پایان نامه ارشد رایگان درباره عرضه کنندگان، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

مينتزنرگ75 تعريف زير را براي استراتژي معتبر مي داند؛
– استراتژي هم با سازمان و هم با محيط ارتباط دارد. سازمان براي مقابله با محيط هاي متغير از استراتژي استفاده مي کند. جوهره ي استراتژي سازمان نيافته، برنامه ريزي نشده و غير تکراري است. زيرا تغيير شرايط جديدي براي سازمان فراهم مي آورد. ( استیسی76، 1387)
استراتژي در بر گيرنده ي هر دو موضوع محتوا و فرايند است. مطالعه ي استراتژيک هم شامل اقدامات انجام واژه استراتژي مدت زمان طولاني است که متداول شده است. در حال حاضر مديران اين واژه را آزادانه به کار مي برند و به عنوان نقطه اوج فعاليت مديريت شناخته مي شود. بيشتر کتب استانداري که در زمينه ي استراتژي تاليف شده اند اين تعريف را براي استراتژي ارائه داده اند: ( رحمان سرشت، 1384)
استراتژي عبارت است از برنامه هاي مديران ارشد براي دست يابي به نتايجي که با رسالت واهداف سازمان سازگار باشد. اما در اينجا به ارائه ي اين تعريف ساده بسنده نمي شود زيرا استراتژي به چند تعريف نياز دارد که پنج تعريف از ميان ان ها تعاريف خاص هستند. ( همان ماخذ، 1384)
اولين تعريف براي واژه ي استراتژي، احتمالا برنامه يا چيزي معادل آن خواهد بود. برنامه77 را نيز مي توان به معناي جهت، مسير، خط مشي آينده يا راهي به سوي دور دست دانست. استراتژي از جمله ي واژه هايي است که ما ناگزيرآن را به يک شيوه تعريف مي کنيم اما اغلب به گونه ايي ديگر از آن استفاده مي کنيم. دومين تعريفي که براي واژه ي استراتژي کاربرد دارد، الگو 78است.الگو يعني تداون در رفتار در طول زمان. (مينتزبرگ79، آلستراند80، لمپل81،1384)
سازمان ها هم برنامه هايي را براي آينده خود در نظر مي گيرند و هم الگوهايي را از گذشته ي خود بيرون مي کشند.اولي استراتژي موردنظر82 و دومي را استراتژي تحقق يافته83 ناميده مي شود. تحقق کامل استراتژي ها حاکي از پيش بيني ودورنگري عالي است و اين در حالي است که هيچ تحققي حاکي شده يا محتواي استراتژي و هم شامل فرايند هايي است که به موجب آن ها اقدامات تعيين و انجام مي شوند. استراتژي در بر گيرنده ي رويه هاي فکري(عقلايي) و همين طور رويه هاي تحليلي است. برخي از صاحب نظران بر بعد تحليلي استراتژي بيش از ابعاد ديگر آن تاکيد مي کنند. اما اکثر آن ها معتقدند که مهمترين بخش از فرايند استراتژي سازي و در واقع قلب آن، همان کار فکري است که رهبران سازمان انجام مي دهند. ( مينتزبرگ، 1384)
بنابراين استراتژي داراي پنج تعريف و ده مکتب است. همان طور که مشاهده خواهيد کرد، روابط بين اين تعاريف ومکاتب متفاوت است. هر چند بعضي از مکاتب اولويت هاي خاص خود را دارند ( مثلا برنامه در مکتب برنامه ريزي، موقعيت در مکتب موقعيت يابي، دورنما در مکتب کار آفريني، الگودر مکتب يادگيري و تا اندازه ايي حيله در مکتب قدرت). ( پیرس، رابینسون، 1377)
مکتب هاي مختلفي در باب شناخت استراتژي وجود دارد.اين مکاتب به همراه صفت هايي که بهترين وصف را براي آن ها ارائه مي دهد، به شرح زير است:
1. مکتب طراحي84: تدوين استراتژي به عنوان يک فرايند مفهومي
2. مکتب برنامه ريزي85: تدوين استراتژي به عنوان يک فرايند رسمي
3. مکتب موقعيت يابي86: تدوين استراتژي به عنوان يک فرايند تحليلي
4. مکتب کارآفريني:87 تدوين استراتژي به عنوان يک فرايند تخيلي و بينشي88
5. مکتب شناختي89: تدوين استراتژي به عنوان يک فرايند ذهني و فکري
6. مکتب يادگيري90: تدوين استراتژي به عنوان يک فرايند نوظهور
7. مکتب قدرت91: تدوين استراتژي به عنوان يک فرايند مذاکره
8. مکتب فرهنگي92: تدوين استراتژِي به عنوان يک فرايند جمعي
9. مکتب محيطي93: تدوين استراتژي به عنوان يک فرايند واکنشي
10. مکتب ترکيب بندي: تدوين استراتژي به عنوان يک فرايند تحول و دگرگوني
اين ده مکتب به سه دسته تقسيم مي شوند. سه مکتب اول ماهيتا تجويزي هستند .
