پایان نامه ارشد رایگان درباره تفکر خلاقانه، سلسله مراتب، سبک تفکر

دانلود پایان نامه ارشد

توانند افراد خلاق و ايده پردازي بوده و از کاربرد اين کلمه وحشت دارند. در اين جا تنها راه کاري که بايد درجهت مقابله با اين چنين شرايط وضع گردد اينست که آنها همواره بايد فرآيندهاي خلاقانه را به همراه رويکردهايي که خلاقيت مي تواند در محيط هاي آن سازمان ها و شرکتها توسعه يابد بررسي و ارزيابي و تعيين کرده و با هر عاملي که باعث عدم بروز تفکر استراتژيک و خلاقانه شود مبارزه کرده و همواره پذيراي تفکر خلاق باشند. استراتژي نوآورانه فقط در مورد ترکيبي از رويکردها و ايده هاي مختلف و گوناگون در شرايط مختلف براي تصميمات خاص و ويژه مي تواند پاسخگو باشد و جهت کسب آن بايد تصور سازي و تصوير سازي ذهني خلاق ارج و قدرداني و سپاس گردد و به عنوان بخشي از فرآيند تفکر استراتژيک بکار برده شود (Sloan, 2006).
انواع تفکر و متفکران:
تفکر خطي (طولي):
متفکر خطي يک سازمان مي تواند مدير، رئيس و يا مديرعامل آن سازمان باشد، حتي يک متخصص در انجام کارهاي خود، و يا يک فيزيکدان، اقتصاددان و مهندس و دانشمند مي توانند تفکر خطي داشته باشند. اين نوع تفکر و ايده پردازي بر پايه ديدگاه و رويکردي که بيشتر به صورت طولي و خطي و سلسله مراتب وار در يک سازمان صورت مي پذيرد است. اين گونه اشخاص (ايده پردازان طولي) کساني هستند که فقط بر پايه نتايج حاصله در يک سازمان برنامه ريزي و تصميم گيري مي کنند مثلاً يک قالب بندي عمومي طراحي شده را بطور سلسله وار مثلاً بر پايه سفارش توليدي براي هر بخش در يک سازمان بکار مي برند، افرادي مانند پزشکان، وکلا، مهندسين، مديران اجرايي، و مديران عملياتي و روئسا افرادي هستند که افراد و اشخاص خلاق و نوآور مانند روابط عمومي ها دوست دارند و آنها بيزار از متفکران خطي مي باشند زيرا بنظر افراد خلاق و نوآور،آنان خود را با نظم و اصل و قاعده هاي بسياري محدود کرده اند لذا تعداد بسيار کمي از افراد خلاق و يا نوآوران به صورت مدت زمان طولاني مي توانند آنها را تحمل نمايند و اين دليلي است بر اينکه چرا مثلاً متخصصان و افرادي که ايده پرداز و نوآور هستند تا به حال به عنوان مديران عامل يک سازمان نتوانسته اند کارآمدي و بهره وري بارزي از خود نشان دهند وحدس زده مي شود که بيشتر اين گونه افراد (خلاق) دوست دارند با مشتريان و افراد بيشتري در سازماني در ارتباط باشند تا در شرايط مواجه شده گوناگون روز به روز به خلاقيت و نوآوري آنها اضافه گردد. بهرحال با ايده پردازي خطي نتايجي که در انتها يک شرکت و يا سازمان کسب خواهد کرد، خيلي زودتر از موعد قابل شناخت و بررسي است و اين خود نيز دليل بر آنست که مثلاً يک طرح در اين چنين سازمان هايي که مديريت آنها خطي است مرتباً به دليل بررسي وسواسانه جوانب و عوامل آن به عقب انداخته مي شود.
