پایان نامه ارشد رایگان درباره بهای تمام شده، حقوق و دستمزد، مدیران و کارکنان، دسترسی به اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

حسب هر يك از خدمات نمي باشد و بايد به خدمات ارائه شده تخصيص داده شوند. از طرفي، تخصيص هزينه ها به هر شكل و ترتيبي كه انجام گيرد، تا حدودي اختياري و قضاوتي است. اما واقعيت اين است كه در پاره اي از اوقات، درجه اختياري بودن تخصيص هزينه ها چنان زياد است كه اتكاء به نتايج بدست آمده ممكن است باعث گمراهي و تصميم گيري غلط شود. اما در سيستمABC بدليل اينكه از مبناهاي مناسبي در تسهيم هزينه ها استفاده مي كند، دقت در تخصيص هزينه ها و قابليت اتكاء به نتايج بدست آمده را به منظور قضاوت و تصميم گيري افزايش مي دهد.
از نظر تخصيص هزينه ها، در سيستم هاي سنتي هزينه ها ازحوزه هاي هزينه بر اساس يكي از مبناهاي تعيين شده (عمدتاً ساعات كار مستقيم) كه اصطلاحاً مبناي جذب سربار ناميده مي شود، به خدمات و محصولات تخصيص مي يابد. اما در سيستم ABC، فعاليتها به عنوان موضوعات جديد هزينه، شناسايي مي شوند و هزينه هاي سربار بر اساس مبناهاي تعيين شده كه اصطلاحاً محرك هزينه ناميده مي شود به فعاليتها تخصيص مي يابند، سپس فعاليتها به عنوان حوزه هاي هزينه تلقي شده و هزينه هاي تخصيص يافته به آنها (حوزه هاي هزينه) به هدف نهايي هزينه (خدمات فرودگاهی) تخصيص داده مي شود.

سيستمهاي هزينه يابي سنتي و نارسائيها ي آن
با توجه به افزايش رقابت جهانی در دهه های اخير و لزوم دسترسی به اطلاعات صحيح بهای تمام شده خدمات در تصميم گيري های مديريت، بيشتر صاحبنظران حسابداري و مديريت و همچنين مديران سازمانها به اين نتيجه رسيدند که بكارگيري و استفاده از سيستمهاي حسابداري سنتي جوابگوی اطلاعات مورد نياز آنها نمی باشد. مشكل و انتقاد اصلي صاحبنظران اين بود كه اطلاعاتی كه توسط سيستمهای هزينه يابي سنتي ارائه مي شود، اطلاعات دقيقي را در رابطه با ساختار و ترکيب هزينه ها و همچنين بهاي تمام شده خدمات در اختيار تصميم گيرندگان قرار نمي دهد وحتي با ارائه اطلاعات غلط باعث گمراهي مديران در تصميم گيري ها مي گردد. براي بررسي و چگونگي عملكرد سيستمهاي هزينه يابي سنتي، فاستر(FosteR, G) در سال 1991 تحقيقي را در بين مديران مالي چندين سازمان بزرگ در آمريكا انجام داد. نتيجه اين مطالعه نشان داد كه سيستم هاي سنتي قادر به فراهم كردن اطلاعات مناسب برا ي تصميم گيري مديران نمي باشند. طبق نتايج حاصل از اين تحقيق، 51% از مديران سازمانهاي تحت بررسي معتقد بودند، سيستم هاي سنتي اطلاعات كافي را براي هزينه يابي و قيمت گذاري خدمات فراهم نمي كند. 45% آنها عنوان كردند اطلاعات فراهم شده توسط اين سيستم ها، اطلاعات دقيق و واقعي نيست و در تصميم گيري ها نمي تواند به آنها اعتماد کرد. 35% مديران، سيستم هاي سنتي را براي سنجش عملكرد كاركنان مناسب نمي دانستند. 34% درصد ذكر كرده بودند كه سيستم هاي سنتي بدليل عدم سنجش عملكرد كاركنان، باعث ايجاد نارضايتي در بين آنها شده است. 27% از مديران معتقد بودند كه اطلاعات تهيه شده براي تجزيه و تحليل رقابت كافي و مناسب نمي باشد و11% نيز معتقد بودند كه اين سيستم ها با استراتژي سازمانها تطابق ندارد (Adler, R,1998).
