پایان نامه ارشد رایگان درباره سبک دلبستگی، تصویر سازی، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی ایمن

دانلود پایان نامه ارشد

هستند و براي كمك به زوج‌ها بايد آن‌ها را با اشباح كهنه زندگي شان مواجه كنيم. گلدنبرگ و گلدنبرگ (1388) بيان مي دارند كه هر كدام از زوجين داراي تاريخچه اي شخصي و مجموعه اي از «افراد» دروني كرده و مخفي هستند كه آن‌ها را در تمامي تبادلاتي كه متعاقبا با يكديگر خواهند داشت، دخالت مي دهند. مايسنر(1987 ؛ به نقل از گلدنبرگ و گلدنبرگ، 1388) مشاهده كرده است، قابليت كاركرد موفق هر همسر عمدتا منوط به روابط دوران كودكي وي با والدينش است.

نظريه روابط شيء
اين رويكرد روان تحليل گرانه به دروني كردن الگوهاي تعاملي اوليه كودك و مراقبانش تمركز مي كند (كرنبرگ، 1980؛ به نقل از حسيني، 1391). در نتيجه دروني كردن الگوهاي تعاملي مذكور، قالب درون رواني يا نقشه ذهني خاصي در ذهن كودك ايجاد مي شود كه در برگيرنده ي تصوير خود در رابطه با شيء دروني است. جلوه‌ها و تصاوير شيء دروني نيز عمدتا بر اساس تجربه اي كه فرد در سال‌هاي اوليه كودكي از مراقبان خود داشته، شكل مي گيرد(حسيني، 1390). بنابراين نظريه هر عضو زوج به شدت به همسرش نياز دارد. اين نياز مي تواند تحت تاثير سركوبي‌هاي گذشته باشد(نظري، 1388).
در ديدگاه روابط شيء فرد متوجه تاثير برون فكني‌ها و خاطرات ناكام شده در دوران كودكي و طرز برخورد با ديگران مي شود. گاهي افراد در برخوردها براي كسب رضايت ديگران، روابط خانگي را آشفته مي كنند. بدين ترتيب درمانگران معتقدند مردم، در زمان حال به طور ناخودآگاه به شخص ديگري وابسته اند كه به احتمال زياد در اين وابستگي بر اساس انتظارات شكل گرفته در زمان كودكي پايه ريزي شده است(كار، 1384).