متفکران شهودي ويا شناختي:
متخصصين روابط عمومي و ديگر افراد خلاق مانند هنرمندان، نقاشان، گزارشگران روزنامه ها و نويسنده ها نمونه اي از ايده پردازان شهودي نيز مي توانند باشند. اين گونه افراد در شناخت و درک موشکافانه هر موضوعي زياد تعلل و افراط به خرج نمي دهند. هدف آنها پيدا کردن يک ايده عالي و حتي بهترين و جالب ترين جواب خلاقانه ممکن جهت حل مشکلات ولو با راه کارهاي سنتي و متعارف پذيرفته شده يک جامعه در تضاد باشد، است. پديده ساخت ژله بهترين مثال جهت توصيف اينکه چگونه متفکران شهودي عمل مي نمايند مي باشد. همه ما تا به حال ژله درست کرده ايم و براي ما واضح است آب ابتدا جوشانده مي شود و با پودر ژله تا زماني که بطور کامل حل شود بهم زده مي شود، سپس ظرف را در يخچال در هواي سرد و خنک مي گذاريم و بعد از گذشت زماني ژله سفت شده و آماده خوردن مي گردد. اين پديده يک پديده شگفت انگيزي است. در اين پديده ما بطور دقيق و کامل نمي دانيم که چه موقع ژله سفت خواهد شد فقط بر پايه استدلال شهودي و انتزاعي خود مي دانيم که ژله بالاخره سفت خواهد گشت و اين مثالي براي تفکر شهودي است.
همانگونه که بيان شد ايده پردازان ومتفکران خطي به صورت ترتيبي و برنامه ريزي شده و سلسله وار و با يک خروجي از قبل تعيين شده که حتي بطور عمده تمام بخش هاي آن شناخته شده است عمل مي کنند. و اين در حاليست که ايده پردازان شهودي بر پايه عاقبت و آخرکار طرح ريزي و برنامه ريزي مي نمايند و استدلال آنها بيشتر انتزاعي است تا واقعي . بنابراين دراين موضوع، حتي شواهدي در دسترس است که نشان مي دهد که ايده پردازان خطي (مانند مديران عامل) از طرز عملکرد ايده پردازان شهودي (مانند گزارشگران و افراد روابط عمومي) خرسند نيستند و بالعکس چرا که شيوه عملکرد هر کدام براي طرف مقابل قابل درک و فهم و تصور نيست.
متفکران استراتژيک:
متفکران استراتژيک طبق نظر اوهمي11 يک رويکرد کلي مختلفي را نسبت به ايده پردازيهاي قبلي بيان شده در نظر مي گيرند. در اين نوع تفکر، تغييرپذيري يکي از ويژگيهاي کليدي در تفکر استراتژيک است. اين گونه ايده پردازان به طور آگاهانه و سرسختانه اي رويکردهاي مختلفي را جهت کسب اهدافشان دنبال مي کنند. يک استراتژيست بطور آگاهانه و معتمدانه همواره تلاش مي کند که نتايجي که ممکن است حتي کسي در مورد آنها فکر نکند بشناسد و در صدد دستيابي به آنها برآيد. بنابه نظر تغيير اوهمي تفکر استراتژيک يک فرآيندي است که شامل چهار بخش زير است:
1- کالبد شکافي و موشکافي مشکلات؛
2- سبک و سنگين کردن و بررسي اجزاء سازننده آن؛
3- توسعه و بسط سناريويي بر پايه پيکربندي اهداف و اجزاء مختلف؛
4- استقرار مجدد خلاقانه اجزاء از نو
با نگاه کردن به تفسير اوهمي براحتي مشاهده مي شود که چگونه اين سه سبک تفکر با هم فرق دارند لذا: الف) متفکران خطي پيرامون ايده ها و افکار پديده هاي متقارن به طور سلسله وار حرکت مي کنند و بيشتر دنباله رو هستند تا خلاق و مبتکر. ب) متفکران شهودي بيشتر واقعيت هاي واقعي و ايده ها و افکاري که در ميان يک گروهي از افکار و مفاهيم بالقوه رايج است را جستجو مي کنند. ج) متفکران استراتژيک بطور واضح ساختاربندي و پيکره مشکلات را بررسي کرده و راه کارهايي را که بهترين آنها باشد را جستجو و بيان مي کنند. لذا با مقايسه آنها با همديگر درمي يابيم که تصورات و الگوهاي ساخته شده توسط ايده پردازان شهودي و خطي بطور مطلق و کلي قابل چالش توسط تفکر استراتژيک هستند. بطوريکه اگر راه کارها و راه حل هاي ارايه شده توسط هر کدام از آنها بررسي گردد براحتي تفاوت حاصله ايجاد شده در محصول هر يک از اين ايده پردازيها قابل مشاهده است(Lokaszewskis, 1998).
