پایان نامه ارشد رایگان درباره عملکرد سازمان، عملکرد بازار، ساختار صنعت

دانلود پایان نامه ارشد

ت موقتي اشاره به مزيتي دارد که کوتاه مدت و انتقالي است. به عنوان مثال، سيستـم رزرو رايانه اي هوشمند “آمريکن ايرلاينز” در زمان معرفي از حيث بهره برداري از ظرفيت و دسترسي سريع به مشتريان و ساير جنبه هاي عملياتي مزيتي را براي شرکت ايجاد کرد. مي توان گفت که هرچه ويژگيهاي مشهود و ساده بودن مزيت رقابتي بيشتر باشد، به طور بالقوه قابليت آن بيشتر است. باوجود اين، اگر شرکت داراي فرهنگ سازماني نوآور محور و قابليت نوآوري بازار محوري بالا داشته باشد مي تواند اولاً به صورت هوشمندانه از ويژگي پيش دستي خود بهره برده و مزيت موقعيتي خود را ارتقا دهد ثانياً قبل از اينکه رقبا به مزيت موقتي آن دست يابند مزيت جديدي را خلق کرده و رقبا را همواره پشت سر خود داشته باشند. در مقابل مزيت رقابتي موقتي، مزيت رقابتي پايدار قرار دارد که اولاً از نظر زماني طولاني مدت بوده و زودگذر نيست و ثانياً به راحتي توسط رقبا قابل دسترسي نيست. مثال بارز آن نام تجاري قوي و شهرت کوکاکولا است که بيش از يک قرن است ادامه داشته و باعث غبطه همه رقبا مي شود. به طور کلي مي توان گفت که مزيت رقابتي پايدار از ويژگيهاي نظير بادوام بودن، قابليت پدافندي بالا، تحمل پذيري مناسب، داراي قابليت مدارا، قابليت زيستي بالا، قابليت حمايتي و پشتيباني زياد، قابليت پذيرش بالا، قدرت توجيه پذيري و اقناع سازي مناسب، توان مذاکره اي قابل ملاحظه برخوردار است که البته متناسب با شدت و قدرت پايداري مزيت رقابتي همه يا بعضي از ويژگيهاي فوق در آن وجود خواهد داشت. يک مزيت رقابتي به طرق مختلف از جمله تهديدات تقليد رقابتي، غفلت يا عملکرد غلط شرکت، جايگزيني، تغييرات پيش بيني نشده محيطي، قوانين و مقررات دولتي و… از بين مي رود .(Evans & Wurster ,1997) علاوه بر تقسيم بندي پنجگانه فـوق مــــي توان مزيت نسبي در مقابل مطلق و مزيت مستقيم در مقابل غيرمستقيم را نيز به تقسيم بندي مذکور اضافه کرد. در يک مقياس مقايسه اي چنانچه مزيت سازمان نسبت به رقبا در تفاوتهاي کوچک باشد مزيت از نوع نسبي است. ولي در صورتي که مزيت سازمان نسبت به رقبا مسلط و تعيين کننده موقعيت بازار باشد مزيت از نوع مطلق است. در اين راستا مزيت مستقيم به آن نوع مزيتي اطلاق مي شود که به صورت مستقيم در ايجاد ارزشهاي رقابتي سازمان تاثير مي گذارد. در حالي که مزيت غيرمستقيم بااستفاده از عوامل واسطه اي نقش خود را ايفا مي کند. قلمرو علّي مزيت رقابتي از آنجا که هدف اين بخش از مقاله تبيين چارچوب کلي براي درک و شناخت بهتر خاستگاه ها و علل مزيت رقابتي است. لذا در اين راستا اين سوالات مطرح است: خاستگاه و منشاهاي مزيت رقابتي کجاست؟ مزيت رقابتي در عمل در کجاي سازمان قرار داشته و به چه چيزهايي چسبيده است؟ آيا سازمان مي تواند از مزيت موجود خود بهـره برداري مناسب داشته باشد؟(CHAHARBAGHI, LYNCH, 1999) . در اين رابطه مي توان منابع را به چهار طبقه کلي منابع اساسي، منابع پيراموني، منابع رقابتي و منابع استراتژيک تقسيم کرد
منابع اساسي: اين منابع براي سازمان ضروري بوده و سازمان بدون آن نمي تواند عملياتي داشته باشد. به بيان ديگر، هر سازماني فلسفه وجودي دارد که بدون وجود منابع مناسب و ضروري براي آن، امکان تحقق فلسفه وجودي وتحقق اهداف سازماني ميسور نخواهد بود. به عنوان مثال، فلسفه وجودي نهادها و موسسات آموزشي، ارائه خدمات آموزشي و تعميق و توسعه آموزش است. طبيعي است که اين موضوع بدون معلم و استاد امکان پذير نخواهد بود و وجود معلم در کنار ساير منابع ضروري به عنوان بليت ورودي يا حداقل الزام جهت فعاليت در محيط آموزشي است ولو اينکه سازمان فاقد مزيت رقابتي باشد.
