پایان نامه ارشد رایگان درباره برنامه درسی، نظریه پیچیدگی، تکنولوژی آموزشی، خلاقیت و نوآوری

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان اشکال سازمانی نوپدید می‎گردند که در آن‎ها تنوع عوامل می‎تواند بوجود آمده و توسعه یابد. در سیستم‏های پیچیده با ساختار شبکه‏ای، هم تعداد واحدها و هم اختیار و تنوع آن‏ها افزایش می‏یابد. از این رو چنین سیستم‏هایی بیش‏تر بواسطه خود – سازمان، و نه کنترل مرکزی هدایت می‏شوند. عدم تعینی که با تنوع همراه شود، تخریب‏کننده طرح‏های مدیریتی بالا – پایین می‏شوند. در این شبکه‏ها، ساختارهای دانش و شیوه‏ مدیریت متفاوت است. این شبکه‏های توزیعی بر اساس میزان بالایی افزونگی و مقیاس‏ بنا شده‎اند. تخصیص منابع نوپدید بوده و بر مبنای خود – سازمان است و هر گونه افزایشی در میزان تنوع درونی با شکل‏گیری مجدد سریع پیوندها مواجه است. فرایندهای ایجاد و انتشار دانش در سیستم گسترده توزیعی، بسیار خودجوش است، و به ندرت مدون و بسیار مجزاست.
تاکید نظریه پیچیدگی بر غیر- خطی بودن یادگیری، موجب پیامدهای مهمی در آموزش و تکنولوژی آموزشی می‎گردد. به گفته نی374 و برانچ375 نظریه پیچیدگی شیوه‏ای برای بررسی سیستم‏های درهم‏تنیده مانند ارتباطات و تکنولوژی آموزشی فراهم می‏نماید. درک مفهومی، نظری، و عملی از پیچیدگی قادر به ارایه چارچوب هدایتی برای پژوهش در تکنولوژی آموزشی است که موضوعاتی مرتبط با ارتباطات غیرخطی و درهم تنیده را نشان می‏دهد (جاناسن و دریسکل، 2004: 30).
فن ویک و همکاران (2011: 44) بر این باور هستند که نفوذ فزاینده نظریه‎های پیچیدگی بر اصل برنامه درسی غیرقابل انکار است. نظریه پیچیدگی در برنامه درسی در ارائه ابزارهای خاص مربیان برای درک نوپدیدی در یادگیری (الگوهای بازگشتی، تغییرات خارق العاده و پیوندهای درونی که کار برنامه درسی روزانه آنها با دانش آموزان) منحصربفرد است. یک تغییر موثر خاص در پیوند پیچیدگی و برنامه درسی و پداگوژی از مفهوم القای نوپدید میان گروهی از یادگیرندگان است. وی به فناوری به عنوان یکی از عرصه‎های تاثیرپذیر از نظریه پیچیدگی می‏نگرد. به گفته وی در حال حاضر دو فناوری اصلی داریم که نفوذ بسیاری بر گفتمان آموزشی معاصر دارند: رسانه اجتماعی و فناوری‏های سیار (تلفن همراه). سیار یک سیستم پیچیده است. به عبارت دیگر بسیاری از رسانه‏های دیجیتالی و فناوری یادگیری به وضوح مفاهیم پیچیدگی را دربرمی‏گیرند. ابزارهای دیجیتالی پیچیدگی – بنیان می‏توانند امور بسیار سودمند در تغییر آموزشی را تثیبت نمایند. به عنوان مثال “شاپلاگ”376 شکل نوین تعامل به شیوه خاص میان جوانان است. شاپلاگ‏ها و شرکت کنندگان / نویسندگان آن‏ها اغلب شبکه‎ای هستند به نحوی که فروشندگان و خریداران به همان میزان موقعیت‏های تراکنش‏ها، جاری و غیرقابل پیش‏بینی هستند، منجر به اشکال نوین ترکیبی مواد و اعمال اقتصادی ترکیبی می‏شوند. این اشکال نوین شاخص‏های چندگانه را قادر به بکارگیری برای بررسی الگوهای نوپدید متفاوت فهم ارتباطات میان اطلاعات می‏کنند.
