پایان نامه ارشد رایگان درباره تابع تولید، کارایی فنی، انحراف معیار، اندازه گیری ریسک

دانلود پایان نامه ارشد

تنوع در سهام ندارد. اگر بازار سهام به سرعت با کاهش مواجه شود، بسیاری از سهام ها بصورت معکوس تحت تأثیر آن قرار گرفته و افزایش می یابند، و بالعکس. این تغییرات و تحولات بدون توجه به نحوه ی عملکرد انفرادی سرمایه گذاران رخ می دهد. برای محاسبه ریسک سیستماتیک از ضریبی تحت عنوان ضریب بتا استفاده می‌شود که بیانگر نوعی ارتباط سیستماتیک ریسک بازار و سهام مورد بررسی را به نمایش می گذارد و اگر چه از کل بازار نتیجه می‌شود اما از اراده تک تک عناصر بازار خارج خواهد بود.

2-2-6.روش های اندازه گیری ریسک
ریسک عبارتند از احتمال نوسانات آتی نرخ بازدهی. شاخص های مختلفی برای تببین نوسانات مورد استفاده قرار می گیرند که بعضی از مهمترین آنها بدین صورت هستند .
1: دامنه تغییرات
2:متوسط انحرافات خطی (متوسط قدر مطلق انحرافات )
3: واریانس ( متوسط مجذور انحرافات )
4: انحراف معیار
5: نیم واریانس
6: نیم انحراف معیار
7: شاخص بتا
8: دارایی در خطر (VAR)
تا کنون معیارهای مختلفی برای تعیین ریسک توسط صاحبنظران معرفی شده اند که هر یک به جنبه ای از بحث عدم اطمینان اشاره داشته و بعضا مکمل یکدیگر نیز بوده اند. شاخص های اندازه گیری ریسک اولین بار از طریق مطالعات شاخص های پراکندگی آماری محاسبه گردیده اند و از آن به بعد روشهای جدید تری از جمله ریسک نامطلوب، استفاده از دیرش برای محاسبه حساسیت ارزش اوراق قرضه و در نهایت ارزش تحت ریسک معرفی گردیدند که همگی از روش های آماری استفاده می‌کنند .در این تحقیق از روش انحراف معیار برای محاسبه ریسک استفاده می‌شود.

2-2-6-1.انحراف معیار :
انحراف معیار از طریق فرمول زیر محاسبه می‌شود :
∂=√((∑▒〖(r-r͞)〗)/n)
∂ : انحراف معیار
r :بازده ماهیانه شرکت
r͞: میانگین بازده ماهیانه شرکت
n : تعداد ماه های محاسبه شده ی بازده در سال

با توجه به اینکه در این پژوهش ارتباط بین کارایی و بازدهی سنجیده می‌شود لذا لازم است که از مفهوم کارایی نیز تعریف ارائه گردد.

2-3.تابع تولید
تابع تولید مبین رابطه ی فنی (تکنیکی )بین نهاده ها و ستاده های یک فرآیند تولید می باشد. یک تابع تولید حداکثر ستاده قابل دستیابی از یک سطح (مقدار )نهاده معینی را مشخص می‌کند. تابع تولید معرف یک رابطه ی مقداری بین نهاده ها و ستاده ها بوده و نرخ تبدیل منابع به محصولات می باشد. یک تابع تولید حداکثر مقدار ستاده ای را که می‌توان از ترکیبات مختلف داده‌ها تولید کرد را نشان می دهد. یک تابع تولید را می‌توان به صورت زیر نوشت.
Y=f(x1 , x2 ,… , xn )
در رابطه ی فوق Y معرف ستاده و x1 , x2 ,… , xn همان نهاده ها می باشند که در تولید محصول مشارکت دارند. F نیز بیانگر نوعی رابطه ای است که مطابق آن نهاده ها به ستاده ها تبدیل می شوند.
این تابع حداکثر میزان ستاده ای را که به ازاء مجموعه ی مشخصی از نهاده ها می‌توان تولید کرد را نشان می دهد. در اغلب موارد تابع تولید برای یک صنعت در دسترس نیست، لذا بایستی از روشهای مختلف برای تخمین یک تابع تولید تجربی برای آن صنعت استفاده کرد (عالم تبریز و یونسیان، 1391، صص 59-58)

