پایان نامه ارشد رایگان درباره جارومجرور

دانلود پایان نامه ارشد

(30)
حرف” علي ” در”‏ عَلَيهِْمُ ‏”:به معناي استعلاء آمده، يعني بر آنان.
حرف” من ” در”‏ مِن دُونِ اللَّهِ “‏: اگر به معني قوام باشد تبعيضيه است ، اگر به معني نزديکترين مکان به چيزي ابتدائيه و متعلق به “اولياء” است و گفته اند “من” که بر سردون مي آيد در همه جا مثل و به معني “في” در سائر ظروف است .646
يَابَنىِ ءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكمُ‏ْ عِندَ كلُ‏ِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُواْ وَ اشرَْبُواْ وَ لَا تُسرِْفُواْ إِنَّهُ لَا يحُِبُّ الْمُسرِْفِينَ(31)
اى فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدى، آرايش و زينتِ [مادى و معنوى خود را متناسب با آن عمل و مكان‏] همراه خود برگيريد، و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد زيرا خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد. (31)
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتىِ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ فىِ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَالِكَ نُفَصِّلُ الاَْيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ(32)
بگو: زينت‏هاى خدا و روزى‏هاى پاكيزه‏اى را كه براى بندگانش پديد آورد، چه كسى حرام كرده؟! بگو: آنان در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند [البته اگر چه غير مؤمنان هم با آنان در بهره‏ورى شريكند، ولى‏] در قيامت فقط ويژه مؤمنان است ما اين گونه آيات خود را براى گروهى كه مى‏دانند [و اهل دانش و بصيرت‏اند] بيان مى‏كنيم. (32)

حرف” لام ” در”‏ لِعِبَادِهِ ‏”:براي اختصاص مي باشد،يعني براي بندگانش.
حرف” من ” در”‏ مِنَ الرِّزْقِ ‏”: بيان جنس است يا براي تبعيض است ،يعني بعضي از رزق و روزي پاک.
حرف” لام ” در”‏ لِلَّذِينَ ‏”: لام اختصاصي است ، تاکيد خلوص ، يعني اصل خلقت647 يا لام ظرف است648
حرف” في ” در”‏ فىِ الْحَيَوةِ ‏”: ظرف زمان مجازي است .649در زندگي دنيا.
حرف “لام” در “لقوم يعلمون”: براي تقويت است . مثل : “مصدقالم معهم” و مي تواند براي اختصاص باشد . يعني حدود خداست براي جمعي که مي دانند650
قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبىّ‏َِ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنهَْا وَ مَا بَطَنَ وَ الْاثْمَ وَ الْبَغْىَ بِغَيرِْ الْحَقّ‏ِ وَ أَن تُشرِْكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنزَِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَ أَن تَقُولُواْ عَلىَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ(33)
بگو: پروردگارم فقط كارهاى زشت را چه آشكارش باشد و چه پنهانش، و گناه و ستم ناحق را، و اينكه چيزى را كه خدا بر حقّانيّت آن دليلى نازل نكرده شريك او قرار دهيد، و اينكه امورى را از روى نادانى و
جهالت به خدا نسبت دهيد، حرام كرده است. (33)
حرف” من ” در”‏ مِنهَْا ‏”:ابتداي غايت است،يعني از آن.
حرف” باء ” در”‏ بِغَيرِْ ‏”: براي تاکيد و زائد در مفعول مي باشد . يعني ستم ناحق را .651
حرف” باء ” در”‏ بِاللَّهِ ‏”: به معناي مصاحبت است ، يعني همراه او652
.تاکيد و زائد در مفعول است يعني چيزي را که خدا برآن دليلي نازل نکرده.
حرف” باء ” در”‏ يُنزَِّلْ بِهِ ‏”:براي تعليل است يعني چيزي که برآن دليل نازل نکرده .
