پایان نامه ارشد رایگان درباره تخت جمشید، بین النهرین، ایران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

نماد داشتند، مورد تأیید قرار می دهد و تجلی نمادهای این امشاسپندان در هنر ایران پس از اسلام را قابل قبول و بررسی می نماید .همان طور که در مطالب بالا ذکر شد، نیلوفر آبی در آئین های آریائی مظهر تجلی است. پس می توان گفت این اصل که گردش گل های ختائی از گل شاه عباسی «نیلوفر آبی» آغاز می شود می تواند دلیل بر اهمیت این گل به عنوان مظهر تجلی باشد. به این معنا تمامی گل های ختائی از درون آن سر بر می آورند و متجلی می شوند.
18-7-3 حیوانات
1-18-7-3 بز و قوچ
تیره های بسیاری ازمردم باستان در سرزمین های گوناگون خود را وابسته جانوری می دانستند و او را ستایش می کردند و پیکره اش را نماد خود می ساختند و از این جا توتم پرستی پدیدار شده است. یکی ازاین جانوران بز کوهی و گاو است که نماد سودبخش و سود رسان به شمارمی آمده و گرامی بوده است. مصری ها گاو و بزکوهی را مظهر خدایان می دانستند. نگاره ی بزکوهی، گاو و شاخ تنها برآوندهای بازمانده ازسده های پیش ازمیلاد فراوان دیده شده و گویای پیوندی است که مردم باستانی میان هلال ماه و گوی خورشید و شاخ می شناختند.می دانیم ماه وخورشید در زندگی کشاورزی ارزشمند و در زمینه دامداری سودمند می باشد. زندگانی کشاورزی بدون زمین و دام و شرایط مناسب آب و هوا ممکن نیست. در بسیاری ازسفال ها در میان کمان شاخ گاو و نیز بر پشت بز نگاره چلیپا و چلیپای شکسته یا ماه وخورشید دیده می شود.
چهارپایان شاخ دار عموماً قوچ و بزکوهی، از دوران های پیش از تاریخ در ایران و بین النهرین مظهر پدیده های اقلیمی و جوی بوده اند. تا پیش از معمول شدن سال خورشیدی بزکوهی و قوچ منسوب به ماه بودند که آبدان آسمانی جاویدان پنداشته می شد. ماه نماد اعظم آب و آبدان کیهانی بود چون در قیاس با خورشید خنک و غمناک بود و تمامی اشکال چهار پاره نشانه رمزی منازل چهارگانه ماه به شمار می آمدند. شاخ قوچ، میش و بزکوهی در دستبافته ها به نشانه ی آرایه به کارمی رود و نشانی از دلیری ، فراوانی وت وانایی و فر و دورکننده شورچشمی به شمارمی آید.
پس، نقوش بز، مسلماً به آب و سرچشمه های آن و باروری مرتبط بوده اند. ناگفته پیداست که اسطوره های آفرینش توسط اورمزد بیشتر در دوره ی ساسانیان بسط داده شده و رواج یافته ( هرچند که بسیار قدیمی تر می نمایند ) و در دوره های قبل تر از جمله هخامنشیان نشانی از اسطوره هایی که به گونه ای به دین زرتشت منتهی شوند یافت نمی شود ( به عنوان مثال در هیچ نوشته ی هخامنشی نامی از زرتشت نیامده است ). در قبل از ساسانیان به راحتی می توان نشان میترایسم را پیدا کرد. ایران همواره سرزمین کم آبی بوده است، و به علت کوهستانی بودن و شیب زیاد آبرفت رودخانه ها بسیار کم ته نشین می شده، به همین خاطر زمین ها حاصلخیز نبوده است .پس وجود بز ها در ایران عموما به خاطر تشکر از آب نبوده است و همین طور تشکر از بزی که به اجدادمان شیر داده است. بزها به خاطر ترس از خشکسالی و بی آبی آنجا قرار داشتند. به جای آناهید خدای مادینه ی زیبای آب های نیرومند ، بایستی به دنبال خدای خشکسالی رفت در این جا تیشتر قدعلم می کند. ماجرای تیشتریه و دیو خشمگین خشکسالی. اپوشه دیو خشکسالی است که عامل تباه کنندگی زمین است و تیشتر ( همان درخشان ترین ستاره ی آسمان) به نبرد با اپوشه می رود. آن دو در هم می آمیزند و تشیتر شکست می خورد. تیشتر به نزد اهورمزد می رود و علت ناکامی اش را کامل نبودن نیایش مردم و کافی نبودن قربانی ها بیان می کند اهوره مزادا خود شخصاً برای تیشتر قربانی می کند.و از آن پس همه ی مردم برای این که تیشتر بتواند بر خشکسالی فائق آید برای او قربانی می کردند. و پس از قربانی کردن برای تیشتر است که آب می تواند بی مانع در میان مزارع و رودها جاری شود. بسیار محتمل می نماید که بزهای نری که در کنار سرچشمه ی آب های جاری نقش شده اند ، نشانی از قربانیان انسان ها برای تیشتر باشند.قربانیانی که از ترس از خشکسالی به تیشتر اهدا شده اند.
