پایان نامه ارشد رایگان درباره بیماران همودیالیزی، بیماران مبتلا، آنتروپومتریک

دانلود پایان نامه ارشد

لیز و کفایت دیالیز تفاوت آماری معنیداری با یکدیگر نداشتند، بیماران مبتلا به سوءتغذیه نوع Iو IIaکه در هر دو مورد کمبود دریافت مواد غذایی وجود دارد، در مقایسه با بیماران مبتلا به سوءتغذیه نوع IIbبه طور معنی داری میزان انرژی و پروتئین کمتری دریافت میکردند. از سوی دیگر در بیماران مبتلا به سوءتغذیه نوع IIa وIIb، غلظت آلبومین سرم کمتر از بیماران مبتلا به سوءتغذیه نوع I بود اما این موضوع فقط در مورد بیماران مبتلا به سوءتغذیه نوع IIa به حد معنی دار رسید. علت پایین بودن غلظت آلبومین سرم در بیماران مبتلا به سوءتغذیه نوع IIa وIIb، در مقایسه با بیماران مبتلا به سوءتغذیه نوع I وجود التهاب است؛ زیرا آلبومین یک پروتئین منفی حاد است و سیتوکینهای التهابی سنتز آن را کاهش می دهند(82). در این تحقیق، بیماران همودیالیزی که بر مبنای شاخص SGAدچار سوءتغذیه نداشتند یا به عبارت دیگر دارای وضعیت تغذیهای طبیعی بودند، مانند بیماران همودیالیزی مبتلا به سوءتغذیه بر مبنای میزان دریافت انرژی، پروتئین و وضعیت التهاب به چهار گروه تقسیم شدند: حدود( 5/3%) بیماران دارای وضعیت تغذیهای طبیعی نوع Ia(دریافت ناکافی انرژی یا پروتئین، بدون وجود التهاب)،( 34% ) وضعیت تغذیهای طبیعی نوع Ib (دریافت ناکافی انرژی یا پروتئین، بدون وجود التهاب)، (56% ) وضعیت تغذیهای طبیعی نوع IIa (دریافت ناکافی انرژی یا پروتئین، همراه با التهاب) و( 5/6% ) وضعیت تغذیه ای طبیعی نوع IIb (دریافت کافی انرژی و پروتئین، همراه با التهاب) بودند(17).
پژوهش هایی دیگری نیز مبنی بر روایی و پایایی ابزار SGA در بررسی شیوع سوءتغذیه ، عوامل مرتبط با آن و نیز مقایسه این ابزار با سنجش های آنترومتری و پارامترهای بیوشیمیایی انجام گرفته است. که از آن جمله میتوان به پژوهشی که توسط تاییم و همکاران در بیمارستانهای کشور اردن در سال 2008 انجام شد، اشاره کرد. این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی بود و شرکت کنندگان 178 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن بودند (94 زن و 84 مرد با متوسط سنی 6/14±9/43 سال) که به طور سرپایی به مرکز همودیالیز مراجعه می کردند. داده های بدست آمده از آزمایشات و سنجش های انجام شده بر حسب سن و جنس تفکیک شدند. بررسیهای انجام شده شامل ارزیابی جامع ذهنی (SGA)، سنجشهای آنتروپومتریک ( شامل وزن خشک، نمایه تون بدن، درصد چربی بدن، توده چربی، ضخامت زیر جلدی سه سر بازو، دور میان بازو، دو عضله میان بازو و ناحیه عضلانی بازو) و پارامترهای بیوشیمیایی (شامل آلبومین ، پروتئین، هموگلوبین، کراتینین، اوره، کلسترول، فسفر، کلسیم و پتاسیم) بودند که در تمامی بیماران صورت گرفت. تجزیه و تحلیل آماری دادهها توسط نرم افزار SPSS11 انجام شد و رابطه بین متغیرها نیز با آزمون Chi – Square بررسی شد. یافته های این مطالعه نشان داد که ( 4/53% )بیماران زن