حرف” علي ” در”‏ عَلىَ اللَّهِ ‏”: مي تواند مانند “لام” تعليل باشد . مثل : “لتکبروالله علي ماهداکم” يا در معناي استعلاي معنوي باشد ، يعني عليه او جاهلانه اموري را نسبت دهيد . در بحرالمحيط آمده است که “علي الله” يعني “في دين الله” يعني در دين خدا جاهلانه اموري نسبت دهيد .653
وَ لِكلُ‏ِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَ لَا يَسْتَقْدِمُونَ(34)
براى هر امتى زمانى [معين و اجلى محدود] است، هنگامى كه اجلشان سرآيد، نه ساعتى پس مى‏مانند و نه ساعتى پيش مى‏افتند. (34)
حرف” لام ” در”‏ لِكلُ أُمَّةٍ‏”: براي اختصاص است يا به خاطر تقدم مفعول زائد برآن است . مثل : “لزيد ضربت” يعني براي هرامتي .
يَابَنىِ ءَادَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكمُ‏ْ ءَايَاتىِ فَمَنِ اتَّقَى‏ وَ أَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِْمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُونَ(35)
اى فرزندان آدم! چون پيامبرانى از جنس خودتان به سويتان آيند كه آياتم را بر شما بخوانند [به آنان ايمان آوريد و آياتم را عمل كنيد] پس كسانى كه [از مخالفت با آنان‏] بپرهيزند و [مفاسد خود را] اصلاح كنند، نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين شوند. (35
حرف” من” در”‏ مِّنكُمُْ ‏”: من بيانه است ، يعني از جنس شما را بيان مي کند .654
حرف” علي” در”‏ عَلَيْكمُ‏ْ ‏”: به معناي استعلاي معنوي آمده ، يعني آياتم را برشما بخوانند655
حرف” علي” در”‏ عَلَيهِْمْ ‏”: به معناي استعلاي معنوي است . مثل : ” ولهم علي ذنب” چون حذف استعلا برنفس مي کند به نحوي که مالک نفس نباشد در اين صورت بالفظ “علي” مناسبت پيدا مي کند . البته طبق قواعد نحوي خبر بعد از مصدر جارومجرور با “لام” يا “من” مي آيد . به شرطي که فاعل پس از حرف جر بيايد .656
وَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِنَا وَ اسْتَكْبرَُواْ عَنهَْا أُوْلَئكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ(36)
و آنان كه آيات ما را تكذيب كردند، و از پذيرفتن آنها تكبّر ورزيدند اهلِ آتش و در آن جاودانه‏اند. (36)
حرف” باء ” در”‏ بَِايَاتِنَا ‏”: زائد در مفعول و براي تاکيد آمده است يعني کسانيکه آيات ما را تکذيب کردند .657
حرف” عن” در”‏ عَنهَْا ‏”:به معناي مجاوزت آمده است، يعني از آن.
حرف” في” در”فِيهَا خَلِدُونَ ‏” :در معني ظرفيت حقيقي است ، يعني در بهشتها جاودانند حرف جر “في” در اينجا در معناي ظرف مکان بکار رفته است:
َمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى‏ عَلىَ اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بَِايَاتِهِ أُوْلَئكَ يَنَالهُُمْ نَصِيبهُُم مِّنَ الْكِتَابِ حَتىَّ إِذَا جَاءَتهُْمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنهَُمْ قَالُواْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا وَ شهَِدُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ أَنهَُّمْ كاَنُواْ كَافِرِينَ(37)
پس ستمكارتر از كسانى كه بر خدا دروغ مى‏بندند، يا آيات او را تكذيب مى‏كنند، كيست؟! آنانند كه سهمشان از آنچه كه [از نعمت ها] مقرّر و مقدّر شده به آنان مى‏رسد. تا هنگامى كه فرستادگان ما براى ستاندن جانشان به سويشان آيند، مى‏گويند: بت‏ها و معبودهايى كه به جاى خدا مى‏پرستيديد، كجايند؟ [تا شما را از سختى‏هاى مرگ و پس از آن نجات دهند] مى‏گويند: از دست ما رفتند و بر ضد خود گواهى دهند كه كافر بوده‏اند. (37)
حرف”من” در”‏ مِمَّنِ افْترََى ‏”: براي مصاحبت و همراه با فعل تفضيل ، يعني ابتداي غايت است .658
حرف”علي” در” عَلىَ اللَّهِ ‏ ‏”: در معني استعلاء معنوي آمده است، يعني بر خدا.