2-18-7-3 گاو
در افسانه های آریایی گاو مقدس و نماینده ی قدرت و نیرو است. از این رو، قدما معتقدند که: زمین روی شاخ گاو قرار دارد و گاو بر پشت ماهی بزرگ و او بر دریاها شناور است (دادور و منصوری، 1385: 62). از جمله تصاویر گاو، می توان به مراسم قربانی گاو در آیین مهر اشاره کرد؛ در تخت جمشید که شیر نماد مهر بوده که در حال جنگ با گاو است(همان،67) در ایران باستان، شاخ گاو ماده علامت رسالت، عقل و علامت خورشید یا ماه بود است. تصویر گاو ماده در سر ستون های تخت جمشید دیده می شود؛ هم چنین نقش گاو را می توان روی مهرهای هخامنشی نیز مشاهده کرد. ریتون ها و ساغرهای شاخی شکل، از زمان اشکانیان نیز نمونه دیگری از کاربرد تصویر گاو در ایران است (همان، 64).
“در داستان های آیین مهری آمده میترا در آغار با خورشید پیمان بست و متحد شد سپس گاوی زور مند را در یک نبرد طولانی به بند کشید و به غاری برد، اما گاو از غار گریخت میترا با یاری کلاغ8، گاو را یافت و به غار برد و با ضربت خنجر او را کشت از محل جاری شدن خون گاو،خوشه های گندم رویید و درخت انگور و سایر گیاهان پدیدار شدند به موجبات روایات تصویری ،کشتن گاو به وسیله مهر ،در غاری روی داده و این کار ممیزه اساسی آیین است و بدون استثناء در تمام مهرابه ها در انتهای آن، نقش کشته شدن گاو به دست مهر، چه به صورت نقاشی چه به صورت نقش برجسته وجود دارد مهر ناجی مردم بوده و برای رهایی آنان “گاو رامی کشد و خود با حواریونش به آسمان میرود “(آموزگار،1387 :84-87). “گاو نماد زمین و نیروی مرطوب طبیعت، تداعی گر ماه و ابرهای باران زا است.” (کوپر،1379: 301).
3-18-7-3 شیر
” شیر نماد سلطنت، نیروی شمسی و نور است” (کوپر، 1379: 235).” شیر در باورهای قومی و اساطیری، نشان گر باروری زمین محسوب می شود” (دادور، 1385: 74). “شکار شیر در نقوش ایران تسلط و شجاعت شاهان را نشان می دهد. سر شیر در جام های ایرانی مظهر هوشیاری و مراقبت و اندام پسین شیر با شکل عضلانی اش مظهر قدرت است. شیر با نماد خورشید در ایران اشاره به ساکن شدن قدرت خورشید در این حیوان دارد “(دادور و مبینی، 1388: 53). “از معناهای سمبلیک شیر می توان: آتش، ابهت، پارسایی، دلاوری، سلطنت، سبعیت، مراقبت را نام برد. این حیوان در باورهای اساطیری نشان گر باروری زمین محسوب می شد. این جانور تقریبا در کلیه ی تمدن های خاور نزدیک سمبل قدرت و سلطنت به کار رفته و با قدرت خورشید برابری کرده است” (دادور و منصوری، 1385: 74).
