پایان نامه ارشد رایگان درباره دارایی ها، سرمایه در گردش، تبدیل وجه نقد

دانلود پایان نامه ارشد

های پرداختنی(PP) به صورت زیر است:
PP = PA/DCOGS
PA = مانده حساب های پرداختنی
DCOGS = قیمت تمام شده کالای فروش رفته روزانه (360/COGS).
دوره تبدیل به وجه نقد نشان می دهد که چه مدت طول می کشد تا وجه مصرف شده در عملیات به وجه نقد تبدیل شود. هر چه این فاصله کمتر باشد، نشان دهنده این است که شرکت وضعیت نقدینگی بهتری دارد(ریچارد و همکاران57 ،1980).
در زمان استفاده از این شاخص باید به موارد زیر توجه کنیم.
برای محاسبه دوره تبدیل وجه نقد در پرداخت حساب های پرداختنی از دوره عملیات کم می شود. هر چه دوره تاخیر در حساب های پرداختنی بیشتر باشد دوره تبدیل وجه نقد کوتاه تر می شود، کوتاه تر بودن دوره تبدیل وجه نقد، وضعیت مناسب نقدینگی را نشان می دهد، در حالی که تاخیر در پرداخت حساب های پرداختنی ممکن است به دلیل نامناسب بودن وضعیت نقدینگی باشد. هر چه این تاخیر بیشتر باشد، وضعیت نقدینگی نامناسب تر است ولی زمانی که این رقم را در محاسبه دوره تبدیل وجه نقد به کار می بریم نتیجه متفاوتی حاصل می شود، یعنی تاخیرهای طولانی تر موجب کمتر شدن دوره وجه نقد شده و وضعیت نقدینگی مناسب می شود. بنابراین، تضاد احتمالی باید به نحوی برطرف شود.
در این معیار به مانده وجه نقد توجهی نمی شود، البته نیازی نیست که تمام موارد وجه نقد مد نظر قرار بگیرد ولی مازاد بر حد مطلوب وجه نقد شرکت می بایست مورد توجه قرار بگیرد.
در معیارهای دوره تبدیل وجه نقد صرفا طول دوره وصول مطالبات و دوره پرداخت مد نظر است و به مقدار آن توجه نمی شود اگر دو شرکت را در نظر بگیریم که دوره وجه نقد آنها 2 ماه است ولی حساب های پرداختنی شرکت اول 90 درصد مجموع حساب های دریافتنی و موجودی کالا باشد و در شرکت دوم این نسبت 50 درصد باشد مسلما شرکت اول که حجم تعهداتش بیشتر است در مقایسه با شرکت دوم وضعیت نقدینگی آن نامناسب است که در شاخص دوره تبدیل وجه نقد به این مورد توجه نمی شود(گلافر و همکاران58،1997).

3-روش تطبیق تا سررسید بدهی های جاری و مطالبات59
در این روش برای پی بردن به اینکه تا چه حد وجوهی که از محل مطالبات به دست می آید و پاسخگوی تعهدات و بدهی های جاری است. دوره مطالبات و دوره بدهی های جاری محاسبه و مقایسه می شود.
MM = (CLP × DS)/(RP × DP)
مراحل محاسبه شاخص به صورت زیر است:
دوره وصول مطالبات
RP = [(360× R)/S]
دوره پرداخت بدهی جاری
CLP = [360 × (OCL – Sc)]/TP