حرف” باء ” در” بَِايَاتِهِ ‏ ‏”: تاکيد در تعديه مي باشد، يعني کساني که آيات او را تکذيب مي کنند.
حرف” من” در”‏ مِّنَ الْكِتَابِ ‏”: ابتداي غايت است و جايز است که براي تبيين باشد .659
حرف” من” در”‏ مِن دُونِ اللَّهِ ‏”: اگر به معني قوام باشد تبعيضيه است و اگر به معني نزديکترين مکان به چيزي ابتدائيه و متعلق به “تدعون” است و گفته اند “من” که بر سردون مي آيد در همه جا مثل و به معني “في” در سائر ظروف است .660
حرف” عن” در”‏ عَنَّا ‏”:در معني مجاوزت است، يعني از ما.
حرف”علي” در”‏ عَلىَ أَنفُسِهِمْ ا ‏”:در معناي استعلاء آمده،يعني بر ضد خود گواهي دهند.
َقَالَ ادْخُلُواْ فىِ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّنَ الْجِنّ‏ِ وَ الْانسِ فىِ النَّارِ كلَُّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتهََا حَتىَّ إِذَا ادَّارَكُواْ فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَئهُمْ لِأُولَئهُمْ رَبَّنَا هَؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فََاتهِِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِكلُ‏ٍّ ضِعْفٌ وَ لَكِن لَّا تَعْلَمُونَ(38)
خدا مى‏فرمايد: شما هم در ميان گروه‏هايى از جن و انس كه پيش از شما بودند در آتش درآييد، هرگاه گروهى وارد شوند، هم مسلكان خود را لعنت كنند تا آنكه همه آنان با خفت و خوارى در آتش جمع شوند، آن گاه پيروانشان درباره پيشوايانشان گويند: پروردگارا! اينان ما را به گمراهى كشيدند، پس عذابشان را از آتش دو چندان گردان خدا مى‏فرمايد: براى هر كدامتان دو چندان است، ولى نمى‏دانيد. (38)

حرف” في” در” فىِ أُمَمٍ‏‏ :في در معني مصاحبت آمده تقدير آن مي شود661 يا في در معني “مع” است ، يعني مع امم ، اما برخي معتقدند که ظرف مجازي662 و معناي “في” در تقدير است ، يعني به آتش در حالي داخل شويد که در جمله امت هايي و مجموع جماعاتي باشيد . “:
حرف” من” در” مِن قَبْلِكُم‏”: جار و مجرور متعلق به مخدوف صله موصول است “من” ابتدائيه زماني است . يعني پيش از شما بودند .663 طبق آيه 183 بقره
حرف” من” در” مِّنَ الْجِنّ‏ِ ‏”:بيانيه است چون بعد از اسم نکره آمده، يعني در ميان گروه هايي از جن.
حرف” في” در” فىِ النَّارِ ‏”: ظرف دخول است يا بدل اشتمال از في امم است664 به معناي (مع) است ، يعني همراه آنها به جهنم شويد .665
.براي بيانيه است .
حرف” في” در” فِيهَا ‏”: در معني ظرفيت حقيقي است يعني در آتش جمع شوند .
حرف”لام” در” لِأُولَئهُمْ : به معناي “عن” که همراه “قال” مي آيد .666 يا “لام” سبب است .667و مي تواند لام تبليغ باشد.
