پایان نامه ارشد رایگان درباره رسول خدا (ص)، حقوق بین الملل، امام صادق، حقوق بین‌الملل

دانلود پایان نامه ارشد

ر اسلام باکنوانسیون ژنو و در نظر گرفتن موارد آن، بدین نکته پی می‌بریم که ؛کاتبان حقوق بین الملل ، درصدد بوده‌اند تا اسیر جنگیرا در محدوده‌ی جنگ‌های قرون اخیر تعریف و تحدید نمایند و در واقع این تعاریف منحصر در زمان امروز است که در جنگ‌ها و مخاصمات، ارتش‌های منظم و غیرمنظم شرکت دارند و چنین تعاریفی با مفهوم اسیر جنگیدر صدر اسلام و مخاصمات آن زمان، سنخیت چندانی ندارند. این مطلب از آن روست که در جنگ‌های صدر اسلام، معمولاً هر فرد بالغی که می‌توانست اسلحه در دست بگیرد، در جنگ شرکت می‌کرد و در بیشتر جنگ‌ها، تمام قبیله اعم از زن، کودک، پیر و جوان در صحنه‌ی نبرد حضور داشتند. با این وضعیت و مطابق با تعریف اسیر جنگی در حقوق بین‌الملل، آن افرادی که در صحنه و همراه نیروهای نظامی طرف مقابل هستند، در صورت اسارت، اسیر جنگی محسوب نمی‌شوند و این قضیه شامل کودکان، زنان و دیگر موارد هم می‌گردد. بلکه صرفاً در حقوق بین الملل افراد نظامی در حکم اسیر جنگی هستند ولیکن اگر در اسلام حتی غیر نظامیان هم دستگیر شوند اسیر جنگی محسوب می شوند