MM = شاخص تطبیق تا سررسید
RP = دوره وصول مطالبات
CLP = دوره پداخت بدهی های جاری
S = فروش سالانه
R = حساب های دریافتنی
OCL = بدهی های جاری عملیاتی
Sc = مانده نقدینگی
TP = کل پرداختنی های نقدی عملیاتی
DP = متوسط پرداخت روزانه (360/ TP)
این نسبت نشان می دهد که بین زمان و مبلغ دریافت و پرداخت وجه نقد چه رابطه ای وجود دارد. مثلا اگر حاصل این نسبت برابر با یک شود نشان می دهد که زمان و مبلغ دریافت و پرداخت کاملا با هم تطبیق دارد. اگر از یک کمتر باشد نشان می دهد که بین دریافت و پرداخت از نظر زمان و مبلغ تناسبی وجود ندارد و شرکت با مشکل نقدینگی مواجه است. در شرایطی که دوره وصول و پرداخت با هم برابر باشد به میزانی که فروش روزانه از پرداختنی های روزانه بیشتر باشد به همان میزان مازاد نقدینگی وجود دارد. زمانی که دوره وصول طولانی تر یا کوتاه تر باشد تعیین مازاد یا کمبود نقدینگی مشکل تر است. برای تعیین متوسط مازاد و کمبود نقدینگی شرکت به صورت زیر عمل می کنیم:
[1- (CLP/RP) – (DS – DP)] × (DS – DP)
CLP = دوره پرداخت بدهی جاری
RP = دوره وصول مطالبات
DS = متوسط فروش روزانه
DP = متوسط پرداخت روزانه
این فرمول نشان می دهد که تفاوت بین فروش و پرداخت های روزانه برای جبران بیشتر بودن دوره وصول نسبت به دوره پرداخت است. اگر نسبت دوره پرداخت به دوره وصول مثلا 7/0 باشد مازاد حد مطلوب (مانده جبرانی) را از بدهی جاری کم کنیم و بقیه بدهی جاری را مورد توجه قرار می دهیم.
تعهدات شرکت عمدتا بابت هزینه های تولیدی و اداری شرکت است. مبلغ هزینه های تولیدی و اداری دوره بعد از کسر بخش غیر نقدی هزینه ها در محاسبه دوره بدهی های جاری استفاده می شود.
مقایسه سر رسید بدهی جاری و مطالبات به تنهایی نمی تواند قدرت نقدینگی را نشان بدهد از طرفی مبلغ مطالبات و بدهی جاری در محاسبه مورد توجه است.
اگر فرض کنیم که دوره وصول مطالبات بیشتر از دوره پرداخت باشد فروش روزانه و پرداخت های روزانه برابر باشند شرکت در پرداخت های خود با مشکل مواجه می شود و شاخص تطبیق سر رسید هر چه بیشتر باشد، وضعیت نقدینگی شرکت بهتر است. در این شاخص به موجودی کالا به عنوان جزئی از دارایی های جاری شرکت توجه نمی شود. البته تاثیر فروش شرکت در این شاخص مشکل را برطرف می کند(بردیا60،1988).

