پایان نامه ارشد رایگان درباره سوره بقره، آخرالزمان

دانلود پایان نامه ارشد

چشم‌بندي است که حقيقت ندارد چنان که مي‌خوانيم:«فَإذا جبالُُم و عِصيهُم يخَيلُ اِليه مِن سِحرهم اَنَها تَسعي»، «پس ناگهان ريسمان و چوبدستي‌ها بر اثر سِحرشان در خيال او چنين مي‌نمود که آنها با شتاب مي‌خزند.»85
نوع سوم،«سِحرشيميايي»است. در اين گونه سِحر با برخي از مواد شيميايي در برخي از چيزها تغييراتي به وجود مي‌آورند که براي بيننده، غير عادي است، انجام چنين کاري اگر مايه‌ي فريب مردم قرار نگيرد، اشکالي ندارد اما اگر براي نيت سوء مورد استفاده قرار گيرد حرام است به عنوان نمونه در تاريخ ساحران زمان حضرت موسي (ع) مي‌خوانيم که آنها درون ريسمان و عصاهاي خويش مقداري مواد شيميايي قرار داده بودند که پس از تابش آفتاب و يا بر اثر وسايل حرارتي که در زير آنها تعبيه کرده بودند به حرکت در مي‌آمدند و تماشاگران خيال مي کردند آنها زنده شده‌اند، امّا چون اين کار به منظور اغفال مردم انجام مي‌شد، مورد مذمت واقع شده است زيرا يک نوع کارشکني بود در برابر هدف پيامبر صلي الله عليه وآله.86

1-2-6-2- منشأ کفر ساحران از ديدگاه قرآن کريم
سِحر و جادو از بدترين پديده‌هاي روحي است که به صورتي در آيه فوق مشهود است، با کفر همراه است، چنان‌که اگر با انحراف فکري و الحاد عقيدتي همراه باشد، با کفر اعتقادي همراه است. کفر اعتقادي در جايي است که انسان به تأثير استقلالي آن مبرا بود ولي در مقام عمل به کار گرفت، قبلاً به کفر عملي، يعني معصيت بزرگ تعبیر شده است، نه از آن جهت که به ديگري ضرر مي‌رساند و اصرار به غير معصيت است، بلکه خود سِحر، خواه اثر بکند يا نکند معصيت بزرگي است. به هر تقدير، شياطين با تعليم و تعلم سِحر، در اعتقاد و عمل، کفر مي‌ورزند.
زيرا قرآن کريم افزون بر اثبات کفر براي شياطين، منشأ کفر آنان را تعليم سِحر معرفي مي‌نمايد. بنابراين، سِحر سبب کفر است: «ولکن الشّياطينَ کَفروا يعلَّمونَ النَّاسَ السِحر»،«ولي شياطين کافر شدند در حالي که به مردم سِحر ياد مي‌دادند». بر همين اساس اين آيه از ادله‌ي حرمت سِحر و يکي از اسباب کفر، از نظر فقهاست.87

1-2-7-يأجوج و مَأجوج
يأجوج و مَأجوج نام‌هايي در متون فرجام شناسي اديانِ يهوديت، مسيحيت و اسلام است، که در قرآن و تورات از آنها ذکر به عمل آمده است. آنها گاه دو شخص، گاه مردمِ دو منطقه، و گاه خود دو منطقه جغرافيايي‌اند. در حوادث آخرالزمان از آنها نام برده شده است.

1-1-7-1- قرآن و عهد عتيق
در قرآن در دو سوره از ياجوج و ماجوج سخن به ميان آمده است، اول در سوره کهف آيات 93 تا 98، و ديگر بار در سوره انبياء آيه‌ي96، آيات قرآن به خوبي گواهي مي دهند که اين دو نام متعلق به دو قبيله وحشي خونخوار بوده است، که مزاحمت شديدي براي ساکنان اطراف مرکز سکونت خود داشته‌اند.