3.2.2- اسیر در آیات و روایات
هر چند خداوند در باره اسیر واسارت در چندین جای قرآن با الفاظی متفاوت سخن به میان آورده است ، لیکن در دو جای قرآن از احکام اسیر به صراحت صحبت به میان آورده اند؛ که در این مبحث به بیان و تفسیر آن آیات می پردازیم:
الف)سوره انفالآیه 67 :”ما کانَ لِنبیِّ أن یکونَ له أسری حتّی یُثخِنَ فی الأرض ِ تریدونَ عَرَضَ الدّنیا و الله ُ یریدُ اآخرةَ و اللهُ عزیزٌ حکیم”
هیچ پیامبری حق گرفتن اسیر ندارد ، مگر بعد از آنکه در آن( منطقه) ،غلبه کامل یابد . شما (به خاطر گرفتن اسیر و سپس آزاد کردن با فدیه)به فکر متاع زود گذر دنیا هستید .ولی خداوند (برای شما)آخرت را می خواهد و خداوند ، شکست نا پذیر و حکیم است.
كلمه” أسر” بطورى كه گفته‏اند به معناى اين است كه مرد جنگى حريف خود را دستگير كرده و ببندد، و شخص مشدود (بسته) شده را” اسير” گويند و جمعش” أسرى” و” إسراء” و” أسارى” و” اسارى” مى‏آيد. و بعضى گفته‏اند كلمه” أسارى” جمع جمع ،است.و بنا بر اين كلمه” السبى” موردش عمومى‏تر از كلمه” الاسر” است براى اينكه سبى شامل دستگير كردن اطفال دشمن نيز مى‏شود بخلاف” اسر” كه چون دستگير كردن اطفال احتياجى به بستن ندارد شامل آن نمى‏شود. كلمه” ثخن”- به كسر اول و فتح دوم- به معناى غلظت و بى رحمى است، راغب در مفردات مى‏گويد:” ثخن الشي‏ء فهو ثخين” معنايش اين است كه فلان چيز غليظ شد بطورى كه روان و جارى نشد، و نتوانست به رفتن ادامه دهد. و از همين باب است كه خداى تعالى فرموده:” ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ” که در این جا منظور از ” اثخان” به معناى سخت گیری کردن در را کشتار بسيار از دشمن و کسب قدرت می باشد. كلمه” عرض” به معناى چيزى است كه بر چيز ديگرى عارض شود، و زود هم از بين برود، و از همين جهت است كه لذائذ دنيايى را” عرض” ناميده‏اند، چون زود از بين مى‏رود. و كلمه” حلال” وصفى است از ماده” حلّ” كه مقابل” عقد”و”حرمت” است و از اين جهت حلال را حلال مى‏گويند كه؛ قبل از حلال شدنش گويا گره خورده بود و مردم از او محروم بودند ،بعداً كه حلال شد، گويا در حقيقت گره‏اش گشوده شد. و اما كلمه” طيّب”كه به معناى سازگارى با طبع است.این آیه هشداری است که اسیر وفدیه گرفتن برای آزادی آنان و جمع غنائم جنگی، مسلمانان را از هدف اصلی بازندارد ونا خداگاه ضربه نخورند27.
این آیه اشاره بر حکم اسرا قبل از پایان جنگ دارد ، که خداوند در این باب می فر مایند : قبل از پایان جنگ حق اسیر گرفتن را هیچ کس ندارد.
➢ آیه 70: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى‏ إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيم ای پیامبر به اسیرانی که در اختیار شمایند؛ بگو: اگر خدا خیری در دل های شما بداند بهتر از مالی که [در برابر آزادی شما از شما گرفته اند]، به شما می دهد، و گناهانتان را می آمرزد که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
این آیه نیز به حق اسلام آوردن اسرا اشاره دارد که اگر اسلام بیاورند؛ بهتر از آنچه که از آنان را گرفته (اموال و دارایی و آزادی)به ایشان می دهد.
شأن نزول آیات
خداوند در اين آيات، مسلمانانى را كه در جنگ بدر شركت داشتند ، بدين جهت مورد عتاب قرار داده كه ؛از كفار اسيرانى گرفتند28 و آن گاه از رسول خدا (ص) درخواست كردند كه به قتل آنان فرمان ندهد، و در عوض خونبها از آنان بگيرد و آزادشان سازد تا بدين وسيله نيروى مالى آنان عليه كفار تقويت يافته و نواقص خود را اصلاح كنند. هر چند خداوند بشدت مسلمانان را عتاب كرد ولى پيشنهادشان را پذيرفت و تصرف در غنيمت را كه شامل خونبها نيز مى‏شود برايشان مباح كردو در آخر آيات بيانيست كه؛ گويا كفار را تشویق نموده و در صورتى كه مسلمان شوند وعده نيك مى‏دهد، و اگر بخواهند به رسول خدا (ص) خيانت كنند خداوند از آنان بى نياز است29.تفسیرآیات: پس آنچه سزاوار است كه در تفسير اين آيات گفته شود اين است كه: سنت جارى در انبياى گذشته اين بوده كه وقتى با دشمنان مى‏جنگيدند و بر دشمن دست مى‏يافتند، آنها را مى‏كشتند و با كشتن آنان از ديگران زهر چشم مى‏گرفتند تا كسى خيال جنگ با خدا و رسولش را در سر نپروراند. و رسم آنان نبود كه از دشمن اسير بگيرند و سپس بر اسيران منت نهاده و يا پول گرفته و آزادشان سازند، مگر بعد از آنكه دينشان در ميان مردم پايگير مى‏شد كه در اين صورت اسير را نمى‏كشتند و با منت نهادن ويا گرفتن بهاء آزاد مى‏كردند ، و بطورى كه از سياق كلام در آيه اولى از آيات مورد بحث برمى‏آيد عقاب در آن راجع به گرفتن اسير است. هم چنان كه جمله ” لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ” :” عذاب عظيم براى گرفتن شما است” كه در آيه دومى است نيز شاهد اين معنا است، چون مى‏فرمايد و آنچه مسلمين در موقع نزول اين آيات گرفته بودند اسير بود، نه بهاىاسير.بنابر اين شواهد، يقينا مسلمانان از آن حضرت درخواست كرده‏اند كه غنيمت جنگى را به ايشان بدهد و اسيران را هم در مقابل گرفتن بهاء آزاد سازد، و خداوند نخست ايشان را در اصل گرفتن اسير عتاب و ملامت نمود و در آخر آنچه را كه بدان منظور اسير گرفتند كه همان فديه باشد براى ايشان مباح گردانيد، نه اينكه رسول خدا (ص) در مباح شمردن فديه با آنان شركت كرده باشد، و يا در كشتن اسير و آزاد كردن و فديه گرفتن با مسلمين مشورت كرده باشد، تا در نتيجه آن جناب نيز مورد عتاب واقع شده باشد.
ب)سوره محمّد (ص)
سوره محمدّ (ص) دومین سوره ایست که خداوند متعال در آیه 4 آن از احکام اسارت سخن به میان آوردند:
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِكَ وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ .
“وقتى به كفار برخورديد بايد با ايشان بجنگيد تا وقتى كه كشتگانتان زياد شود آن وقت است كه مى‏توانيد دست از كشتار كشيده اسير بگيريد و در باره اسيران يا اين است كه منت بر آنان نهاده آزادشان مى‏كنيد و يا اين است كه فديه مى‏گيريد و آزاد مى‏كنيد و به اين رفتار خود هم چنان ادامه مى‏دهيد تاجنگ تمام شود و اين را بدان جهت گفتيم كه اگر خدا مى‏خواست مى‏توانست از كفار انتقام بگيرد، و ليكن خواست تا بعضى از شما را به وسيله بعضى ديگر بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شدند خداوند هرگز اعمالشان را نابود نمى‏كند .
حکم در این آیه در باب اسرا چنین است که؛ گردن زدن و اسير نمودن مردان تا وقتى است كه جنگ وجود داشته باشد و آنگاه كه جنگ به پايان رسد ديگر متعرّض آنان نشويد، يا مقصود اين است تا وقتى كه محارب و حرب در شهرهاى شما باقى نماند30.

