پایان نامه ارشد رایگان درباره عملکرد شرکت، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

بيني جريان هاي نقدي عملياتي آينده، مسئله مهم اين است كه كار را با اطلاعات تاريخي، طبقه بندي اقلام بر مبناي ويژگي هاي رفتاري يا تغييرات الزامي جريان نقدي آغاز كرد.براي مثال،روش مطلوب يا آرماني اين است كه انواع مختلف جريان هاي نقدي مربوط به عمليات را بر اساس گروه هاي محصولات اصلي طبقه بندي كرد تا بتوان در مورد تقاضاي آينده براي اين محصولات پيش بيني كرد و روابط خاص هزينه هاي مربوط به تقاضاي آينده براي اين محصولات را مورد توجه قرار داد. شايد توزيع منابع و فروش محصولات،در مناطق مختلف جغرافيايي هم اهميت داشته باشد،به ويژه اگركشورهاي خارجي مطرح باشند. گذشته از اين،كمال مطلوب اين است كه طبقه بندي جريان هاي نقد اين امكان بوجود آورد كه تغييرات جريان هاي نقدي آينده مرتبط با متغيرهاي مشخص يا قابل پيش بيني را پيش بيني كرد.بسياري از اين اطلاعات را نمي توان در صورت جريان هاي نقدي گزارش شده مشاهده كرد.
شناسايي و تعيين ساير روابط چندان مشكل نيست. براي مثال،مي توان جريان هاي نقدي تعهد شده را از جريان هاي نقدي كه به مقدار فروش يا توليد بستگي دارند،تفكيك كرد.براي مثال،جريان هاي نقدي عملياتي متعلق به پنج سال گذشته كه بر حسب دلار ثابت بيان شوند مي توانند بيانگر نرخ رشد بازرهاي محصول نهايي يا سطح جريان هاي نقدي عملياتي مورد انتظار آينده باشند(در مورد شركتي كه سهم بازار آن در طول زمان دستخوش تغيير قرار گرفته است).
پيش بيني وجوه نقد مورد نياز براي هزينه هاي سرمايه اي يكي از مشكل ترين پيش بيني هايي است كه در اين مورد بايد انجام شود. استهلاك را كه معمولا” هنگام محاسبه سود منظور مي كنند در اين مورد خاص اثر گذار نيست،زيرا با توجه به بهاي تمام شده اقلامي كه در گذشته خريداري شده اند يا مبلغي از بهاي تمام شده اين اقلام كه در هر دوره به عنوان هزينه انتقالي تخصيص مي يابد نمي تواند براي جايگزين كردن اقلام نقشي داشته باشد،اگر چه امكان دارد الگوي هزينه هاي سرمايه گذاري به عنوان رهنمودي براي آينده مورد توجه قرار گيرد.در مورد برنامه ها و فرصت هايي كه بر آن اساس بتوان اين پيش بيني را انجام داد،فقط انتظارات مديريت اهميت دارد.هيئت استانداردهاي حسابداري مالي موارد افشاي اطلاعات در مورد اين انتظارات را بيان كرد:
مديريت، در مقايسه با بستانكاران، سرمايه گذاران و ساير”خارجي ها” ، اطلاعات بيشتري درباره شركت دارد و اغلب مي تواند از طريق شناسايي رويدادهاي مالي مشخص، ساير رويدادها و شرايطي كه برشركت اثر مي گذارند بر مفيد بودن اطلاعات مالي بيفزايد و دربار? اثر مالي اين رويدادها توضيح دهد. گذشته از اين،اغلب،در گزارش هاي مالي اطلاعاتي ارائه مي شود كه به قضاوت و برآوردهاي مديريت بستگي دارد يا تحت تاثير آنها قرار مي گيرد.
بحث درمورد اين اطلاعات به صورت يكي از ويژگي هاي ضروري بخشي از گزارش سالانه درآمده است كه آن را “تجزيه و تحليل و بحث مديريت” مي نامند.
