پایان نامه ارشد رایگان درباره سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

شده است .589يعني آنان که کار بد بياورند.
قُلْ إِنَّنىِ هَدَئنىِ رَبىّ‏ِ إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَ مَا كاَنَ مِنَ الْمُشرِْكِينَ(161)
بگو: يقيناً پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرد، به دينى پايدار و استوار، دين ابراهيم يكتاپرست حق‏گرا، و از مشركان نبود. (161)
حرف” الي ” در”إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِيمٍ”: به معناي انتهاي غايت است . البته در بحرالمحيط آمده است که اينجا براي تعديه است . فعل “هدي” با “لام” و “الي” خود به خود متعدي مي شود ، که در اينجا با “الي” متعدي شده است.590
حرف” من ” در” ‏ مِنَ الْمُشرِْكِينَ “: من در اين آيه ابتدائيه يا براي بيان جنس است ، يعني ابراهيم از جمله مشرکان نبود .591
قُلْ إِنَّ صَلَاتىِ وَ نُسُكِى وَ محَْيَاىَ وَ مَمَاتىِ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِينَ(162)
بگو: مسلماً نماز و عبادتم و زندگى كردن و مرگم براى خدا پروردگار جهانيان است. (162)
حرف” لام ” در” ‏ لِلَّهِ ‏ “: لام ملکيت مي باشد ، يا لام براي تعليل592 يعني بخاطر خدا يا براي اختصاص است بخاطر دلالت بر همه حمد و ستايشي که مخصوص خداي بلند مرتبه است .593
لَا شرَِيكَ لَهُ وَ بِذَالِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ المُْسْلِمِينَ(163)
او را شريكى نيست، و به اين [يگانه‏پرستى‏] مأمورم، و نخستين كسى هستم كه [در اين آيين‏] تسليم [فرمان‏ها و احكام‏] اويم. (163)
حرف” لام ” در” ‏ لَهُ ‏ “: براي اختصاص است و تمليک آمده594
حرف” باء ” در”‏ بِذَالِكَ ‏”: براي استعانت است،يعني به وسيله ي اين يگانه پرستي مامورم.
قُلْ أَ غَيرَْ اللَّهِ أَبْغِى رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ وَ لَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيهَْا وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى‏ ثُمَّ إِلىَ‏ رَبِّكمُ مَّرْجِعُكمُ‏ْ فَيُنَبِّئُكمُ بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تخَْتَلِفُونَ(164)
بگو: آيا جز خدا پروردگارى بجويم در حالى كه او پروردگار هر چيزى است؟! و هيچ كس جز به زيان خود [عمل زشتى‏] مرتكب نمى‏شود، و هيچ سنگين بارى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان خواهد بود، پس شما را به [حقّانيّت‏] آنچه درباره آن [با مردم مؤمن‏] اختلاف مى‏كرديد، آگاه مى‏كند. (164)
حرف” علي ” در”‏ عَلَيهَْا ‏”: علي أنَّ مفعول الکسب المخدوف تقديره .595 به معناي استعلا مي باشد .
حرف” الي ” در”‏ إِلىَ‏ رَبِّكمُ ‏”:انتهاي غايت مکاني است،يعني به سوي پروردگارتان.
حرف” باء ” در”‏ بِمَا كُنتُمْ ‏”: باي سببيه است ، يعني به سبب آنچه اختلاف مي کرديد ، آگاه مي کند596
حرف” في ” در”‏ فِيهِ تخَْتَلِفُونَ ‏”: ظرف زمان.در معني ظرف مجازي به کار رفته است . يعني در چيزي با هم …597
وَ هُوَ الَّذِى جَعَلَكُمْ خَلَئفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فىِ مَا ءَاتَئكمُ‏ْ إِنَّ رَبَّكَ سرَِيعُ الْعِقَابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمُ (165)
اوست كسى كه شما را در زمين، جانشينان [نسل‏هاى گذشته‏] قرار داد، و [پايه‏هاى مادى و معنوى‏] برخى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى بالا برد، تا شما را در آنچه به شما عطا كرده بيازمايد قطعاً پروردگارت زود كيفر است، و يقيناً بسيار آمرزنده و مهربان است. (165)
حرف” لام ” در”‏ لِّيَبْلُوَكُمْ ‏”: براي سببيت است،يعني به وسيله ي آن شما را بيآزمايد.
حرف” في ” در”‏ فىِ مَا ءَاتَئكمُ ‏”:در معناي ظرفيت مکاني است،يعني در آنچه به شما عطا کرده.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم‏
به نام خدا كه رحمتش بى‏اندازه است و مهربانى‏اش هميشگى (0)
حرف” باء ” در”‏ بِسْمِ اللَّهِ ‏”: براي استعانت است.
