پایان نامه ارشد رایگان درباره حق و تکلیف، اجرای عدالت، حقوق و تکالیف، منابع مالی

دانلود پایان نامه ارشد

به آن ها اطلاق می گردد اختصاص دارد و از نکات مهم کنوانسیون محسوب می شود .
بخش دوم تحت عنوان « حمایت کلی از اسیران جنگی » در مواد 12 تا 16 حاوی اصول عمده ای است که در هر زمان و هر مکان حاکم بر رفتار دولت نگه دارنده با اسیران است.
بخش سوم در مواد 17 تا 108 به « شرایط اسارت » می پردازد و به شش قسمت تقسیم شده است :
قسمت اول در مواد 17 تا 20، به مسائل فوری بعد از دستگیری مربوط است و موضوعاتی نظیر بازجویی از اسیران، دارایی اسیران و نحوه تخلیه آن ها را در بر می گیرد. قسمت دوم، در مواد 21 تا 48، هشت فصل دارد و شرایط زیست اسیران در اردوگاه یا اسیران در حین انتقال را مشخص می سازد که مسائلی نظیر

و روش های نگه داری آن ها، خوراک و پوشاک، مراقبت های بهداشتی و پزشکی، پرسنل پزشکی و مذهبی مسئول نگه داری اسیران، نیازهای مذهبی، فعالیت های فکری و جسمی، انضباط، درجات اسیران و انتقال بعد از رسیدن به اردوگاه را شامل می گردد. در قسمت سوم، مواد 49 تا 57 شرایط اشتغال به کار اسیران مطرح می شود. قسمت چهارم، در مواد 58 تا 68 موضوع جدیدی را در مورد منابع مالی اسیران را در نظر می گیرد. قسمت پنجم در مواد 69 تا 77 آن چه را که به روابط اسیران با خارج ( از نظر مکاتبه و مراسله ) مربوط است مطرح می نماید. ششمین و آخرین قسمت، مواد 78 تا 108، که طی سه فصل عرضه شده، روابط میان اسیران و مقامات دولت نگهدارنده، شکایت های مربوط به اسارت، نمایندگان اسیران و تنبیهات انضباطی و قضایی را مشخص می نماید.
بخش چهارم کنوانسیون در مواد 109 تا 121 معیارهای خاتمه اسارت را در سه قسمت مطرح می کند قسمت اول، از مادّه 109 تا 117 به بازگشت اسیران به کشورهای بی طرف در حین مخاصمات ؛ قسمت دوم، مواد 118 و 119 برای رهایی و بازگشت در پایان مخاصمات ؛ و بالاخره قسمت سوم تا مادّه 121 به مرگ اسیران جنگی اختصاص دارد.
بخش پنجم، مواد 123 تا 125 حاوی اصولی در مورد « دفتر اطّلاعات جنگ » 87 و هر سازمان دیگری است که به منظور یاری اسیران به وجود می آید.
بخش ششم کنوانسیون به نحوه اجرای کنوانسیون اختصاص دارد. ضمائم پنج گانه کنوانسیون نیز هر یک به نوعی با آن ارتباط دارند.

2.4- حق و حقوق
واژه هایی در زبان فارسی وجود دارد که بار معنایی آن ها هم سنگین است و هم متنوع. حق و حقوق است .یکی از آن واژه ها هستند که در ظاهر همگی گمان بر بدیهی بودن و علم به معنای آن دارند. اما همین که از افراد سؤال شود: حقّ چیست احتمالاً اکثر ایشان نخواهند توانست جواب روشنی بدهند. ممکن است بدانند پایمال کردن حقوق دیگران یعنی چه، یا معنای این کار چیست که دیگران حقّ او را نسبت به فلان چیز انکار کنند یا نادیده بگیرند، ولی نمی داند خود این چیزی که مورد تجاوز قرار می گیرد یا انکار می شود دقیقاً چیست ؟ از آن جا که بحث این پژوهش پیرامون حقوق اسیران جنگی می باشد می بایست به تعریف و تبیین واژه حق بپردازیم. لذا برای نیل بر این امر بایستی چندین موضوع حول حق را بررسی کنیم:
– تعریف حق و بررسی آنها در فقه و حقوق
– معنای حق بودن و حق داشتن
– تلازم حق و تکلیف

