پایان نامه ارشد رایگان درباره علوم عقلی، مفهوم وجود، زبان فارسی، نفس الامر

دانلود پایان نامه ارشد

یمتاز الانسان عن الحیوان))19 جهل را میتوانند در سه معنای ضد علم، خلاف علم، نقیض علم، بکار برند و دارای دو نوع کلی است : جهل بسیط و جهل مرکب، امری که در کتب لغت فارسی نیز به آن اشاره شده است 20.
  اصطلاح ” جهل ” گاهی در مقابل مفهوم «علم» و گاهی نیز در مقابل مفهوم «عقل» قرار میگیرد. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان میدهد اصطلاح “جهل” در گذشته، در مقابل مفهوم «حلم» به کار میرفته است.21 علاوه بر این، از نظر تاریخی نیز دیدگاهها و عقاید فراوان و حتی متضادی درباره این مفهوم وجود دارد؛ به عنوان نمونه «جهل» در نگاه بیشتر دانشمندان پدیدهای مذموم و ناپسند به شمار میآید، اما عدهای از متفکران، مانند عالمان متصوفه، «جهل» را  امری مورد قبول و حتی پسندیده میدانستند22. جهل در مفردات راغب به سه معنا آمده است :
الاول: و هو خلو النفس من العلم ، هذا هو الاصل . جهل این است که هیچ علم وآگاهی در ذهن و نفس انسان وجود نداشته باشد .
و الثانی : اعتقاد الشییء بخلاف ما هو علیه . در این معنا شخص اعتقاد به چیزی دارد . لیکن برخلاف حقیقت شیء است.
و الثالث: فعل الشی بخلاف ما حقه الا یفعل سواء اعتقد فیه اعتقاداً صحیحاً او فاسداً . در نتیجه، جهل در لغت، ممکن است به معنی عدم آگاهی باشد ( جهل بسیط) یا به معنای اعتقاد داشتن به شیء که برخلاف حقیقت آن شیء باشد. (جهل اعتقاد صحیح یا غلط برای انجام کاری که خلاف آن شیء باشد که به این گونه جهل مرکب اشتباه گویند )
  در حوزه علوم عقلی، اصطلاح «جهل»  تقریباً در همان معنی لغوی به کار برده میشود؛ یعنی “جهل” اصطلاحی است که در مقابل مفهوم «علم» به کار رفته و به معنی ندانستن یا نا آگاهی است”23.
  اگر بخواهیم کمی دقیقتر نگاه کنیم، باید بدانیم که اصطلاح «جهل» در محدوده علوم عقلی، رابطه بسیار تنگاتنگی با مفهوم و تعریف «علم» دارد؛ یعنی برای درک معنی اصطلاحی«جهل» در این علوم، باید مفهوم «علم» نیز به درستی شناخته شود.
ب : انواع جهل
جهلی که در این بحث مد نظر میباشد دو نوع است: 1- جهل بسیط 2- جهل مرکب که در ذیل به اختصار مورد بررسی قرار گرفته است.
 1- جهل بسیط
جهل بسیط عنوانی تازه که دارای مسمایی کهن و با سابقه، در گسترده حقوق و از زمره پدیدارهایی است که در این عرصه به جهت تأثیر فروانی آن از شاخه های مختلف همچون فقه و جرم شناسی و نیز عرف، همواره پذیرای تعامل نظریهای گوناگون و مرتبط در دوران خویش بوده است. بنابراین اگر کمی دقت کنیم، متوجه میشویم که سادهترین تعریف برای «جهل بسیط»، “ندانستن” است؛24   تمام حالتهایی که در گفتگوهای روزمره به آنها ندانستن گفته میشود، و همین جهل، انسان را وادار به پرسش و تحقیق کرده و باعث پیشرفت وی میشود.
این جهل را میتوان بر محور چگونگی تعلق آن و اینکه به موضوع بیرونی مرتبط میگردد یا به حکم قانون گذار، به جهل بسیط حکمی و جهل بسیط موضوعی تقسیم کرد.