4-شاخص فراگیری نقدینگی61
این شاخص با محاسبه میانگین وزنی نسبت جاری مشکل مربوط به در نظر گرفتن درجه نقدینگی دارایی های جاری و زمان بازپرداخت بدهی های جاری را برطرف می کند. جزییات این مدل به صورت زیر است:
برای هر یک از دارایی های جاری با توجه به درجه نقدینگی آنها وزن معینی اختصاص داده می شود و مبلغ تعدیل شده شان محاسبه می شوند. وزن هر دارایی عبارتند از:
(معکوس گردش هر دارایی ـ 1)
وجه نقد به دلیل اینکه ذاتا نقد است، ضریب یک داده می شود و احتیاج به وزن ندارد.
چون مطالبات شرکت یک مرحله برای تبدیل به نقد شدن عقب تر است، به صورت زیر تعدیل می شوند.
AR = R × [1 – (TR)]
AR = حساب های دریافتنی تعدیل شده
R = مانده حساب های دریافتنی
TR = گردش حساب های دریافتنی
به موجودی کالا به دلیل اینکه می بایستی اول تبدیل به حساب های دریافتنی شود و بعد به وجه نقد شود به شرح زیر تعدیل می شود.
AINV = INV × [1 – (1/TR) – (1/TR) – (1/TINV)]
AINV = موجودی کالای تعدیل شده
INV = مانده موجودی کالا
TINV = گردش موجودی کالا
برای هر یک از بدهی های جاری ضریب تعدیل شده شان محاسبه می شود.
APA = PA × [1 – (1/TPA)]
TPA = PUR/PA
APA = حساب های پرداختنی تعدیل شده
PUR = کل خرید دوره
PA = مانده حساب های پرداختنی
TPA = گردش حساب های پرداختنی
سایر اجزا بدهی های جاری نیز به همین صورت قابل تعدیل است.
شاخص فرآگیر نقدینگی به صورت زیر محاسبه می شود:
CLI = ACA/ACL
CLI = شاخص فرآگیر نقدینگی
ACA = دارایی های جاری تعدیل شده
ACL = بدهی جاری تعدیل شده
همانطور که دیده می شود، تا حدود زیادی ایراد اصلی نسبت جاری که عدم لحاظ کردن درجه نقدینگی دارایی های جاری بود با به کارگیری ضریب تعدیل رفع شده است. با وجود امتیازاتی که این شاخص دارد در استفاده از آن باید نکاتی را در نظر قرار داد که عبارتند از:
درجه نقدینگی مطالبات و موجودی کالا براساس ارقام متوسط آنها و گردش آنها اندازه گیری شده که ایرادات آنها به شاخص فرآگیر نقدینگی هم وارد است متوسط ها الزاما نشان دهنده وضعیت ایده آل نیستند.
همانند سایر نسبت های مالی، شاخص فرآگیر نقدینگی هم یک معیار نسبی است و متاثر از شرایط شرکت و وضعیت آن است، پس در زمان مقایسه و قضاوت باید مبنای مقایسه و اظهار نظر، به درستی انتخاب شود.
برای تعدیل مطالبات و لحاظ کردن درجه نقدینگی آن، معکوس نسبت موجودی کالا به کل فروش یا نسبت مطالبات به کل فروش یکی از بهترین مبناها است، ولی کیفیت مطالبات یا موجودی کالا در نظر قرار نمی گیرد. اگر قسمت عمده مطالبات عمر طولانی داشته باشند و یا کم گردش باشند و یا قسمت عمده موجودی کالا، اقدام کم گردش باشند، مناسب بودن این شاخص زیر سوال رفته و موجب ایراد بر آن می شود(ملیک و همکاران62 ،1974).
محدودیت های استفاده از نسبت ها
وقتی صورت های مالی تهیه شده در اختیار تحلیل گر قرار می گیرد به لحاظ گذشت زمان ارقام مندرج در آنها کهنه شده و وضع موجود را نشان نمی دهد.
اصولا تجزیه و تحلیل روی ارقام و اطلاعات گذشته انجام می شود که راهنمای تصمیمات آینده می باشد. حال تا چه حد ارقام گذشته می تواند مبنای پیش بینی اینده قرار گیرد جای بحث است.
در تجزیه و تحلیل نسبت ها تغییرات سطح قیمت ها معمولا در نظر گرفته نمی شود و از کیفیت تجزیه و تحلیل کم می کند. این نارسایی در زمانی که تغییرات سطح قیمت ها سریع باشد و تورم حاد باشد، تشدید می شود.
وقتی صورت های مالی یک واحد تجاری با موسسه دیگر مشابه مقایسه می شود باید توجه کرد که ممکن است تفاوت هایی که در اعمال روش های حسابداری در دو شرکت از نظر ارزیابی موجودی جنسی و استهلاک وجود دارد، مبنا و مفهوم مقایسه را از بین ببرد(سایمن63،1988).