در تورات در کتاب حزقيل فصل سي و فصل سي و نهم، و در کتاب رؤياي يوحنا فصل بيستم، از آنها به عنوان گوگ و ماگوگ ياد شده است، که معرب آن ياجوج و ماجوج مي‌باشد. به عنوان گفته مفسر قرآن علامه طباطبايي در الميزان، از مجموع گفته‌هاي تورات استفاده مي‌شود که ماجوج يا ياجوج و ماجوج، گروه يا گروه هاي بزرگي بودند که در دور دست‌ترين نقطه شمال آسيا زندگي داشتند مردمي جنگجو و غارتگر بودند. بعضي معتقدند اين کلمه عبري است، ولي در اصل از زبان يوناني به عبري منتقل شده است و در زبان يوناني گاگ و ماگاگ تلفظ مي شده، که در ساير لغات اروپايي نيز به همين صورت انتقال يافته است.
در اصحاح دهم از سفر تکوين تورات: «اينان فرزندان دودمان نوح اند: سام و حام و يافث که پس از طوفان براي هريک فرزنداني شد، فرزندان يافث عبارت بودند از جومر و ماجوج و ماداي و باوان و نوبال و ماشک و نبراس».
در کتاب حزقيال اصحاح سي و هشتم آمده: «خطب سخن ربّ به من شد که مي گفت: اي فرزند آدم روي خود متوجه جوج سرزمين ماجوج رئيس روش ماشک و نوبال کن، و نبوت خود را اعلام بدار و بگو آقا و سيّد ربّ اين چنين گفته: اي جوج رئيس روش ماشک و نوبال، عليه تو برخاستم، تو را بر مي‌گردانم و دهنه‌هايي در دو فک تو مي‌کنم، و تو و همه لشکرت را چه پياده و چه سواره بيرون مي‌سازم، در حالي که همه آنان فاخرترين لباس بر تن داشته باشند، و جماعتي سترگ و با سپر باشند همه‌شان شمشيرها به دست داشته باشند، فارس و کوش و فوط با ايشان باشد که همه با سپر و کلاه خود باشند، و جومر و همه لشکرش و خانواده نوجرمه از اواخر شمال با همه لشکرش شعبه‌هاي کثيري با تو باشند». مي گويد: « به همين جهت اي پسر آدم بايد ادعاي پيغمبري کني و به جوج بگويي سيّد ربّ امروز در نزديکي سکناي شب اسرائيل در حالي که در امن هستند، چنين گفته: آيا نمي داني و از محلت از بالاي شمال مي آيي».88
در اصحاح سي و نهم داستان پيشين را دنبال نموده مي‌گويد: « و تو اي پسر آدم براي جوج ادعاي پيغمبري کن و بگو سيّد ربّ اين‌چنين گفته: اينک من عليه همراه اي جوج، اي رئيس روش ماشک و نوبال و اردک و اقودک، و تو را از بالا هاي شمال بالا مي برم، و به کوه هاي اسرائيل مي آورم، و کمانت را از دست چپت و تيرهايت را از دست راستت مي‌زنم، که بر کوه هاي اسرائيل بيفتي، و همه لشکريان و شعوبي که با تو هستند بيفتند، آيا مي‌خواهي خوراک مرغان کاشر از هر نوع وحشي‌هاي بيابان شوي؟ بر روي زمين بيفتي؟ چون من به سخن سيّد ربّ سخن گفتم، و آتشي بر ماجوج و بر ساکنين در جزائر ايمن مي فرستم، آنگاه است که مي دانند منم رب…».
