پایان نامه ارشد رایگان درباره عرضه کنندگان، ساختار صنعت، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

توليد با بازار هاي جغرافيايي تمرکزکند. ( مينتزبرگ104، آلستراند105، لمپل106،1384)

-عناصر ساختار صنعت 2.2 نمایشگر
عوامل تعيين کننده رقابت موانع وزود
– رشد صنعت – صرفه جويي مقياس
– هزينه ثابت- ارزش افزوده – دسترسي به توزيع
– ظرفيت بيش از حد متناوب – تنوع کالا
– تنوع محصول – مزيت مطلق هزينه
– برچسب مارک محصول – سياست دولت
– هزينه هاي متغير
– تمرکز و توازن
– پيچيدگي اطلاعات
– تنوع رقبا
قدرت چانه زني خريدار قدرت چانه زني عرضه کنندگان

عوامل تعيين کننده قدرت خريد عوامل تعيين کننده قدرت فروشنده
– حساسيت قيمت -تفکيک منابع ورودي
– اهرم چانه زني -تمرکز بر عرضه
– تنوع محصولات -اهميت حجم بر عرضه
– مزاياي خريد -وجود شرکت هاي رقيب در صنعت
– اطلاعات خريدار – تاثير منابع ورودي بر هزينه يا تفکيک
– کالاهاي جانشين
– پرهيز از زيان