و ( 6/46%) مرد بودند. ( 7/30%) بیسواد ، ( 4/17% ) با سواد ،( 8/12%) تحصیلات ابتدایی،( 1/27%) تحصیلات متوسطه و (8/7% )تحصیلات دانشگاهی داشتند. (2/61% )بیماران متأهل ، (1/28% )مجرد و (4/3 % ) مطلقه بودند. (5/ 40 %) بیماران خانهدار، ( 8/30%) شاغل، (7/15% )بازنشسته و( 13%) بیکار بودند. بررسی وضعیت تغذیه ای بیماران با SAG نشان داد که( 2/38%) بیماران (68 نفر) تغذیه طبیعی داشتند و در کلاسA ،(2/56 % ) بیماران (100 نفر) سوءتغذیه متوسط داشتند و در کلاس B و) 6/5 % (بیماران (10 نفر) سوءتغذیه شدید داشتند. نسبت بیشتر از زنان بیمار، تغدیه (کلاس A) و یا سوءتغذیه شدید (کلاس C) داشتند، در حالیکه نسبت بیشتری از مردان دچار سوءتغذیه متوسط (کلاس B) بودند. میانگین سنی بیماران 9/43 سال بود. کاهش سن و افزایش مدت زمان همودیالیز به طور معنی داری با پیشرفت سوءتغذیه همراه بود. به طوریکه با 2/116 ماه همودیالیز بیماران در کلاسC و با 8/71 ماه همودیالیز در کلاس A بودند. نتایج نشان داد که همراه با شدت یافتن سوءتغدیه کاهش معنی داری در پارامترهای آنتروپومتریک (شامل وزن خشک، BMI، توده چربی، TSF، MAC، MAMC ) وجود داشت (001/0 P ) . به علاوه یک تفاوت معنیداری بین کلاس A و B در مقایسه با کلاس C از نطر میزان پروتئین سرم، آلبومین و نیز کاهش معنیداری در میزان هموگلوبین سرم در کلاس C در مقایسه با کلاس A وجود داشت. مقایسهی درجات SAG با متغیرهای آنتروپومتریک و بیوشیمیایی نشان داد که SAG میتواند جهت بررسی وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی بکار گرفته شود(16).
در زمینه بررسی وضعیت تغذیه بیماران همودیالیزی که به وسیلهی ابزار جامع ذهنی با امتیاز دیالیز- سوءتغذیه (DMS)، مطالعاتی نیز در ایران انجام گرفته است که از آن جمله میتوان به پژوهشی که توسط عسگرانی و همکاران در سال 2004 با هدف شناسایی سوءتغذیه در بین بیماران همودیالیزی که در بیمارستان امام خمینی تهران صورت گرفت اشاره کرد. این مطالعات مقطعی بر روی 71 بیمار همودیالیزی انتخاب شده از میان 130 بیمار مراجعه کننده با دامنه سنی 17 تا 81 سال بود که تحت دیالیز صفاقی و یا عمل پیوند قرار نگرفته، بستری در بیمارستان نبوده و به بیماریهای عفونی مبتلا نشده بودند. وضعیت تغذیه ای این بیماران همودیالیزی با استفاده از روش ارزیابی جامع ذهنی SGA-DMS تعیین شد. پس از جمع آوری داده ها و تجزیه وتحلیل آماری با نرم افزار آماری SPSS 16 و آزمون chi-square صورت گرفت. نتایج نشان داد که به طور متوسط، امتیاز سوءتغذیه در بین زنان و مردان، تفاوت معنی داری نداشت و طبق این ابزار اکثریت بیماران ، سوءتغذیه متوسط داشتند. متوسط امتیاز سوءتغذیه( 99/3± 41/15 ) بود چنانکه این امتیاز بین مردان (47/3± 73/14) و بین زنان(48/4± 29/16) بود و بین این دو گروه تفاوت معنیداری وجود نداشت ( 10/0 = P). همچنین هیچ ارتباط معنی داری بین نتایج DMS و سن، جنس، مدت زمان همودیالیز، آلبومین و کراتینین وجود نداشت(P 0/22) (55).