در خواب يوحنا در اصحاح بيستم مي گويد: «فرشته اي ديدم که از آسمان نازل مي شد و با اوست کليد دوزخ و سلسله و زنجير بزرگي بر دست دارد، پس مي گيرد اژدهاي زنده قديمي را که همان ابليس و اهريمن باشد، و او را هزار سال زنجير مي کند، تا ديگر امتهاي بعدي را گمراه نکند، و پس از همه شدن هزار سال البته بايد آزاد شود، و مدت اندکي رها گردد». آنگاه مي گويد: « پس وقتي هزار سال تمام شد اهريمن از زندانش آزاد گشته بيرون مي شود، تا امتها را که در چهار گوشه زمينند جوج و ماجوج همه را براي جنگ جمع کند درحالي که عددشان مانند ريگ دريا باشد، پس بر پهناي گيتي سوار شوند و لشکرگاه قديسين را احاطه کنند و نيز مدينه محبوبه را محاصره نمايند، آنگاه آتشي از ناحيه خدا از آسمان نازل شود و همه شان را بخورد، و ابليس هم که گمراهشان مي کرد در درياچه آتش و کبريت بيافتد، و با وحشي و پيغمبر دروغگو بباشد، و به زودي شب و روز عذاب شود تا ابد الابدين». از اين قسمت که نقل شده بهره‌گيري مي شود که «ياجوج و ماجوج» امت و يا امت‌هايي سترگ بوده اند، و در قسمت‌هاي بالاي شمال از آبادي‌هاي آن روز زمين مي‌زيسته‌اند، و مردماني جنگنجو و سرشناس به جنگ و تاراج بوده‌اند.89
سِحر در اصطلاح امري شگرف است که به امر خارق العاده شباهت دارد؛ اما خود، امري خارق العاده نيست، زيرا اولاً آموختني است و ثانياً؛ انجام آن با ارتکاب کارهاي زشت باعث مي شود که انسان مورد وسوسه هاي شيطاني قرار گيرد.90
قرآن کريم ساحري را کفر، بي ايماني، بي تقوايي، معامله‌اي بد با خود، بي بهره‌گي از آخرت، افزايش گناه دانسته است.91
قرآن در آيات زيادي به موارد خارق عادت مانند معجزه پيامبران، کرامات اولياء، استجابت دعا، چشم زخم، اثر حسادت، سِحر و … اشاره مي کند. در مجموع، ذيل چند آيه از آيات الهي مباحث مختلف خارق‌عادت‌ها مواج مي‌شود که برخي از مفسران و دانشمندان، واقعيت داشتن خارق عادت و تأثير آن را استفاده کرده‌اند و برخي ديگر، واقعيت نداشتن و مؤثر نبودن را.
سوره ي بقره آيه 60: «و اِذاسْتَسْقَي مُوسي لِقومِهِ فَقُلنا اِضرِب بَعصاکَ الحَجرَ فانفَجَرت مِنهُ اثنَتا عَشره عنيا قَد عَلِمَ کُلُّ اَناسٍ مُشرَبَهُم کُلُوا و اشرَبوا مِن رّزقِ الله و لا تَعثوا في الارضِ مُفسِدين»،
ترجمه:« و به ياد آوريد زماني را که موسي براي قوم خويش آب طلبيد، به او دستور داديم «عصاي خود را بر آن سنگ مخصوص بزن!» ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشيد؛ آن گونه که هر يک (از طوايف دوازده گانه بني اسرائيل) چشمه مخصوص خود را مي‌شناختند؛ و گفتيم: از روزي هاي الهي بخوريد و بياشاميد! و در زمين فساد نکنيد».92
توضيح: در اين آيه معجزه اي از معجزات حضرت موسي (ع) مواج است که يکي از خوارق عادت مي‌باشد. آيات فراواني معجزات انبياء را مطرح مي کند که اين آيه به عنوان نمونه بيان شده است.