المص (1)
كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُن فىِ صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَ ذِكْرَى‏ لِلْمُؤْمِنِينَ(2)
اين كتابى [با عظمت‏] است كه به سوى تو نازل شده است پس نبايد در سينه‏ات از ناحيه [تبليغِ‏] آن تنگى وفشار باشد، تا به وسيله آن مردم را بيم دهى، و براى مؤمنان [مايه‏] تذكّر و پند باشد. (2)
حرف” الي ” در”‏ إِلَيْكَ ‏”: در اصل در معني غايت زماني است مثل آيه 187 سوره بقره : “ثم اتموااصيام الي الليل”يعني به سوي تو.
حرف” في ” در”‏ فىِ صَدْرِكَ ‏”:در معني ظرفيت مکاني مجازي است،يعني در سينه ات.
حرف” من ” در حَرَجٌ مِّنْهُ ‏”: من ابتداي غايت است .598 يا سبب ابلاغ و تاديد آنچه رسيده است.599
حرف” باء ” در”‏ لِتُنذِرَ بِهِ ‏”:براي سببيت است، يعني به وسيله آن مردم را بيم دهي.
حرف” لام ” در”‏ لِلْمُؤْمِنِينَ ‏”: براي استحقاق است ، يعني اين کتاب بشارت و مزده اي شايسته براي مومنان است .600
اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكمُ‏ْ وَ لَا تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ(3)
آنچه را از سوى پروردگارتان به جانب شما نازل شده پيروى كنيد، و از معبودانى غير او پيروى ننماييد، ولى بسيار اندك و كم پند مى‏گيريد. (3)
حرف” الي ” در”‏ إِلَيْكُم ‏”:براي انتهاي غايت مکاني است،يعني به سوي شما نازل شد.
حرف” من ” در”‏ مِّن رَّبِّكمُ‏ْ ‏”: براي ابتداي غايت ، يعني از سوي پروردگارشان .601
حرف” من ” در”‏ مِن دُونِهِ ‏”: من ابتدائيه است و مي تواند در استثناء باشد .602

وَ كَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَائلُونَ(4)
چه بسيار شهرهايى كه اهلش را [به سبب گناهانشان‏] هلاك كرديم و عذاب ما در حالى كه شب يا نيم روز در استراحت و آرامش بودند، به آنان رسيد!! (4)
حرف” من ” در”‏ مِّن قَرْيَةٍ ‏”: من تبعيضيه است ، يعني مرکز اجتماع مردم چه شهرها چه روستا .603( من استفهام انکاري استعمال شده در تهويل ظلم)
فَمَا كاَنَ دَعْوَئهُمْ إِذْ جَاءَهُم بَأْسُنَا إِلَّا أَن قَالُواْ إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ(5)
زمانى كه عذاب ما به سويشان آمد، اعترافشان جز اين نبود كه گفتند: قطعاً ما ستمكار بوده‏ايم. (5)
فَلَنَسَْلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسَْلَنَّ الْمُرْسَلِينَ(6)
[روز قيامت‏] از كسانى كه پيامبران به سويشان فرستاده شده [درباره پذيرفتن و نپذيرفتن رسالت پيامبران‏]، و از شخص پيامبران [درباره تبليغ دين‏] به طور يقين پرسش خواهيم كرد. (6)
حرف” الي ” در”‏ إِلَيْهِمْ ‏”:.براي انتهاي غايت مکاني است . يعني به سوي خودشان .
فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيهِْم بِعِلْمٍ وَ مَا كُنَّا غَائبِينَ(7)
بى‏ترديد براى آنان [در آن روز، عقايد، اعمال و اخلاقشان را] از روى دانشى [دقيق و فراگير] بيان خواهيم كرد [زيرا] ما هيچ‏گاه از آنان غايب نبوده‏ايم. (7)
حرف” علي ” در”‏ عَلَيهِْم ‏”:به معناي استعلاي مجازي است،يعني براي آنان.
حرف” باء ” در”‏ بِعِلْمٍ ‏”: باي سببيه است ، يعني به سبب علمي که داريم604و يا باي معيت است605،يعني همراه با علم.
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(8)
ميزان [سنجش اعمال‏] در آن روز حق است پس كسانى كه اعمال وزن شده آنان سنگين و با ارزش باشد، رستگارند. (8)

وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كاَنُواْ بَِايَاتِنَا يَظْلِمُونَ(9)
و كسانى كه اعمال وزن شده آنان سبك و بى‏ارزش باشد، به سبب اينكه همواره به آيات ما ستم مى‏ورزيدند، به خود زيان زده [و سرمايه وجودشان راتباه كرده‏] اند. (9)
حرف” باء ” در”‏ بِمَا كاَنُواْ ‏”: باي سببيه است ، يعني به سبب اينکه همواره .606
حرف” باء ” در”‏ بَِايَاتِنَا ‏”: زائد در مفعول و براي تاکيد آمده است يعني کسانيکه به آيات ما را ستم ورزيدند .607
وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فىِ الْأَرْضِ وَ جَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَيِشَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ(10)
و شما را در زمين جاى داديم، و در آن براى شما وسايل و ابزارزندگى قرار داديم، ولى بسيار اندك و كم
سپاس مى‏گزاريد. (10)
حرف” في ” در”‏ فىِ الْأَرْضِ ‏”: در معني ظرف مکان حقيقي است ، يعني در زمين جاي داديم .
