پایان نامه ارشد رایگان درباره سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

در طغيانشان رها مى‏كنيم تا پيوسته سرگردان باشند. (110)
حرف” باء” در”يؤمنوا به”: باي تعديه است ، يعني به اين سبب با آمدن معجزه دلخواهشان هم ايمان نمي آورند .493يا زائد ، تاکيد در مفعول است ، يعني به او ايمان آوريد .
حرف “فى” در”فى طغيانهم”: براي تاکيد و در معناي مجازي به کار رفته است . مثل آيه 179 سوره بقره : “لکم في القصاص حياةً” يا در معناي ظرفيت است يعني در طغيانشان .
وَ لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيهِْمُ الْمَلَئكَةَ وَ كلََّمَهُمُ المَْوْتىَ‏ وَ حَشرَْنَا عَلَيهِْمْ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ قُبُلًا مَّا كاَنُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرََهُمْ يجَْهَلُونَ(111)
و مسلما اگر ما فرشتگان را به سوى آنان نازل مى‏كرديم، و مردگان با آنان سخن مى‏گفتند، و همه چيز را گروه گروه در برابرشان گرد مى‏آورديم، باز هم [از روى اراده و اختيار] ايمان نمى‏آوردند مگر آنكه خدا [ايمان آوردنشان را به طور اجبار] بخواهد، ولى بيشترشان نادانى و جهالت مى‏ورزند. (111)
حرف ” الى “در”إليهم”: انتهاي غايت ، يعني به سوي آنها..براي انتهاي غايت مکاني است . يعني اموالشان را به خودشان بدهيد .494
حرف “على “در”عليهم”:..به معناي استعلاي مجازي است .
وَ كَذَالِكَ جَعَلْنَا لِكلُ‏ِّ نَبىِ‏ٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْانسِ وَ الْجِنّ‏ِ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلىَ‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَ لَوْ شَاءَرَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مَا يَفْترَُونَ(112)
و اين گونه براى هر پيامبرى دشمنانى از شياطين انس و جن قرار داديم، كه براى فريب مردم همواره گفتارى باطل ولى به ظاهر آراسته و دلپسند به يكديگر القاء مى‏كنند، و اگر پروردگارت مى‏خواست چنين نمى‏كردند، پس آنان و آنچه را به دروغ به هم مى‏بافند واگذار. (112)
حرف”لام”در”لِكلُ‏ِّ نَبىِ “: به خاطر تقدم مفعول زائد بر آن است . مثل : ” لزيد ضربت” و نيز مي تواند براي اختصاص باشد . براي هر پيامبري495
حرف ” الى “در”إلى بعض”: ممکن است در معني “مع” باشد ، يعني چون همراه با يک ديگر خلوت کردند . 496. و در تبيان “إلي” در معني “لام” آمده است . يعني بعضيها براي ديگران497
وَ لِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفِْدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ وَ لِيرَْضَوْهُ وَ لِيَقْترَِفُواْ مَا هُم مُّقْترَِفُونَ(113)
و [ما به عنوان آزمايش بندگان از القاى گفتار باطل توسط شياطين انس و جن به يكديگر مانع نشديم‏] تا دل‏هاىسانى كه به آخرت ايمان ندارند به آن القائات متمايل شود، و آن را بپسندد و [براى رسيدن به منتهاى شقاوتي لجاجت و عناد آنان است‏] هر عمل زشتى را كه بخواهند انجام دهند، نهايتا انجام دهند. (113)
حرف”لام”در” لِتَصْغَى”:لام صيروره يا عاقبت مي باشد .498
حرف ” الى “در” إِلَيْهِ”: به معناي انتهاي غايت است ، يعني به منتهاي شقاوتي لجاجت و عناد .
حرف” باء” در”بِالاَْخِرَة”:براي تاکيد و زائد در مفعول است .يعني دلهاي کساني که آخرت را ايمان ندارند .
أَ فَغَيرَْ اللَّهِ أَبْتَغِى حَكَمًا وَ هُوَ الَّذِى أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا وَ الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنزََّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالحَْقّ‏ِ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْترَِينَ(114)
آيا جز خدا حاكم و داورى بطلبم؟! در حالى كه اوست كه اين كتاب آسمانى را كه [همه معارف و احكام در آن‏] به تفصيل بيان شده به سوى شما نازل كرد و اهل كتاب [به ويژه دانشمندان آنان‏] مى‏دانند كه اين كتاب [قرآن‏] از سوى پروردگارت به درستى و راستى نازل شده پس [در اينكه معجزه خواهى منكران و مخالفت‏هاى اهل كتاب از روى حقيقت‏جويى نيست‏] از ترديدكنندگان مباش. (114)
حرف ” الى “در” إِلَيْكُمُ”:براي انتهاي غايت مکاني است ، يعني به سوي شما نازل شد .
حرف ” مِّن”در” مِّن رَّبِّكَ”:من ابتداء غايت مجازي متعلق به “منزل”499، يعني از سوي پروردگارت .