منبع نمایشگر2.2: پورتر،مزيت رقابتي- ايجاد و حفظ عملکردي برتر- 1985

انواع مکاتب استراتژي مبتني بر پارادايم توصيفي( تجربي- انطباقي)
3.4.2 مکتب کارآفريني:
مکتب کارآفريني نه تنها فرايند تشکيل استراتژي را بر رهبري متمرکزساخته، بلکه بر ذاتي ترين حالات و فرايند هاي ذهني و رواني( مثل شهود، تشخيص، عقل، تجربه و بينش) تاکيد کرده است. اين امر موجب ارتقاي نگرش به استراتژي به عنوان يک ديدگاه در ارتباط با تصور و مفهوم جهت يعني دورنما مي شود. مهمترين مفهوم مکتب کارآفرين، دورنما است. دورنما نشانه ي ذهني استراتژي است که در ذهن رهبر نقش مي بندد. اين دورنما هم نقش القا و هم نقش ادراک کاري را ايفا ميکند. دورنماي بيشتر نوعي تصور است تا يک برنامه ي کامل، به همين دليل دورنما از انعطاف پذيري بالايي برخور دار است.اين امر نشان مي دهد که استراتژي در اين مکتب هم سنجيده و پيش بيني شده است وهم پيش بيني نشده و اضطراري. بايد توجه داشت که مکتب کارآفريني نيز هم چنین مکتب موقعيت يابي از اقتصاد نشات گرفته است. (علي احمدي، فتح الله، تاج الدین، 1384)
ويژگي هاي مکتب کارآفريني:
الف. استراتژي در مکتب کارآفريني به عنوان چشم انداز رهبري تلقي مي شود.
ب‌. مکتب کارآفريني بر مفاهيم نهادي و فرآيند هاي شهودي و قضاوتي و تجربي استوار است.
پ.مديران اجرايي، طراحان و معماران استراتژي در اين مکتب هستند.
ت‌. اين مکتب در محيط هاي پويا قابليت کاربرد دارد.
ث‌. در اين مکتب عامل خلاقيت از اهميت بسزايي برخوردار است.
ج‌. استراتژي در اين مکتب، چشم انداز ونگرش سازمان به آينده را منعکس مي سازد.
ح‌. مکتب کارافريني همانند مکتب موقعيت يابي گرايش به رشد اقتصادي دارد.
خ‌. پديده رايج در اين مکتب رهبري است و ضامن موفقيت سازمان، رهبري آن است.
د‌. تمرکز بيشتر بر فرصت هاي پيشرواست.
ذ‌. تمرکز مکتب کارآفريني بر مالکيت خصوصي توسط مديران قدرتمند است.
ر‌. مکتب کارافريني نشان دهنده ي يک بصيرت منحصر به فرد در آينده است.(مينتزبرگ107 2001)
نايت108(1967) کارآفريني را هم معني ريسک زياد و اداره کردن عدم قطعيت مي پنداشت. پيتر دراکر نيز از اين موضوع نيز فراتر رفت و کارآفريني را با خود مديريت برابر پنداشت. از نظر او، عمل کارآفرينانه يعني عمل ريسک پذيري اقتصادي مهم ترين بخش از کار موسسه تجاري است و يک موسسه ي تجاري يک موسسه ي کارآفرينانه است. ( دراکر109، 1377)
4.4.2 مکتب شناختي (ادراکي)
بر مبناي اين مکتب، استراتژي فرايندي اقتضايي است. لذا به استناد به اين مکتب مي توان آن چه را که در ذهن افراد مي گذرد را همن گونه که ايشان مي انديشند، مطرح ساخت. در اين مکتب شناخت به عنوان يک فرايند ذهني به منظور ساخت و توسعه استراتژي همانند تفسيري خلاق، جهت به تصوير کشيدن واقع بينانه واقعيت ها صورت مي گيرد.(مینتزبرگ، 1998)
از جمله ي ويژگيهاي اين مکتب مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
الف. در اين مکتب استراتژي به عنوان يک نگرش مطرح مي شود.
ب. تنظيم استراتژي براساس اين مکتب يک فرايند اقتضايي است.
پ.دستيابي به استراتژي به عنوان يک مفهوم تلقي مي شود.
ت. راهبرد دراين مکتب به عنوان شناخت و تفسير از جهان تلقي مي شود. (علي احمدي، فتح الله، تاج الدین، 1384)
5.4.2 مکتب يادگيري:
در اين مکتب، فرايند تنظيم استراتژي يک فرايند توام با يادگيري عمومي است.بنابراين نيازي به اعمال قدرت ويا تحميل استراتژي در کل سازمان نخواهد داشت.
مکتب يادگيري به دنبال پاسخي به ان چه که سازمان ها را براي تحقق اهدافشان ترغيب مي کنند، نيست.بلکه واقعيت هايي را که سازمان ها درشرايط پيچيده و پويا با ان مواجه هستند را دنبال مي کند. ليند بلوم110، هام111 و مارچ112 در ميان سال هاي 1963 تا 1990 در اين خصوص به نظريه پردازي پرداختند.
ويژکي هاي اين مکتب را مي توان موارد زير دانست:
الف. ديدگاه اين مکتب مبتني بر استراتژي هاي نوظهور است.
ب‌. رويکرد هاي علمي معمولا اين مکتب را توصيه مي کنند.
پ.در مکتب يادگيري، مديريت استراتژيک به عنوان مديريت تغيير مطرح نمي شود، بلکه به عنوان مديريت به وسيله ي تعيير مطرح مي شود. ( مينتزبرگ113، آلساراند114، لمپل115،1384)
6.4.2 مکتب قدرت گرايي:
مکتب قدرت گرايي نگرشي است که بر اساس ان شکل دهي استراتژي در قالب فرآيند نقد و بررسي حاصل مي شود. بر اساس اين مکتب استراتژي به عنوان يک فرايند آشکار تاثير گذار، با تاکيد بر کاربرد قدرت و سياست، جهت نقد استراتژي ها تعريف مي شوند. هدف از کاربرد کلمه ي قدرت در اين مکتب، توضيح وتشريح مراتب تاثير و نفوذ است که از دوحوزه ي داخلي و خارجي نشات مي گيرد. ( همان ماخذ، 1384)
