پایان نامه ارشد رایگان درباره رفتار سلامت

دانلود پایان نامه ارشد

ميکند(پيمان، 1386).
طبق نظر دونالد87 و کوپر88 اينطور عنوان ميشود که بر اساس بررسيهاي موجود توان و قدرت پيشبيني رفتار در اين مدل بيشتر مربوط به نگرش نسبت به يک رفتار خاص است و نتيجهگيري کردهاند که اساساً نگرش در مقايسه با نرمهاي اجتماعي بيشترين تأثير را در کنترل رفتار دارد.
گلانز89 معتقد است اگر شخص درک کند که نتيجه انجام يک رفتار مثبت است، او يک نگرش مثبت نسبت به انجام رفتار خواهد داشت. خلاف اين مسأله نيز وقتي صدق ميکند که تصور شود، رفتار نتيجه منفي دارد. از طرف ديگر اگر سايرين انجام رفتار را مثبت بدانند و فرد براي برآوردن انتظارات سايرين انگيزه داشته باشد، يک هنجار ذهني مثبت مورد انتظار است. اگر نزديکان فرد تلقي منفي از رفتار داشته باشند و فرد بخواهد انتظارات اين افراد را برآورده سازد، احتمالاً يک هنجار ذهني منفي براي فرد تجربه ميشود(راندل، 1989).
– انگيزش(Motivation): حالات هاي دروني فرد که موجب هدايت رفتار او بسوي هدفي خاص مي شود.
– عقايد هنجاري(Normative beliefs): ادراک فرد درباره اينکه اغلب مردماني که به نظر او مهم هستند، چه فکر مي کنندو درک فرد از عقايد ديگران براي انجام يا عدم انجام يک رفتار است و عقايد هنجاري مرتبط با احتمالي است که افراد يا گروه هاي مرجع، انجام رفتار را رد يا تأييد مي کنند(مرادي و همکاران، 1389).
– هنجارهاي ذهني(subjective Norm) : به عنوان دومين عامل پيش بيني كننده قصد رفتاري مي باشد كه اين تأثيرفشاراجتماعي است كه به وسيله فرد درك ميشود كه رفتار معيني را انجام دهد يا ندهد. اين عامل به وسيله ميزان انگيزه فرد براي پيروي كردن از آن انتظارات وزن داده ميشود(طاووسي و همکاران، 1389).
– رفتار (Behavior) : انتقال قصد انجام كار به عمل.
– قصد رفتاري (behavioral intention): نشان ميدهد كه فرد براي انجام رفتار حاضر است كه تا چه اندازه سعي و تلاش كند.
– نگرش (attitude): اولين عامل تعيين كننده قصد رفتاري است اين درجهاي هست كه ميزان ارزيابي مطلوب يا نامطلوب فرد نسبت به اجراي رفتار معين را نشان ميدهد(پيمان، 1386).

شکل 21: مدل رفتار برنامه ريزي شده(آجزن 1988)