اصولاً هزينه هاي سرمايه اي آينده تابعي از ميانگين عمر دارايي موجود و نياز به افزايش ظرفيت و گسترش دادن فعاليت هاي شركت است تا بتوان بدان وسيله بر جريان هاي نقدي عملياتي كه در ساي? رشد شركت در آينده به دست خواهند آمد،افزود.
در اقدامي كه براي پيش بيني هزينه هاي سرمايه اي آينده به عمل مي آيند بايد بين هزينه هاي سرمايه اي مربوط به رشد و توسعه از يك سو و از سوي ديگر هزينه هاي سرمايه اي مربوط به جايگزين كردن دارايي ها تفاوت قائل شد.”هزينه هاي جايگزيني” اصولاً تابعي از ميانگين عمر مفيد مورد انتظار دارايي هاي كنوني است،يعني دارايي هاي كنوني داراي يك چرخ? مشخص جايگزيني مي باشند.”هزينه هاي رشد”تابعي از رشد حجم فروش مورد انتظار هستند كه شامل محصولات جديد،موردنظر و درجه يا ميزان استفاده از وضعيت موجود مي شوند.از اين رو،هرقدر ظرفيت بلااستفاده بيشترباشد،توان واحد تجاري (براي رسيدن به نرخ رشد حجم فروش)كمترخواهدشد.
بنابراين،استفاده از اطلاعات مربوط به جريان نقدي تاريخي براي پيش بيني سود تقسيمي آينده فرآيندي بسيار پيچيده است. ولي،همان گونه كه نتيج? تحقيقات تجربي كه به تازگي انجام شده،نشان مي دهد قابليت اعتماد پيش بيني ها بر پاي? اطلاعات جريان نقدي نسبت به پيش بيني ها (براساس فقط داده هاي صورت سود و زيان تاريخي) بيشتر است.ارائ? اطلاعات مربوط به جريان نقدي تاريخي بدان سبب كه توان پيش بيني بيشتري دارند،به صورت يك امر الزامي درآمده است كه شركت ها هنگام تهي? صورت هاي مالي (براي استفاده كنندگان خارجي) بايد ارائه كنند (همان منبع،ص 405-403).

14-2 معيارهاي ارزيابي عملکرد مالي شرکت ها
معيارهاي اندازه گيري عملکرد را با توجه به مفاهيم حسابداري و مفاهيم اقتصادي مي توان به دو دسته حسابداري و اقتصادي تقسيم کرد. در معيارهاي حسابداري، عملکرد شرکت با توجه به داده هاي حسابداري ارزيابي مي شود در حالي که در معيارهاي اقتصادي، عملکرد شرکت با توجه به قدرت کسب سود دارايي هاي موجود و سرمايه گذاري بالقوه و با عنايت به نرخ بازده و نرخ هزينه سرمايه ارزيابي مي گردد (شاملو،1389،ص13-12). معيارهاي حسابداري ارزيابي عملکرد شرکت عبارتند از:
سود22 ، رشد سود23، سود تقسيمي24، جريان هاي نقدي25، سود هر سهم26 و نسبت هاي مالي (شاملROA27 ، ROE28، P/E29، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري سهام30 و نسبت Qتوبين31).
معيارهاي اقتصادي ارزيابي عملکرد شرکت عبارتند از:
ارزش افزوده اقتصادي(EVA)32،ارزش افزوده بازار(MVA)33 .
1-14-2 معيارهاي حسابداري ارزيابي عملکرد شرکت ها
معيارهاي حسابداري ارزيابي عملکرد شرکت به دو دسته تقسيم مي شوند، دسته اول مبتني بر اطلاعات حسابداري هستند و دسته دوم براطلاعات حسابداري و اطلاعات بازار مبتني مي باشند. معيارهاي مبتني بر اطلاعات حسابداري که عمدتاٌ با استفاده از اطلاعات تاريخي موجود در صورت هاي مالي اساسي و يادداشت هاي همراه، عملکرد شرکت را اندازه گيري مي کنند. اين معيارها شامل سود، سود هر سهم، نرخ رشد سود، تقسيم سود، جريان هاي نقدي آزاد، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)34 و نرخ بازده داراييها (ROA)35 مي باشند.