2-3-1 .تابع تولید کاب – داگلاس
این تابع یکی از توابع مهم و کاربردی در اقتصاد می باشد. این تابع دارای قابلیت تبدیل به فرم خطی لگاریتمی می باشد. تابع تولید کاب – داگلاس دارای مشخصات ذیل می باشد :
Q=X0∏_(i=1)^m▒Aix1
که در آن :
Q : حدکثر ستاده تولید شده به وسیله A1 تا Am می باشد .
اگر Q حداکثر مقدار ستاده یا مقدار ستاده کارا باشد و Qj میزان ستاده تولید شده در واحد j هنگامی که نهاده های Aij یا Amj مصرف شده باشد، می‌توان نوشت :

Q≤X0∏_(i=1)^m▒Aix1
اگر از طرفین رابطه ی فوق لگاریتم گرفته شود داریم :
LnQj=ln x0 + ∑_(i=1)^m▒〖xi ln⁡Aij 〗
qj≤x0 + ∑_(i=1)^m▒〖xi aij 〗
که در آن :
, x0 = ln x0 , aij = lnA qj = ln Q j
حال به تخمین پارامترهای تابع می پردازیم .
اگر x1 , x2 ,… , xn را حداقل انحراف بین qj مشاهده شده و حداکثر مقدار تولید ممکن را [x0 + ∑_(i=1)^m▒〖xi aij 〗 ] تعریف کنیم با استافده از مدل برنامه ریزی خطی می‌توانیم پارامترهای تابع را برآورد کنیم (عالم تبریز و یونسیان، 1391، صص 149-150).

استفاده از تابع تولید برای تعیین میزان کارایی
این روش بیشتر در تجزیه تحلیل مسائل اقتصادی کاربرد دارد. اولین گام در استفاده از این روش انتخاب یک نوع تابع مناسب برای تابع تولید کی باشد. روند کلی این بدین صورت می باشد که بعد از انتخاب نوع تابع مناسب برای تابع تولید با استفاده از اطلاعات مربوط به مقادیر نهاده ها و ستاده های واحد های تحت ارزیابی پارامتر های تابع انتخاب شده تخمین زده می‌شود و سپس کارایی واحد های تحت بررسی مشخص می‌شود.

بازده به مقیاس
بازده به مقیاس مفهومی است بلند مدت که منعکس کننده نسبت افزایش در خروجی به ازاء افزایش در میزان ورودیهاست. بازده به مقیاس می‌تواند ثابت 48، و یا متغیر49 باشد. نسبت بازده ثابت به مقیاس وقتی صادق است که افزایش در ورودی به همان نسبت موجب افزایش خروجی شود. بازده صعودی به مقیاس آنست که میزان خروجی به نسبتی بیش از میزان افزایش در ورودی ها افزایش یابد و در صورتیکه میزان افزایش در خروجی ها کمتر از نسبتی باشد که در ورودی ها افزایش داده شوند بازده نزولی نسبت به مقیاس ایجاد شده است. بازده به مقیاس در یک تابع تولید را می‌توان بر حسب نمودارهای زیر نمایش داد. در این نمودارها شیب منحنی رسم شده از مبدا به سطح تولید این مورد را نشان می دهد که آیا بازده به مقیاس صعودی ثابت یا نزولی است. (مهرگان، 1383)

