پایان نامه ارشد رایگان درباره سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

است،يعني نسبت به واجبات عقليه يا براي سببيه يا ظرفيه ي مجازي است.226يعني در مجالس تعاطي
حرف” عن” در” ْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ “:به معناي “من “است.مثل:”هو الذي يقبل التوبه عن عباده”.227 يعني دائماً متوجه به خدا هستندو به آن غلفت ندارند ولي کوتاهي در عبادت نمي کنند.
“عن “در”عَنِ الصَّلَوة”:به معناي من آمده حرف است،يعني از نماز بازمي دارد.228
وَ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ احْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلىَ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ(92)
و از خدا اطاعت كنيد و از پيامبر فرمان بريد، و [از مخالفت با خدا و پيامبر] بپرهيزيد، پس اگر روى گردانيد [سزاوار كيفر مى‏شويد]، و بدانيد كه بر عهده پيامبر ما فقط رساندن آشكارِ [پيام وحى‏] است. (92)
حرف” على” در”عَلىَ رَسُولِنَا”:به معناي استعلاي مجازي به کار رفته است،ومعني برعهده پيامبرمافقط رساندن آشکار است.229
لَيْسَ عَلىَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّ أَحْسَنُواْ وَ اللَّهُ يحُِبُّ المُْحْسِنِينَ(93)
بر كسانى كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته انجام داده‏اند نسبت به آنچه [پيش از حكم تحريم مُسكرات، قمار و ساير مُحرّمات‏] خورده‏اند، گناهى نيست، هرگاه بپرهيزند و ايمان آورند و كارهاى شايسته انجام دهند سپس پرهيزكارى را تداوم بخشند و ايمان خود را ادامه دهند، و بر پرهيزكارى پافشارى ورزند و كار نيك بجا آورند و خدا نيكوكاران را دوست دارد. (93)
حرف” على”در ” عَلىَ الَّذِين”:به معناي استعلاي مجروربه کاررفته است،متعلق به محذوف خبر فعل ناقص يعني برکساني که نافرماني کردند.َ.230
حرف” فى” درٌ” فِيمَا”:در معناي تعليل به کاررفته است،ومتعلق به جناح است.يعني نسبت به آنچه که .231
يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشىَ‏ْءٍ مِّنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يخََافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى‏ بَعْدَ ذَالِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ(94)
اى اهل ايمان! بى‏ترديد خدا شما را به چيزى از شكار [حيوانات در حالى كه مُحرم هستيد] آزمايش مى‏كند، چه شكارى كه [به آسانى و بدون اسلحه‏] دست شما به آن برسد، و [چه شكارى كه به سبب وحشى بودنش‏] نيزه‏هاى شما [آن را صيد مى‏كند] تا خدا كسى را كه در نهان از او مى‏ترسد، معلوم و مشخص نمايد. و هر كه پس از اين [امتحان از حدود خدا] تجاوز كند [و در حال احرام به شكار برخيزد] براى او عذابى دردناك است. (94)
حرف ” باء” در” بِشىَ‏ْء”:بنابرقول اکثرفقهابه معني تبعيض است،يعني به چيزي اندک ازصيد232يا براي معيت است در معني “مع” است ، يعني همراه با چيزي از صيد .233

حرف “من “در “ٍ مِّنَ الصَّيْد”:براي بيان جنس است،يا به معني تبعيض است.يعني صيدحرام نيست مگردرزمان احرام234
حرف ” باء “در”بِالْغَيْب”:شايدبه معني”في”وظرفيت باشد،ومتعلق به خوف است.يعني انسان از خشکي دريا وعذاب دردناک بترسد.235
حرف” لام” در ” َ فَلَه”:استحقاق است.يعني مستحق عذاب دردناکي هست.236
يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَ أَنتُمْ حُرُمٌ وَ مَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يحَْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيَا بَلِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَوْ عَدْلُ ذَالِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ(95)
اى اهل ايمان! در حالى كه در احرام [حج يا عمره‏] هستيد، شكار را نكشيد. و هر كس از شما عمداً آن را بكشد، كفّاره‏اى همانند آن از جنس چهارپايانِ [اهلى‏] بر عهده اوست كه [همانند بودن آن را] دو عادل از خودتان گواهى دهند، و به عنوان قربانى به [حريم‏] كعبه رسد، يا به كفّاره [آن شكار كشته شده معادل قيمت قربانى‏] به مستمندان طعام دهد، يا برابر تعداد مستمندى كه طعام مى‏دهد روزه بگيرد، تا كيفر كار خود را بچشد. خدا از [گناه‏] كشتن شكارهايى كه پيش از اين حكم انجام گرفته درگذشت. و هر كه [پس از كفّاره دادن‏] به شكار كردن بازگردد، خدا از او انتقام مى‏گيرد و خدا تواناى شكست‏ناپذير و صاحب انتقام است. (95)
حرف” من” در” مِنكُم”:براي تبعيض است،يعني بعضي ازشما.237
حرف” من” در”مِنَ النَّعَم”:براي بيان جنس است،يعني نوعي يا بعضي از صيد ها از صيدمثل شتر،گاو،گوسفند238.