حرف” باء” در” بِالحَْقّ”: باي معيت و متعلق به محذوف يعني متلبس به حق500يعني همراه با حق .
حرف ” مِّن”در” ” مِنَ الْمُمْترَِينَ”:شايد براي بيان جنس باشد ، يعني از جنس ترديد کنندگان مباش يا براي ابتدا يعني از ترديد کنندگان مباش501
وَ تَمَّتْ كلَِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَ عَدْلًا لَّا مُبَدِّلَ لِكلَِمَاتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(115)
و سخن پروردگارت از روى راستى و عدل كامل شد، سخنان او را تغيير دهنده‏اى نيست و او شنوا و داناست. (115)
حرف”لام” در” لِكلَِمَاتِهِ “: براي اختصاص است،يعني در خصوص کلمات پروردگار.
وَ إِن تُطِعْ أَكْثرََ مَن فىِ الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يخَْرُصُونَ(116)
اگر از بيشتر مردم روى زمين پيروى كنى [و آرا و خواسته‏هايشان را گردن نهى‏] تو را از راه خدا گمراه مى‏كنند آنان فقط از گمان و پندار [كه پايه علمى و منطقى ندارد] پيروى مى‏كنند، و تنها به حدس و تخمين تكيه مى‏زنند. (116)
حرف” في” در” فىِ الْأَرْضِ”: در معني ظرف مکان حقيقي است ، يعني آنچه را در زمين است .
حرف” عن” در”عَن سَبِيلِ اللَّهِ”: در معني مجاوزت است . نيز مي تواند براي تعديه و زائد باشد و همچنين مي تواند در معناي “من” باشد ، يعني تو را از راه خدا گمراه مي کند .502
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ(117)
يقيناً پروردگارت به كسى كه از راه او گمراه مى‏شود و نيز به راه يافتگان داناتر است. (117)
حرف” عن” در” عَن سَبِيلِهِ”: در معناي مجاوزت آمده ، يعني از راه حق گمراه شده .503
حرف” باء” در” بِالْمُهْتَدِينَ”:تاکيد و زائد در مفعول است ، يعني به راه يافتگان داناتر است .
فَكلُُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُم بَِايَاتِهِ مُؤْمِنِينَ(118)
پس اگر به آيات خدا ايمان داريد، از آنچه [از گوشت حيوان حلال گوشتى‏] كه [وقت ذبح شدن‏] نام خدا بر او برده شده بخوريد [نه از ذبيحه گمراهان.] (118)
حرف” من” در” مِمَّا ذُكِرَ”: من تعليليه است ، يعني علت و سبب را بيان مي کند .
حرف” علي” در” عَلَيْهِ”:در معناي استعلاء به کار رفته است ، يعني بر او .
حرف” باء” در” بَِايَاتِهِ “:تاکيد و زائد در مفعول است ، يعني آيات خدا را ايمان داريد .
وَ مَا لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَ إِنَّ كَثِيرًا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائهِم بِغَيرِْ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ(119)
و شما را چه شده [كه به دنبال ياوه‏گويى مشركان‏] از آنچه [چون گوشت ذبيحه‏اى‏] كه نام خدا بر آن برده شده نمى‏خوريد؟! در صورتى كه آنچه را خدا بر شما حرام نموده براى شما بيان كرده است، مگر چيزى كه [براى حفظ جانتان‏] به خوردن آن ناچار شويد و قطعاً بسيارى [از بدانديشان‏]، ديگران را از روى جهل و نادانى با هواهاى نفسانى خود گمراه مى‏كنند يقيناً پروردگارت به تجاوزكاران [از حدود حق‏] داناتر است. (119)
حرف” لام” در” لَكُمْ “: براي تبيين است ، يعني برايتان آنچه را که حرام کرده بيان نموده است . مثل آيه 219 “بقره”504
حرف” من” در” مِمَّا ذُكِرَ “: من تعليليه است ، يعني علت و سبب را بيان مي کند .
حرف” علي ” در” عَلَيْهِ “:به معناي استعلاء آمده ، يعني بر او.
حرف” لام” در” لَكُمْ “: براي اختصاص است ، يعني براي شما .
حرف” علي” در” عَلَيْكُمْ “: به معناي استعلاي بر مجرور و معنوي آمده .505
يعني خوردن گوشتي که نام خدا برآن برده نشده را حرام کرد .506
حرف” الي” در” إِلَيْهِ “:انتهاي غايت مکاني است ، يعني به سوي .
حرف”باء”در”بِأَهْوَائهِم”:باي سببيه است .507يعني به سبب هواهاي نفساني .
حرف” باء ” در” بِغَيرِْ “: ممکن است براي تاکيد و زائد در مفعول باشد . يا براي معيت است .508
حرف” باء ” در” بِالْمُعْتَدِينَ “: تاکيد و زائد در مفعول است ، يعني به تجاوز کاران [از حدود حق]داناتر است .