البته لازم به ذکر است که گرچه پیشرفت‎های فناوری نوین امکان ارتباط و تعامل را افزایش داده است، اما صرف چنین ارتباطاتی دلیل بر ایجاد تفاهم بین انسان‏ها نمی‎باشد و برای تحقق تفاهم گام‎های دیگری لازم است. همان گونه که در مبحث اهداف اشاره شد، آموزش تفاهم یکی از اهداف اصلی آموزش و پرورش است که فراتر از برقراری ارتباطات فناورانه جهانی است. مورن (2010) این ضرورت را چنین توصیف می‎کند که ما نباید فراموش کنیم که هیچکدام از فنآوری‏های مربوط به ارتباطات از تلفن تا اینترنت نمیتوانند به خودیخود موجب تفاهم شوند، تفاهم نمیتواند دیجیتالی شود. در فصل پنجم و در مبحث طرح انتقادات، به تفصیل به این مطلب اشاره خواهد شد.
یکی دیگر از ویژگی‏هایی که نظریه پیچیدگی در همه حوزه‏ها، به ویژه در برنامه درسی و مبحث یادگیری بسیار بر آن تاکید می‏کند، تغییرپذیری است، در واقع همان گونه که فلان377 عنوان می‏کند، این نظریه تغییر را مساوی یادگیری می‏داند. یکی از دلایل گرایش به ثبات، و ترس از تغییر، هراس عاملان آموزش از بروز خطاست. برنامه درسی سنتی با تنظیم دقیق و کنترل‏شده تعاملات، تلاش بر اجتناب از خطا و یا کاهش آن دارد. اما برنامه درسی پیچیدگی از افزونگی سخن می‏گوید و مدعی است که یادگیری زمانی محقق می‏شود که یادگیرندگان و عوامل آموزشی در معرض خطا قرار گیرند و از تجارب متعدد و فزاینده نهراسند. زیرا در فضای تنگ و بسته، نوپدیدی و خود ـ سازمان امکان بروز نخواهند داشت و خلاقیت و نوآوری بوقوع نمی‏پیوندد. بنا به گفته میسون (١٣93 :37) در میان توده مردم افراد بسیاری وجود دارند، و کاستی‌ها در میان جمعیت گم می‌شوند؛ خلاقیت و نوآوری می‌توانند به‌ واسطه سعی و خطا و در اثر افزونگی و تجمع بحرانی ایجاد شوند. نوپدیدی و خودسازمان‌دهی مستلزم فضایی برای گسترش هستند.
بنابراین در پاسخ این که یادگیرندگان با چه کسانی یاد می‌گیرند، می‌توان چنین گفت که نظریه پیچیدگی بر اساس مفاهیمی چون خود ـ سازمان، پیوند، بازخورد و ارتباط ضمن بها دادن به یادگیری فردی، یادگیری را شبکه‏ای و حاصل ارتباط میان عوامل و ساختارهای مختلف می‌داند. نظریه‏پردازان پیچیدگی با حمایت از ارتباط و پیوند و دانش توزیعی، بر کاربرد شیوه‏های نوین فناوری تاکید می‎ورزند.
