پایان نامه ارشد رایگان درباره عدم تحمل بلاتکلیفی، اضطراب فراگیر، وسواس فکری، بیماران مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

حل مسئله با شک و تردید مواجهه شود، دچار مشکل است. این عقاید درباره سودمندب نگرانی می تواند گرایش فرد به نگرانی را تقویت کند، و این امر موجب حفظ و نگهداری عدم تحمل بلاتکلیفی می شود. برای مثال، افرادی که معتقدند نگرانی سودمند است هنگامی که نگرانیشان با حل موفقیت آمیز یک مشکل همزمان شود، این امر موجب تقویت مثبت نگرانی آنها می شود. بنابراین فرد ممکن است احساس کند با نگران بودن خویش، از بلاتکلیفی در فرآیند حل مسئله اجتناب کرده است. بنابراین، عدم تحمل بلاتکلیفی و نگرانی در فرد تقویت شده و باقی خواهد ماند. به علاوه این عقاید مثبت اغلب منجر به اجتناب از بلاتکلیفی می شوند که در حقیقت نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی را تقویت می کند (راسن، 2001؛ به نقل از شاهجویی، 1389).
عدم تحمل بلاتکلیفی و جهت گیری منفی به مشکلات
عدم تحمل بلاتکلیفی ممکن است با تاثیر در ارزیابی فرد در مشکلات و یا توانایی در حل مشکلاتشان موجب نگرش منفی به مشکلات شود که این نگرش منفی می تواند به گسترش و ابقای نگرانی منجر گردد. جهت گیری به مشکلات، آگاهی و ارزیابی از مشکلات را منعکس کرده و مهارت های حل مسآله فرد را می سنجند. همه مشکلات، حاوی برخی از عناصر شک و تردید و بلاتکلیفی هستند. شخصی که دارای عدم تحمل بلاتکلیفی است ممکن است بر جنبه های مبهم و مشکوک مشکل تمرکز کرده و این جنبه ها را تهدیدآمیز تعبیر و تفسیر کند، که منجر به تداخل با فرآیند حل مسأله می شود (شاهجویی، 1389).
علاوه بر این، عدم تحمل بلاتکلیفی ممکن است ارزیابی های فرد نسبت به توانایی حل مشکلاتش را تحت تأثیر قرار دهد. زیرا این سازه در موقعیت های مشکل زا منجر به استرس، اضطراب و ناکامی می شود و همچنین، ممکن است منابع شناختی و هیجانی لازم برای حل مشکلات را کاهش دهد. بنابراین، سطوح بالای هیجانات منفی ممکن است منجر به سوگیری در ادراکات در مهارت های حل مسأله فرد شود. همچنین، تحقیقات نشان می دهند که تغییرات در اطمینان به حل مسأله می توادن موجب تأثیر بر نگرانی فاجعه آمیز شود (داوی، چوپ و کامرون، 1996). به طور خلاصه، عدم تحمل بلاتکلیفی ممکن است با ایجاد سوگیری در ارزیابی به مشکلات و یا عدم توانایی در حل مشکلات منجر به نگرش منفی به مشکلات شود. مسلم است که نگرش منفی به مشکلات، در حل مشکلات مداخله می کند و کاملأ روشن است که حل مسأله بی اثر منجر به افزایش ناراحتی و پریشانی می شود (راسن، 2001؛ به نقل از شاهجویی، 1389).
عدم تحمل بلاتکلیفی و اجتناب شناختی
تحقیقات نشان می دهند که اصولاض نگرانی، افکار کلامی/ زبانی است (گفتگوی درونی) و در ان تصویر سازی ذهنی وجود ندارد (برکویچ و آپنز، 1990؛ فریستون و همکاران، 1994). در مقایسه با افکار کلامی/ زبانی، تصویرسازی ذهنی از پیامدهای که اغلب به طور ذهنی ناخوشایندند و با پاسخدهی فیزیولوژیکی همراهند، در هراس هستند. در حقیقت، تصویرسازی ذهنی از بیم پیامدهاف ممکن است ترس های هسته ای ایجاد کند که اساساً منجر به نگرانی در فرد می شود. برخی از تحقیقات نشان می دهند که نگرانی، به علت ماهیت کلامی/ زبانی، به افراد اجازه می دهد تا از تصورات و برانگیختگی های بدنی ناخوشاینداجتناب کنند (برکویچ، شادیک و هاپکینز، 1991). بنابراین افرادی که توسط نگرانی از تصویرسازی ذهنی اجتناب می کنند نه تنها گرایش آنها به نگرانی تقویت می شود، بلکه اجتناب از تصاویر تهدیدامیز، موجب جلوگیری افراد از مواجهه شدن و پردازش ترس می شود. در نتیجه، چرخه نگرانی شدید حفظ می شود. برخی از تحقیقات نشان می دهند که اجتناب از برانگیختگی های بدنی ممکن است با پردازش هیجانی ترس های تداخل کند. و درنتیجه موجب حفظ و نگرانی نگرانی شوند (فوآ و کوزک، 1986). ممکن است عدم تحمل بلاتکلیفی در اجتناب شناختی تصویرسازی تهدیدآمیز سهیم باشد، به طوری که تحمل و مدارا را با تصویرسازی وقایع ناگوار مشکل خواهد بود. در نتیجه، فرد ممکن است با تفکر درباره پیامدهای منفی مبارزه کند و برای اجتناب از همه تصاویر منفی مرتبط با ان تلاش کند. بنابراین، شخص دارای عدم تحمل بلاتکلیفی از نگرانی برای جلو انداختن پیامدهای منفی استفاده می کند و در عین حال از تصاویر تهدیدآمیز اجتناب می کند، که در هردو مورد موجب تقویت نگرانی در فرد می شوند. با توجه به مسایل مطرح شده، عدم تحمل بلاتکلیفی ممکن است به گسترش و ابقای نگرانی منجر شود (راسن، 2001).