پژوهش هایی نیز در رابطه با روایی و پایایی این ابزار انجام شده است که از آن جمله میتوان به مقاله کلانترزاده و همکاران در سال 1999 در کالیفرنیا اشاره کرد. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت تغذیهای 41 بیمار همودیالیزی 20( مرد و 21 زن با دامنه سنی 81-26 سال) با استفاده از ابزار SGA به شکل کمّی اصلاح شده که بهعنوان DMS معرفی شده بود. این نوع از SGA که 7 جرء اصلی داشت که شامل تغییرات وزن، دریافت رژیم غذایی، علائم گوارشی، ظرفیت عملکردی، بیماریهای همراه، کاهش چربی زیر جلدی و علائم مربوط به تحلیل عضلانی بود. هر قسمت، امتیاز 1 (حالت طبیعی) تا 5 (حالت خیلی سخت) را میگرفت که در نهایت امتیازها، بین 7 (حالت طبیعی) تا 35 (سوءتغذیه شدید) بود. علاوه بر این سنجش های آنتروپومتریک از قبیلMAC، MAMC، BMI و TSF و نیز پارامترهای بیوشیمیایی مثل آلبومین، ترانسفرین مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود که ضریب همبستگی پیرسون بین امتیاز سوءتغذیه و TSF (32/0- = r)، MAC (55/0- = r)، MAMC (66/0- = r)، BMI (35/0- = r)، TIBC(77/0- = r)، آلبومین سرم (36/0- = r) و پروتئین کل سرم (33/0- = r)، معنیدار بود. در حالیکه فرم اصلی SGA تنها با TIBC(35/0- = r) و MAMC (37/0- = r) همبستگی معنیداری داشت. امتیاز سوءتغذیه نشان داد که ارتباط معنیداری با سن (34/0 + = r) و مدت زمان دیالیز (28/0 + = r) دارد و نیز آنالیز رگرسیون بیانگر همبستگی معنیداری بین امتیاز سوءتغذیه و MAMC، BMI، آلبومین و TIBC بود (001/0 P و81/0 = r). همچنین هیچ ارتباطی معنیداری بین امتیاز سوءتغذیه و جنس، نسبت کاهش اوره، سرعت کاتابولیسم پروتئین ونیز میزان کل لمفوسیت وجود نداشت. پژوهشگران به این نتیجه دست یافتند که این نوع از SGA، می تواند روش مناسبی برای بررسی وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی –باشد(43).

فصل سوم

روش اجرای تحقیق
این فصل مشتمل بر مباحث روش پژوهش و ملاحظات اخلاقی است و مواردی که تحت عنوان روش پژوهش ارائه می گردد، شامل بیان نوع پژوهش، جامعه پژوهش، نمونه پژوهش، روش نمونه گیری، مشخصات واحدهای مورد پژوهش، محیط پژوهش، ابزار گردآوری داده ها، اعتبار و اعتماد علمی، روش گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده ها می باشد.
نوع پژوهش
مطالعه حاضر یک پژوهش مقطعی از نوع توصیفی-تحلیلی است که در آن به بررسی وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی و عوامل مرتبط با آن در بخش همودیالیز مرکز آموزشی-درماني رازی دانشگاه علوم پزشکی گیلان در سال 1392 پرداخته شده است.
جامعه پژوهش
کلیه بیماران همودیالیزی مراجعه کننده به بخش همودیالیز مرکز آموزشی-درماني رازی رشت، جامعه پژوهش را تشکیل می دهند.