به طور خلاصه جهل بسیط با مفهوم گفته شده چنانچه مربوط باشد به جهل متهم به حکم قانون گذار اعم از حکم قانون به جرم بودن، نوع مجازات، میزان کیفر و … با جهل بسیط حکمی مواجه هستیم و در صورتی که متهم با وجود علم به حکم قانون گذار، نسبت به اموری همچون ماهیت قربانی، یا وصف او با شرایط پیرامون جرم مثل در حرز بودن، نبودن مال در سرقت، با جهل بسیط موضوعی مواجه هستیم.
تعامل جهل بسیط و اشتباه : واژه اشتباه در این مقام که به لحاظ لغوی در زبان فارسی معادل شک و خطا 25 و در عربی برابر شبه26 و در انگلیسی مساویmistak تلقی میگردد تنها اشتباه ذهنی مرتکب است نه اشتباهات دیگر همچون اشتباه در نشانه روی و امثال آن «هنگامی که ناشی از عدم مهارت متهم است چرا که بدیهی است جهل به عنوان یک پدیده ذهنی رابطه اش با چنین اشتباهی متباین شود. و این اشتباه ذهنی مرتکب همچون اشتباه موضوعی وی نسبت به هویت یا سایر شرایط و اوضاع و احوال اطراف یا ابزار و آلات به کار گرفته شده یا اشتباهات حکمی وی نسبت به اموری همچون ممنوعیت قانونی هستند که میتوانند سبب تداخل و تعامل بیشتر با جهل بسیط گردند.
2- جهل مرکب یا اشتباه
  «جهل مرکب» که در فارسی با نادان کامل از آن یاد شده27 در اصطلاح عبارت اند از اینکه انسان چیزی که نداند و خودش به جاهل بودن خویش نسبت به آن، ناآگاه باشد، به همین دلیل نام “مرکب” را برای آن انتخاب کردهاند.28 بنابراین نمیداند که اشتباه هم نوعی جهل است نسبت به این دو عموم و خصوص مطلق می باشد چرا که هر اشتباهی جهل است ولیکن هر جهلی اشتباه نیست در اشتباه فرد مدعی علم است در حالی که در جهل هیچ علمی وجود ندارد. در جهل احتمال شک و ظن راه مییابد در حالی که در اشتباه تنها اعتقاد جازم و ظن معتبر پذیرفته است. به نظر میرسد کسانی که معتقدند اشتباه منحصر در اعتقاد جازم است لااقل در مفهوم حقوقی اشتباه دقت لازم را نداشته اند چرا که چنانچه دیدیم هیچ فردی نمی تواند بر اساس ظن معتبر نسبت به مسئلهای علم پیدا کند و بعد مدعی اشتباه در آن خصوص شود حتی اگر از لحاظ لغوی جهل مرکب(اشتباه)تنها منحصر به اعتقاد جازم باشد به لحاظ حقوقی و احکام مربوط هیچ منعی ندارد که فردی بر اساس ظن معتبر دچار اشتباه گردد و ادعای اشتباه او را باید بپذیریم ؛ بر اساس آن مثال، «جهل مرکب» حالت انسانی است که خیال میکند موضوعی را میداند، اما دانستههای او با عالم خارج مطابقت ندارد؛ یعنی در واقع او نمیداند، اما خیال میکند که میداند.
  بنابراین هنگامی که شخصی در موضوعی «جهل مرکب» دارد، اگر از وی در مورد آن موضوع سؤال شود، در پاسخ خواهد گفت که جواب را میداند، اما پاسخی که به شما میدهد صحیح نخواهد بود.
  بر اساس آنچه گفته شد، «جهل مرکب» بسیار شبیه به علم است و تنها تفاوت اساسی آن با علم را میتوان در “تطابق با واقع” دانست؛ 29به همین علت، حقوق دانان اساسیترین ویژگی «جهل مرکب» را مطابق نبودن دانستههای انسان با واقع میدانند؛ همچنین با توجه به این ویژگی، روشن میشود که جهل مرکب تنها در شاخه “جهل تصدیقی” اتفاق میافتد؛ زیرا تنها در تصدیقات است که انسان درباره عالم واقع حکم میکند.