3.2.2-.اسیر در روایات:
بحث روايتى [(رواياتى در مورد اسير گرفتن، مشركين در جنگ بدر و فديه گرفتن از آنها، در ذيل آيات مربوطه)] از امام صادق عليه السّلام آمده است كه فرمود: پدرم مى‏فرمود: جنگ داراى دو حكم است : 1- اگر در حال جنگ اسير گرفته شود اختيار آن با امام است اگر بخواهد گردنش را مى‏زند و اگر بخواهد دست و پايش را از پشت قطع مى‏كند بدون آنكه خون او را بند بياورد و او را در همين حال رها مى‏سازد كه در خون خود رنگين شود تا بميرد، همين است معناى قول خداى تعالى: إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ … تا آخر آيه» .
2- حكم دوّم اين است كه جنگ تمام شود و بعد از جنگ كسى اسير شده باشد در اينجا نيز اسير در دست مسلمانها مى‏ماند تا امام تصميم بگيرد و اختيار با امام است اگر خواست بر او منّت مى‏گذارد و آزادش مى‏كند و اگر خواست خود او را فديه قرار مى‏دهد و اگر خواست آنها را به صورت بنده در مى‏آورد31.
3-امام علی (ع)عليه‏السلام ،لإبنَيهِ عليهماالسلام؛ لمَّا ضَرَبه إبنُ مُلْجَم:إ هذا الأسيرَ، وأطعِمُوهُ ، واسْقُوهُ ، وأحْسِنوا إسارَة .امام على(ع) ،پس از آن كه ابن ملجم بر او ضربت زد به حسن و حسين عليهماالسلام فرمود : اين اسير را زندانى كنيد، و به او غذا و آب بدهيد، و در اسارت با وى خوشرفتارى كن
4- امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :”إطعامُ الأسيرِ والإحسانُ إليهِ حقٌّ واجبٌ ، وإنْ قَتَلْتَه مِن الغدِ” امام على عليه‏السلام :غذا دادن به اسير و خوشرفتارى با وى حقى است واجب ، هر چند (بخواهى) فردا او را بكشى .32
5-الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :إطعامُ الأسيرِ حقٌّ على مَن أسَرَهُ وإن كان يُرادُ مِن الغدِ قَتْلُهُ ، فإنّه يَنبغي أن يُطعَمَ ويُسْقى (ويُظَلّ) ويُرفَقَ بهِ ، كافرا كان أو غَيْرَهُ .
امام صادق عليه‏السلام :غذا دادن به اسير حقّى است به گردن كسى كه او را به اسارت گرفته است ، هر چند بنا باشد فردا كشته شود . بايد به اسير ، كافر باشد يا غير كافر ، آب و خوراك داد [ و در سايه‏اش نگه داشت ] و با او مدارا كرد.
2.2-تاریخچه اسارت و اسیر
مسئله جنگ و به اسارت درآمدن زنان و مردان توسط نیروهای طرفین بین ملل و ادیان اگرچه امری تلخ است، اما از دیرباز کم و بیش در همه جوامع بشری رواج داشته است اسیر جنگی در همه کشورها و همه زمـان هـا از جمله مسائلی بـوده که جنگ جویان نسبت به آن میل زیادی داشته و آن را از مطلوب ترین و نافع ترین غنایم جنگی می شمرده اند.بلکه چه بسیار قبایلی که در بیشتر موارد برای گرفتن اسیر به جنگ و غارت دست می زدند، و به منظور زیاد کردن مال و ثروت خود به ضعفا هجوم می آوردند و آنان را به بندگی و بردگی می گرفتند . تاریخ صحنه های بسیار خشونت بار و وحشیانه وغیرانسانی از کشتار دسته جمعی، سوزاندن و داغ کردن و به منظور نشانه گذاری به ارابه و گاو آهن بستن آنان و … را گزارش نموده است که هنوز پس از گذشت سال ها شنیدن و خواندن آن وقایع دل هر انسانی را به درد می آورد33 .

اسارت مسئله ای است که از ملل و ادیان پیشین موجود بوده و قرآن هم اشاراتی به آن ها دارد. 1 ) اسارت در سنت انبیاء درآیه 67 انفال ،به عنوان قاعده ای فراگیر میان انبیاء می گوید : هیچ پیامبری حقّ ندارد پیش از زمین گیر شدن دشمن از آنان اسیر بگیرد (آیه این قسمت ماکان … . الارض) که از آن به دست می آید ,گرفتن اسیر جنگی در عصر انبیاء و ملل پیشین رایج بوده است
2)همچنین از وجود اسیرانی از بنی اسرائیل در نزد دشمنان آن ها خبر داده است34. به سبب اعتنای یهود به بعضی احکام و عمل به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره نیروهای مسلح، امام صادق، رسول اکرم (ص)، مخاصمات مسلحانه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره حقوق بین الملل، توسل به زور، جنگ های صلیبی، اسرای جنگی