظام وافدية زمان سلطنت گيخاتو و پناهخواهي سولامش فرماندة ده هزار نفر، بعلاوة 10000 يا 18000 هزار نفري كه تحت عنوان وافدية اويرات در دورة سلطنت غازان خان به مصر فرار كردند، شمار جمعيت پناهخواه ايلخانان نزد مماليك را به شدت افزايش داد.
رهاورد كلي ورود و نفوذ اين تعداد از مغولان به مصر، به هم خوردن موازنه و تعادل موجود ميان نيروهاي مملوك خاص سلطان با مملوكان فراري مغول بود. فزوني تعداد جمعيت وافديه در قلمروي مصر، موجبات بروز درگيري هاي خاصي را ميان مهاجران تازه وارد و مملوكان خاص سلطان فراهم كرد. همان طور كه قبلاً نيز گفته شد، لاچين براي مقابله با اين نفوذ بي سابقة مغولان، به ناچار تعداد مملوكان سلطنتي را به شدت افزايش داد. حضور چندين هزار نفر از مغولان در مصر زنگ خطري براي مملوكان محسوب مي شد، زيرا نارضايتي و سركشي اين گروه ها شرايط سختي را براي مماليك به وجود مي آورد. از آن جمله مي توان به شورش نابهنگام اويرات ها قبل از نبرد مجمع المروج اشاره كرد كه تنها نمونه اي از شكنندگي مماليك مصر را در برابر تحركات وافديه اثبات كرد.
نگارنده معتقد است در ميان اين خيل عظيم جمعيتي مغولان فراري، همانند وافدية زمان سلطنت ملك ظاهر بيبرس، گروه هاي مختلف جامعه از طبقات گوناگون حضور داشته اند. هر چند كه حضور چند دانشمند، هنرمند، عالم روحاني، صنعتگر و… در بين چندين هزار نفر فراري امري عادي جلوه مي كند، اما بايد توجه كرد كه تأثيرات ناشي از تفكرات خاص اين افراد و پياده كردن آنها در جامعة مصر، تغييرات و تحولات فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، مذهبي، سياسي و… را به وجود مي آورد.
علاوه بر تأثيرات مستقيم و غير مستقيم وافدية مغول بر جامعة مصر، نتايج حركت گروه هاي فراري و پناهخواه از سوي مماليك نزد ايلخانان نيز قابل توجه است. اعطاي نواحي مختلف به عنوان

اقطاع به امراي فراري شام از سوي ايلخانان مغول، به توسعة نفوذ اين گروه ها در مناطق مختلف قلمروي ايلخاني كمك شاياني كرد. ضمن اينكه دست يافتن به مقام اميري ايالات اصلي ايلخاني نيز، قدرت قابل توجهي را به لحاظ سياسي و نظامي نصيب مملوكان مي كرد. اين نكته زماني برجسته تر مي شود كه امراء مصر و شام از پناهندگي نزد ايلخانان سر باز زده و دوباره به سمت مصر فرار كردند و اطلاعات شاياني از سيستم حكومتي مغولان را به مصر منتقل نمودند.

بخش چهارم :
بررسي نقش فراريان و پناهندگان در زمان اولجايتو و ابوسعيد

فصل اول
فراريان مغول در زمان سلطنت اولجايتو و ملك الناصر

با مرگ غازان خان در شوال سال 703 ه / 1304 م، برادرش خدابنده در ذي الحجة همان سال از خراسان به آذربايجان آمد و با كمك برخي از امراء و ديوانسالاران با نام محمد، لقب مغولي اولجايتو و عنوان اسلامي سلطان در اوجان در نزديكي تبريز رسماً بر تخت ايلخاني جلوس كرد.320 در اين زمان ملك الناصر نيز ادارة امور مصر را در اختيار داشت.
در زمان سلطنت الجايتو، گروه هاي مختلف فراري و پناه خواه مرزهاي ايران و مصر را به سمت ثغور و حدود طرفين متخاصم ترك كردند. به نظر مي رسد كه در اين دوره حركت گروه هاي فراري و پناهجو از سوي مماليك نزد ايلخانان، به لحاظ تأثير گذاري مستقيم سياسي نسبت به حركت امواج وافديه، برتري خاصي داشته باشد.

1. پناهندگي امير آخوران غازان خان
در سال اول سلطنت اولجايتو( 703 – 704 ه / 1304 – 1305 م ) ، حدود دويست تن از شخصيت هاي مغولي كه در ميان آنان چهار تن از امير آخوران321 غازان خان نيز بودند، به مصر پناهنده شدند.322 آنان به علت اختلافات داخلي و از بيم سلطان الجايتو به مصر گريخته بودند.323
حضور امير آخوران در اين گروه وافديه به عنوان مقاماتي كه پيش از اين ادارة برخي امور ايلخان را در اختيار داشتند، به سبب اطلاعات و اخبار گرانبهايشان در خصوص امكانات نظامي مغولان، به ويژه سواره نظام و تعداد اسب هاي آنان، حائز اهميت است.
به نظر مي رسد اين گروه و همراهان آنها از جمله امير آخوران غازان خان به خاطر اختلافات داخلي ناشي از به سلطنت الجايتو به جاي غازان خان، به مصر پناهنده شده اند.
از تاريخ دقيق پناهندگي اين گروه سخني به ميان نيامده است، بلكه فقط به حركت آنها در اوايل به سلطنت رسيدن الجايتو اشاره شده است. بنابراين از آنجايي كه ايلخان جديد در سال 703 ه به تخت سلطنت نشسته بود، احتمالاً مخالفت اين گروه نيز در همين سال يا سال بعد از آن، يعني در 704 ه شكل گرفته باشد.

2. فرار امير بدر الدين جنگي بن البابا حاكم شهر آمد
( 704 ه / 1304 م )
در ابتداي سال 704 ه / 1305 م، كه اوايل سلطنت سلطان الجايتو نيز به شمار مي آمد، نزديك به ده تن از امراي مغول كه در ميان آنان امير بدرالدين جنگي بن البابا حاكم شهر آمد نيز حضور داشت، به علت اختلافات داخلي و از بيم اولجايتو گريختند و به مماليك پناهنده شدند و از سوي ملك ناصر به خوبي مورد استقبال قرار گرفتند. اين امر باعث رنجيدگي خاطر اولجايتو از مماليك شد.324
نكتة قابل توجه اينجاست كه منابع فارسي از جمله قاشاني در كتاب تاريخ اولجايتو و نيز مآخذ فارسي، مطلبي در خصوص اين موج از وافديه ذكر نكرده اند. به هر حال اين گروه نيز با گريختن خود بر آتش اختلافات ميان ايلخانان و مماليك دامن زدند.

فصل دوم
فراريان شام در زمان سلطنت الجايتو

1. پناهندگي امراء شام ( سال 712 ه / 1312 م )?
در نيمة دوم حكومت سلطان اولجايتو، عصيان و سركشي يكي از پر مهم ترين و در عين حال شناخته شده ترين امواج گروه هاي فراري و پناهنده از قلمروي مماليك مصر به سوي ايلخانان، شكل گرفت. در اين دسته از پناهجويان شامات، بزرگان و صاحب منصبان حكومتي و دولتي نيز حضور داشتند. نكتة جالب توجه در خصوص اين گروه اين است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره غازان خان، روش بازار Next Entries پایان نامه درباره نمایشنامه، نیما یوشیج، میرزاده عشقی