2.4.1- تعریف حق وحقوق

2.4.1.1-معنای حق

2.4.1.1.1-معنای ـلغـــوی: حَقّ (جمع: حقوق) واژه‌ای است که در معانی راست و درست و همچنین در معنی «آن‌چه فرد یا پدیده‌ای سزاواری آن را دارد» به کار می‌رود. راغب اصفهاني درمفردات الفاظ قرآن گفته است كه :حق در اصل به معني مطابقت و موافقت است . اما گمان مي رودكه مطابق بودن وموافق بودن،چنانكه درانسيكلوپدي اسلام آمده است،معاني ثانوية حق اند, نه معني اصلي آن. معني اصلي حق «ثبوت» است. بيضاوي درتفسيرخودميگويد: خدا راحق مي نامند, چراكه ؛ ربوبيت والهيت او ثابت است و ثبوت ديگراشيا نيز بدو است (وبه تتحقق الاشياء) وازاينجاست كه حق رامعمولاًبه هست ثابت تعريف كرده اند (هوالموجودالثابت).حقّ در لغت نامه دهخدا نیز معانى متعددى براى اين واژه ذكر مى كند كه مهم ترين آن ها از اين قرار است: راست كردن سخن، درست كردن وعده، يقين نمودن، ثابت شدن، غلبه كردن به حق، موجود ثابت و نامى از اسامى خداوند متعال88. فرهنگ المنجد نيز براى واژه «حق» چند كاربرد و معنا ذكر مى كند كه, برخى از آن از اين قرار است: ضد باطل، عدل، مال و ملك، حظ و نصيب، موجود ثابت، امر مقضى، حزم، سزاوار.89 همچنین در مجمع البحرین؛ به معنای قرار گرفتن چيزي در موضع خودش [كه آن موضع براي وي در نظر گرفته شده] آمده است90. در فرهنگ زبان عميد هم از حق به معناي راست، درست، ضد باطل، ثابت، واجب، كاري كه البته واقع شود،یاد شده است91.با توجه به آنچه بيان شد، روشن مى گردد كه «حق» واژه اى عربى است كه به معناى «ثبوت» و «تحقق» است و وقتى مى گوييم: چيزى تحقق دارد، يعنى ثبوت دارد92, وگاه معادل آن در زبان فارسى «هستى پايدار» به كار برده مى شود; يعنى هر چيزى كه از ثبات و پاى دارى بهره مند باشد، حق است. حق همچنین در زبان‌های شرقی اصطلاحآً به عنوان یکی از نام‌های خدا به کار می‌رود.در دین‌های گوناگون واژه حق در معنی آن‌چه پیروان آن دین یا فرقه, به عنوان حقیقت مطلق و درستی محض در نظر , استفاده می‌شود.

2.4.1.1.2- معنای اصطلاحی حق

2.4.1.1.2.1ـ در اصطلاح فقه
علما حق از نظر قرآن را چنين بيان كرده‌اند كه؛ حق يعني واقعيت عيني سامان‌دار و هدف‌دار، به اين معنا وقتي گفته‌ مي‌شود: اين چيز حق است يعني در جايي است كه بايد باشد. از اين منظر هستي جهت‌دار است ,يعني يك واقعيت عيني است و بايد باشد .لذا؛ بايد حق را از روي اين جهت هستي شناسايي كرد. به اين معنا تنها آن مكتب اجتماعي و اقتصادي و اخلاقي بر حق و شايسته پيروي است كه ,در آن بازگشت همه بايدها و نبايدها به روند تكاملي جهان پوياي هستي از جمله انسان پوياي متحرك بازگردد.
از نظر مسلمانان، دین که بر پایه فطرت انسانی بنا شده‌است شامل قوانین و مقررات الهی می‌باشد. حقوق در لغت جمع حق است. مفهوم اصلی حق در کاربرد مصدری ثبوت و در کاربرد وصفی ثابت می‌باشد و در همین معنا است که در برابر باطل بکار می‌رود؛«قُلْجاءَالْحَقُّوَزَهَقَالْباطِلُإِنَّالْباطِلَكانَزَهُوقا93» ً,«ذلِكَبِأَنَّاللَّهَهُوَالْحَقُّوَأَنَّمايَدْعُونَمِنْدُونِهِالْباطِلُوَ… 94»«ذلِكَبِأَنَّاللَّهَهُوَالْحَقُّوَأَنَّمايَدْعُونَمِنْدُونِهِهُوَالْباطِلُوَ….95»
درمنابعفقهی “اهلسنّت ” تعاریفمختلفیازحقشدهاست: حکمشرعیثابتوغیرقابلانکار؛مصلحتشرعی؛نسبتوعلاقهخاصمیانصاحبحقومنافعیکهویازآنبهره‌مندمی‌گردد؛اختصاصیافتنِشرعیِچیزیبهکسیازبابتکلیفیاسلطهکهشاملتمامحقوقدینی،مدنی،عمومیومالیمی‌شود؛وهرچیزیکهبرپایهحکمشرعیثابتشدهوشرعازآنحمایتکردهاست96.
درمنابعفقهایشیعه،گاهیحقنزدیکبهمعنایلغویآن (هرامرثابت) به‌کارمی‌رود،یعنیبهمعنایهرچیزیکهشارعجعلووضعکردهاست،ومفاهیمیمانندحکم،عین،منفعتوحقبهمعنایخاصراشاملمی‌شود. همچنين گفته شده است: «حق عبارت است از قدرت يك فرد انسانى مطابق با قانون بر انسان ديگر، يا بر يك مال و يا بر هر دو، اعم از اين كه مال مذكور مادى و محسوس باشد; مانند خانه، يا نباشد; مانند طلب97. با توجه به تعاريف بيان شده، و مى توان سه نوع حق را در نظر گرفت:الف. قدرت يك شخص بر شخص ديگر; مانند: حق قصاص، حق حضانت و قدرت بستان كار بر طلب كار. قدرت يك انسان بر انسان ديگر. يك قدرت معنوى است. براى مثال، هرگاه بدهكار از پرداخت بدهى خويش كوتاهى كند، طلبكار مى تواند با طرح دعوا، او را به دادگاه كشانده، حق خويش را از او بگيرد.ب. قدرت شخص مالك بر مال; اين حق از نوع قدرت مادى است كه خود دو صورت دارد: قدرت مالك بر مال منقول، مانند كتاب;و قدرت مالك بر مال غير منقول، مانند زمين.ج. قدرت شخص بر مال و شخص ديگر باهم; براى مثال، هرگاه مستأجرى خانه اى را اجاره كند، از راه اين عقد اجازه، دو قدرت متفاوت به دست مى آورد: يكى قدرت مستأجر بر منافع مال مستأجره كه مى تواند از آن استفاده كند; و ديگرى قدرت مستأجر بر مؤجر. براى مثال، هرگاه خانه به تعميرات عمده نياز داشته باشد و مؤجر از تعمير آن كوتاهى كند، مى تواند او را به دادگاه بكشاند و وى را به تعمير خانه ملزم نمايد98.