شیر، یکی از نمادهای مهری است‏ که از جهات مختلف مرتبط با مهر و آیین‏ میتراییسم شده و به عنوان نماد میترا، خورشید،آتش، ابدیت و به عنوان نگهبان‏ در این آیین شناخته شده است. در درجه‏ی‏ نخست به مثابه نماد میترا در نظر گرفته‏ شده است. قائم مقامی متذکر می‏شود که: «در اجتماعات آریایی، شیر مظهر ایزد مهر بوده و چون مهر خود سمبول آریاییان کهن‏ بوده است ملل آن روزی جهان هم شیر را شاخص و نشان آریایی‏ها می‏دانسته‏اند که‏ بعدها علامت پادشاهان ایران شد». این اعتقاد از تصویر نبرد شیر با گاو در تخت جمشید قوت گرفته است. «در این جا محتملاً شیر،مظهر مهر و روشنایی و گاو مظهر ماه است، و دریده‏شدن گاو به دست شیر در تخت‏ جمشید برابر دریده‏شدن گاو به دست مهر در دین مهرپرستی است». جهانگیر قائم مقامی با مقایسه‏ی این دو صحنه با یکدیگر معتقد است‏ که آن ها از یک منبع و داستان سرچشمه و الهام گرفته‏اند، که به عللی تصویر شیر به جای صورت مهر گزارده شده است». بنابر این در حجاری تخت‏ جمشید که شیر، گاو را می‏کشد در واقع به منزله‏ی فائق‏آمدن خورشید یا مهر است. او را می‏کشد تا گیاهان به وجود بیایند.پس در این جا شیر، هم به‏ عنوان نماد مهر ظاهر می‏شود و هم نمادی از خورشید بنا بر این شیر به عنوان نماد خورشید نیز مطرح می‏گردد (خودی، 1385: 98 -97).
علاوه بر این به صورت نشانه‏ی آتش نیز پنداشته شده است.ورمازرن این مسأله را این‏گونه تفسیر می‏کند: غرض از آتش در دین میترا کنایه‏زدن به آتش سوزی جهان در روز آخرت است که در آن چشمه‏ای‏ آتشین جهان را به سوختن خواهد کشانید و نادرستان در آن آتش از میان‏ خواهند رفت. ولی خیلی ساده‏تر می‏توان گفت که شیر نماد آتش است‏ و آتش نیز نماد خورشید و این مسأله که خورشید پاک‏کننده‏ی همه چیز است.همان است که آتش همه را در پایان جهان،پاک می‏کند و ناپاکان‏ در آتش می‏سوزند اما نیکان و پارسایانی برجا می‏مانند هم چنین مارتین‏ ورمازرن درباره‏ی شیر با معنای نمادین آتش که از آیین مهرپرستی شکل‏ گرفته،این توجیه را می‏آورد که: “دو عنصر آب و آتش با یکدیگر مبارزه‏ای‏ مستمر و آشتی‏ ناپذیر دارند. به این دلیل سالکانی که در مراحل طی طریق‏ به مقام شیری رسیده‏اند (شیر: سمبل آتش)، برای شست و شوی بدن خود از آب استفاده نمی‏کنند و به جای آن عسل به کار می‏برند” (همان،101)
در آیین مهر، از ورود به جرگه مهردینان تا مراسم تشرف و اهلیت، هفت مرحله است.