سود
سود حسابداري عبارت از درآمدها منهاي هزينه ها مي باشد. در طول يکسال مالي شرکت با توجه به فعاليت هايي که انجام مي دهد، درآمد تحصيل مي کند. از طرفي شرکت براي توليد محصولات و ارائه خدمات مبالغي هزينه متحمل مي شود. در پايان سال مالي به منظور تعيين عملکرد شرکت، درآمدها و هزينه هاي مربوطه با هم مطابقت داده مي شوند تا معلوم شود که شرکت در سال مالي مذکور چقدر سود تحصيل نموده است. بنابراين سود مي تواند روشي براي ارزيابي عملکرد شرکت باشد.
سود هر سهم(EPS)
سود هر سهم عبارتست از سود خالص پس از کسر ماليات شرکت، تقسيم بر تعداد سهام آن شرکت. سود هر سهم ممکن است بصورت سود سهام به سهامداران پرداخت شود يا تمام آن مجدداً سرمايه گذاري شود و يا اينکه قسمتي از آن سرمايه گذاري و قسمتي ديگر بعنوان سود بين سهامداران توزيع شود. مهمترين مساله اين است که آيا اطلاعات سود هر سهم بايد فقط اطلاعات تاريخي را منعکس نمايد يا اطلاعات پيش بيني را نيز منعکس نمايد؟ APB در بيانيه شماره 15 بر مفهوم پيش بيني تاکيد مي نمايد، زيرا عقيده دارد که اين اطلاعات براي تصميمات سرمايه گذاري و بررسي پتانسيل شرکت بمنظور اعطاي اعتبار مفيدتر مي باشد. البته اطلاعات گردش وجوه نقد و ساير اطلاعات مرتبط با توزيع سود احتمالي جهت تصميمات سرمايه گذاري مهمتر از اطلاعات سود هر سهم مي باشد، و در چنين مواردي تاکيد بيشتر بايد بر محاسبه سود نقدي هر سهم و کل سود توزيعي لازم، براساس پيش بيني باشد تا محاسبه و ارائه سود هر سهم. از جمله ايرادات ارقام سوددهي36 و منجمله EPS اينست که به تنهايي منعکس کننده ميزان ريسک نيستند، زيرا تغييرات بالقوه اي را که در هزينه سرمايه يک شرکت در ارتباط با تورم و تغييرات ريسک مالي و تجاري رخ مي‌دهند، ناديده مي گيرند. همچنين توجه داشتن به EPS در برنامه ريزي ها به اهميت سياست هاي تقسيم سود اشاره اي نمي کند. البته دلايل فوق نشان مي دهد که EPS تنها يک روي سکه است به عبارت ديگر در تعيين ارزش يک شرکت فقط کميت سود مهم نيست بلکه بايد به کيفيت آن نيز توجه شود، يعني اينکه سود با چه ميزان سرمايه گذاري حاصل شده است و هزينه سرمايه چقدر بوده است.
با توجه به اينکه در معيارهاي حسابداري سود مورد تاکيد مي باشد، اين مطلب که وجوه خرج شده را بعنوان هزينه در صورت سود و زيان منظور کنيم يا يک دارايي سرمايه اي در ترازنامه، مي تواند در سود هر سهم تأثير بسزايي داشته باشد. به عقيده استورات اين تأثير زماني اوج مي گيرد که شرکت مجاز به انتخاب يک روش از بين چند روش حسابداري باشد.