تفکر خلاقانه و آناليزگرا:
يک سازمان در ابتدا بايد يک طرح و ديدگاه براي خود داشته باشد، اما اگر کنترلي که جهت اعمال بر روي طرح ها و ديدگاه ها بکار خواهند رفت بسيار محدود و ناچيز باشد ممکن است توسعه و پيشرفت يک سازمان را در آينده به مخاطره و محدوديت بيندازد. خلاقيت و نوآوري از تشويق گسترده و وسيع کارکنان در تعامل و همکاري باهم و در درگيري بيشتر در کارهاي يک سازمان بدست مي آيد (Flahery & Associates , 2007, p.253). مديريت بر روي رويکردهاي آناليز گرايانه جهت فراهم آوردن اطلاعات وبراي فهم و درک جايگاه استراتژيکي آنها در يک سازمان تکيه دارد. جايگاه استراتژيکي در يک سازمان نيز در ارايه تأثيرات قوي محيط خارجي يک سازمان بر روي سازمان و توانمنديهاي داخلي منابع و شايستگي هاي کارکنان سازمان در داخل سازمان موثر است و حتي بر روي ديدگاه هاي سهامداران يک سازمان گردد (Johnson& et al, 2008, p.13).
تفکر استراتژيک همچنين يک پردازش که همه چيز را بر پايه درک و شهود که در برداشته باشد ويا يک آناليز و بررسي و جستجو و تفکيک واقعي از موضوعات نمي باشد. اين نوع آناليز شامل طبقه بندي کردن يک وضعيت و يا يک موضوع به بخش ها و قسمت هاي ريزتر و کوچکتر جهت کسب درک کاملي از ويژگي و واقعيت هربخش است. و در نهايت قدرت حافظه بشري را در بازسازي و بهم چيدن بخش ها در بهترين و کاملترين شيوه و راه بکار مي برد . بدون آناليز جامع ، تفکر استراتژيک خلاقانه حتي راه کارهاي استراتژيک موفقيت آميز جهت تفسير آنها نيز مشکل است. خلاقيت شامل درک، ايده پردازي، تصويرسازي ذهني و قابليت سازگاري که همگي از توانمنديها و ويژگيهاي فکري بشر است مي باشد. بطوريکه اوهمي در نظر خود در اين باره به جهندگي و بالندگي ذهني به همراه قابليت سازگاري هوشمندانه جهت ارايه يکسري پاسخ هاي واقع گرايانه براي تغيير شرايط اشاره مي کند.