از مطالب فوق می‌توان چنین نتیجه گرفت که پاسخ نظریه پیچیدگی به این پرسش که یادگیرندگان چگونه می‌آموزند، این است که یادگیرندگان در وهله نخست به واسطه اصل بازگشت سازمانی، در اثر تعامل میان خود و معلم و متن آموزشی و همسالان و محیط می‌آموزند. آنان با تجارب متنوع و پیاپی و با کنترل غیرمتمرکز، با پذیرش احتمال خطا، از طریق گفتگو، اشتراک و ارتباط، در یک محیط باز و پویا که خلاقیت و نوپدیدی از طریق خود ـ سازمان و خودجوشی امکان‏پذیر است، یاد می‌گیرند. یادگیری در لبه آشوب، شاید نکته کلیدی و متمایز این نظریه از سایر نظریه‌ها ‎باشد. یادگیری در حوزه‌ای که نه به طور کامل تثبیت شده و نه آشوبناک است، بدین‏ترتیب یادگیری هم پذیرنده تغییر بوده و از آن نمی‌هراسد و هم به یافته‌های پیشین ارج گذاشته و برخلاف برخی دیدگاه‌ها، آن‌ها را یک‏باره به دور نمی‌ریزد. یادگیری در چارچوب‏هایی غیرتجویزی و قواعدی که محدودکننده نیستند، بوقوع می‎پیوندد و روش‏های کاهشی چون تدریس مستقیم و یادگیری در حد تسلط نقد شده و به روش‏های مبتنی بر پروژه و حل مسئله بیش‏تر بها داده می‎شود. در نهایت آن چه که ارزش‏مند است، چشم‏انداز معتدل، همه جانبه‏نگر و واقع‏گرایانه نظریه پیچیدگی در مواجهه با چگونگی فرایند یادگیری است. در مجموع می‏توان از تعاملی بودن یادگیری، بها دادن به ارتباط و اجتماعی بودن یادگیری، تاکید بسیار بر جنبه تغییر، یادگیری در لبه آشوب، بازگشتی بودن یادگیری، تفاوت یادگیرندگان، عدم‏قطعیت و غیرقابل پیش‏بینی بودن یادگیری، بها دادن به تجارب فردی و پذیرش امکان خطا و اکتشاف گروهی، ترویج دانش توزیعی و بکارگیری شیوه‏های نوین فناوری آموزشی به عنوان دلالت‏های نظریه پیچیدگی در چگونگی فرایند یادگیری نام برد.

4-3-4- نقش معلم
در برنامه درسی سنتی به معلم به عنوان یک متخصص نگریسته می‌شود. این برنامه خواهان آن است که معلم با کنترل بالا آنچه در کتب درسی تدوین شده را به دانش‏آموز بیاموزد. در واقع وظیفه اصلی معلم انتقال دانش معین به دانش‏آموز و وظیفه دانش‏آموز اکتساب دانش است. این در حالی است که بر اساس مبانی معرفتی نظریه پیچیدگی جستجوی دانش برای این نیست که بتوانیم در شرایط موجود شناخت دقیق‌تری از واقعیت تکمیل شده به ‌دست آوریم، بلکه می‏خواهیم دانشی زمانمند را از طریق تبادل خود با محیط شکل دهیم. یادگیرنده خود سیستمی پیچیده با توانایی خود ـ سازمان و رفتارهای نوپدید پیش‎بینی ناپذیر است که نقشی خلاق و آفریننده دارد. به عبارت دیگر همان گونه که در توصیف محتوای برنامه درسی بیان شد، محتوایی قطعی در برنامه درسی گنجانده نشده که وظیفه انتقال آن به عهده معلم قرار گیرد.
از همین رو، به زعم میسون (1392: 36) در برنامه درسی پیچیدگی نقش معلم از متخصص و انتقال‏دهنده، به تسهیل‌گر، هم‌یادگیرنده و معناسازِ همراه، که یادگیرندگان را قادر به پیوند دادن دانش جدید به دانش موجود می‌سازد، تغییر می‌یابد. در برنامه درسی پیچیدگی از کنترل معلم کاسته و بر فعالیت یادگیرنده افزوده می‌شود. پیچیدگی با تاکید بر خود ـ سازمان و نوپدیدی، راه را برای خودجوشی و خلاقیت یادگیرنده هموار می‌کند. دال (1993: ۱۷۳-۱۶۲) این سبک از تعامل را بر اساس بازخورد و بخشی از فرایند تکراری انجام ـ نقد ـ انجام ـ نقد توصیف می‌کند، که تمرکز بر کمک به دانش‏آموزان در توسعه قدرت‌های ذهنی و اجتماعی‏شان از طریق گفتگو و نقدهای سازنده است. معلم در این فرایند، نقش محوری ایفا می‌کند اما ارزیابی کننده انحصاری نخواهد بود؛ بلکه ارزشیابی مشترک و تعاملی خواهد بود.