حرف” من” در” مِّنَ النَّار ‏ ‏”: ابتدائيه است . يعني آنان هرگز از آتش بيرون نمي آيند . و مي تواند براي تبيين نيز باشد . مثل آيه ي 52 سوره ي واقعه : “لآکلون من شجرٍمن زقوم” .668
حرف” لام” در” لِكلُ ‏ ‏”: به خاطر تقدم مفعول زائد بر آن است . مثل :”لزيد ضربت ” و نيز مي تواند براي اختصاص مي باشد . يعني براي هر گروهي يا براي هر يک از پيامبران و اصحاب شريعت جهت قبله اي است.
وَ قَالَتْ أُولَئهُمْ لِأُخْرَئهُمْ فَمَا كاَنَ لَكمُ‏ْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ(39)
و پيشوايانشان به پيروانشان گويند: شما را بر ماهيچ برترى و امتيازى نيست [كه عذابتان كمتر باشد] پس به كيفر آن اعمال زشتى كه مرتكب مى‏شديد، عذاب را بچشيد. (39)
حرف” لام” در” لِأُخْرَئهُمْ ‏ ‏”: لام” أجل يعني يا لام تبليغ است 669.
حرف” لام” در” لَكمُ ‏ ‏”:براي اختصاص است، يعني شما را بر ما.
حرف” علي” در” عَلَيْنَا ‏ ‏”:براي اختصاص است، يعني بر ما.
حرف” من” در” مِن فَضْلٍ ‏ ‏”: من زائد است و براي تاکيد نفي فضل است .670
حرف” باء” در” بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ‏ ‏”: باي سببيه است ، يعني به سبب آنچه که بوديد .671
إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِنَا وَ اسْتَكْبرَُواْ عَنهَْا لَا تُفَتَّحُ لهَُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ لَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتىَ‏ يَلِجَ الجَْمَلُ فىِ سَمّ‏ِ الخِْيَاطِ وَ كَذَالِكَ نجَْزِى الْمُجْرِمِينَ(40)
قطعاً كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، و از پذيرفتن آنها تكبّر ورزيدند، درهاى آسمان [براى نزول رحمت‏] بر آنان گشوده نخواهد شد، و در بهشت هم وارد نمى‏شوند مگر آنكه شتر در سوراخ سوزن درآيد!! [پس هم چنانكه ورود شتر به سوراخ سوزن محال است، ورود آنان هم به بهشت محال است‏] اين‏گونه گنهكاران را كيفر مى‏دهيم. (40)
حرف” باء” در” بَِايَاتِنَا ‏ ‏”: زائد در مفعول و براي تاکيد آمده است ، يعني کساني که آيات ما را تکذيب کردند .672
حرف” عن” در” عَنهَْا ‏ ‏”:براي مجاوزت آمده، يعني از آن…
حرف” لام” در” لهَُمْ ‏ ‏”:براي اختصاص است، يعني براي ايشان.
حرف” في” در” فىِ سَمّ ‏ ‏”:به معناي ظرفيت مکاني است، يعني در سوراخ سوزن.
لهَُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَ مِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَ كَذَالِكَ نجَْزِى الظَّالِمِينَ(41)
براى آنان بسترى از دوزخ و برفرازشان پوشش‏هايى از آتش است، و ما اين گونه ستمكاران را پاداش مى‏دهيم. (41)
حرف” لام” در” لهَُم ‏ ‏”: براي اختصاص است ، يا به معناي ظرف استقرار است673براي اختصاص است يعني براي آنان هيچ ياوري نخواهد بود . وافاده حصر و ادعا مي کند . يعني به خاطر اعمالشان در دنيا براي انان بستري از دوزخ و برفرازشان پوشش هايي از آتش است .
حرف” من” در” مِّن جَهَنَّمَ ‏ ‏”:من بيان جنس است، يا مي تواند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره ظاهر و باطن Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره حرف"، در"، ‏":