بازده نسبت به مقیاس افزایشی بازده نسبت به مقیاس کاهشی بازده نسبت به مقیاس ثابت
نمودار 2-1
2-3-2.مفهوم کارایی :
کارایی بیشتر در سه حوزه مهندسی، مدیریت و اقتصاد مطرح است. این اصطلاح ابتدا در حوزه ی علم فیزیک و ترمودینامیک مطرح شد و بعد ها وارد سایر زمینه ها شد. کارایی در حوزه علم فیزیک (در سیستم های مکانیکی و بسته ) از تقسیم تولید بالفعل (واقعی ) بر تولید بالقوه (اسمی ) به دست آمده و مقدار آن همواره کوچکتر از یک است. در حوزه علم مدیریت علاوه بر نهاده ها و سرمایه های فیزیکی، نهاده ها و سرمایه های انسانی نیز در نظر گرفته می شوند. لذا از آنجایی که کارایی افراد با توجه به تشویق ها و تنبیه ها، ممکن است از توان افراد نیز بیشتر یا کمتر شود، مقدار محاسبه شده برای آن محدود به مرز واحد نمی‌شود. سرانجام در حوزه علم اقتصاد نیز کارایی به صورت نسبت ستانده به نهاده تعریف شده و مقدار آن همواره کوچکتر از یک است. در این حالت، بنگاهی کارا تلقی می‌شود که برای تولید محصولات خود از نهاده های کمتری استفاده کرده باشد. به‌عبارت دیگر روی تابع تولید قرار گرفته باشد (یعنی با حداقل نهاده، مقداری ستاده تولید کند ). در این حالت وقتی که تمام نهاده ها خاصیت فیزیکی داشته باشند نتیجه به دست آمده کارایی فنی خواهد بود. در محاسبه کارایی فنی سرمایه اسمی (پولی ) وارد بحث نشده و هم چنین تغییرات سطح قیمت و نرخ بهره نیز، روی این نوع کارایی هیچ تأثیر ی نخواهد گذاشت. اما از آنجایی که تنها حل مشکلات فنی تولید برای یک بنگاه کافی نیست، بنگاه باید به طرز مناسبی عملکرد خود را با قیمت های رایج بازار نیز (بخصوص با قیمت های نسبی نهاده ها ) تطبیق دهد. به عبارتی دیگر، بنگاه هم باید به لحاظ فنی و هم به جهت قیمتی بصورت کارا عمل کند. لذا اقتصاد دانان برای محاسبه کارایی در کنار محاسبه فیزیکی داده‌ها و ستانده ها، ارزش ریالی آن‌را نیز منظور کرده و کارایی اقتصادی را محاسبه می‌کنند. بطور کلی کارایی بیانگر این مفهوم است که یک سازمان به چه خوبی از منابع خود را در راستای تولید نسبت به بهترین عملکرد در مقطعی از زمان استفاده کرده است. محاسبه کارایی با توجه به مقدار خروجی مورد انتظار یا استاندارد با استفاده از نسبت زیر تعریف می‌گردد. (لی و همکاران، 2011)
خروجی مورد انتظار/ خروجی واقعی =کارایی
گاه کارایی را با میزان بکار گیری منابع جهت دستیابی به اهداف توسط سازمان و با بکارگیری رابطه زیر نشان می دهند .
مقدار منابع واقعاً مصرف شده / مقدار منابع مورد انتظار برای مصرف =کارایی
با تعریف فوق کارایی صرفا مقایسه ای بین «منابع مورد انتظاری که رسیدن به مقاصد و فعالیت خاص باید مصرف شود و «منابع مصرف شده » می باشد. (رضاییان، 1393، ص 170)
بنابراین کارایی معیار عملکرد یک سیستم سازمانی بوده که بر میزان منابع (ورودی ها ) استوار گردیده است. مفهوم کارایی معمولا با دو واژه «اثربخشی » و «بهره‌وری » اشتباه می‌شود. اثر بخشی میزان هم جهت بودن انجام فعالیت های با اهداف تعیین شده برای آن را نشان می دهد به عبارت دیگر اثر بخشی درجه ی دستیابی (تکمیل) هدف را بیان می دارد .اما بهره‌وری ترکیبی از اثربخشی و کارایی است. زیرا اثربخشی با عملکرد و کارایی به استفاده از منابع در ارتباط است (مهرگان 1383)
در تعیین تفاوت بین کارایی و بهره‌وری باید به نکات زیر توجه داشت :
1: کارایی به عنوان معیاری بین صفر تا یک و بر حسب درصد بین صفر تا صد بیان شده است در حالی که بهره‌وری می‌تواند بزرگتر از یک باشد.
2: بهره‌وری را در ارتباط با تک‌تک عوامل مانند بهره‌وری نیروی انسانی یا سرمایه ای محاسبه شده ولی کارایی به عنوان معیاری کلی باید از ترکیب ورودی ها و خروجی ها حاصل گردد .(مهرگان، 1383)
اگر یک واحد سازمانی بتواند با نهاده های ثابت ستانده های بیشتری به دست آورد و یا اینکه با ثابت نگه داشتن ستانده های خود، نهاده ها را کاهش دهد گفته می‌شود از کارایی بالاتر برخوردار است. اگر واحد های سازمانی فقط دارای یک نهاده و یک ستانده باشند، کارایی می‌تواند نسبت به ستانده ها به نهاده ها باشد .اما اگر واحد های سازمانی دارای نهاده های متعدد و ستانده های گوناگون و متعارض باشند، یافتن وزن مشترکی همانند هزینه و یا قیمت برای همگن سازی نهاده ها و ستانده ها برای سنجش کارایی پیچیده می باشد. تکنیک DEA برای حل این معضل پدید آمده است. در این روش به نحو مناسبی نهاده ها و ستانده های گوناگون در واحد های تصمیم گیری موزون خواهند شد. (آذر، 1379)