نگرشها و هنجارهاي ذهني با معيارهايي نظر ليکرت ميتواند مورد اندازهگيري قرار گيرد. با استفاده از عبارات و واژههايي مانند: تمايل / عدم تمايل، خوب / بد، موافق/ مخالف.
قصد انجام يک رفتار، بستگي به نتيجه نگرشهاي فرد و هنجارهاي ذهني او دارد. يک نتيجه مثبت، قصد رفتاري را نشان ميدهد. تئوري عمل منطقي در مورد رفتارهايي که تحت کنترل ارادي فرد هستند، بيشترين موفقيت را دارد. اگر رفتارها کاملاً تحت کنترل ارادي فرد نباشند، اگرچه ممکن است به ميزان بالايي به وسيله نگرشهاي فرد و هنجارهاي ذهني او برانگيخته شده باشد، با مداخله شرايط محيطي ممکن است، واقعاً انجام رفتار ميسر نشود. تئوري رفتار برنامهريزي شده براساس پيشبيني رفتارهايي که افراد کنترل ارادي کاملي بر آن ندارند، توسعه يافته است.
تفاوت اصلي بين تئوري عمل منطقي و تئوري رفتار برنامهريزي شده، براساس اضافه شدن سومين عامل تعيين کننده قصد رفتاري، يعني کنترل رفتاري درک شده است.
1-4-7-2-کنترل رفتاري درک شده به وسيله دو عامل تعيين ميشود :
1- اعتقادات کنترل شده90
2- قدرت درک شده91
کنترل رفتاري درک شده، نشان ميدهد که انگيزه يک فرد به وسيله درک او از ميزان دشواري رفتارها و ميزان موفقيت وي در انجام يا عدم انجام يک رفتار، تحت تأثير قرار ميگيرد. اگر شخص اعتقادات قوي کنترلي درباره وجود عوامل تسهيل کننده يک رفتار داشته باشد، کنترل درک شده بالايي بر روي آن رفتار خواهد داشت. برعکس اگر شخص اعتقادات کنترلي قوي نداشته باشد، درک پاييني از کنترل خواهد داشت که مانع بروز رفتار ميشود. اين درک ميتواند مربوط به تجارب گذشته، پيشبيني وقايع آينده و نگرشهاي متأثر از هنجارهاي محيط اطراف فرد باشد.
2-4-7-2-محدوديت مدل 92TRA:
TRA، زماني خوب كار ميكند كه در مورد رفتارهايي كه تحت اراده فرد هستند به كار بسته شود. اگر رفتارها كاملاً تحت اراده فرد نباشد. (volitional control) حتي اگر فرد با نگرش و هنجارهاي ذهني خودش براي انجام رفتار تحريك شده باشد ممكن است به دليل مداخله شرايط محيطي نتواند رفتار را انجام دهد. بدين منظورAjzen تئوري ديگري به نام TPB (تئوري رفتار برنامه ريزي شده) را در تكامل TRA ارائه داد كه رفتارهايي كه تحت اراده كامل فرد نيستند را پيش بيني ميكند.

5-7-2-تئوري رفتار برنامه ريزي شده (TPB) :
TRA تنها براي پيش بيني رفتارهاي ارادي به كار گرفته ميشود. به هر حال اجراي بسياري از رفتارها تحت كنترل ارادي كامل نيستند. همانطور كه Ajzen مطرح مي كند هر انتخاب رفتاري با ميزاني از عدم اطمينان همراه است. بنابراين به منظور توسعه TRA براي پيش بيني رفتار غيرارادي آيزن. تئوري رفتار برنامه ريزي شده را ارائه كرد. بنابراين تئوري TPB كه در شكل(19) نشان داده شده است با افزودن عاملي به نام كنترل رفتاري ادراك شده ، شكل گسترش يافته TRA مي باشد.
بنابراين Ajzen، كنترل رفتاري ادراك شده بايد قصد رفتاري را وقتي كه افراد در درك اين كه روي رفتار كنترل دارند صحيح فكر ميكنند رفتار واقعي را پيش بيني كند. بعضي از مفاهيم كنترل رفتاري ادراك شده شامل فاكتورهاي تسهيل كننده، فرصت ها ، منابع يا كنترل فعاليت مي باشد. TRA و TPB ادعا ميكنند كه رفتار واقعي تابعي مستقيم از قصد رفتاري مي باشد. TPB، مانند TRA در نظر مي گيرد كه قصد رفتاري تابعي از نگرش و هنجارهاي ذهني است كنترل رفتاري درك شده به هر حال به TPB اضافه ميشود براي زماني كه افراد كنترل كامل روي رفتارشان ندارند. به عنوان يك قانون عمومي، هرچه نگرش و هنجارهاي ذهني نسبت به يك رفتار مطلوبتر باشد و كنترل رفتاري درك شده قوي تر باشد قصد فرد براي اجراي رفتار قوي تر ميشود.
PBC، باورهايي را نسبت به دسترسي به منابع و فرصت هايي كه براي اجراي رفتار لازم است را منعكس مي كند. يك باور كنترلي يك ادراكي است از منابع، فرصت ها و مهارتهاي قابل دسترس. تسهيل درك شده ارزيابي فرد از اهميت آن منابع براي رسيدن به نتايج ميباشد هرچه قدر افراد باور داشته باشند كه فرصتها و منابع بيشتري در اختيار دارند و موانع كمتري را پيش بيني كنند، كنترل درك شده آنها به سمت رفتار، بيشتر خواهد بود. مثلا، اگر يك فرد به كامپيوتر شخصي دسترسي آسان نداشته باشد، استفاده براي آن سخت خواهد بود(مسعودي فريد و همکاران، 1391).