نرخ رشد سود
نرخ رشد از حاصل ضرب نرخ سرمايه گذاري در نرخ بازده بدست مي آيد. بنابراين ممکن است که دو شرکت داراي نرخ رشد سود مشابهي باشند در حالي که نرخ بازده آنها با هم متفاوت باشد. مثلا ممکن است شرکتي داراي نرخ بازده 10 درصد و شرکتي داراي نرخ بازده 15 درصد باشد. براي اينکه دو شرکت فوق نرخ رشد سود مشابهي داشته باشد، لازم است که شرکت اول سرمايه گذاري بيشتري انجام دهد زيرا نرخ بازده کمتري دارد. در حالي که شرکت دوم به دليل نرخ بازده بهتر با سرمايه گذاري کمتري به همان نرخ رشد سود دست پيدا خواهد کرد (شاملو،1389،ص14-13).
سود تقسيمي
بسياري بر اين باورند شرکتي که سياست تقسيم سود باثباتي دارد و هر ساله مبلغي از سود خود را بين سهامداران تقسيم مي کند، اين عمل نشان دهندة موفقيت و عملکرد مثبت شرکت مي باشد. معمولاً شرکت هايي اقدام به تقسيم مي کنند که نمي توانند سود خود را سرمايه گذاري نمايند. سود تقسيمي به سياست سرمايه گذاري شرکت بستگي دارد. شرکت هايي که فرصت هاي سرمايه گذاري سودآوري دارند، سود را به عنوان يک منبع تامين مالي تلقي مي کنند (جهانخاني و سجادي ، 1374، ص73).
جريان هاي نقدي آزاد37 (FCF)
?جريان نقد آزاد معياري براي اندازه‌گيري عملکرد است و وجه نقدي را نشان مي‌دهد که شرکت پس از انجام مخارج لازم براي نگهداري يا توسعه دارايي‌ها، در اختيار دارد. جريان نقد آزاد از اين حيث داراي اهميت است که به مديران‌ اجازه مي‌دهد تا فرصت‌هايي را جست‌وجو کند که ارزش سهام شرکت را افزايش مي‌دهد. بدون در اختيار داشتن وجه نقد، توسعه محصولات جديد، انجام تحصيل‌هاي تجاري، پرداخت سودهاي نقدي به سهامداران و کاهش بدهي‌ها امکان‌پذير نيست. جريان نقدي آزاد از تفاوت سود عملياتي خالص پس ازکسر ماليات و سرمايه گذاري خالص در دارايي هاي عملياتي بدست مي آيد. يعني: FCF = NOPA-T (شاملو،1389،ص15- 14 )1.
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام يکي از نسبت هاي مالي است که از طريق تقسيم سود بعد از ماليات به حقوق صاحبان سهام بدست مي آيد، بنابراين همه ايرادهايي که به سود حسابداري وارد شد، به اين معيار نيز وارد مي باشد. سود حسابداري با توجه به روش هاي گوناگون حسابداري و همچنين برآورد هاي حسابداري تحت تأثير قرار مي گيرد. بعبارتي مديريت مي تواند با توجه به اهداف خود، سود حسابداري و در نتيجه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) را تغيير دهد (جهانخاني و سجادي، 1374،ص74)2.
نرخ بازده دارايي ها (ROA)
اين معيار درنظامي به نام نظام دوپونت ظهور کرد و به‌عنوان مبنايي براي ارزيابي عملکرد شرکت ها مورد توجه قرار گرفت، در گذشته مديران به حاشيه سود تحصيل شده اهميت داده و دفعات گردش را ناديده مي‌گرفتند، در حالي‌که يکي از وظايف مهم مديران، نظارت بر دارايي هاي عملياتي است. اگر دارايي هاي اضافي در عمليات به‌کار گرفته شوند مانند اين است که هزينه‌هاي عملياتي را افزايش داده‌ايم. يکي از مزاياي مهم معادله نرخ بازده دارايي ها(ROA) اين است که مديران را به کنترل دارايي هاي عملياتي وادار مي‌سازد و همواره با کنترل هزينه‌ها، نرخ سود خالص و حجم فروش، به کنترل دارايي هاي عملياتي نيز مي‌پردازند. امروز معادله نرخ بازده دارايي‌ها(ROA) يکي از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره وجوه نقد، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره ارزش بازار، ارزش افزوده، سود سهام