پایان نامه ارشد رایگان درباره سود سهام، ارزش سهام، ثروت سهامداران

دانلود پایان نامه ارشد

طريق زير محاسبه مي گردد:
(معادله2- 14) :
که در معادله فوق I1 معرف مبلغ سرمايه گذاري و x1 سود خالص کل موسسه در طي نخستين دوره است. با جانشين سازي معادله14 در معادله13، MM نشان مي دهند که ارزش سهام موسسه، متأثر از خط مشي تقسيم سود نمي باشد. از اين رو:
(معادله2- 15 )

موكول بودن مدل ارزيابي MM، بر حسب شرايط مالي (خارج از موسسه )، در معادله15، با ارزيابي بيان شده در معادلات12 و 13 متناسب است، اما از آنجايي که بيان ارزش سهام موسسه از طريق معادله15، بدون وجود سود سهام D نيز، ممکن است، اين اثر ثابت مي کند که، سود سهام در ارزش سهام موسسه، وقتي تامين مالي سرمايه گذاري، خارج از موسسه انجام مي شود، تأثيري ندارد. موسسه اي که سود سهام پرداخت مي کند مي بايد، ميزان وجوه دريافتي خارج از موسسه، براي اجراي برنامه هاي سرمايه گذاري خود را افزايش دهد.
بحث MM بدين مضمون که خط مشي تقسيم سود، در ميزان دارايي سهامداران تأثيري ندارد، بر اين امر دلالت دارد که، وقتي موسسه سود سهام پرداخت مي کند، در نتيجه با تامين مالي از خارج موسسه آن را جبران مي کند، اين بدان معني است که ارزش نهايي سهام(مي توان گفت قيمت سهام در دوره زماني اوليه در صورتي که زمان نگهداري سهام يکسان باشد)، وقتي که سود سهام پرداخت شود، کاهش مي يابد، از اين رو ثروت سهامداران (سود سهام به اضافه قيمت نهايي)، ثابت باقي مي ماند، و برابر ارزش فعلي هر سهم، قبل از پرداخت سود سهام است، لذا سهامداران، تفاوتي ميان پرداخت سود سهام و يا نگهداري عايدات در موسسه نمي بينند.
MM ادعا مي کنند که فرضيه هاي آنها، در باب نامربوطي تقسيم سود، در صورتي که موسسه بيشتر وجوه مورد نياز خود را، از خارج از موسسه، و به عبارت ديگر از طريق افزايش بدهي به جاي صدور سهام، تامين کند، تأثيري بر ثروت سهامداران ندارد، وقتي دريافتي از خارج از موسسه مستلزم ايجاد بدهي است MM از فرضيه بي تفاوتي خويش، به مثابه اهرمي بهره مي گيرند.
انتقادات وارده بر فرضيه موديلياني و ميلر
فرضيه نامربوطي خط مشي تقسيم سود با ارزش سهام، که توسط موديلياني و ميلر عنوان شده است، بر چند فرض مبتني است، در اين فرضها، نتايج بدست آمده به وسيله آنها، منطقاً موافق وسازگارمي نمايد، اما فرضهاي بنياني فرضيه MM به خوبي بنا نهاده نشده اند، براي مثال، به سختي ميتوان بازارهاي سرمايه اي يافت که در عمل کارآ باشند، به خاطر ماهيت غير واقعي فرض هاي اوليه فرضيه MM در موقعيت دنياي واقعي، مدل، حساسيت عملي خود را از دست ميدهد. همچنين اين مدل بيان ميکند که تامين مالي از داخل وخارج از موسسه يکسان و معادل هستند، و سهامداران بين سود سهام، و منفعت سرمايه منتج از نگهداري سود سهام در داخل موسسه، بي تفاوت هستند. تصميم بر تقسيم سود، نمي تواند نامربوط باشد، بلکه مي تواند يک عامل جدي باشد که بر ثروت سهامداران موثر است. با محرز شدن اين واقعيت، نشان داده مي شود که فرض هايي که فرضيه MM بر آنها مبتني است، واقعي و حقيقي نيستند (برهاني ، 1387، ص 45-41).