نمونه پژوهش و روش نمونهگیری
نمونه های پژوهش این مطالعه شامل 326 بیمار همودیالیزی مراجعه کننده به بخش همودیالیز مرکز آموزشی-درماني رازی رشت بودند. از این تعداد، 24 بیمار بدلیل عدم تمایل به شرکت در مطالعه بدلیل بیحالی، ناتوانی، ضعف، عدم همکاری و نداشتن معیار ورود شرکت نکرده و بر این اساس 312 بیمار همودیالیزی، به روش سرشماری انتخاب شدند.
مشخصات واحدهای مورد پژوهش
معیارهای ورود به مطالعه شامل سن حداقل 18 سال تمام، سابقه حداقل 6 ماه همودیالیز و حداکثر 3 بار در هفته، عدم بستری در بیمارستان، مراجعه سرپایی وعدم دریافت تغذیه وریدی یا روده ای در زمان بررسی بودند.
محیط پژوهش
محیط پژوهش این مطالعه، بخش همودیالیز واقع در مرکز آموزشی-درماني رازی رشت بود. علت انتخاب این محیط، سهولت دسترسی به واحدهای مورد پژوهش جهت تکمیل پرسشنامه ها بود..
ابزار و روش گردآوری اطلاعات
ابزار گردآوری اطلاعات وسیله ای است که به پژوهشگر کمک می نماید تا اطلاعات لازم جهت انجام پژوهش را جمع آوری نماید(114). ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه ای مشتمل بر دو قسمت بود که قسمت اول آن مربوط به عوامل مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی و قسمت دوم مربوط به مقياس جامع ذهنی با امتیاز دیالیز-سوءتغذیه(DMS) بود. قسمت اول پرسشنامه پژوهشگر ساخته و متشکل از دو قسمت بود: عوامل فردی-اجتماعی شامل: سن، جنس، وضعیت تأهل، محل سکونت، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال، میزان درآمد خانواده، میزان تحصیلات همسر، وضعیت اشتغال همسر، وضعیت زندگی، وضعيت مسكن، تعداد اعضای خانواده و عضويت در انجمن حمايت از بيماران كليوی و نیز عوامل درمانی مرتبط با وضعیت تغذیه ای شامل: طول مدت همودیالیز، تعداد دفعات همودیالیز در هفته، سابقه پیوند کلیه، تغییرات وزن، طول مدت اطلاع از ابتلا به بیماری کلیوی، بیماریهای همراه و داروهای مکمل مصرفی بود(پیوست 5). در قسمت دوم پژوهشگر، پس از تایید صحت عملکرد در خصوص تکمیل فرم DMS توسط کارشناس تغذیه (همکار طرح)،اقدام به جمع آوری اطلاعات بر اساس فرم مربوطه نمود(پیوست 6). این مقیاس شامل دو قسمت : بررسی سابقه بالینی و معاینات جسمانی بیمار بود. در بررسی سوابق بیمار توسط ابزار جامع ذهنی، 5 زیر مجموعه شامل: تغییرات وزن در 6 ماه گذشته، میزان دریافت رژیم غذایی، علائم گوارشی، ظرفیت عملکردی و سایر بیماریهای همراه مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیمار بررسی شد و در معاینات جسمانی،بافت چربی زیر جلدی و تحلیل عضلانی بررسی شد(12و16و39و44و55و56). در فرم DMS جزء مربوط به وجود ادم یا آسيت در نظر گرفته نشده بود(56). جهت بررسی تغییرات وزن بیمار، هر گونه کاهش یا افزایش وزن بیمار طی 6 ماه گذشته و نیز وزن فعلی بیمار ثبت شد.همه اطلاعات مربوط به وزن از پرونده ، مصاحبه با بیمار و توزین با ترازوی دیژیتال موجود در بخش (مدل DS200، که هر 3 ماه توسط نماینده شرکت دارا الکترونیک کالیبره می گردد.) جمع آوری شد. در بررسی رژیم غذایی، رژیم دریافتی بیمار طی 24

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حکم طلاق، شرایط صحت، سه طلاقه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عقد ازدواج، مقاصد شریعت، حمایت خانواده