پایان نامه ارشد رایگان درباره حرف”، “:، باء”

دانلود پایان نامه ارشد

تاريكى‏هاى خشكى و دريا راه يابيد مسلما ما آيات خود را براى قومى كه دانايند بيان كرديم. (97)
حرف”لام”در” لكم”: براي تمليک است ، يعني تنها اوست که براي شما قرار داد .462 يا براي علييت است .463يعني اوست که علت قرار دادن ستارگان است .
حرف” باء” در” لِتهَْتَدُواْبها”: باي سببيه است ، يعني به سبب آن در تاريکي هاي خشکي و دريا راه يابند
حرف “فى” در”فى ظلمات”: در معني ظرفيت مجازي است ، يعني آنها در تاريکي ها راه يابند .464
حرف”لام”در”لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ “: براي تقويت است . مثل : “مصدقالما معهم … ” و مي تواند براي اختصاص باشد .يعني اينها حدود خواست براي جمعي که مي دانند .465
وَ هُوَ الَّذِى أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الاَْيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ(98)
و اوست كه شما را از يك تن آفريد، برخى [از شما] استقرار يافته [در زمين‏] و برخى به وديعت نهاده [در اصلاب و رحم‏هايند] ما آيات خود را براى قومى كه مى‏فهمند، بيان كرديم. (98)
حرف” من”در” من نفس”: جنسيه است ، يعني از يک تن آفريد و مي تواند ابتدائيه باشد و يا تبعيضيه باشد ، يعني بعضي از شما ..براي ابتداي غايت مکاني است يعني منها زوجها .466منظور از نفس عين هر چيز است . مثلاً مي گويند جاء في فلان نفسهِ – فلاني خودش نزد من آمد در اين جا منظور اين است که عين او آمد .467
حرف”لام”در” لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ “: براي تبيين است ، يعني براي قومي بيان مي کند که مي فهمد . يا براي تقويت است .468 و مي تواند اختصاص باشد ، يعني نشانه ها را براي اهل باور بيان مي کند .469
وَ هُوَ الَّذِى أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نخُّْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّترََاكِبًا وَ مِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَ غَيرَْ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلىَ‏ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ إِنَّ فىِ ذَالِكُمْ لاََيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ(99)
و اوست كه از آسمان آبى فرستاد، و به وسيله آن گياهان گوناگون را [از زمين‏] رويانديم، و از آن ساقه‏ها و شاخه‏هاى سبز درآورديم، و از آن دانه‏هاى متراكم را خارج مى‏كنيم، و از شكوفه درخت خرما خوشه‏هاى سر فروهشته [به وجود مى‏آوريم‏]، و باغ‏هايى از انگور و زيتون و انار شبيه به هم و بى‏شباهت به هم [بيرون مى‏آوريم‏] به ميوه‏اش چون ميوه دهد و به كيفيت رسيدنش با تأمل بنگريد، مسلما در اين [امور] براى قومى كه ايمان مى‏آورند، نشانه‏هايى [بر توحيد، ربوبيت و قدرت خدا] ست. (99)