سوره بقره آيات 102 و103:«و اَتَبَعوا مَا تَتلو الشياطينُ عَلَي مُلکِ سُليمانُ و لکِنَّ الشياطينَ کَفَروا يعلمونَ النّاسَ السِحر وما انزِلَ علي المَلَکينِ ببابِلَ هارُوتَ و ماروتَ و ما يعلمانِ مِن اَحدٍ حتي يقولا اِنما نحنُ فتنه فلا تکفُر فَيتَعلَمونَ مِنهُما ما يفَرِقونُ بِهِ بينَ المرءِ و زَوجِهِ و ما هم بضارينَ بِهِ مِن احدٍ اِلّا بِاِذنِ اللهِ وَ يتَعلِمونَ ما يضرُّهُم و لا ينفَعُهُم وَ لَقَد عَلموا لَمَنِ اشتَرَیهُ مالَهُ في الاخِرَهِ مِن خَلافٍ و لَبئسَ ما شَرَوا بِهِ انفَسُهم َو کانوا يعلَمونَ وَ لَو اَنهُم امنوا و اتِّقوا لَمثوبهٌ مِّن عِندِ الله خيرٌ لوُ کانوا يعلَمُونَ»
ترجمه:« و يهود از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مي‌خواندند، پيروي کردند. سليمان هرگز (دست به سِحر نيالود) و کافر نشد؛ ولي شياطين کفر ورزيدند و به مرد سِحر آموختند. (و نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل “هاروت و ماروت” نازل شد پيروي کردند».93
(آن دو، راه سِحر را براي آشنايي با طرز ابطال آن به مردم ياد مي دادند.) و به هيچ کس چيزي ياد نمي‌دادند، مگر اينکه از پيش به او مي‌گفتند: ما وسيله آزمايشيم، کافر شو، ( و از اين تعاليم سوء استفاده نکن!) ولي آنها از آن در فرشته مطالبي مي آموختند که بتوانند به وسيله‌ي آن، ميان مرد و همسرش جدايي بيفکنند؛ ولي هيچ گاه نمي‌توانند بدون اجازه خداوند، به انساني زيان برسانند.
آنها قسمت‌هايي را فرا مي‌گرفتند که به آنان زيان مي‌رسانيدند و نفعي نمي‌داد و مسلماً مي‌دانستند هر کسي خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهره‌اي نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن مي فروختند، اگر مي‌دانستند!! و اگر آنها ايمان مي‌آوردند و پرهيزکاري پيشه مي‌کردند، پاداشي که نزد خداست براي آنان بهتر بود اگر آگاهي مي داشتند!!94
توضيح: در اين آيه ماجراي هاروت و ماروت ذکر شده که خاصه آن طبق ظاهر آيه و روايت معتبر بدين قرار است:
در آيه 102 سوره بقره ماجراي هاروت و ماروت به اوج خود رسيده و موجب ناراحتي مردم گرديده بود. خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سِحر و طريق ابطال آن را مردم بياموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران برکنار دارند. ولي اين تعليمات قابل سوء استفاده بود؛ چرا که فرشتگان ناچار بودند براي ابطال سِحر ساحران طرز انجام آن را نيز تشريح کنند تا مردم بتوانند از اين راه به پيش گيري بپردازند.
اين موضوع سبب شد که گروهي از مردم پس از آگاهي از طرز سِحر، خود در رديف ساحران قرار گرفتند با اين که آن دو فرشته به مردم هشدار دادند که اين يک نوع آزمايش الهي براي شماست و حتي گفتند: سوء استفاده از اين تعليمات نوعي کفر است.95
امام حسن عسکري مي فرمايد:«فرشتگان خدا به کمک الطاف الهي از کفر و امور ناپسند، معصوم و درامان اند».96

1-2-7-1- انواع معني سِحر در قرآن کريم
سِحر در قرآن کريم در دو معني به کاربرده شده است:
1- به معني فريفتن وتردستي و شعبده و چشم‌بندي که حقيقتي ندارد تنها از راه تصرّف در حواس تماشاچيان و حرکت‌هاي سريعي که از چشم تماشاچي مخفي است، کاري انجام مي‌دهند که خارق‌عادت به نظر مي‌آيد؛ مثل عملي که ساحران فرعون انجام دادند.97
خداوند در اين باره مي‌فرمايد: «فَلّما القوا سِحر و اعين الناس و استرهبوهم»،« هنگامي که ريسمان‌ها را انداختند چشم هاي مردم را سِحر کردند و آنها را ترساندند».98
2- سِحري که در خارج منشأ اثر است و مي‌تواند تأثيراتي بگذارد و مثل آيه 102 از سوره بقره: فيتعلمونَ منها ما يفرقون به بين المرء و زوجه»، «يعني مردم از هاروت و ماروت چيزهايي ياد گرفتند. بلکه به وسيله ي آن بين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره سوره بقره Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره امام صادق، سوره بقره