بررسی وضعيت موجود مديريت هزينه و سيستم هزينه يابی فرودگاه مهرآباد نشان می دهد که اين سيستم اطلاعات كافي و مورد نياز را براي تصميم گيري های مديريتی فراهم نمي كند، چون مديران مالي و حسابداري اين سيستم که به عنوان معماران مديريت هزينه محسوب مي شوند، معمولا با تاكيد بر دفاتر مالی و حسابداري که عمدتا برای گزارشگري و پاسخگوييهای برون سازمانی تهيه شده است، تاكيد دارند و آن را به عنوان يك منبع برای فراهم کردن اطلاعات مورد نياز سيستم حسابداری مديريت مطرح می نمايند، در حاليكه تصميم گيري سازماني و اطلاعات مورد نياز براي تصميم گيري ها به گزارشگريهاي داخلي و تجزيه و تحليل اطلاعات مالي متکی می باشد. ولي سيستم موجود در فرودگاه مهرآباد اين اطلاعات را فراهم نمي كند. علاوه بر اين کنترل عمليات مالي و بودجه اي در فرودگاهها معمولا از رديفها و برنامه هايي که بودجه از طريق آن تخصيص داده شده است انجام مي شوند در حاليكه عملكردهاي مالي از طريق مقايسه هزينه هاي واقعي با هزينه هاي بودجه شده و از طريق ريز فعاليتها سنجيده می شوند. اين موضوع خصوصا در بخشهای فرودگاهی باعث مي گردد تا مديران فرودگاهها درک و دانش صحيح و كامل از هزينه هايی كه براي ارائه خدمات در فرودگاهها در بخشها و مراكز هزينه مختلف مي کنند، نداشته باشند.
از ديدگاه كلي مهمترين دلايل نارسايي، سيستم هاي سنتي بشرح زير است:
1- عدم توانايي در ارائه اطلاعات بهاي تمام شده، خصوصا سازمانهايی كه دارای خروجيها و خدمات متنوع و گوناگوني می باشند. از آنجا كه سيستمهاي سنتي خصوصيات خاص فعاليتهای مورد نياز را برای ارائه هر کدام از خروجيهای سيستم مورد بررسی در نظر نمي گيرند، بنابراين باعث تخصيص نادرست هزينه های جمع آوری شده از حوزه های هزينه مشترک و نهايتا عدم محاسبه دقيق قيمت تمام شده خدمات مي گردد.
2- عدم تفكيك حوزه هزينه هاي غير مشابه. سيستم هاي سنتي بدليل نارساييهايي آن معمولا براي جمع آوري هزينه ها (هزينه های نيروی انسانی و سربار)، مراکز هزينه را از يکديگر تفکيک نمی کنند و عمدتا از مراكز هزينه مشترك، استفاده مي کنند. اين مسئله باعث می شود تا تخصيص هزينه های مشترک جمع آوری شده بصورت غير واقعی و نادرست انجام شود.
3- استفاده از مبناي مشترك و واحد براي تخصيص هزينه ها. با توجه به اينکه تفکيک مراکز هزينه در سيستمهای سنتی اهميتی ندارد و در بعضی از مواقع بدليل ماهيت خاص اين سيستمها امکان پذير نمی باشد، بنابراين اين سيستمها معمولاً از يك مبناي تسهيم، براي تخصيص هزينه هاي گوناگون استفاده مي كنند. از جمله اين مبناها استفاده از ساعات كار مستقيم نيروي انساني است. با توجه به ساختار هزینه ها در ستاد و سهم عمده ای که هزینه حقوق و دستمزد به خود اختصاص داده است تسهیم این هزینه تنها به اتکاء یک یا چند محرک هزینه و بدون توجه به ماهیت متفاوت، متنوع و پیچیده فعالیت های انجام شده در شرکت بطور واقعي انجام نمي شود.