يعني با اين موضوع که چگونه استراتژي ها بايد تدوين شوند، بيشتر ارتباط دارند تا با اين موضوع که چگونه ضرورتا شکل مي گيرند) نخستين مکتب از اين سه، در دهه ي 1960 يک چارچوب اساسي را ارائه داد که دو مکتب ديگر بر آن استوارند. اين مکتب بر تشکيل استراتژي به عنوان يک فرايند طراحي غير رسمي که داراي ماهيت مفهومي است تاکيد دارد. بدون ترديد مکتب طراحي معتبرترين ديدگاه فرآيند تدوين استراتژي را ارائه مي دهد. مکتب طراحي در ساده ترين شکل خود، يک مدل استراتژي سازي را ارائه مي دهد.اين مدل مي خواهد بين توانايي هاي داخلي و امکانات خارجي تطابق وتناسب ايجاد کند. اين مدل بر ارزيابي موقعيت هاي خارجي وداخلي تاکيد مي کند.ارزيابي موقعيت خارجي نشان دهنده ي تهديد ها و فرصت ها در محيط وارزيابي موقعيت داخلي نشان دهنده ي نقاط قوت و ضعف سازمان است. استراتژي هايي که بر اساس اين مکتب طراحي مي شوند، بايد ويژگي هاي زير را داشته باشد: ( مینتزبرگ94، 1384)
– سازگاري: استراتژي نبايد اهداف وسياست هايي را که با هم ناسازگارند ارائه دهد.
– انطباق: استراتژِي ها بايد به محيط خارجي و تغييرات مهمي که در آن رخ مي دهد، واکنش انطباقي نشان دهند.
– مزيت: استراتژي بايد موجبات ايجاد يا حفظ يک مزيت رقابتي را در حوزه ي فعاليت هاي مورد نظر فراهم سازد.