فرضيه علامت دهي51سود تقسيمي
يک واحد تجاري، مي بايست هميشه، اين سوال را مطرح کند، که چه اطلاعاتي را با سود سهام فعلي، و چه اطلاعاتي را با تغيير احتمالي سود تقسيمي، انتقال مي دهد. هر وقت که اعلام خبري بر قيمت سهام تأثيري مي گذارد، ميتوانيم استنباط کنيم، که اعلام اين خبر، حاوي اطلاعات مي باشد. در واقع اعلام خبر، به خودي خود کمک چنداني نخواهد کرد، مگر اينکه معلوم شود مديران اطلاعاتي دارند که سرمايه گذاران فاقد آن اطلاعات هستند.
سياست تقسيم سود و تغيير آن، مي تواند حاوي اطلاعاتي براي سهامداران باشد. سرمايه گذاران با توجه به سليقه خود، سهام شرکتي را خريداري مي کنند، که سياست تقسيم سود آن را قبول دارند، ميزان سود سهام پيشنهادي هيأت مديره، معمولاً حاوي اطلاعاتي در خصوص انتظارات مديران در مورد سودآوري آتي شرکت است. بديهي است، اگر مديريت شرکت در صدد بر آيد، تا ميزان سود پرداختي را افزايش دهد، در واقع مدعي است که قدرت سودآوري شرکت افزايش يافته است. محققان بر اين باروند که تغيير غيرمنتظره سود تقسيمي، داراي محتواي اطلاعاتي مهمي است، به ويژه در مواقعي که ميزان سود تقسيمي کاهش يابد، يا اصلاً پرداخت نشود. معمولاً در يک بازار کارآ، مديريت شرکت، زماني چنين روشي را در پيش خواهد گرفت، که بخواهد به سهامداران و سرمايه گذاران اين پيام را بدهد، که سود سال هاي آتي کاهش خواهد يافت. (جهانخاني و پارساييان، 1388 )2
ممکن است سود سهام نقدي، به عنوان علامتي براي سرمايه گذاران تلقي شود. شرکت هايي که خبرهاي خوب در مورد سود آوري آتي خود دارند و ميخواهند آن را به سرمايه گذاران اطلاع دهند، به جاي انجام يک اعلام ساده، سود تقسيمي خود را افزايش مي دهند، تا با يک اقدام عملي موضوع را به سهامداران خويش اطلاع داده باشند.
زماني که شرکت از رويه پرداخت سود تقسيمي ثابتي پيروي مي کرده، و حالا سود تقسيمي خود را تغيير مي دهد، سهامداران آن را به عنوان يک تغيير در سود آوري آينده شرکت، تلقي مي کنند. علائم مالي براي سهامداران به اين مفهوم است که مديريت و هيأت مديره باور دارد که اوضاع مالي شرکت بهتر از چيزي است که در قيمت سهام انعکاس يافته است، يا اينکه سود تقسيمي، صدايي رساتر از ساير اطلاعات مالي داشته، و تغيير در سود تقسيمي، حاوي اطلاعاتي قابل توجه است.
به عبارت ديگر نسبت بالاي سود پرداختي نشان دهنده اين مطلب است که مديريت نسبت به آينده شرکت مطمئن و خوش بين است، در حاليکه نسبت پايين سود پرداختي ممکن است بيانگر اين موضوع باشد که مديريت آينده شرکت را نامطمئن ارزيابي کرده است. استدلال ساده تر اين است که گفته شود، سهامداران دريافته اند که تقسيم سود، عدم اطمينان آنان را کاهش ميدهد، و بر همين اساس نتيجه گيري مي شود که سهامداران سود تقسيمي را نسبت به سودهاي ناشي از سرمايه گذاري مجدد ترجيح مي دهند، و به تبع آن هر چه نسبت سودتقسيمي بالاتر رود (در صورت ثابت ماندن سايرشرايط ) قيمت سهام نيز در بازار بالاتر مي رود. البته اين موضوع عمدتاً در بازارهايي که سرمايه گذاران به طور کوتاه مدت عمل مي کنند، مصداق بيشتري دارد.