حرف” باء” در” يحَْكُمُ بِه”:به معني استقرار تقدير در خبر محذوف239و مي تواند براي تعديه باشد.
حرف “من “در “مِّنكُمْ هَدْيَا”:براي تبعيض است،يعني بعضي از اهل ملت شما.مثل( ايه 65 بقره) ازصيد 240
حرف “عن” در” عَمَّا سَلَفَ “:براي مجاوزت است،يعني پيش از اين حکم انجام گرفته در گذشت.
حرف” من” در” مِنْه”:براي ابتداي مکاني و غايت و در معني حقيقي است،يعني از او.
حرف “لام”در”ليذوق”:براي غايت است،که با مدخولش متعلقند به کلمه”فجزا”وبنابراين،اين معنا که کفاره خود نوعي از مجازات است مي دهد.241
أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَ لِلسَّيَّارَةِ وَ حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبرَِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى إِلَيْه‏تحُْشَرُونَ(96)
براى بهره‏مند شدن شما و كاروانيان، شكار كردن از دريا و خوراكى آن [در حال احرام‏] بر شما حلال شد. و شكار صحرا و بيابان تا زمانى كه مُحرم هستيد، بر شما حرام است. و از خدايى كه به سوى او گردآورى مى‏شويد، پروا كنيد. (96)
ِ حرف” لام” در ” أُحِلَّ لَكُم”: براي انتفاع است، يعني براي بهرهمند شدن شما. مثل آيه 22 بقره 242
حرف” لام” در” لَكُمْ”: براي اختصاص است، يعني مخصوص شماست. مثل آيه 94 بقره243
حرف” لام” در” لَكُمْ لِلسَّيَّارَةِ”:براي اختصاص است.يعني مخصوص کاروانيان.
حرف “على” در” عَلَيْكُم”:در معني استعلاي مجرور معنوي است. يعني در حال احرام بر شما حرام شده.244
حرف” الى” در ” إِلَيْه‏تحُْشَرُونَ” : براي انتهاي غايت است. يعني همگي بسوي او محشور خواهيد شد.245
* جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِّلنَّاسِ وَ الشهَّْرَ الْحَرَامَ وَ الهَْدْىَ وَ الْقَلَئدَ ذَالِكَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ(97)
خدا، [زيارتِ‏] كعبه، آن خانه با حرمت، و ماه‏هاى حرام، و قربانى‏هاى بى‏نشان، و قربانى‏هاى نشان‏دار را وسيله قوام و برپايى [زندگى، معيشت و سامان دنيا و آخرت‏] مردم قرار داد. اين [شرايع و احكام‏] براى آن است كه بدانيد: يقيناً خدا آنچه را در آسمان‏ها و آنچه را در زمين است مى‏داند و قطعاً خدا به همه چيز داناست. (97)
حرف” لام” در ” لِّلنَّاس”: براي تبعيض است.يعني بعضي از مردم246 باشد.
حرف “فى” در” فىِ السَّمَاوَات”: در معني ظرف مکان حقيقي است، يعني آنچه در آسمانهاست.
حرف “فى “در” فىِ الْأَرْض”: در معني ظرف مکان حقيقي است، يعني آنچه را در زمين است.
حرف “باء “در “بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ “: براي استعلا است و ميتواند زائده براي تأکيدمعناي مفعولي باشد و بعضي لغويها گفتهاند که لفظ “عليم” برا ي مبالغه است و بالفظ “باء” متعدي شده است با آنکه خود متعدي بنفسه است. مثل آيهي 10 سوره ممتحنه : “فان علمتموهن مؤمنات”، بخاطر اظهار زيادي علوم.247و مي تواند در معناي الصاق باشد.
اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(98)
بدانيد مسلماً خدا [نسبت به نافرمانى بندگان‏] سخت‏كيفر، و [نسبت به طاعت آنان‏] بسيار آمرزنده و مهربان است. (98)
مَّا عَلىَ الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا تَكْتُمُونَ(99)
بر عهده پيامبر جز رساندن [پيام خدا] نيست. و خدا آنچه را آشكار مى‏كنيد و آنچه را پنهان مى‏داريد، مى‏داند. (99)
حرف”على” در “عَلىَ الرَّسُولِ”: به معناي استعلا ميباشد، يعني بر عهده پيامبر جزء رساندن[پيام خدا] نيست.