2-4.انوع کارایی
2-4-1. کارایی فنی :
کارایی فنی نشان دهنده میزان توانایی یک بنگاه برای حداکثر سازی میزان تولید با توجه به منابع و عوامل تولید مشخص شده است. به عبارت دیگر میزان توانایی تبدیل ورودی هایی مانند نیروی انسانی ،ماشین آلات و … به خروجی ها در مقایسه با بهترین عملکرد، توسط کارایی فنی سنجیده می‌شود.
کارایی فنی تحت تأثیر عواملی مانند عوامل مدیریت، مقیاس، سازمان یا اندازه عملیات قرار می گیرد. کارایی در تحلیل پوششی داده‌ها از نسبت مجموع موزون خروجی ها بر مجموع موزون ورودیها تشکیل می یابد و در مباحث اقتصادی یک بنگاه را به لحاظ فنی وقتی کارا می دانند که مقدار تولید آن بر روی محنی تولید یکسان قرار گیرد. این امر توانایی بنگاه را در بدست آوردن حداکثر محصول از مجموعه عوامل تولید منعکس می سازد.
اگر تولید بنگاه در بالای منحی تولید یکسان قرار گیرد، این بنگاه با عدم کارایی مواجه می باشد، عدم کارایی تمام مواردی را که باعث می‌شود عملکرد واقعی بنگاه در سطحی کمتر از مقدار قابل حصول (با توجه به عوامل تولید مشخص ) با شد را در بر می گیرد.
بر این اساس عدم کارایی مدیریتی نیز یکی از اجزا عدم کارایی است. هم چنین عدن کارایی با آنچه که بعضی از اقتصاد دانان اتلاف منابع نامیده ه اند مطابقت دارد. اتلاف منابع بدین معنا است که تولید مورد نظر می‌توانست با هزینه هایی کمتر از آنچه که صورت گرفته است حاصل شود. اگر فرآیند عملیاتی پایین تر از بهترین سطح عملکرد باشد، کارایی فنی سازمان به صورت درسدی از بهترین عملکرد بیان می‌شود. فعالیت های مدیریتی و مقیاس یا همان اندازه عملیات ها که بر پایه روابط مهندسی و نه هزینه یا قیمت می باشد، بر کارایی فنی تأثیر می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره نرخ بهره، اوراق قرضه، ریسک سیستماتیک، غیر سیستماتیک Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره تحلیل پوششی داده‌ها، تحلیل پوششی