ارتباط بین عدم تحمل بلاتکلیفی و اضطراب فراگیر
ارتباط بین عدم تحمل بلاتکلیفی و اضطراب فراگیر در تعدادی مطالعات مورد بررسی قرار گرفته است. برای مثال، در مطالعه ای عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و گروه کنترل بررسی شد. نتایج نشان داد که بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر به طور معناداری عدم تحمل بلاتکلیفی بیشتری نسبت به گروه کنترل نشان دادند (داگاس و همکارن، 1998). در مطالعه ای دیگر، عدم تحمل بلاتکلیفی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، افراد مشکوک به اختلال اضطراب فراگیر( آزمودنی هایی که توسط پرسشنامه، ملاک های تشخیصی اختال اضطراب فراگیر را بدست آوردند) و جمعیت غیر بالینی با سطوح متوسطی از نگرانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. بیماران مبتلا به GAD و آزمودنی های مشکوک به این اختلال سطوح مشابهی از عدم تحمل بلاتکلیفی را نشان دادند و آزمودنی های این دو گروه نسبت به آزمودنی های گروه با نگرانی متوسط، بلاتکلیفی بیشتری داشتند. بنابراین عدم تحمل بلاتکلیفی در مقایسه با سایر اختلالات، ارتباط بیشتری با نشانه های GAD دارد (شاهجویی، 1389).
آیا عدم تحمل بلاتکلیفی منحصر به اختلال اضطراب فراگیر است یا فرآیند شناختی است که در سایر اختلالات نیز وجود دارد؟ برای پاسخ به این سوال می توان گفت که آیا عدم تحمل بلاتکلیفی می تواند به طور موفقیت آمیز بیماران مبتلا به GAD را از بیماران مبتلا به سایر اختلالات اضطرابی متمایز کند. در مطالعه ای، اختصاصی بودن عدم تحمل بلاتکلیفی برای اختلال اضطراب فراگیر سنجیده شد. گروه های مورد مطالعه شامل بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، بیماران مبتلا به سایر اختلالات اضطرابی و به خصوص اختلال وسواسی- اجباری و افراد عادی بودند؛ نتایج نشان داد که افراد مبتلا به GAD بالاترین میزان عدم تحمل بلاتکلیفی را تجربه می کنند، بعد از آن بیماران مبتلا به سایر اختلالات اضطرابی، اختلال وسواسی- اجباری قرار گرفتند و بعد از ان افراد عادی. این یافته ها نشان می دهند که در حالی که ممکن است عدم تحمل بلاتکلیفی عاملی برای سایر اختلالات اضطرابی باشد، اما به طور اختصاصی با اختلال اضطراب فراگیر رابطه دارد. برای مثال، بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری نیز وجد عدم تحمل بلاتکلیفی را گزارش می کنند (لاداسر و همکاران، 1999). بیماران مبتلا به GAD در دامنه وسیعی از موقعیت ها، آستانه پایینی برای تحمل بلاتکلیفی دارند. در مقایسه با سایر اختلالات اضطرابی که بر خطر خاصی تمرکز دارند، بیماران مبتلا به GAD بر نگرانی و اضطراب درباره تعدادی از وقایع و فعالیت ها تمرکز می کنند. بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ممکن است عدم تحمل بلاتکلیفی را در روابط، عملکرد، سلامتی و بسیاری از حوزه های زندگی شان دخیل کنند (شاهجویی، 1389).