حرف” لام ” در”‏ لَكُمْ ‏”: براي اختصاص است ، يعني مخصوص شما وسايل زندگي قرار داديم . مثل آيه 132 بقره608
حرف” في ” در”‏ فِيهَا ‏”: يعني “دائمين فيها” و در معناي ظرفيت حقيقي است . يعني در آن ابزار زندگي ….609
وَ لَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ(11)
و شما را آفريديم، سپس شما را صورت‏گرى كرديم، آن گاه به فرشتگان گفتيم: بر آدم سجده كنيد بى‏درنگ همه سجده كردند، جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود. (11)
حرف” لام ” در”‏ لِلْمَلَئكَةِ ‏”: براي تبليغ و اعلام است و مي تواند براي تاکيد عموم باشد . گروهي گفته اند که امر براي طايفه اي از ملائکه است که همراه شيطان بودند و خدا بوسيله آنها زمين را از جن پاک کرد و اين نظر قتاده و علي بن عيسي رماني است .610 “لام” بيان جنس است .611
حرف” لام ” در”‏ لاَِدَمَ ‏”: براي تعديه است و عده اي با اين قول اعتراض کرده اند که اگر آدم قبله ملائکه بود بايد “اسجدوا بإلي” متعدي شود نه به با “لام” يعني بايد گرفته شده باشد “اسجدوا الي آدم ” همانطور که مي گويي “سجدت الي الکعبه” و جواب داده اند که تعدي به “لام” هم صحيح است .612
حرف” من ” در”‏ مِّنَ السَّاجِدِينَ ‏”: براي تبعيض است . مثل : “هو واحدٌ منهم” و اگر چنين نبود جايز بود اين عموم را اختصاص مي دهيم به ابليس بخاطر اينکه حمل استثناء بر اينکه منقطع است بعلت مجاز است .613
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيرٌْ مِّنْهُ خَلَقْتَنىِ مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِينٍ(12)
خدا فرمود: هنگامى كه تو را امر كردم، چه چيز تو را مانع شد كه سجده نكردى؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پديد آورده‏اى و او را از گِل آفريدى. (12)
حرف” من ” در”‏ مِّنْهُ ‏”: من اتصاليه يا من ابتدائي است . يعني من از او بهترم .614
حرف” من ” در”‏ مِن نَّارٍ “:من ابتداي غايت ، يعني از آتش .615
حرف” من ” در”‏ مِن طِينٍ ‏”: ابتداي غايت خلقت است .616يعني از گل آفريده.
قَالَ فَاهْبِطْ مِنهَْا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّغِرِينَ(13)
خدا فرمود: از اين جايگاه و منزلتت [كه عرصه فروتنى و فرمانبردارى است‏] فرود آى زيرا تو را نرسد كه در اين جايگاه بلند، بزرگ منشى كنى پس بيرون شو كه قطعاً از خوارشدگانى. (13)
حرف” من ” در”‏ مِنهَْا : من ابتدائيه است.
‏ حرف “لام” در “لک”: براي تاکيد و زائد است بخاطر تعلق تسبيح و تقديس به آن و براي تقويت عمل تعليل .
حرف” في ” در”‏ فِيهَا ‏”: به معناي ظرف حقيقي است ،يعني در اين.
حرف” من ” در”‏ مِنَ الصَّغِرِينَ ‏”: من تاکيد است .617يعني قطعاً از خوار شدگاني.
قَالَ أَنظِرْنىِ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ(14)
گفت: مرا تا روزى كه [مردگان‏] برانگيخته شوند، مهلت ده. (14)
حرف” الي ” در”‏ إِلىَ‏ يَوْمِ ‏”: به معناي “في” مي باشد . يعني در روزي که برانگيخته مي شوند .618
قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ(15)
خدا فرمود: البته تو از مهلت يافتگانى. (15)
حرف” من ” در”‏ مِنَ الْمُنظَرِينَ ‏”: من تبعيضيه است ، يعني جمعي ديگر هستند که از منتظرين باشند .619
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنىِ لَأَقْعُدَنَّ لهَُمْ صرَِاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ(16)
گفت: به سبب اينكه مرا به بيراهه و گمراهى انداختى، يقيناً بر سر راه راست تو [كه رهروانش را به سعادت ابدى مى‏رساند] در كمين آنان خواهم نشست. (16)
حرف” باء ” در”‏ فَبِمَا أَغْوَيْتَنىِ ‏”: باي سببيه است ، يعني سبب اينکه مرا اعزاء کردي .620
حرف” لام ” در”‏ لهَُمْ ‏”: در معني “علي” آمده است يعني (علي الصراط مستقيم ) و بعد از حذف علي مجرور منصوب گرديده است .621
ثُمَّ لاََتِيَنَّهُم مِّن بَينْ‏ِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمَانهِِمْ وَ عَن شَمَائلِهِمْ وَ لَا تجَِدُ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره "، حرف"، در" Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره ظاهر و باطن