– امکان سنجي: استراتژي نبايد مشکلات فرعي غير قابل حل ايجاد کند. ( همان ماخذ، 1384)
مکتب طراحي نظريه ايي که توسط چندلر95 (1962) ارائه شد را اشاعه مي دهد و آن نظريه مبني بر اين است که ساختار بايد تابع استراتژي باشد و به وسيله ي استراتژي تعيين شود. در واقع توسعه ي استراتژي وطراحي ساختار هم از سازمان وهم از يکديگرحمايت مي کنند. هر يک ار آن ها همواره از ديگري پيشي مي گيرد ويا از ان پيروي مي کند. مگردر زماني که هر دوبا هم حرکت کنند و اين امر زماني رخ مي دهد سازمان وارد وظايف جديدي شود. بنابراین تدوين استراتژي يک سيستم منسجم است. (مینتزبرگ96، آلستراند97، لمپل98، 1384)
1.4.2 مکتب برنامه ريزي:
مکتب برنامه ريزي هم زمان با مکتب طراحي ظهور يافت. طرفداران اين مکتب برنامه ريزي به جاي فکر کردن به ارزش ها در مکتب طراحي، رويه هاي جامعي را براي توضيح دادن وتعيين کميت اهداف سازماني ارائه دادند. در اين مدل اولين مرحله تعيين هدف است. به محض تعيين هدف دو مرحله ي بعدي شامل ارزيابي شرايط محيط بيروني ودروني سازمان، آغاز مي شود. به دليل رويکرد رسمي تر در مکتب برنامه ريزي، اين دو مرحله تحت عنوان مرحله ي مميزي شناخته مي شوند. عنصر مهم واساسي مميزي محيط بيروني سازمان، مجموعه ايي از پيش بيني ها ست که درباره ي اوضاع و شرايط سازمان به عمل مي آيد. (علی احمدی، فتح الله، تاج الدین 1382)
اين پيش بيني ها مدت ها است که ذهن برنامه ريزان را به خود مشغول کرده است. زيرا به غير از کنترل محيط، ناتواني در پيش بيني به منزله ي ناتواني در برنامه ريزي است. روش هاي بسيار زيادي، از روش هاي ساده مثل روش ميانگين متحرک تا روش هاي بسيار پيچيده براي حل اين مشکل ارائه شدهاست. در سال هاي اخير روش سناريو سازي بسيار متداول شده است. اين روش درصدد است که حالات جايگزين وضعيت آتي يک سازمان را ترسيم کند. (پورتر99 1980)
پورتر در سال 1985 معتقد بوده است که سناريو سلاحي در ذرات خانه ي استراتژيست ها ست. پورتر بر اين باور است که وقت برنامه ريزان نامحدود نيست وآن ها به تعداد سناريو هاي کافي نياز دارند تا بتوانند احتمالات مهم را در نظر بگيرند.سناريو ها چشم انداز هاي جديدي را براي سازمان در معرض ديد قرار مي دهند. به طوري که کل عمليات سناريو سازي را مي توان عمل برانگيختن فعاليت خلاقانه پنداشت ولو اين که هيچ سناريويي به طور کامل اجرا نشود.( مینتزبرگ، 1384)
3.2 مکتب موقعيت يابي:
در اوايل دهه ي 1980، طوفاني از سمت اقتصاد به سمت مديريت استراتژيک آغاز شد. اگر چه مکتب موقعيت يابي بيشتر فرضيه هايي را که شالوده ي مکاتب برنامه ريزي و طراحي بود، پذيرفت، اما به دو شيوه محتواي آن را تحت تاثير قرار داد. اول اين که اين کار را ظاهرا از جهت تاکيد بر اهميت خود استراتژي انجام داد نه صرفا اهميت فرايندي که به موجب آن استراتژي ها تدوين مي شوند. دوم، جوهره ايي را به آن افزود مبني بر اين که مکتب موقعيت يابي، با تاکيد بر محتواي استراتژي، جنبه ي تجويزي رشته ي مديريت استراتژيک را به نقد کشيد. در واقع مکتب موقعيت يابي ، شيوه هاي متفاوتي با پيش فرض هاي مکتب برنامه ريزي يا حتي پيش فرض هاي مکتب طراحي نداشت است. تنها تفاوت در اين مورد است که، دو مکتب برنامه ريزي و طراحي، براي استراتژي هايي که درهر موقعيت خاصي امکان پذير بودند، محدوديت خاصي قائل نبودند.بر عکس استدلال مکتب موقعيت يابي اين است که تنها تعداد خيلي کمي از استراتژي هاي کليدي ( هم چون جايگاه در بازار) در هر صنعت معين مطلوب هستند.(همان ماخذ، 1384)
شايد بتوان مهم ترين نظريه پرداز اين مکتب را پورتر دانست. برجسته ترين مفاهيم پورتر عبارت هستند ازمدل تحليل رقابتي، مجموعه ي استراتژيهاي کلي، نظريه ي زنجيره ي ارزش. ( استیسی، 1384)
2.4.2 مدل تحليل رقابتي پورتر:
مدل تحليل رقابتي پورتر 5 نيرو را در محيط يک سازمان شناسايي مي کندکه بررقابت تاثير مي گذارد. اين نيروها در زير شرح داده شده اند:
1.تهديد تازه وارد ها: يک صنعت شبيه باشگاهي است که شرکت ها با رفع بعضي از موانع از قبيل صرفه جويي مقياس، نياز اوليه به سرمايه و وفاداري مشتري به مارک تجاري اجازه ي ورود به ان را مي يابند.