4- عدم توجه به تمامی هزينه های سازمانی در محاسبه بهاي تمام شده خدمات و شناسايي هزينه ها. سيستم هاي سنتي هزينه هاي موجود در سازمان را عمدتاً به دو گروه هزينه هاي مستقيم و هزينه هاي دوره اي تقسيم مي كنند، و فقط هزينه هاي مستقيم را در محاسبه بهاي تمام شده منظورمي كند. اما در بيشتر تصميم گيري های مديريتی و تحليل هزينه ها بایستی هر دو گروه در نظر گرفته شود. بنابراين با اتكاء به روشهاي سنتي امكان تجزيه و تحليل بيشتر در مورد روشهاي كاهش هزينه ها، بهبود فعاليتها و … امکان پذير نمي باشد.
5-سيستم هاي سنتي، نتايج مثبت و مزاياي بدست آمده از بهبود روشها در فرآيندهای کاری و عملياتی را به عنوان صرفه جويي در عملکرد نيروی انسانی محسوب مي کنند. بنابراين بهبود عملكردها را در فرآيندهاي عملياتي را نشان نمي دهند.
6- سيستم هاي هزينه يابي سنتي، اطلاعات واقعي را از فرآيند عمليات و هزينه ها نشان نمي دهند. اين سيستمها فقط هزينه هايي كه براحتي قابل شناسايي هستند را در محاسبه بهاي تمام شده در نظر مي گيرند و در شناسايي هزينه هاي غير مستقيم (هزينه های مخفی) و محاسبه آن در بهاي تمام شده خدمات تا حد زيادی ناتوان می باشند(Hilton, Maher & Selt,2000).

خصوصيات و تفاوتهای سيستمهای هزينه يابی در شرکت فرودگاهها با ساير بخشها
اگرچه اصول و مبانی کلی سيستمهای هزينه يابی و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات بر حسب بخشهای مختلف توليدی و خدماتی مشترک می باشد، اما از نظر عناصر تشکيل دهنده، ماهيت فعاليتها، ماهيت هزينه ها، رفتار هزينه ها، منابع مصرفی و درصد تشکيل دهنده هر کدام از اجزا هزينه ای تفاوتهاي محسوسی در بين اين بخشها وجود دارد که در نظر گرفتن آنها جهت طراحی و بکارگيری سيستم مطلوب هزينه يابی و محاسبه بهای تمام شده امری ضروری محسوب می شود. برای اين منظور با توجه به اينکه سيستم پيشنهادی در صنعت فرودگاهی استفاده می شود. بنابراين بطور مختصر خصوصيات و ويژگيهای بکارگيری و استفاده از سيستمهای هزينه يابی در اين بخش مطرح می گردد:
1- عناصر اساسی و اجزا تشکيل دهنده سيستم هزينه يابی در ستاد شرکت فرودگاههای کشور نسبت به ساير موسسات توليدی و خدماتی تفاوت موثری دارند. در اين بخش عناصر اساسی و مولفه های بهای تمام شده، هزینه حقوق و دستمزد، هزینه کارکنان، هزینه ملزومات و منابع مصرفی و استهلاک دارائیهای ثابت از جمله ساختمانهای اداری و عملیاتی، ایستگاهها، تجهیزات و تاسیسات ناوبری و فرودگاهی می باشند. بنابراين انگيزه های روحی و معنوی نسبت به انگيزه های مادی نمود بيشتری خواهند داشت. از آنجا که انگيزه های معنوی و روحی قابل تبديل به معيارهای کمّی نمی باشند. بنابراين نمی توان يک ارتباط منطقی و علّی بين منابع مالی پرداخت شده به کارکنان و نتايج حاصل از آن ايجاد نمود.