2.4.1.1.2.2ـ حق در اصطلاح علم حقوق
حقوق‌دانان حقّ را به گونه های مختلف تعریـف نموده اند. برخی آن را امری اعتباری دانسته اند که, بر حسب آن, شخص یا گروه خاصی قدرت قانونی 99 کسب می کند. در پاره ای حقّ را امتیاز و نفعی می دانند که متعلق به شخص است و حقوق هر کشور در مقام اجرای عدالت از آن حمایت می کند و به او توان تصرف در موضوع حقّ و منع دیگران از تجاوز به آن را می دهد. 100بهتعبیربرخیحقوق‌دانان,حقمصلحتیاستباارزشمالیکهقانونازآنحمایتمی‌کند101.

2.4.1.1.2.3ـتعریف حقوق
اصطلاح حقوق در معانی زیر به کار گرفته می‌شود: 1.حقوق عینی:مجمو عه قوانین و مقرراتی که برای تحقق عدالت و رشد مادی و معنوی از سوی مقام صلاحیت داری وضع گردیده‌است. حقوق» در اين معنا، جمع «حق» نيست، «بلكه با آن همچون كلمه اى مفرد معامله مى كنند. گويا مجموعه احكام و مقررّات حاكم بر يك جامعه را يك واحد اعتبارى دانسته، نام “حقوق” بر آن نهاده اند… حقوق در اين معنا، با “قانون” مرادف است; مثلا، به جاى “حقوق اسلام” يا “حقوق روم” مى توان گفت: “قانون اسلام” يا “قانون روم”102
در اين معنا، از نظر اسلامى، واژه «شرع و شريعت» به كار مى رود; چنان كه مى گويند: “شرع موسى” يا “شرع اسلام” به دليل آن كه از ديدگاه اسلامى، منشأ حق، خداوند متعال است، در تعريف «حقوق» گفته شده است: «حقوق عبارت از است: مجموعه قوانين و مقرّرات اجتماعى كه از سوى خداى انسان و جهان، براى برقرارى نظم و قسط و عدل در جامعه بشرى تدوين مى شود تا سعادت جامعه را تأمين سازد103. 2.حقوق شخصی:مجمو عه امتیازات و قابلیت‌هایی که برای هر شخص به رسمیت شناخته می‌شود و دیگران به رعایت آن مکلف هستند. مثل حق حیات، حق آزادی ,حق تعلیم و تربیت و حق مالکیت. این امر در اصطلاح فقها «حقوق104» و نامیده می‌شود. 3.علم حقوق:دانشی است که درباره قواعد و قوانین حاکم بر جامعه و حقوق و تکالیف اشخاص بحث می‌کند و به تحلیل، ارزیابی و سیر تحول آنها می‌پردازد. به این ترتیب در اصطلاح عام به کسی که دانش حقوق را فرا گرفته باشد، «حقوق‌دان» و در اصطلاح اسلامی «فقیه» گفته می‌شود 4. فن حقوق:مرز جنبه نظری و عملی در علم حقوق، مرز بین علم حقوق و فن حقوق است. فن حقوق را نزد قضات، وکلا، صاحبان دفاتر اسناد رسمی، مشاوران حقوقی و نویسندگان متون قوانین می‌توان دید105.
5. حقوق: به معناى دست مزد و حق الزحمه: مثلا، گفته مى شود: «حقوق كارمندان دولت». منظور از آن دست مزدى است كه اين افراد به طور ماهانه از دولت دريافت مى كنند.
2.4.2- تلازم حق و تکلیف
آن گاه که اولین بیانیه به نام حقوق بشر در برابر مجلس ملی فرانسه مطرح بود، 106 برخی از نمایندگان بر آن بودند که اگر بیانیه ای برای حقوق

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه، کنوانسیون ژنو، حقوق بین الملل Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره امام صادق، نظام های حقوقی، امام علی (ع)، حق و تکلیف