وَ ذَرُوا ظَهِرَ الْاثْمِ وَ بَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْاثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كاَنُواْ يَقْترَِفُونَ(120)
گناه آشكار و پنهان را رها كنيد قطعاً كسانى كه مرتكب گناه مى‏شوند به زودى در برابر آنچه همواره مرتكب مى‏شدند، مجازات خواهند شد. (120)
حرف” باء ” در”بِمَا كاَنُواْ يَقْترَِفُونَ “: باي سببيه است ، يعني سبب آنچه که همواره مرتکب شدند .
وَ لَا تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلىَ أَوْلِيَائهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لمَُشرِْكُونَ(121)
از آنچه [هنگام ذبح شدن‏] نام خدا بر آن برده نشده نخوريد مسلماً خوردن آن فسق [و بيرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است قطعاً شياطين [شبهات ناروايى را به ضد احكام خدا] به دوستانشان القاء مى‏كنندتا با شما [درباره احكام خدا] مجادله و ستيزه كنند، و اگر از آنان پيروى كنيد، يقيناً شما هم مشركيد. (121)
حرف” من ” در” مِمَّا “: من تعليليه است ، يعني از آنچه که نام خدا بر آن برده نشده نخوريد .
حرف” علي ” در” عَلَيْهِ “: در معني استعلاي مجازي و معنوي است . يعني نام خدا برآن برده نشده
حرف” الي ” در” إِلىَ أَوْلِيَائهِمْ “:انتهاي غايت است ، يعني به دوستانشان .
حرف” لام ” در” لمَُشرِْكُونَ “: حرف “لام” در “لمُشرکون” لام تاکيد است . يعني يقيناً شما هم مشرکيد
أَ وَ مَن كاَنَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشىِ بِهِ فىِ النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فىِ الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بخَِارِجٍ مِّنهَْا كَذَالِكَ زُيِّنَ لِلْكَفِرِينَ مَا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ(122)
آيا كسى كه [از نظر عقلى و روحى‏] مرده بود و ما او را [به وسيله هدايت و ايمان‏] زنده كرديم، و براى وى نورى قرار داديم تا در پرتو آن در ميان مردم [به درستى و سلامت‏] حركت كند، مانند كسى است كه در تاريكى‏ها [ىِ جهل و گمراهى‏] است و از آن بيرون شدنى نيست؟! اين گونه براى كافران [به خاطر لجاجت و عنادشان‏] آنچه انجام مى‏دادند، آراسته شد [تا گمان كنند اعمالى را كه انجام مى‏دهند نيكوست.] (122)
حرف” لام ” در” لَهُ “:براي اختصاص است ، يعني براي او .
حرف” باء ” در” يَمْشىِ بِهِ “: باي سببيه است ، يعني به سبب آن در ميان مردم حرکت کند .509
حرف” في ” در” فىِ النَّاسِ “:به معناي ظرفيت است ، يعني در ميان مردم .
حرف” من ” در” كَمَن مَّثَلُهُ “: حرف تشبيه است.
حرف” في ” در” فىِ الظُّلُمَاتِ “: معناي ظرفيت مجازي حقيقي است ، يعني در تاريکي ها .
حرف” باء ” در” بخَِارِجٍ “:زائد است .
حرف” من ” در” مِّنهَْا “: من ابتدائيه است ،و ابتداي غايت را مي رساند.يعني از آن بيرون شدني نيست .
حرف” لام ” در” لِلْكَفِرِينَ “: براي اختصاص و استحقاق آمده است ، يعني کافران به خاطر کفر ورزيدن و عنادشان مستحق عذابند ، مثل آيه 1 سوره مطففين که براي استحقاق آمده است : “ويلٌ للمطففين” .510
وَ كَذَالِكَ جَعَلْنَا فىِ كلُ‏ِّ قَرْيَةٍ أَكَبرَِ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَ مَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنفُسِهِمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ(123)
و اين گونه [كه در مكه مى‏بينى‏] در هر آبادى و شهرى رؤسا و سردمداران گنهكارى قرار داديم تا در آن [براى گمراه كردن مردم‏] نيرنگ زنند، ولى جز به خودشان نيرنگ نمى‏زنند، و [اين واقعيت را] درك نمى‏كنند. (123)
حرف” في ” در”فىِ كلُ‏ِّ قَرْيَةٍ”:در معناي ظرفيت مکاني است،يعني در هر آبادي و شهري.511
حرف “لام” در ليمکُروا “لام”: صيرورة يا لام کي مي باشد .512يعني عاقبت به خودشان نيرنگ مي زنند .
حرف” في ” در” فِيهَا “: در معني ظرفيت مجازي است ، در اينجا در معناي ظرف مکان بکار رفته است ، يعني در آن .
حرف” باء ” در” بِأَنفُسِهِمْ “:در معناي ظرفيت است و به معناي”في” آمده ، يعني در خودشان .
وَ إِذَا جَاءَتْهُمْ ءَايَةٌ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره حرف"، ":، باء" Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره "، حرف"، در"