منابع پيراموني: اين منابع اساسي و ضروري نيستند و به راحتي نيز قابل استخدام، خريد يا اکتساب هستند. از اين نوع منابع در اکثر سازمانها که فاقد مديريت کارآمد است مي توان در قالب نيروي انساني مازاد، تجهيزات غيرضروري، فرايندهاي زائد، سيستم هاي عريض؛ طويل و پاگير، سطوح زياد مديريتي و… مشاهده کرد. اين نوع منابع به جاي کمک به مزيت رقابتي سازمان موجبات ناکارآمدي آن را فراهم مي آورند.
منابع رقابتي: منابع رقابتي منابعي هستند که سازمان را قادر به توليد و عرضه فرآورده هاي باارزش رقابتي در محيط بازار مي کند. تقاضا، کميابي، ارتباط و تناسب را مي توان از جمله عواملي دانست که باعث رقابتي شدن اين منابع مي شوند. از مثالهاي منابع رقابتي مي توان به فناوريهاي ويژه و منحصر به فرد، يادگيري و منابع دانشي سازمان، حق الامتياز و حق الثبت، شهرت و نام تجاري اشاره کرد.
منابع استراتژيک: منابع استراتژيک شامل آن دسته از منابع منحصر به فرد سازمان است که باعث تمايز و تفاوت در عملکرد سازمان با رقبايش شده و از حيث عملکرد بازار، فاصله دست نيافتني براي سازمان ايجاد مي کند که به وسيله اقدامات رقابتي، به راحتي نمي توانند به آن برسند يا آن را پر کنند. البته تقسيم بندي بين منابع استراتژيک و منابع رقابتي دقيق نيست) آقازاده و همکاران ،1383).
ج – مزيتهاي رقابتي قلمرو مجازي: مزيتهاي رقابتي مجازي آن دسته از مزيتها است که خارج از مرزهاي شرکت ولي در شبکه هاي مشخص، روابط و ساير موجوديتهايي که شرکت با آنها ارتباط دارد، قرار مي گيرد. از آن جمله مي توان به رابطه با مشتريان، رابطه با تامين کنندگان، رابطه با توليدکنندگان، رابطه با رقبا، رابطه با نهادهاي اجتماعي و اقتصادي، رابطه با سيستم هاي پولي و مالي و نيز رابطه با تصميم گيران اقتصادي و سياسي اشاره کرد که مي تواند منبع مزيت رقابتي براي شرکت باشند. به عنوان مثال، در بيشتر بازارهاي صنعتي فعاليتهاي ايجاد اعتماد با شبکه هاي تامين (مانند تامين شرايط حمل و کيفيت مورد انتظار) و نيز ايجاد معاهدات و ميثاقهاي پرسنلي و اجتماعي با مشتريان بسيار حائز اهميت بوده و براي حفظ موقعيت رقابتي شرکت در صنعت ضروري است. به علاوه، ممکن است روابط کسب و کار با بازيگران موثر صنعت، زمينه دستيابي سازمان به منابع و قابليتهاي موجود در فراسوي مرزهاي سازمان را براي شرکت فراهم آورد که گاهي اوقات مهمتر از منابع درون سازماني هستند ضمن اينکه برقراري تعاملات مناسب در هماهنگي و تخصيص کارآمد منابع و پيشبرد فعاليتهاي ضروري و در نتيجه عملکرد رقابتي شرکت موثر است. اين بدان معناست که نه فقط بخش اعظمي از قابليتهاي مورد نياز شرکت از روابط با افراد و موجوديتهاي خارج از