2-17 تجزیه وتحلیل نسبت های سرمایه در گردش
برخی از نسبت هایی که در تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش به کار می برند عبارتند از نسبت جاری، نسبت نقدینگی64 (نسبت آنی65) و نسبت بدهی.
نسبت جاری66 و نسبت سرمایه در گردش خالص67 :
مقدار نسبت جاری یک شرکت با سرمایه در گردش رابطه مستقیم دارد. مخصوصا:
1-اگر دارایی های جاری از بدهی های جاری بیشتر شود، سرمایه در گردش خالص مثبت خواهد شد و نسبت جاری بزرگتر از عدد یک می شود.
2-اگر دارایی های جاری با بدهی های جاری مساوی شود سرمایه در گردش خالص صفر، و نسبت جاری برابر یک خواهد شد.
3-اگر دارایی های جاری از بدهی های جاری کمتر شود، سرمایه در گردش خالص منفی و نسبت جاری از عدد یک کمتر می شود.

نسبت دارایی های جاری به کل دارایی ها68
نسبت دارایی های جاری به کل دارایی ها ابزاری است که می توان با استفاده از آن حدود یا میزانی را تعیین کرد که شرکت وجوه خود را در اقلام دارایی های جاری (و نه دارایی های ثابت) سرمایه گذاری کرده است مقدار این نسبت در گرو تغییراتی است که در دارایی های جاری رخ می دهد (البته در واکنشی که نسبت به فروش از خود نشان می دهد) و در عین حال به میزان دارایی های ثابت که در مورد نیاز شرکت است بستگی دارد.
(جاری داراییهای )/(داراییها کل)
نسبت بدهی
تامین مالی یک شرکت می تواند توسط حقوق صاحبان سهام (سرمایه) و یا بدهی باشد. تامین مالی توسط بدهی هی به علت اجبار در پرداخت اصل و بهره بدهی، ریسکی را به شرکت تحمیل می کند که در مورد سهام این موضوع صدق نمی کند، در نتیجه برای تخمین ریسک تحمیل شده به شرکت توسط بدهی ها، نسبت های اهرم مالی مطرح می شود. یکی از مهم ترین این نسبت ها نسبت بدهی می باشد که از رابطه زیر محاسبه می شود:
بدهی نسبت=(بدهیها کل)/(داراییها کل)
این نسبت نمایانگر این است که چه میزان از کل دارایی ها توسط بدهی ها تامین مالی شده است و در نتیجه شرکت متحمل چه میزان ریسک می باشد.
2-17-1 نسبت های نقدینگی و نسبت آنی69
برای تجزیه و تحلیل سیاست هایی که در مورد سرمایه در گردش اتخاذ شده، می توان از دو نسبت دیگر که آنها را نسبت نقدینگی می نامند استفاده کرد. نحوه محاسبه این نسبت ها به شرح زیر است:
LR1=(فروش قابل بهادار اوراق+نقد وجوه)/(جاری داراییهای کل)
LR2=(فروش قابل بهادار اوراق+نقد وجوه)/(جاری بدهیهای کل)
در محاسبه این دو نسبت نقدینگی فرض می شود که صندوق و اوراق بهادار قابل فروش بخش بزرگی از دارایی های جاری را تشکیل می دهند. برای اینکه در اصل این فرض خدشه ای وارد نشود، باید بتوان در هر لحظه آن مقدار از دارایی های جاری را که به صورت اوراق بهادار قابل فروش است، بدون هیچ کم و کاست، بلا فاصله به پول نقد تبدیل کرد.
LR1 معیاری است برای محاسبه قدرت نقدینگی دارایی های جاری مقدار این نسبت هر مقدار بیشتر باشد، موید این است که وجوه نقد و اوراق بهادار قابل فروش، منابع اصلی وجوه هستند (جهانخانی و پارسائیان،1380).
LR2 توانایی شرکت را در بازپرداخت بدهی های جاری اندازه گیری می کند. مقدار این نسبت هر قدر بزرگتر باشد به این معنی است که می توان برای بازپرداخت بدهی های جاری از وجوه نقد یا اوراق بهادار قابل فروش استفاده کرد، این همان تعریف نسبت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره دارایی ها، حساب های دریافتنی، معیارهای سنتی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره قیمت سهام، سرمایه در گردش، تغییرات قیمت سهام