هنگامی که حقیقت چیزی برای ما نامعلوم است، گاهی ناآگاهی ما ناشی از تصور نادرستی است که ما از آن شیء داریم، و گاهی ناشی از این است که اصلاً از آن هیچ تصوری در ذهن نداریم؛ اولی اشتباه و دومی جهل است. در واقع جهل ملازم با فقدان تصور است و اشتباه ملازم با تصور نادرست30 به عبارت دیگر، اشتباه توهمی است که باعث تصور نادرست از واقعیت میشود، و فرد را وادار به رفتار معین سلبی یا ایجابی میکند، چه این تصور نادرست مربوط به هدف باشد یا انگیزه یا ارکان.
در این تعریف اشتباه در مفهوم عام مورد نظر است، و شامل همه نوع وقایع میگردد ، اعم از اعلان اراده ، وقایع با ماهیت جنایی و غیره. از سوی دیگر اشتباه یک حادثه و واقعه است، نه یک وضعیت؛ و برعکس عدم علم و جهل تام که در آن هیچ تصوری وجود ندارد، یک وضعیت است چون عدم علم بیانگر مرحله قبل از غلط و اشتباه است ولی اگر عالم روانی و باطنی را نادیده بگیریم از لحاظ ظاهری، اشتباه و جهل یکیاند؛ اگر چه اشتباه بیانگر جنبه «متحرک» و دینامیکی این پدیده و جهل بیانگر «ساکن» و استاتیکی آن است .31 در نتیجه جهل اعم مطلق از اشتباه است، چون اشتباه یکی از اقسام جهل است، یعنی جهل مرکب.
بند دوم:رابطه اشتباه با شبهه
شبهه در لغت به معنای مشابهت و پوشیدگی است. معانی دیگری چون اشتباه، احتمال اشکال و شک نیز دارد و همچنین چیزی که حق و باطل در آن معلوم نیست را شبهه می نامند. 32
شبهه آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند «وما قتلوه و ما صلبوه و لکن شُبِّه لهم » . «عیسی را نکشتند و به دار نزدند »33 لیکن کار بر آنها مشتبه شد34. تشابه، متشابه و مشتبه به ترتیب در آیات ۱۱۸بقره و آیات 99-5-4 سوره انعام به کار رفته است.
به عبارت ديگر شبهه خود را شبيه به حق مى ‌نماياند و راه شناخت حق از باطل را مشكل و افراد را دچار شك و ترديد مى‌كند.
شبهه نیز در لغت به معنی همانند بودن دو چیز به دلیل شباهت است. و در اصطلاح چیزی است که مجاز و ممنوع بودن آن معلوم نیست؛ و یا چیزی است که شباهت به واقعیت دارد، ولی واقعی نیست . فقها از جمله صاحب جواهر در تعریف شبهه میگوید « وطی به شبهه آن است که شخص در واقع و نفس الامر استحقاق عمل ندارد ولیکن فاعل معتقد به استحقاق است با اینکه عمل به علت جهالتی که از نظر شرع مقبول و پذیرفته شده است از فاعل صادر می شود یا اینکه شبه از آن جهت که فاعل تکلیف ندارد و تکلیف به سپس که حرام نیست از او برداشته شده است. 35 فقهای اهل سنت در تعرف شبه گفته اند «الشبهه هی ما یشبه الثابت و لیس بثابت»36 یعنی شبه چیزی است شبیه ثابت در حالی که ثابت نیست به عبارتی شبیه واقع است در حالی که هیچ ثبوت و حقیقتی ندارد و نیز گفتهاند: شبیه این است شبهه را به آنچه دارای ادله متعارض است، آنچه فقها در آن اختلاف دارند؛ آنچه مکروه است و مباحی که به دلیل امری خارج از ذات آن، بهتر است ترک گردد، تفسیر کرده اند و از جهتی شبهه در حکم، شبه در فعل، شبهه در عقد و شبهه در طریق، و از جهتی دیگر شبهه در محل، شبهه فاعل و شبهه در جهت، را از اقسام آن برشمردند.