شرکت ناشي مي شود بلکه ايجاد قابليتهاي ضروري در سطح وسيع در متن اين روابط صورت مي گيرد. در برخي موارد شرکت مي تواند از طريق بهره برداري از منابع تامين کنندگان اصلي و مشتريان و بالعکس به قابليتهاي کليدي دست يابد و در برخي موارد فعاليتهاي هماهنگي بين شرکا کسب و کار به اين معناست که وابستگيهاي متقابل بين منابع اداري- بازاريابي- توليد و… بازسازي شده و سازگاري بهتر و بيشتري بين سازمان و همکاران مجازي آن ايجاد مي شود که نتيجه آن تغييرات محتوايي عميق در محصولات، سيستم هاي توليد و نيز فرايندهاست. که به نوبه خود زمينه هاي رقابـت پذيري شرکت را بيش از گذشته فراهم مي آورد.
د – مزيتهاي رقابتي قلمرو محيطي: سازمانها در محيط فعاليت مي کنند و عوامل محيطي آنها را احاطه کرده است و مستقيماً برعملکرد آنها تاثير مي گذارد. به بيان ديگر، سازمانها عوامل مورد نياز را از محيط تامين کرده و در مقابل محصولات و خدمات خود را در محيط عرضه مي کنند، ضمن اينکه سازمان به مشابه موجود زنده براي ادامه حيات نيازمند شريانهاي حياتي محيطي است. به علاوه محيط به عنوان منبع فرصتها و تهديدات نقش عمده اي در موفقيت يا شکست سازمانها ايفا مي کند مخصوصاً در شرايط جهاني شدن و شدت رقابتهاي جهاني ويژگيهاي محيطهاي ملي شرکتها مي توانند نقش بسيار موثري در کسب مزيت رقابتي يا از بين رفتن مزيت رقابتي سازمانهاي ملي ايفا کند(Dennis& Adcock, 2000).
به طور کلي مي توان عوامل محيطي را در پنج طبقه کلي زير قرار داد:
1- عوامل قانوني و سياسي: که اشاره به قوانين و مقررات دولتي، کارايي و پاسخگوي دولت، ميزان مداخله دولت در عرصه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي،… دارد؛
2- عوامل اقتصادي: که اشاره به نهادهاي اقتصادي، کارايي نهادهاي اقتصادي مانند: سيستم هاي پولي و سرمايه اي، ساختار اقتصادي، سياستهاي پولي و ارزي، نرخهاي بهره، تورم، سياستهاي سرمايه گذاري و… دارد.
3- عوامل فرهنگي و اجتماعي: که اشاره به ساختار اجتماعي، طبقات اجتماعي، نرمهاي فرهنگي، سبکهاي زندگي، الگوهاي رفتاري و… دارد .
4- عوامل تکنولوژيکي: که اشاره به دانش فني در کشور، تکنولوژي هاي موجود، قابليت انعطاف و تغييرات تکنولوژيکي… دارد.
5- ساختار صنعت: هدف از رقابت در هر صنعتي کسب سودآوري مناسب از سرمايـــــه گذاريها است. سودآوري صنعت از يکسو به عوامل ساختاري صنعت و از سوي ديگر به ميزان رقابت درون صنعت بستگي دارد. طبق نظر مايکل پورتر نيروهاي موثر بر رقابت و سودآوري صنعت عبارت از قدرت چانه زني خريداران، قدرت چانه زني توليدکنندگان، تهديد کالاهاي جانشين، تهديد شرکتهاي جديد، شدت رقابت بين شرکتهاي موجود است(وارن کيگان، 1380) .