حرف” من”در” من السماء”: من ابتدائيه است ، يعني آب باران از آسمان فرو فرستاده مي شود .470 و براي ابتداي غايت است . چون نزول باران از آسمان است471
حرف” باء” در “فأخرجنا به”: باي سببيه است ، يعني آب را سبب خروج نبات قرار داده472
حرف” من”در” فأخرجنا منه”:‏ تبعيضيه است ، يعني تقسيم جنس به انواع آن473
حرف” من”در” منه”: من اتصاليه يا ابتدائيه است ، يعني ثمره نبات .474
حرف” من”در” من النخل”: جنس است ، يعني از خرما .
حرف” من”در”من طلعها”: براي بيان جنس است ، يعني از شکوفه .
حرف” من”در”من أعناب “: من بيانيه است ، يعني در باغ هايي از انگور و زيتون 475را بيان مي کند .
حرف ” الى “در” إلى ثمره”: انتهاي غايت است ، يعني تا وقتي که ميوه دهد .
حرف “فى” در”فى ذالكم”: در معناي ظرفيت مجازي است ، يعني در اين [امور]
حرف”لام”در” لايات”: ابتدائيه براي تاکيد است و (آيات) اسم “انّ” موخّر منصوب و علامت نصب ، کسره است و “لام” زائد است که بر سر خبر آمده است .476
حرف”لام”در”لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ “: براي اختصاص است يا “لام” زائد است که بر سر خبر آمده است . طبق آيه 164 بقره477يعني مخصوص براي گروهي که ايمان آورند .
وَ جَعَلُواْ لِلَّهِ شرَُكاَءَ الجِْنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَ بَنَاتِ بِغَيرِْ عِلْمٍ سُبْحَنَهُ وَ تَعَلىَ‏ عَمَّا يَصِفُونَ(100)
[مشركان‏] براى خدا شريكانى از جن قرار دادند، در حالى كه جن را خدا آفريد، و از روى جهل و بى‏دانشى براى خدا پسران و دخترانى انگاشتند منزه و برتر است از آنچه آنان توصيف مى‏كنند. (100)
حرف”لام”در”لله”: براي اختصاص است ، يعني براي خدا
حرف”لام”در”له”: اختصاص است ، يعني براي خدا
حرف” باء” در” بغير”: براي مصاحبت است، يعني همراه با جهل و بي دانشي خدا را پسران و دختراني انگاشتند .
حرف” عن ” در ” عَمَّا يَصِفُونَ “: به معناي مجاوزت آمده ، يعني از آنچه آنان توصيف مي کنند به دور است .
بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَنىَ‏ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ وَ هُوَ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ(101)
[او] پديد آورنده آسمان‏ها و زمين است، چگونه او را فرزندى باشد؟! در صورتى كه براى او همسرى نبوده، و همه چيز را او آفريده و او به همه چيز داناست. (101)
حرف”لام”در”‏ يَكُونُ لَهُ “: براي تبيين است ، يعني چگونه او را فرزندي باشد .
حرف”لام”در” لَمْ تَكُن لَّهُ “: اختصاص است ، يعني براي او
حرف” باء” در”بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ”: زائد و براي تاکيد است . و بعضي لغويها گفته اند که لفظ “عليم” براي مبالغه است و با لفظ “باء” متعدي شده است با آنکه خود متعدي بنفسه است . مثل آيه ي 10 سوره ممتحنه : “فان علمتموهن مُؤمِناتٍ” . بخاطر اظهار زيادي علوم .478
ذَالِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ خَلِقُ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ وَكِيلٌ(102)
اين است خدا پروردگار شما، جز او معبودى نيست، آفريننده همه چيز است پس تنها او را بپرستيد، و او نگهبان و كارساز هر چيز است. (102)