نظريه دلبستگي
نظريه دلبستگي ديدگاهي است كه به تقابل فرايندهاي درون فردي و ميان فردي مي پردازد. در اين نظريه فرض بر اين است كه تمام روابط ميان فردي از تولد تا مرگ، بر شكل دهي به خصايص شخصيتي درون فردي اثر گذارند. از سوي ديگر خصايص شخصيتي درون فردي نيز تاثيري مهم بر فرايندهاي ميان فردي بعدي خواهند داشت. بنابراين مسئله اصلي در روابط آشفته، در دسترس نبودن و ناپاسخگويي هر همسر به نيازهاي هيجاني ديگري است (حسيني، 1390).
به گفته بالبي (1982؛ به نقل از حسيني، 1390) «سيستم رفتارهاي دلبسته گونه» نظامي است كه آدميان را در تمام سنين براي مجاورت طلبي با افراد محبوب بر مي انگيزد. مجاورت طلبي به سوي كساني كه دلبسته ايشانيم، ابزاري است كه «خود» را در مقابل تهديدها و تنش‌ها محافظت مي كند. انواع سبکهای دلبستگی بزرگسالان عبارتند از :
سبک دلبستگی ایمن: این افراد با دیدگاهی مثبت درمورد خود و دیگران مشخص می شوند دارای روابط عاطفی ارزشمندی هستند و معتقدند این روابط تاثیر عمده ای بر شخصیتشان دارد. به طورکلی آنها نگران طرد شدن از سوی دیگران نیستند.سبک دلبستگی اجتنابی: این افراد که دیدی مثبت درمورد خود و منفی در مورد دیگران دارند به شدت از برقراری یک ارتباط صمیمانه گریزانند و معتقدند در زندگی نیازی به آن ندارند. خواهان حمایت دیگران نیستند و به شدت تمایل به عملکرد مستقلانه دارند.سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا (اضطراب – دوسوگرایی): دلبستگی این بزرگسالان حاصل تلاقی دیدگاه منفی درمورد خودشان با دیدگاه مثبتی است که درمورد دیگران دارند. به منظور دستیابی به پذیرش و تایید دیگران میل زیادی به برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با آنان دارند و از سویی برای دستیابی به امنیت و عاطفه مورد نیازشان تمایل شدیدی برای خنثی کردن آن دارند.
بزرگسالانی با این سبک دلبستگی به دلیل احساس عدم شایستگی ای که نسبت به خود تجربه می کنند عمدتا در جریان روابط صمیمانه شان اضطراب وتکانشگری بسیاری را تجربه کرده و دائما نگران طرد شدن از جانب شرکای ارتباطی شان هستند.سبک دلبستگی بیمناک: این گروه با ارزیابی منفی درمورد خود و دیگران مشخص می شوند تاریخچه ای از ضربات عاطفی حل نشده که ممکن است از دست دادن والدین سوءرفتار فیزیکی یا جنسی را نیز شامل میشود در سابقه این افراد به چشم می خورد به شدت در مورد فقدان‌ها نگران اند و غالبا در مورد آنها عقاید غیرمنطقی دارند. اگر چه به ایجاد روابط نزدیک با دیگران تمایل دارند اما درعین حال نسبت به این روابط بی اعتماد اند و آن را آسیب رسان ارزیابی میکنند(سمپتون ورهولز 2004، به نقل از ابراهیمی، 1387).
نتایج مطالعات نشان می دهد که زوج‌هایی با سبک دلبستگی ایمن از مشکلات زناشویی کمتر مشکلات بین شخصی کمتر و سطح شادکامی و ررضایت زناشویی بیشتری نسبت به زوج‌هایی واجد سبکهای دلبستگی اجتنابی و دو سوگرا برخوردارند(بشارت و دیگران 1380، به نقل از عدالتی شاطری، 1388).

زوج درماني هيجان مدار
اين درمانگران معتقدند كه انسان‌ها عميقا به وسيله تجربيات هيجاني شكل مي گيرند و سازمان مي يابند و هيجان نيروي خلاق و سازمان دهنده در زندگي افراد است. بنابراين اين درمان به دنبال آن است كه هوش هيجاني درمانجو را تقويت كند. تا بدين ترتيب به درمانجو كمك كند حالت‌هاي هيجاني خود و ديگران را تشخيص داده و از آن‌ها براي حل مشكلات و تنظيم رفتار استفاده كند (پروچاسكا و نوركراس، 1387).