16-2 پيشينه تحقيق
تحقيقات انجام شده در خصوص تقسيم سود طي ساليان گذشته را مي توان در دو بخش تحقيقات خارجي و داخلي ارايه نمود که ابتدا به تحقيقات خارجي و سپس تحقيقات داخلي پرداخته مي شود.
تحقيقات خارجي
والتر52در سال 1956 اعلام نمود که سياست سود سهام بر ارزش شرکت تأثير مي گذارد، بر مبناي يافته هاي وي شرکت هايي که بيشترين نسبت پرداخت سود سهام را دارند، داراي ارزش سهام بالايي نيز هستند، و سرمايه گذاران اقدام به خريد سهام شرکتهايي مي کنند که نسبت پرداخت سود سهام بالايي دارند.
“ميلر و موديلياني( (M.M(1961)”بر اساس تحقيق مهم و تأثيرگذار خود، دريافتند که، تغييرات سود تقسيمي بر روي قيمت سهام تأثيرگذار مي باشد، و اين موضوع را به محتوي اطلاعاتي سودهاي تقسيمي نسبت دادند، بعدها باتا چريا53(1967)، ميلر و راک54(1985)و جان و ويليامز55(1985) به اين ايده رسميت بخشيدند.
در سال 1964 بلاک56 به اين نتيجه رسيد که خط مشي سود سهام بر ارزش بازار سهام تأثيرگذار است. (1964،بلاك)
تحقيق فاما و بابي ياک57 1968 تحت عنوان ” تجزيه و تحليل تجربي از خط و مشي تقسيم سود” اين موضوع را که “آيا شرکت ها مي کوشند تا درصد سود تقسيمي را بر مبناي سود عادي حفظ کنند؟” مورد مطالعه قرار داد. آنها 392 شرکت را ظرف مدت 18 سال(1964-1946)مورد بررسي قرار دادند. به طور کلي نتايج بدست آمده اين ديدگاه را تاييد مي کند که “سود تقسيمي در کوتاه مدت چسبنده است بدين معنا که متناسب با کاهش يا افزايش سود تغيير يا نوسان نمي کند”؛ چنين به نظر مي رسد که مديران تمايل چندان زيادي براي کم کردن سود تقسيمي در مقايسه با علاقه اي که به افزايش آن دارند، ندارند. ولي در بلند مدت سود تقسيمي تغيير مي کند و اين تغييرات با نوسانات سود شرکت هماهنگ مي شود. (فاما و بابي ياك ،1968)
نيسيم، و زيو،58(2001)، در تحقيق خود با عنوان”تغييرات سود تقسيمي و سودآوري آتي شرکت ها” به بررسي نمونه اي که شامل100،666 سال- شرکت مشاهده، براي دوره1987-1963، پرداختند. نمونه انتخابي اين محققين شامل شرکتهاي بودند که سهامشان در بورس سهام نيويورک59 و يا بورس سهام آمريکا60مورد معامله قرار مي گرفت و اطلاعات مالي شان در دسترس بود. آنها اين شرکت ها را به سه دسته، داراي تغييرات مثبت در سود تقسيمي، تغييرات منفي در سود تقسيمي و بدون تغيير تقسيم کرده و بر مبناي تحقيقات خود دريافتند که تغييرات سود تقسيمي با سطح سودآوري آتي شرکت ها رابطه مستقيمي دارد. همچنين آنها به شواهد محکمي، جهت تاييد محتواي اطلاعاتي سود دست يافتند.(نيسيم و زيو ، 2001)

تحقيق ساوو، ساو و مارتين، وبر61(2006) با عنوان “منشا تصميمات مربوط به تغييرات سود سهام چيست؟” دوعامل اصلي که منشا تصميمات افزايشي در سود تقسيمي مي باشند، يکي اثر خصوصيات شرکت و متغيرهاي اساسي از قبيل، اندازه شرکت، سودآوري و نرخ اهرم و ديگري رابطه ميان افزايش سود تقسيمي و واکنش بازار را مورد بررسي قراردادند. براي اين منظور آنها يک نمونه844تايي از شرکت هاي پذيرفته شده در بورس فرانکفورت، که شامل 11671 سال- شرکت، مشاهده مي باشد، انتخاب کرده و به بررسي داده هايي از قبيل رشد جاري شرکت، ارزش بازار، اندازه شرکت، جمع بدهي ها، نرخ اهرم و … اين شرکت ها پرداختند.