2- سیستمهای حسابداری و مالی موجود در فرودگاههای کشور عمدتا بر اساس سيستم پاسخ گویی است تا در جهت مديريت موثر و کارآمد. اين موضوع بيشتر به اين دليل است که اجزا و عناصر تشکيل دهنده سيستم فرودگاهی با ساير سيستمها تفاوت اساسی دارند. به عنوان مثال هزينه های حقوق و دستمزد پرداخت شده به مدیران و کارکنان شرکت بابت ترکیبی از فعالیت های پشتیبانی، خدماتی و اداری تشکیلاتی است که بخشی از آنها ممکن است مربوط به فعاليتهای عملیاتی در فرودگاهها باشد و بخشی فعاليتهای غير عملیاتی.
3- سیستمهای حسابداری و مالی موجود در فرودگاههای کشور عمدتا بر اساس تبعيت از نظام بودجه ريزی شرکت تهيه و طراحی شده است. در اين سيستم بودجه ها در قالب برنامه و رديفهای متعددی به فرودگاهها تخصيص می يابد که برای بيشتر اين برنامه ها خروجيهای قابل سنجش و اهداف کمّی قابل دسترس مشخص نمی گردد. از طرفی سيستم افزايش بودجه در دوره های آينده نيز با توجه به ضريب افزايش قيمتها (بودجه ريزی سنتی) می باشد. نتيجه اينکه اين مسائل موجب پيچيده شدن نظام بودجه ريزی و سيستم حسابداری و مالی در بين فرودگاهها می گردد.
4- در فرودگاههای بزرگ که حجم عمليات مالی و حسابداری آنها بسيار زياد می باشد، سيستم حسابداری گزارشات حجيم و متعددی را برای مديران تهيه و آماده می کند که اين اطلاعات صرفا برای عده کمی از مديران بخشها قابل فهم و بکارگيری خواهد بود اما برای بيشتر مديران صنعت فرودگاهی خصوصا مديرانی که با مفاهيم هزينه يابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات آشنايي کافی ندارند، معنا و مفهوم زيادی ندارد.
5- اهداف و خروجيهای سيستم فرودگاه نسبت به ساير سازمانهای توليدی و يا بعضی از سازمانهای خدماتی براحتی از يکديگر قابل سنجش و تفکيک نمی باشد. اين موضوع بيشتر به اين دليل است که معيارهای کمّی قابل ملاحظه ای جهت سنجش دقيق فعالیت های غیر عملیاتی مانند تحقيقات، آموزش و خدمات مشاوره ای وجود ندارد. به عنوان مثال بخشهایی که هم فعاليتهای عملیاتی دارند و هم فعاليتهای اداری و تشکیلاتی، با توجه به اينکه برنامه ریزی، نظارت، ارزیابی عملکرد، بودجه ریزی و … می تواند تاثير زيادی بر کيفيت خدمات فرودگاهی داشته باشد، بنابراين اين تفاوت بين فعاليتهای پشتیبانی عملیات و اداری تشکیلاتی در بازدهی فعاليتهای فرودگاهی قابل تفکيک نمی باشد. اما شکی نيست که اين موضوع می تواند بر کيفيت خدمات ارائه شده در فرودگاهها موثر باشد.
6- شناخت و برآورد حجم و ميزان وروديها در سيستم فرودگاهی با خروجيهای آن زياد ملموس و واضح نمی باشد که اين موضوع عمليات هزينه يابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات را با ابهام مواجه می کند. به عنوان مثال اداره کنترل فضای کشور همزمان به پروازهای داخلی و پروازهای بین المللی خدمات ناوبری ارائه می کند. درآمد حاصل از ارائه خدمات ناوبری به پروازهای بین المللی در ستاد شرکت و درآمد حاصل از ارائه خدمات ناوبری به پروازهای داخلی در فرودگاه مقصد شناسایی و ثبت می گردد. اما کل هزینه ارائه خدمات ناوبری در مرکز هزینه اداره کنترل فضای کشور ثبت می شود.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره بهای تمام شده، ارزش افزوده، دسترسی به اطلاعات، مبانی نظری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره وفاداری مشتریان، وفاداری مشتری، منابع سازمان، واحد عملی