نظريه نظام‌هاي خانواده (بوئن)
رويكرد موري بوئن را كه نظريه نظام‌هاي خانوادگي ناميده مي شود، مي توان پلي دانست ميان ديدگاه‌هاي روان پويشي و چشم اندازهاي محكم تر سيستم‌ها. نظريه بوئن مبتني بر ديدگاه‌هاي نظام‌هاي طبيعي است كه آدمي را محصول فرايندي تكاملي مي داند در عين حال، واجد ويژگي‌هايي است كه در تمامي فرايندهاي طبيعي حضور دارند0گلدنبرگ و گلدنبرگ، 1388). هم بوئن و هم هندريكس هر دو، ارتباطات را يك جنبه قاطع از طبيعت و سير تكاملي قلمداد مي كنند(هندريكس و همكاران، 2005) بوئن فرايندهاي ارتباطي را قسمتي از يك گرايش تكاملي بزرگتر كه بخش‌هاي مختلف يك سيستم در يك كاركرد يا ارگانيسم ثابت را اتصال مي دهند محسوب مي كند(كر و براون، 1998، به نقل از هندريكس و همكاران، 2005). بوئن عقيده دارد بسياري از گرايش‌هاي خودكار ما در موقعيت‌هاي اجتماعي همانند برنامه ريزي‌هاي زيستي درون ما از طريق تاريخچه تكاملي مان واكنش نشان مي دهد. واكنش‌هاي خودكار ما از سيستم ليمبيك سرچشمه مي گيرد در اين زمينه هندريكس نيز فرايندهاي تصوير سازي را به دستگاه خودكار و پايه ريزي شده در عملكرد ناخودآگاه مغز قديم قلمداد مي كند(هندريكس، 1992؛ هندريكس و همكاران، 2005)
پيروان بوئن معتقدند كه آدميان گرايش به آن دارند كه سبك ارتباطي آموخته شده در خانواده مبدا خويش را در همسر گزيني و ساير روابط مهم تكرار كنند و الگوهاي مشابهي را به فرزندان شان انتقال دهند(گلدنبرگ و گلدنبرگ، 1388) و در واقع به اعتقاد هندريكس نيز همان ارتباطات كودكي با مراقبان اوليه است. براي هر دو نظريه پرداز يك هدف درماني هست اينكه خودكارتر از واكنش‌هاي پايه ريزي شده زيستي مان عمل شود(هندريكس و همكاران، 2005)