1-5-7-2-کنترل رفتاري درک شده: نشان ميدهد که تا چه اندازه يک فرد احساس مـيکنـد انجام يا عدم انجام رفتار تحت کنترل ارادي او قرار دارد. اگر فرد عقيده داشته باشـد که منابع يا فرصتهاي انجام رفتاري را ندارد، احتمالاً قصد قوي براي انجـام رفتـار نخواهد داشت اگرچه نگرشهاي مثبت نسبت به رفتار داشـته باشـد و حتـي عقيـده داشته باشد که افراد مهم هم آن رفتار را تصويب ميکنند(هنجارهاي ذهني). کنتـرل رفتاري درک شده ميتواند به طور مستقيم و غيرمستقيم از طريق قصد رفتـار، رفتـار را تحت تأثير قرار دهد. هم خواني درک از کنترل و کنترل واقعـي شـخص بـر روي رفتار، يک مسير مستقيم از کنترل رفتاري درک شـده بـه رفتـاري اسـت کـه انتظـار ميرود آشکار شود ؛
به طور کل بايد گفت در تئوري عمل منطقي و تئوري رفتار برنامهريزي شده، قبل از ايجاد فوري رفتار، به قصدهاي رفتاري توجه شده است. اين عقيده وجود دارد که هر چه قصد يک فرد براي انجام يک عمل خاص قويتر باشد، موفقيـت بيشـتري را ميتوان انتظار داشت. قصـدها، عملکـرد خـاموش عقايـد و يـا اطلاعـات هسـتند و مشخص ميکنند که آيا انجام يک رفتار خاص، منجر به نتيجه خاص خواهد شد يـا خير. البته قصدها ميتوانند در طول زمان دستخوش تغييراتي شوند. هـر چـه فاصـله زماني بين قصد و رفتار طـولانيتـر شـود احتمـال بيشـتري وجـود دارد کـه وقـايع پيشبيني نشده، تغييراتي در قصدها ايجاد نمايند(پارسائيان و اعرابي، 1390).

6-7-2- کاربرد تئوري رفتار برنامه ريزي شده در حوزه سلامت
تئوري رفتار برنامهريزي شـده، بـه منظـور پـيشبينـي و درک رفتـار بهداشـتي و غيربهداشتي و نتايج رفتار، مورد استفاده قرار ميگيرد و در بردارنـده مفـاهيم مهمـي براي آموزش سلامت در بررسي رفتارهاي مربـوط بـه سـلامت، مداخلـه و توسـعه برنامه پيشگيري ميباشد. اين تئوري در پيشبينـي و درک قصـدها، رفتارهـا و نتـايج بهداشت در ارتباط با رفتارهايي مثل آلودگي هوا، کـاهش وزن، مصـرف الکـل، سـيگار کشـيدن، فعاليت فيزيکي و غيره مورد استفاده قرار ميگيرد. در موارد ديگري چون اهداي خـون، اسـتفاده از وسـايل حمـل و نقـل عمـومي، استفاده از کمربند ايمني، رفتار باروري و بهداشت زنان و بهداشت دهان و دندان نيز اين تئوري مورد استفاده قرار ميگيرد. در واقع، متخصصين آموزش سلامت در هنگام استفاده از اين مدل بايد بـه تمـام متغيرهاي تعريف شده در آن توجه نمايند، مشکلات و نيازها را مشخص نموده و بـر آن اساس اقدام به برنامهريزي و عمل نمايند(رحمان سرشت، 1390).
7-7-2-مدل باور بهداشتي93
ازاوايل دهه1950 مدل اعتقاد بهداشتي بطور گسترده در چهارچوب مفهومي پژوهش هاي رفتاري سلامت براي توصيف تغيير و تداوم رفتارهاي مرتبط با سلامت بكارگرفته شد.
گودفري هوچبام94 ، استفن کگلزواروين روزن استاک که دو روان شناسي اجتماعي آموزش ديده بودند و به شدت تحت تأثير تئوري هاي کرت لوين درسال 1935 قرارداشتند، بنيانگذاران مدل باور بهداشتي بودند.