آیت الله خوئی شبه را به معنای جهل قصوری یا تقصیری در مقدمات فعل ممنوع میداند؛ با این شرط که مرتکب در حال ارتکاب عمل معتقد به حلیت عمل باشد. در این صورت مستحق مجازات نیست، ولی جاهل مقصری را که علم به جهل خود دارد، مستحق مجازات میداند. بنابراین به نظر وی (اعتقاد به حلیت) عمل لازم است و شبه را جهل مرکب یعنی همراه با اعتقاد به حلیت عمل معنی می کند.37
همچنین، آنها شبهه را اعم از اشتباه میدانند؛ چون گاهی شبهه ناشی از اشتباه است و گاهی بدون آن به وجود می آید
بنابراین (اشتباه)، (جهل مرکب) و (غلط) دارای مفهوم واحدی هستند. در همه آنها فرد تصوری در ذهن دارد که نسبت به آن آگاه است؛ و این تصور خلاف واقع است، ولی نسبت به عدم تطابق آن با واقع، آگاهی ندارد. و واژه (شبه) اعم از (اشتباه) است ، زیرا گاهی از (اشتباه) ناشی نمیگردد38 .
بند سوم: رابطه اشتباه با خطا
در این بند ابتدا تعریفی از خطا ارائه مینمایم و سپس اقسام خطا را از دیدگاه فقها و علمای حقوق مورد بررسی قرار داده و در نهایت ضمن بررسی هم گرایی یا واگرایی اشتباه با خطا با تعریف دقیق مفاهیم تحقیق خود را برای بررسی احکام خطا و اشتباه در قتل در مباحث آتی پژوهش آماده می کنیم.
الف: تعریف خطا
خطا در لغت؛ نقض (صواب) است و (مخطی) کسی است که قصد انجام کار درست را دارد، ولی سر از کار نادرست در میآورد. و (خاطی) کسی است که عمداً کار ناشایست انجام می دهد.39 و در اینکه بین معنی ثلاثی مجرد و مزید آن تفاوت وجود دارد یا نه، در بین ارباب لغت اختلاف وجود دارد؛ برخی دومی را واجد عنصر تعمد می دانند و برخی عکس این نظر را معتقدند، و عدهای دیگر فرقی از این جهت بین آنها قائل نیستند.40 در فرهنگ فقهی خطا کاری است که بدون قصد از انسان سر میزند، در هنگام انجام کار دیگری که مقصود بوده است. به عبارت دیگر قصد انجام کار را در محلی غیر از محل ممنوع داشته اند. مثلاً ( قصد تیر اندازی به شکار را دارد، ولی تیر به انسان می خورد.41 در المنجد به معنای گناه غیر عمد و اشتباه می باشد. در مفردات راغب معانی مختلفی از خطا ذکر شده است.( ما یرید قیقال أخطا إحطاة فهو مخطی و هذا قد أصاب فی الارادة و أخطا ذکر الفعل و هذا المعنی بقوله علیه السلام :رفع عن امتی الخطاء و…) در خطاء شخص اراده انجام فعل نیکی را می کند ، اما آنچه در خارج تحقیق پیدا میکند خلاف آنچه است که شخص اراده نموده است بنابراین خطا و اشتباه تقریباً به یک معناست که یکی از معانی جهل (مرکب)بکار رفته است. خطا به معنی انحراف از راه واجب نیز استفاده شده است .
خطاي جزائي عبارت اند از: رفتاري مبتني بر بي احتياطي، بي مبالاتي، غفلت و سهل انگاري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره قانون مجازات، مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی، فقه امامیه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره قانون مجازات، مجازات اسلامی، مسئولیت کیفری، قانون مجازات اسلامی