آسیب شناسی در درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی
هندریکس(1382) پیرامون آسیب شناسی روابط زوجین با فروید که طبیعت هدفمند را تلاشی در جهت حل و فصل کار ناتمام گذشته می دانست موافق است. در اصل تصویر ذهنی مجموعه تصاویر است از افرادی که در کودکی تاثیر بسزایی روی فرد گذاشته اند. این افرادممکن است، مادر، پدر، یکی از برادر، خواهرها، پرستار یا فامیل نزدیک باشد. صرف نظر از اینکه چه کسانی باشند، بخشی از مغز فرد همه چیز را در مورد انان ثبت کرده است.
نظریه پردازان تصویر سازی ارتباطی بیان می کنند که هر شخص در بدو خلقتش، زندگی را متصل و در پیوند با تمام جنبه‌های خود آغاز می کند. هر فرد یک کل است و یکپارچگی با همه چیز را تجربه می کند. مشکلات انسان از آن جا شروع می شود که این پیوند ضروری میان اجزاء گسیخته می گردد. از جمله مهمترین و اساسی ترین عاملی که موجبات گسست یکپارچه را فراهم می کند، رفتارهای ناهشیار والدین است شیوه‌های فرزند پروری والدین، عموما به شیوه‌های ناهشیارانه از حفظ و ابقاء اتصال اولیه کودک به هستی حمایت نمی کنند و پیوندهای بالقوه ی ذات او با جنبه‌های ذکر شده را از هم باز می کنند(حسینی، 1389).
به عقیده هندریکس(1382) اگرچه پدر و مادر بهترین قصد و نیت را در قلب خود دارند ولی پیام کلی که به فرد منتقل می شود پیام سرد و تاسف آمیزی است. افکار و احساساتی وجود دارد که افراد اجازه بیان آن را ندارند رفتارهای طبیعی مشخصی که فرد باید خاموش کند و توانائی‌های طبیعی و استعدادهایی که باید نفی نماید. پدر و مادر به هزاران روش، چه پنهان و چه آشکار، به افرادپ یام می دهند که فقط با بخشی از وجود، موافقت دارند. در واقع به آن‌ها گفته می شود که نمی توانند به طور تام و تمام وجود داشته باشند و در این فرهنگ باقی بمانند.
نتیجه چنین ناحمایت گری‌هایی، جدایی کودک از بخش‌های مرتبط وجود خود و نیز بیگانگی اش از دیگران خواهد بود؛ افرادی که ویژگی‌های مشکل آفرین بافتارهای اجتماعی که در آن زندگی می کنیم را خلق کرده و جوامع را به زمینه ای آکنده از تنش‌های میان فردی، بیماری‌های اجتماع پسند و دشواری‌های روانی اقول داده اند. گرایش ذاتی و بنیادین هر انسانی اکتساب و احیاء دوباره ی این پیوند طبیعی است(حسینی، 1389).
نحوه ای که پدر و مادر بر کودکان تاثیر می گذارند، الگویی در اختیار کودک قرار می دهد. کودکان به طور غریزی متوجه انتخاب‌های پدر و مادرشان هستند. استعدادهایی که دنبال می کنند، توانایی‌هایی را که مورد غفلت قرار می دهند و مقرراتی که دنبال می کنند همه تاثیر شدیدی روی کودک می گذارد اینکه کودکان الگوی انتخابی پدر و مادر را قبول یا رد می کنند، روندی است که طی آن کودکان وادار می شوند طوری رفتار کنند که جامعه پسند باشد و این مسئله نقش بسیار مهمی روی انتخاب همسر دارد و اغلب منبع پنهانی تنش در زندگی خانوادگی است(هندریکس، 1382). از این رو ما به طور فعال روابط بین فردی را خلق می کنیم که دیگران بازی نقش‌های مثبت و منفی والدین مان را کامل کنند. اگرچه ممکن است ظاهر تغییر کند، اما جراحت‌های اصلی و نیازها پا برجاست(فلمک،2003).
ایماگو(تصویر) به این نگرش اشاره دارد که ما در درون ذهن، تصاویر از هر جنبه مثبت و منفی مراقبان کودکی مان نگه داری می کنیم. به عبارت دیگر، ذهن، از جنبه‌های مهم مثبت و منفی مراقب مان در کودکی تصاویر برداشته و آن‌ها را در درون خود حفظ کرده است. این تصاویر در بخش ناهشیار ذهن نگه داری می شوند. البته دردرمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی منظور از ناهشیار بخشی از مغز است که خاطرات را نگه داری می کند ولی نمی تواند حرف بزند(حسینی، 1390).
اطلاعات کسب شده در مورد مغز قدی می تواند به درک افراد از یک کشش عاشقانه بیفزاید انسان‌ها در گزینش همسر به شدت انتخابی رفتار می کنند. فردی که به دنبال او می گردند فردی است با کلیه ویژگی‌های اصلی افرادی که آن‌ها را بزرگ کرده اند. مغز قدیم، که گرفتار دام ابدی زمان حال است و آگاهی بسیار کمی از دنیای خارج دارد، سعی دارد دوباره محیط کودکی را به وجود آورد. دلیل اینکه مغز قدیم سعی دارد گذشته را زنده کند، مسئله عادت بی اجبار نیست بلکه نیازی چیزی برای شفای زخم‌های کودکی است(هندریکس، 1382).
به عقیده هندریکس(1382) دلیل نهایی برای اینکه اشخاص به همسرشان دل می بندند این نیست که همسرشان جوان و زیبا است و شغل مهمی دارد و از نظر مزایای مختلف با آن‌ها برابر است یا فلان خصوصیات اخلاقی را دارد اشخاص عاشق همسرشان می شوند چون مغز قدیم، شریک زندگی شان را با پدر و مادرشان اشتباه می گیرد. مغز قدیم تصور می کند در نهایت کاندیدای ایده آلی را برای جبران زخم روانی و عاطفی که فرد در کودکی تجربه کرده را پیدا کرده است.
هندریکس(1382) عنوان می کند که پس از گوش دادن به حرف‌های صدها زوج درباره همسران شان به این نتیجه رسید که در اکثر موارد شباهت زیادی میان پدر و مادرها و همسران وجود داشت و به جز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره ایماگوتراپی، شناخت درمانی، رویکرد رفتاری، خانواده درمانی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره کانون کنترل سلامت، دوران کودکی، پیش آزمون، طرح پژوهش