قُل لَّا يَسْتَوِى الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثرَْةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللَّهَ يَأُوْلىِ الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(100)
بگو: ناپاك و پاك [مانند كافر و مؤمن، معصيت و طاعت، حرام و حلال، و معيوب و سالم‏] يكسان نيستند هر چند فراوانى ناپاك‏ها تو را به شگفت آورد. پس اى صاحبان خرد! از خدا پروا كنيد تا رستگار شويد. (100)
يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَسَْلُواْ عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِن تَسَْلُواْ عَنهَْا حِينَ يُنزََّلُ الْقُرْءَانُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنهَْا وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ(101)
اى اهل ايمان! از احكام و معارفى [كه شريعت اسلام از بيان آنها خوددارى مى‏كند و خدا هم به خاطر آسان گرفتن بر بندگانْ نهى و امرى نسبت به آنها ندارد] مپرسيد كه اگر براى شما آشكار شود، غمگينتان كند. و اگر هنگامى كه قرآن نازل مى‏شود از آنها بپرسيد، براى شما روشن مى‏شود. خدا از [اينكه شما را به‏] آن احكام و معارف [كه باعث غم و اندوه شماست مُكلّف كند] گذشت كرد و خدا بسيار آمرزنده و بردبار است. (101)
حرف” عن” در”عَنْ أَشْيَاءَ “:به معناي مجاوزت يا من آمده است،يعني از احکامي که شريعت اسلام از بيان آنها خودداري مي کند.
حرف” لام” در” تُبْدَ لَكُم” :براي اختصاص آمده،يعني براي شما.
حرف” عن” در” عَنهَْا”:براي سببيت يا تعليليه است، يعني سبب غمگينيشان خواهد بود.
حرف” لام” در”تُبْدَ لَكُم”:به معناي اختصاص آمده، يعني براي شما.
حرف “عن” در”عَنهَْا”: براي سببيت است، يعني باعث و سبب غم و اندوه شماست. مثل آيه 36 بقره248
قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بهَِا كَافِرِينَ(102)
گروهى از پيشينيان شما از آن احكام و معارف پرسيدند، [چون براى آنان روشن شد، از اجرايش روى گرداندند] سپس به آن كافر شدند. (102)
حرف” من” در “ٌ مِّن قَبْلِكُم”: در معناي غايت زماني به کار رفته است و در اينجا ميتواند براي تأکيد باشد.249
حرف” باء” در ” بهَِا كَافِرِينَ “: متعلق به کافرين و براي سببيت است و احتمال دارد براي تعديه باشد، يعني به سبب آن کافر شدند250
مَا جَعَلَ اللَّهُ مِن بحَِيرَةٍ وَ لَا سَائبَةٍ وَ لَا وَصِيلَةٍ وَ لَا حَامٍ وَ لَاكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْترَُونَ عَلىَ اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثرَُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ(103)
خدا هيچ حيوانى را به عنوان بحيره [ماده شترى كه پنجمين حمل مادر خود باشد] و سائبه [شترى كه ده ماده زاييده‏] و وصيله [گوسفند ماده‏اى كه همزاد با بره نر است‏] و حام [شتر نرى كه ده شتر از او پديد آمده‏]، مقدس و ممنوع از تصرّف قرار نداده است. ولى كسانى كه كفر ورزيده‏اند [اين امور را] بر خدا دروغ مى‏بندند و بيشترشان انديشه نمى‏كنند. (103)

حرف” من” در “مِن بحَِيرَةٍ”: من زائد است، يعني بحيره را.251
حرف”على “در”عَلىَ اللَّهِ”:در معناي استعلاي مجروربه کار رفته است.
وَ إِذَا قِيلَ لهَُمْ تَعَالَوْاْ إِلىَ‏ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ َ إِلىَ الرَّسُول‏قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَا أَ وَ لَوْ كاَنَ ءَابَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيًْا وَ لَا يهَْتَدُونَ(104)
ِ و هنگامى كه به آنان گويند: به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر آييد، گويند: روش و آيينى كه پدرانمان را بر آن يافته‏ايم، ما را بس است. آيا هر چند پدرانشان چيزى نمى‏دانستند و هدايت نيافته باشند [باز هم اين تقليد جاهلانه و ناروا را بر خود مى‏پسندند؟!] (104)
حرف” لام” در”قِيلَ لهَُمْ:” براي تبليغ است مثل آيه 30 سوره بقره : “اذ قال ربّک للملايکه” يعني هنگامي که پروردگارت به ملائکه گفت1

حرف” إِلى”در” إِلىَ مَا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره "، حرف"، در" Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره حرف"، در"، غايت