حرف “على “در” بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ”: در معناي استعلاي حقيقي است و “علي” در مقابل “لهم” قرار گرفته است . يعني بر هر چيز479
لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الخَْبِيرُ(103)
چشم‏ها او را در نمى‏يابند، ولى او چشم‏ها را درمى‏يابد، و او لطيف و آگاه است. (103)
قَدْ جَاءَكُم بَصَائرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصرََ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِىَ فَعَلَيْهَا وَ مَا أَنَا عَلَيْكُم بحَِفِيظٍ(104)
بى‏ترديد براى شما از سوى پروردگارتان دلايلى روشن آمده، پس هر كه [به وسيله آن دلايل بينا شود و حقايق را با چشم دل‏] ببيند به سود خود اوست و هر كه [با پشت كردن به دلايل‏] كوردل شود [و از ديدن حقايق محروم گردد] به زيان خود اوست، [وظيفه من ابلاغ پيام خداست‏] و بر شما حافظ و نگهبان نيستم. (104)
حرف “من”در “من ربكم “: من ابتداء غايت مجازي و آن متعلق به جاء يعني از سوي پروردگارتان .480
حرف”لام”در” فَلِنَفْسِهِ”: براي اختصاص است،يعني به سود خودشان.
حرف “على “در” فَعَلَيْهَا”: براي اختصاص است،يعني به ضرر و زيان خودشان.
حرف “على “در”عليكم”: به معناي استعلاي مجرور است ، يعني بر شما .481
حرف” باء” در”بحفيظ”:زائد است .
وَ كَذَالِكَ نُصرَِّفُ الاَْيَاتِ وَ لِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَ لِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ(105)
، اين چنين، آيات [خود] را به صورت‏هاى گوناگون بيان مى‏كنيم [تا هدف‏هايى تحقق يابد]، يكى اينكه منكران با متهم كردن تو كه اين آيات را از ديگران فرا گرفته‏اى، شقاوت خود را كامل كنند و ديگر اينكه آن را براى گروهى كه دانايند، روشن سازيم. (105)
حرف “لام” در “لَيقولوا”: “لام” عاقبت است .482يعني اين چنين است ، عاقبت منکران . و در بحرالمحيط “لام” براي بيان تبيين آمده است .483
حرف”لام”در” لِنُبَيِّنَهُ”: لام تبليغ و اعلان است ، يعني آگاه ساختن گروهي که .
حرف”لام”در” لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ “: براي تقويت است ، مثل : “مصدقا لما معهم” . و مي تواند براي اختصاص باشد . يعني براي گروهي که دانايند ، روشن سازيم .484
اتَّبِعْ مَا أُوحِىَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشرِْكِينَ(106)
از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى شده پيروى كن، هيچ معبودى جز او نيست، و از مشركان روى بگردان. (106)
حرف ” الى “در”أُوحِىَ إليك”: انتهاي غايت است ، يعني به سوي تو
حرف “من”در “من ربك”: ابتدائيه است ، يعني “من عنده يا من أمره” . يعني حق از سوي پروردگارتوست .
حرف” عن ” در “عن المشركين”: به معناي “من” آمده ، يعني از مشرکان روي بگردان . يا به معني تاکيد در مجاوزت است يعني از مشرکان .
وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَ مَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَ مَا أَنتَ عَلَيهِْم بِوَكِيلٍ(107)
اگر خدا مى‏خواست آنان [به طور اجبار] شرك نمى‏آوردند، [ولى خواست خدا آزادى انسان در انتخاب است‏] و ما تو را بر آنان نگهبان و كارساز قرار نداديم [تا آنان را به اجبار به پذيرش دين وادار كنى.] (107)
حرف “على “در”عليهم”: به معناي استعلاء آمده يعني بر آنان .
حرف “على “در”عليهم”:به معناي استعلاء آمده ، يعني بر آنان .
حرف” باء” در”بوكيل”: باي زائد است ، و ما تو را برآنان نگهبان و کارساز قرار نداديم .485
وَ لَا تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّواْ اللَّهَ عَدْوَا بِغَيرِْ عِلْمٍ كَذَالِكَ زَيَّنَّا لِكلُ‏ِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلىَ‏ رَبهِِّم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ(108)
و معبودانى را كه كافران به جاى خدا مى‏پرستند، دشنام ندهيد، كه آنان هم از روى دشمنى و نادانى خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى اعمالشان را آراستيم [تا به كيفر لجاجت و عنادشان گمان كنندكه آنچه انجام مى‏دهند نيكوست،] سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، پس آنان را به اعمالى كه همواره انجام مى‏دادند، آگاه مى‏كند. (108)
حرف “من”در “مِن دُونِ اللَّهِ”: اگر به معني قوام باشد تبعيضيه است و اگر به معني نزديکترين مکان به چيزي ابتدائيه و متعلق به “يدعون” است و گفته اند “من” که بر سر دون مي آيد در همه جا مثل و به معني “في” در سائر ظروف است .486 يا مي تواند در معني مقابله باشد يعني معبوداني که به جاي خدا مي پرستند .487
حرف” باء” در”بغير”: براي معيت يعني با ناداني خدا را دشنام خواهند داد . يا مي تواند تاکيد وزائد در مفعول باشد.488

حرف”لام”در” لكل”: به خاطر تقدم مفعول زائد برآن است . مثل :”لزيد ضربت” و نيز مي تواند براي اختصاص باشد يعني براي هر امتي .489
حرف ” الى “در”إلى رَبهِِّم “: انتهاي غايت است ، يعني به سوي پروردگارشان خواهد بود .490
حرف” باء” در”بِمَا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ “: باي سببيه است ، يعني به سبب آنچه انجام مي دهند . آگاه مي کند .491
وَ أَقْسَمُواْ بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانهِِمْ لَئنِ جَاءَتهُْمْ ءَايَةٌ لَّيُؤْمِننُ‏َّ بهَِا قُلْ إِنَّمَا الاَْيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَ مَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ(109)
با سخت‏ترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزه دلخواهشان براى آنان آيد، قطعا به آن ايمان مى‏آورند، بگو: معجزات فقط در اختيار خداست، و شما [اى مردم مؤمن!] چه مى‏دانيد [كه حقيقت چيست؟] حقيقت اين است كه اگر آن معجزه هم بيايد، ايمان نمى‏آورند. (109)
حرف” باء” در”بالله”: باي تاکيد است و فراوان قسم ياد مي کند492
حرف” باء” در”لَّيُؤْمِننُ‏َّ بهَِا”: تاکيد و زائد در مفعول است چون بعد از فعل “آمن” ، “مومن” حرف “باء” مي آيد
وَ نُقَلِّبُ أَفِْدَتهَُمْ وَ أَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فىِ طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ(110)
و دل‏ها و ديدگانشان را [كه وسيله فهم و بصيرت است، به سزاى لجاجت و عنادشان‏] وارونه و دگرگون كرديم، [به اين سبب با آمدن معجزه دلخواهشان هم ايمان نمى‏آورند] همان‏گونه كه نخستين بار به آيات قرآن ايمان نياوردند، آنان را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره حرف"، ":، " Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره سوره بقره