در برنامه درسی پیچیدگی در مقایسه با برنامه درسی سنتی، به معلم اختیار عمل و آزادی بیش‏تری داده می‏شود و نقش وی مانند یک مجری صرف برنامه‌ها و متون معین از پیش‏تعیین‏شده نیست. اما به همان دلیل پذیرش اصل عدم‏قطعیت و مواجهه مستمر با موقعیت‌های جدید و غیرقابل پیش‏بینی، معلم در شرایط خطر و ریسک قرار می‌گیرد و مسئولیت‏ وی سنگین‌تر و دشوار‌تر از یک معلم سنتی می‏گردد. به عبارت دیگر معلم باید قادر باشد که میان امور تازه و مسایل تثبیت‎شده تعادلی مناسب برقرار نماید. به باور نایت (۲۰۰۱: 378) در مدل فرایند پیچیده معلمان می‌توانند از مشکلات بوروکراتیک که مرتبط با رویکردهای نتیجه ـ محور می‌باشند‌‌ رها شوند زیرا با آن‌ها مانند افراد حرفه‌ای رفتار می‌شود که برای زنده کردن برنامه‏ریزی درسی مورد اعتماد می‌باشند. از دیدگاه پیچیده‏گرایان، معلم فرد باتجربه‌ای است که نقش هدایت‏گر را برای دانش‏آموزان ایفا می‌نماید.
یکی دیگر از مبانی شناخت‏شناسی نظریه پیچیدگی که تبیین گردید، زمینه‎ای بودن دانش است. مطابق با این معرفت، معلم باید متناسب با موقعیت و شرایط زمانی و مکانی یادگیرنده و مسایلی که با آن‏ها درگیر است، محتوا و نوع دانش و نیز روش آموزش آن را تعیین نماید. این امر یکی از مسئولیت‏های سنگینی است که بر عهده معلم نهاده می‎شود. در واقع زمینه‏ای شدن دانش، مستلزم بومی شدن آن است که معلم می‏تواند برای دستیابی به چنین مقصودی نقش مهمی ایفا نماید. میسون (1392: 39) نقش معلمان در شبکه‌های یادگیری را نقش یک متخصص بوم‌شناسی می‌داند و استدلال می‌کند: “شبکه یادگیری، بوم‌شناسی خودش را دارد، و هر یادگیرنده همزمان در شبکه‌های متعددی از یادگیری مشغول است. معلمان باید با شناسایی شبکه‌های یادگیری که یادگیرندگان مشغول آن‌ها هستند، چشم‌اندازهای شایسته هریک از آن‌ها، چگونگی ترویج و توسعه کل‌نگرانه آن‌ها، و نحوه فراگیری و کار با مرزهای پس‌روند مبهم و نامحدود شبکه‌های یادگیری، «متخصصان بوم»378 شوند.” معلم بوم‌شناس به ارتباطات یادگیرنده با محیط طبیعی، اجتماعی، فرهنگی که به شکل شبکه او را احاطه نموده، توجه دارد. به گفته هورن379 تمامی معلمان باید دریابند که در حال کار در درون “بوم” یادگیری حساسی هستند که گرایشهایشان با تغییرات اندک در شرایط مرزی و الگوهای تعامل در کلاس درس دگرگون میشود. درک پیامدهای پیچیدگی، به مربیان کمک میکند تا بدانند که کلاس و هر یک از مدارس، با نظام نهادی بزرگتری درارتباطاند.
از مفاهیم کلیدی نظریه پیچیدگی مانند پیوند، ارتباط و بازخورد چنین استنباط می‎شود که یادگیری امری است که در نتیجه تعامل حضوری همه عناصر دخیل و بازخورد میان آن‏ها صورت می‌پذیرد و معلم در این ارتباطات نقش کلیدی ایفا می‎کند.
شی ون فونگ380 (۲۰۰۶: 6) به نقل از هارگریویس381 (۱۹۹۴) اذعان می‌کند که دیدگاه مکانیکی نیوتنی به معلمان به عنوان چرخ دنده‌ها و پیچ‌های ماشین می‌نگرد که بندرت با سایرین در یک شیوه هماهنگ کار می‌کنند، بنابراین از میزان کار دانش‏آموزان و رشد کلی‏شان آگاه نیستند. این قطعه قطعه کردن تدریس است، جایی که کل کمتر از مجموع بخش‎هاست. این در حالی است که میسون (1392:

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره نظریه پیچیدگی، برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، انتقال دانش Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره نظریه پیچیدگی، برنامه درسی، هدایت و رهبری، مسئولیت اجتماعی