در این هفت مرحله،به ترتیب نام‏های :کلاغ ، پوشیده، پارسی،شیر، پدر و سالک بر رهرو نهاده می‏شد. سرباز. منصب شیر،به عنوان چهارمین مقام یا مرحله بوده‏ است. یکی از وظایف شیر مردان در مهرابه، تیمار و مواظبت‏ از آتشدان‏ها بوده تا آتش مقدس پیوسته خوراک داشته و خوب‏ بسوزد. در آثار هنری مهری باقی مانده نقش شیر فراوان است که‏ گاه در حال خدمتگزاری هستند و گاه در حال اهدای هدایا به‏ حضور میترا و در هر حال به میترا بسیار نزدیکند. به قول تناولی، شیر ” نگهبان میترا در مذهب میترایی است و مقام والایی دارد. از آن جا می‏ توان به این نتیجه رسید که نماد شیر و خورشید که‏ در طی سال‏ها به طرق مختلف باقی‏ مانده ترکیبی از نماد مهر یا میترا ( خورشید) و نگهبان آن (شیر) بوده است؛ این باور در مورد شیر هم چنان حفظ شده،به طوری که از تجسم آن به‏ عنوان محافظ دروازه‏ها و هم‏چنین سَرحفاظ دور کاخ‏ها و عمارات‏ و نوک کشتی‏ ها و ساده‏تر از همه در کلون خانه‏ ها نقش بسته‏ است جالب این جاست که در اکثر موارد تنها از شیر، که نشانه‏ ای‏ بارزتر از شجاعت، درندگی و دلاوری بوده ،به عنوان شیر محافظ استفاده شده است ” (خودی، 1385: 99).
در نقوشی که شیر جنبه‏ی تهاجمی داشته و جانورانی دیگر را می‏بلعد، نمایانگر سلطه و قدرت مرگ است بر موجودات زنده و مفهوم نمادین مرگ‏ را بیان می‏کند و فایق‏آ مدن بر شیر یعنی زندگی مجدد؛ از طرف دیگر، می‏توان آن را ارتباط داد با زروان، از آن جهت که «شیر قدرت فایقه‏ای در امر کشتن دارد و سر زوران خدای زمان را نیز به صورت شیر می‏کشیدند، که‏ نمادی از قدرت مرگ‏آور زمان بود». و در همین رابطه شاید بتوان شیر را در ارتباط با خدای زمان (زروان) نماد جاودانگی و زمان بی‏پایان دانست. از دیگر داستان هایی که در اساطیر پیرامون مهر وجود دارد، جنگ او با گاو است. مظهر زمینی مهر، شیر است. نقش جنگ شیر و گاو در حجاری های تخت جمشید بسیار معروف است.
از نظر برخی عرفا، شیر نماد انسان کامل وهم چنین نماد شیخ است، شیخی که مریدان همه چیز را مدیون او بوده اند و توسط او در راه آموزش های روحانی و تجارب اهل عرفان قدم برداشته اند (معمارزاده، 1386: 49).
19-7-3 اژدها
اژدها که جانوری ست افسانه ای و حیرت انگیز، فراوان تر از دیگر حیوانات در آثار هنری جهان اسلام، دوره میانه، نمایش پیدا می کند. اژدها دارای معانی متضادی ست: هم به معنی ظلمت و پوشیدگی روشنایی است و هم به معنی نور خدا؛ هم مفاهیم ابلیسی را القاء می کند و هم مفاهیم الهی را می رساند؛ به عبارت دیگر، موجودی ست هم زمینی و هم آسمانی، حالت “ین” و “یانگ درفلسفه ی چینی ها را در نظر آورید که دو قطب مخالف یا دو نیروی به ظاهر متضادی هستند که در طبیعت با هم پیوسته اند و وجود هر یک متوقف بر دیگریست. اژدها هم در هنر معماری اسلامی مانند “ین” و “یانگ” است. آتشی که از دهان اژدها بیرون می آید هم دوزخ نابودی و هم نور سعادت الهی ست. به این ترتیب، اژدها بیانگر یکی از آن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره نقش برجسته، نمادپردازی، ایران باستان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره ایران و چین، دزدی دریایی، ایران باستان