بررسي ها و دقت نظرها در اين نوع طرز تفکر، خلاقيت را هم سو با حل مشکلات هدايت مي کند تا يک سري ايده هايي که مشکلات را به طرز معقول و مناسب حل کند به بار آيند. و حتي در اين باره ليدکا12 نيز بيان مي کند که اين نوع تفکر يک فرضيه پردازي که در ارتباط با تفکر آناليز گرايانه و خلاقيت است مي باشد . ولي بحث مي کند که تفکر استراتژيک فقط ارايه جواب براي يک سوال نيست بلکه اين نوع طرز تفکر بايد يک بررسي و آناليز وسيعي را بهمراه درک وسيعي از مشکلات جهت بررسي هزاران سوال ممکن در ارتباط با موضوع و يافتن چندين جواب ممکن و انتخاب بهترين جواب ها از ميان آنها باشد(Liedtka 1998, pp.123-124)، در اين راستا گرتز13 نيز اين ديدگاه را حمايت کرده و اضافه مي کند که تفکر استراتژيک بايد در راستا با کاربرد بدعت و نوآوري براي تغيير موارد ابهام و بلاتکليف در يک سازمان باشد و در انتها بايد تمام يافته ها و تغييرات مطابق با تغييرات محيطي در يک سازمان باشد. اين بيان همچنين با نظر اُشانسي14 که اظهار مي دارد راه کارها و چالش ها بايد مطابق با حل مشکلات و ارايه راه کاري جهت فائق آمدن با آنها باشد در نظر گرفته شوند و همواره يک سيستم آينده نگر به همراه توسعه فرضيه ها و ايده ها و موضوعات، براي بررسي و تحقيق بيشتر به همراه کاربرد آنها با آناليز و درک موضوعات جهت حل کردن مشکلات بايد در نظر گرفته شود. به عبارتي موفقيت تفکر استراتژيک طبق نظر آکور و انگيست 15 که همواره بيان مي کنند که آگاهي از نکات کليدي يک مشکل بر پايه انتقاد شخص، اگر صرف نظر از توانايي ها، ضعف ها، فرصت ها و تهديدات باشد بسيار مهم و حياتي است و طبيعت کاوش گرايانه اين موضوعات بر پايه آناليزها و خلاقيت ها و کاربرد آنها با همديگر مي باشد. براي ونکاترامن16 کاربرد تمامي جنبه ها تا جايي که تمرکز بر روي تقليل هزينه ها و کارآمدي هر چه بيشتر باشد بسيار مهم و حياتي است و لذا وي هرچه بيشتر راه کارهايي را که هر دوي آناليز و خلاقيت را بکار برند جستجو کرده و بيان مي کنند که آن راه کارها بسيار لازم و ضروري است و بايد بکار برده شود(Malan&et al,2009)..
يک دليلي بزرگ براي آن، باوري است که در تعدادي از مديران اجرايي رده بالاي يک سازمان رايج است، آنها عقيده دارند که چارت هاي سازماني خود همواره خلاقيت و ابتکار عمل را به مراتبي که يک شرکت نو و توسعه پيدا کرده است تقليل و کاهش داده است گرچه، تعداد زيادي از افراد در داخل و حتي خارج از اين سازمان ها همواره مي خواهند که هرچه بيشتر در مورد شفافيت نقش ها و مسئوليت هايشان بدانند. براي مثال آنها همواره دريافتن پاسخ پرسش هايي از اين قبيل اند که براي انجام کارها و مشکلاتشان به چه کسي بايد رجوع کنند و يا چه کسي در قبال آنها پاسخگو است؟ و بنابراين اگر ساختار يک سازمان ضعيف باشد مثلاً چارت هاي سازماني در نظر گرفته شوند که همواره پريشاني، ابهام و تعارض در عملکرد خود به وجود مي آورند و در عين حال افراد گروه هاي متخصص خلاق که همواره بطور استراتژيک فکر مي کنند در چنين سازمان هايي همواره دچار سردرگمي و گيجي خواهند بود و در بعضي مواقع حتي در پاسخ به سوالات ابتدايي و پايه اي يک سازمان ضعيف عمل خواهند کرد مانند اينکه همواره از خود خواهند پرسيد آيا ما تا به حال به دليل ناديده گرفتن مثلاً چارت سازماني که وظايف هر شخص را صريح و دقيق نشان مي دهد موفق و کارآمد عمل کرده ايم و يا عدم موفقيت درکارمان است (Hughes & Colarelli, 2005, p. 194).
خلاقيت و نوآوري حتي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره تفکر خلاقانه، عملکرد سازمان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره تمرکز قدرت