آنها بر مبناي تحقيق خود، به اين نتيجه رسيدند که عکس العمل بازار به تغييرات سود تقسيمي، اثر مهمي در اعمال تغييرات يا ثبات سود تقسيمي دارد؛ که با توجه به مدل تقارن اطلاعاتي افزايش سود تقسيمي در راستاي انتقال بخشي از اطلاعات محرمانه شرکت به بازار صورت مي گيرد(علامتدهي). و يا براي کاستن از هزينه هاي نمايندگي ناشي از تضاد منافع بين مديران و سهامداران(نمايندگي).بر مبناي دو مدل فوق، سهام اين شرکتها در دوره قبل از افزايش سود تقسيمي، با ارزش بازار کمتري، روبرو هستند (ساو و مارتين ،2006)62
تحقيقي توسط ساوو، ساوا63(2006)،تحت عنوان “تغييرات سود تقسيمي؛ علامتدهي، وعملکرد قيمت سهام”صورت گرفته است ، وي به بررسي رابطه بين تغييرات سود تقسيمي و عملکرد قيمت سهام در شرکت هاي آلماني با استفاده از فرضيه علامتدهي سود تقسيمي پرداخته است، وي براي آزمون فرضيات خود اقدام به جمع آوري اطلاعات390 شرکت پذيرفته شده در بورس فرانکفورت از سال 1984لغايت2002 نموده است که نمونه انتخابي شامل 2841 سال- شرکت مي باشد؛ سپس وي نمونه انتخابي خود را به سه زير نمونه، شرکت هاي با تغييرات افزايشي در سود تقسيمي، شرکت هاي با تغييرات کاهشي در سود تقسمي، وشرکت هاي بدون تغيير، تقسيم نموده، و به بررسي عملکرد اين شرکت ها در سال قبل و بعد اعلام تغييرات سود تقسيمي(t-1, t ,t+1 )پرداخته است. ساوو، پس از گردآوري و تجزيه و تحليل داده ها نتيجه مي گيرد که، نمي توان شواهدي دال بر بهبود عملکرد شرکت پس از تغييرات افزايشي سود ارائه نمود، بلکه نه تنها سود آوري شرکت پس از افزايش در سود تقسيمي افزايش نمي يابد، که در حقيقت کاهش نيز مي يابد، و نيز هيچگونه شواهدي مبني بر وجود يک رابطه مشخص بين تغييرات سود تقسيمي و سودهاي آتي نمي توان يافت.
همچنين رابطه ميان تغييرات سود تقسيمي و تغييرات سودهاي آتي در کشور آلمان ضعيف تر از کشور آمريکا است.(.
تحقيق ( چون – چيا چانگ ،پراوين کومار ،کا سيوا را ماکريشنان64- 2006 ) تحت عنوان “تغييرات سود تقسيمي، قابليت پيش بيني و علامت دهي جريان هاي نقدي آتي” به بررسي ارتباط بين سود تقسيمي و سودهاي آتي پرداخته است. محققين مذکور به دنبال شواهد تازه اي جهت اعتبار بخشيدن به فرضيه علامت دهي سود تقسيمي65 با استفاده از يک رويکرد آزمون جديد بودند. آنها با استفاده از يک روش آزمون جديد به بررسي رابطه بين تغييرات سود تقسيمي و سود هاي آتي در شرکت هاي پذيرفته شده در بورس آمريکا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره ارزش بازار، ارزش بازار سهام، بازار سهام Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، حقوق صاحبان سهام