اين مکتب اعتقاد دارد که قدرت و سياست،فرايند تدوين استراتژي را شکل مي دهند.اين فرايند مي تواند در داخل سازمان باشد و يا به شکل رفتار خود سازمان در محيط خارجي اش جلوه کند. استراتژي هايي که زاده ي چنين مکتبي هستند، معمولا ناگهاني و پيش بيني نشده اند و بيشتر شکل موقعيت يا ترفند به خود مي گيرند تا چشم انداز. (علي احمدي، فتح الله، تاج الدین، 1384)
اين مکتب از دو ديدگاه خرد و کلان بررسي مي شود، ديدگاه خرد استراتژي سازي را تعامل از طريق متقاعد سازي و چانه زني مي داند. از سويي ديگر قدرت کلان، سازمان را به عنوان واحدي در نظر مي گيرد که با کنترل ساير سازمان ها يا همکاري با آنها و يا با استفاده از مانور استراتژي هاي جمعي در انواع مختلف شبکه ها وائتلاف ها، رفاه خود را افزايش مي دهند. (ميتزنبرگ، آلستراند، لمپل ، 1384)
7.4.2 مکتب فرهنگي:
به دنبال توسعه و گسترش فرهنگ در مديريت که طي سال هاي 1980 مطرح شد، توجه استراتژيست هايي نظير رنمان116 و نورمن117 به اين عامل معطوف شد و مفاهيم آن در قالب مکتب فرهنگی گسترش يافت. براي شناخت مفهوم مکتب فرهنگی در ابتدا به تفسير مفهوم فرهنگ مي پردازيم. تلفيق فرهنگ و سازمان، ذهن سازمان118 را تشکيل مي دهد، يعني عقايد مشترکي که در سنن و عادات و بروز رفتار هاي ملموس تر مثل داستان ها، متل ها و محصولات منعکس مي شود. پتي گرو119 (1985) فرهنگ سازماني را بافت اجتماعي معني داري مي داند.اين بافت شباهت زيادي به بافت بدن انسان دارد و ساختار ضعيف سازماني را به فرايند هاي قوي سازماني بدل مي کند. به بيان ديگر فرهنگ بيان گر قدرت زندگي سازمان يعني روح کالبد فيزيکي آن است. ( بتيس و پراهالاد، 1986)120
ويژگي هاي اين مکتب به شرح زير است:
الف. بر مبناي مکتب فرهنگي، ساخت استراتژي به مثابه فرآيندي ريشه در نيرو هاي اجتماعي دارد.
ب‌. مکتب فرهنگي مبتني بر شناخت جمعي و گروهي است و استراتزي ها حاصل آرمان مشترک سازمان است.
پ.بر اساس اين مکتب ساخت استراتژي حاصل تعامل اجتماعي است که بر پايه ي عقايد و درک مشترک اعضاي سازمان بنا شده است. (مينتزبرگ، آلساراند، لمپل،1384)
8.4.2 مکتب محيطي:
تمرکز نيرو هاي محيطي بيشتر بر نيروهايي است که در بيرون سازمان، مجموعه را تحت تاثير خود قرار مي دهند. برخلاف مکاتب ديگر که از اين نيروها به عنوان نيرو هاي تاثير گذار ياد مي کنند، در مکتب محيطي، عوامل خارجي بازيگران و نقش آفرينان اصلي صحنه هستند.
اين مکتب روابط ميان عوامل تاثير گذار محيطي و صفت هاي مشخص سازمان را توصيف مي کند. به عبارت ديگر بر مبناي اين مکتب تغييرات و تحولات محيطي است که شکل گيري استراتژي را امکان پذير مي کند. پيروان اين مکتب براين باورند که سازمان ها نمي توانند هيچ گونه تاثيري بر محيط داشته باشند.
ويژگي هاي اين مکاتب بدين شرح است:
الف. تمرکز محيط بر عوامل خارجي و محيطي است.
ب‌. تغييرات و تحولات محيطي، فرايند هاي شکل گيري استراتزي را تسهيل مي کنند.
پ.رهبري يک عنصر گذرا با هدف مطالعه ي محيط و تضمين انطباق آن با سازمان است. (همان ماخذ، 1384(
5.2 ماهيت استراتژي:
راهبرد و تصميم هاي استراتژيک معمولا داراي ويژگي هايي هستند که آن ها را از سايرتصميم هاي سازماني مجزا مي کند. برخي از اين ويژگي ها به شرح ذيل است: (رحمان سرشت، 1384)
الف. ممکن است که تصميم هاي راهبردي با قلمرو يا حيطه فعاليت هاي سازمان مربوط شود. تصميم گيري در مورد قلمرو فعاليت هاي سازمان از اساسي ترين تصميم هاي راهبردي است. زيرا با اين تصميم، سياست گذاران يک سازمان قلمرو و مزرهايي را که براي سازمان خود قايل هستند در عمل ظاهر مي سازند. در واقع قلمرو و مرزهاي فعاليت هاي يک سازمان تمايل سياست گذاران آن را در مورد چه بودن و در کل چه کردن سازمان مورد نمايش قرار مي دهد.
ب‌. راهبرد با ايجاد هماهنگي ميان سازمان يا بنگاه از يک طرف و محيط هاي در بر گيرنده يآن از طرف ديگر مربوط است.
پ. راهبرد با ايجاد هماهنگي ميان فعاليت ها و امکانات يا توانايي هاي سازمان ارتباط دارد. راهبرد تنها به معني مقابله با تهديد ها يا تحديد ها ( محدوديت ها) يا برعکس بهره گيري و استفاده از فرصت ها و گشايش ها يا موقعيت هاي محيطي نيست، بلکه به معني ايجاد هماهنگي ميان آن تهديد ها يا گشايش هاي محيطي با امکانات يا عدم امکانات سازماني نيز هست. ناگفته پيدا ست که بدون برخورداري از برخي منابع يا امکانات يا بدون برخورداري از توانايي هايد موردنياز براي کسب منابع و امکانات ضروري براي بهره گيري از برخي از گشايش هاي محيطي تلاش براي استفاده از آن موقعيت ها بي معني است.
ت‌. تصميم هاي راهبردي از نظر منابع براي سازمان پي آمد عمده اي دارد. وقتي يک تصميم راهبردي مطرح باشد، تنها نبايد به قابليت منابع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره عرضه کنندگان، صاحب نظران Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره ارزش افزوده، مدیریت استراتژیک، تولید دانش، قرن نوزدهم