عدم تحمل بلاتکلیفی و اختلال وسواس فکری-عملی
اگرچه عدم تحمل بلاتکلیفی توجه زیادی در اختلال اضطراب فراگیر بدست آورده است، اما این سازه در اختلال وسواس فکری-عملی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. توصیفات نظری این سازه و ارتباط آن با اختلال وسواس فکری-عملی به دهه 1970می رسد (کار، 1974). محققان بیان کرده اند که افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی نیاز شدیدی به یقین و اطمینان دارند (مخلوف-نوریس و نوریس، 1974؛ به نقل از شاهجویی، 1389) و تا زمانی که به یقین و اطمینان نرسند اضطراب معناداری را تجربه می کنند (کوزک، فوآ و مک کارتی، 1987؛ به نقل از شاهجویی، 1389). به ویژه تصور می شود که عدم تحمل بلاتکلیفی در اختلال وسواس فکری-عملی ممکن است بیشتر با اجبارها و رفتارهای تشریفاتی مرتبط با شد (استکتی129، فراست و چوهن، 1998؛ تولین و همکاران، 2003). یعنی این افراد ممکن است اجبارها و اعمال تشریفاتی را به عنوان تنها راهبرد در دسترس در جهت کاهش پریشانی مرتبط با پیامدهای آسیب زا، در نظر بگیرند. استکتی و همکاران (1998) دریافتند که افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی عدم تحمل بلاتکلیفی بیشتری نسبت به افراد سایر اختلالات اضطرابی و افراد عادی، گزارش می کنند. به علاوه، عدم تحمل بلاتکلیفی در مقایسه با مسؤلیت پذیری، کنترل، برآورد آسیب، تحمل اضطراب و راهبرد مقابله، تنها سازه ای بود که به طور موفقیت امیز نشانه های اختلال وسواس فکری-عملی را از اختلال خلقی و نرانی پیش بینی کرد (هالاوای و همکاران، 2006). استکتی و همکاران (1998) گزارش کردند که افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی نسبت به گروه اختلال اضطراب آمیخته، که شامل افراد مبتلا به اختلال پانیک با آگورافوبیا و بدون آگورافوبیا،اختلال اضطراب فراگیر، اختلال اضطراب اجتماعی و آگورافوبیا بودند، عدم تحمل بلاتکلیفی بیشتری را نشان دادند.
علاوه بر این، گروه کاری دریافت های شناختی در اختلال وسواس فکری-عملی (OCCWG) (1997) نیز بیان می کند که بین عدم تحمل بلاتکلیفی و ارزیابی بیش از حد ارتباط نزدیکی وجود دارد. این گروه ارزیابی بیش از حد خطر را به عنوان اغراق در احتمال یا شدت وقوع آسیب تعریف کرده و عدم تحمل بلاتکلیفی را به صورت باورهایی در زمینه ضرورت یقین و قطعیت، پتانسیل مقابله با تغییرات غیرقابل پیش بینی و کارایی مناسب در موقعیت هایی که ماهیت گنگ و مبهمب داشته باشند، تعریف می کند. تحقیقات بسیاری نشان داده است که عدم تحمل بلاتکلیفی به عنوان یک عامل تأثیر گذار در برآورد خطر و تهدید در اختلال وسواس فکری-عملی عمل می کند (شاهجویی، 1389).
پیشینه تجربی و سابقه پژوهش در ایران
مطالعات و پژوهش های مختلفی در زمینه مقایسه سازه عدم تحمل بلاتکلیفی و کمال گرایی بر روی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری انجام شده است . پژوهشگر بر آن شد تا مطالعات وتحقیقات مرتبط را در اختیار قرار دهد.
کیانپور قهفرخی، مروج، علی مدد و زندیان(1389) در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه کمال گرایی و مسؤلیت پذیری با اختلال وسواس فکری-عملی در پزشکان ساکن اهواز به این نتیجه رسیدند که بین کمال گرایی و اختلال وسواس فکری-عملی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین بین مسؤلیت پذیری و اختلال وسواس فکری-عملی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
ارفعی، بشارت قرا ملکی، قلی زاده و حکمتی (1390) در مطالعه ای تحت عنوان عدم تحمل بلاتکلیفی: مقایسه بیماران افسرده با بیماران وسواسی-اجباری به این نتیجه رسیدند که بین گروه سالم و بیماران وسواسی در نمرة کل عدم تحمل بلاتکلیفی و تمامی خرده مقیاس ها تفاوت وجود دارد. همچنین بین بیماران افسرده با گروه سالم نیز در نمرة کل و خرده مقیاس های ناتوانی برای انجام عمل و بلاتکلیفی در مورد اینده تفاوت معنادار وجود دارد.
خسروی، مهرابی و عزیزی مقدم (1387) در پژوهش خود تحت عنوان « بررسی مقایسه ای مؤلفههای نشخوار فکری در بیماران افسرده، وسواسیا اجباری و افراد عادی» دریافتند که میزان نشخوار فکری مرتبط با مرور احساسات ناشی از مشکل، نگرانی در مورد عدم حل مسئله و انتقاد از خود در بیماران افسرده و وسواسی بیشتر از افراد عادی بود.
پیشینه تجربی و سابقه پژوهش در خارج از کشور
ارین130 و همکاران (2013) در تحقیقی تحت عنوان عدم تحمل بلاتکلیفی به عنوان میانجی رابطه بین کمال گرایی و شدت نشانه های اختلال OCD، دریافتند عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه بین کمال گرایی و شدت نشانههای اختلال وسواسی- اجباری را وساطت می کند (ارین و همکاران، 2013).
استکتی131 و همکاران (1998) دریافتند که افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری، عدم تحمل بلاتکلیفی بیشتری نسبت به افراد سایر اختلالات اضطرابی و افراد عادی، گزارش می کنند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره کمال گرایی، کمال گرایی جامعه مدار، ابعاد کمال گرایی، کمال گرایی خودمدار Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره موانع اجرایی، منابع فارسی، محدودیت ها