2. قدرت چانه زني عرضه کنندگان و تامين کنندگان ؛ از آن جا که عرضه کنندگان مي خواهند بالاترين قيمت را براي محصولات خود تعيين کنند، لذا جنگ قدرت بين شرکت ها وعرضه کنندگان رخ مي دهد.دراين حالت پيروزي از آن کسي است که حق انتخاب بيشتري دارد و در صورت پايان يافتن ارتباط کمترضرر مي کند.
3. قدرت چانه زني مشتريان؛ مشتريان يک شرکت خواهان خريد محصولاتي هستند که قيمت پايين وکيفيت بالاتري داشته باشند. توانايي آن ها در انجام اين کار بستگي به مقدار خريد آن ها، ميزان اطلاعات آن ها از محصولات وتمايل آن ها به امتحان کردن ساير محصولات دارد.
4. تهديد محصول هاي جانشين؛ ميزان رقابت به ميزان قابل جايگزين بودن محصولات يک صنعت يا محصولات صنعت ديگر بستگي دارد.
5. شدت رقابت در بين شرکت هاي رقابت کننده؛ همه عوامل قبلي محور رقابت مي چرخند.به نظر پورتر رقابت حد وسط بين جنگ شديد و ديپلماسي صلح و آرامش است. ويژگي خاص هر يک از اين نيروها مي تواند توضيح دهد که چرا شرکت ها استراتژي خاصي را اتخاذ مي کنند. ( رحمان سرشت، 1384)
استراتژي کلي پورتر، بر اين نکته تاکيد دارد که، دو نوع مزيت رقابتي اساسي وجود دارد که شرکت ها نمي توانند از آن ها بهره ببرند. يکي هزينه ي بالا و ديگري تفکيک. اين دو مزيت همراه با حيطه ي قلمرو يک کسب و کار خاص سه استراتژي کلي را براي دستيابي به عملکرد بالاتر از حد متوسط در يک صنعت شکل مي دهند. اين سه استراتزي عبارت هسنداز : رهبري هزينه100، تفکيک101 و تمرکز102 ( پورتر103،1985)
از نظر پورتر ، همه چيز بودن براي همه ي مردم دستورالعملي براي حد وسط استراتژيک و عملکرد پايين از حد متوسط است. شرکت ها براي به دست آوردن مزيت رقابتي بايد از ميان استراتژي ها يکي را انتخاب کنند. اين استراتژي ها به اين شرح اند:
الف. رهبري هزينه؛ هدف اين استراتژي اين است که شرکت، توليد کننده ايي کم هزينه در صنعت باشد. استراتژي رهبري هزينه از طريق کسب تجربه، سرمايه گذاري در تسهيلات توليد انبوه، استفاده از صرفه جويي مقياس ونظارت دقيق بر کل هزينه هاي عملياتي تحقق مي يابد.
ب‌. تفکيک؛ اين استراتژي مستلزم توسعه ي کالا يا خدمات منحصر به فرد و بي نظير با اتکا به وفاداري مشتري به مارک تجاري است. يک شرکت مي تواند کيفيت بالاتر، عملکرد بهتر، يا ويژگي هاي منحصر به فرد را که هر يک از آن ها مي توانند قيمت هاي بالاتر را توجيه کنند،ارائه دهند.
پ.تمرکز؛ اين استراتژي در صدداست تا به بخش هاي کوچک بازار خدمت ارائه دهد. يک شرکت مي تواند بر گروه هاي خاصي از مشتريان، خطوط

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره مدیریت راهبردی، الگوهای ساختاری، مدیریت راهبرد، عوامل سازمانی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره عرضه کنندگان، ساختار صنعت، ارزش افزوده