1-7-7-2- سازه هاي مدل اعتقاد بهداشتي
– تهديد درک شده
داراي اين مفهوم است که فرد احساس کند در معرض تهديد ابتلاي به يک بيماري قرار گرفته و رفتار پيشگيري کنندهاي را اتخاذ نمايد. تهديددرک شده تحت تأثير دو عامل قرار دارد(کريمي و همکاران، 1393).
-حساسيت درک شده
– باور ذهني فرد نسبت به يک بيماري کسب شده يامشکل؛ صدمه و آسيب احتمالي؛
– حساسيت يعني درک شخص از استعدادش براي ابتلا به بيماري خاص.خطر شخصي و حساسيت فردي يكي از قويترين ادراكات جهت واداشتن افراد به اتخاذ رفتار سلامتي است. منطقي به نظر ميرسد كه، زمانيكه افراد باور داشته باشند كه در معرض يك بيماري هستند، آنها با احتمال بيشتري دست به اقداماتي جهت جلوگيري از وقوع آن ميزنند و بر عكس(شمسي و همکاران، 1388).
-شدت درک شده
باورذهني فردوقتي که خودش رادرمعرض يک بيماري؛مشکل؛صدمه وآسيب مي بيند اين درک افراداکتسابي بوده که يافرد قبلا آن راتجربه کرده يا به نوعي درگير آن بوده است. شدت درک شده به آن دسته از اعتقادات شخص که به آثار ذهني يک بيماري يا يک وضعيت توجه دارد و تأثيري که بر امور زندگي او مي گذارد، اشاره دارد (داوري و همکاران، 1389).
-منافع درک شده
باور فرد از منافع و سودمندي حاصل از اتخاذ رفتارهاي مناسب و درست در مقابل بيماري؛ صدمه و آسيب که بيشترين سود را براي وي داشته باشد. اعتماد به مزاياي روشهاي پيشنهادي جهت كاهش خطر يا و خامت بيماري. افراد زماني رفتار سالمتر را اتخاذ ميكنند كه عقيده داشته باشند رفتار جديد شانس پيشرفت بيماري را كاهش دهد(بيکر95، 1974).
-موانع درک شده
اعتقاد شخص به اين مسئله که يک رفتار جديد در کاهش حساسيت و شدت بيماري مؤثراست، اما ممکن است تصور کند که انجام آن رفتار، پر هزينه، دشوار، ناخوشايند، دردناک يا آشفته کننده باشد. جنبههاي منفي که بطور بالقوه در انجام رفتار سلامتي خاصي وجود دارد يا بعبارتي موانع درک شده توسط فرد، ممکن است به عنوان موانعي جهت انجام يک رفتار عمل کنند(روزن استوک96، 1974).
-خودکارآمدي
اين مفهوم در سال 1988 بوسيله باندورا97 ايجاد شد و به پيشنهاد روزن استواک و همکاران به مدل HBM اضافه شد.
* باندورا خودکارآمدي را قضاوت فرد در مورد تواناييهايش در مورد انجام يک عمل مشخص ميداند؛
* باندورا و آدامز98 خودکارآمدي را مهمترين پيش شرط تغيير رفتار ميدانند؛
* عوامل موثر در ايجاد خودکارآمدي؛
* شکستن رفتار پيچيده به مراحل و وظايف کوچکتر و قابل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره رفتار انسان، توسعه مدل Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره استان کرمانشاه، استان خوزستان، زنان باردار