جايگاه و مدل رقابتي:
بديهي است که جهت دستيابي به يک مزيت رقابتي، يک شرکت نياز دارد نوع و سطح مزيت رقابتي خود را انتخاب نمايد و اين امر به خاطر جستجو جهت دستيابي به حوزه اي در ميان آن چيزي است که مي خواهد بدان نائل شود. انتخاب حيطه مزيت رقابتي يا دامنه فعاليتهاي شرکت مي تواند نقش قدرتمندي در تعيين مزيت رقابتي بازي نمايد زيرا هدف آن ايجاد يک قابليت سود دهي و يک جايگاه ثابت رقابتي در برابر نيروهايي که رقابت صنعتي شما را تعيين مي نمايند. استراتژي رقابتي شما چه چيز است؟ همچنين پورتر استراتژيهاي رقابتي را تعيين کرده است. مثل: موقعيت يابي يک شرکت يا سازمان در محيط رقابتي آن. همچنين پورتر دو سوال مهم مطرح کرده است:
* ساختار يا جذابيت صنعت چه چيز است؟
* جايگاه رقابتي سازمان در محيط رقابتي آن چيست؟
جهت پاسخگويي به اين سوالات مي بايست صنعت مربوطه را با نيروهاي موثر بر آن تجزيه و تحليل کرد.
1. در آغاز صنعت مربوط به شما مي بايست درک گردد.
2. تمرکز و توجه بر نيروهاي مهم.(در صنعت مربوطه)
3. مراقبت بودن از تغييرات صنعتي(توجه به تغييرات روي داده هاي صنعت).
در ارستاي پاسخ به دو سوال (جايگاه رقابتي) و به دنباله اين سوالات مي بايست پرسيده شود:*چطور يک شرکت به عملکرد ممتاز دست پيدا مي کند تا يک مجري عالي در مهندسي صنعت مربوطه يا هر صنعت ديگر بشود؟ چگونه شرکتها و سازمانها بايد يک مزيت رقابتي پايدار داشته باشند که در چشم و هم چشمي، مورد تقليد و کپي برداري واقع نشود. البته يک مزيت رقابتي ممکن است در يک يا دو رشته پايدار باشد(Porter,1985).
1. سازمانها و شرکتها مي توانند در مطرح شدن با چيزهايي که در چشم و هم چشمي نمي شود آن مزيتهاي کمياب را کپي کرد خوش اقبال باشند.
2. يا اينکه بهبود و ترميم سازمانها به قدري سريع باشد که موجب شود در چشم و هم چشمي آن مزيت ربوده نشود. پورتر نشان مي دهد که پنج نيروي رقابتي که نقش مهمي در موفقيت و شکست سازمانها بازي مي کنند.
ورود رقباي جديد و چشم و هم چشمي بين رقباي موجود،قدرت چانه زني خريداران و تامين کنندگان و تهديدات کالاهاي جايگزين. مجموع قدرتهاي اين پنج نيرو توانايي يک شرکت را در صنعت تعيين مي کند، و نيز پورتر اشاره مي کند که تجارت و کسب و کار مي تواند به وسيله سه استراتژي که در ذيل بدان اشاره گرديده توسعه داده شود:
استراتژي رهبري هزينه و استراتژي متمايز کردن و استراتژي تمرکز.
اساس ماهيت رقابت:
در اين قسمت شرح استراتژيهاي سه کارآفرين را نشان مي دهيم که سادگي خيلي از مزيتهاي رقابتي موفق را نشان مي دهد:
1. ران سان سولي در طول دو سال با دستور العمل عالي سالسالا و مهمتر آن، آنها با استفاده از بسته بندي آن توسط يک بطري دهن گشاد و معمولي که از يک برچسب معمولي استفاده شده بود، اين امر موجب جستجو شدن توسط مشتريان در ميان خيلي از مارکهاي ديگر شده بود،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره قدرت بازار Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره منابع سازمان، درون داده، اطلاعات بازار