پایان نامه ارشد رایگان درباره بانک تجارت، ساختار صنعت، درک فرصت

دانلود پایان نامه ارشد

ت آنها از فراواني عوامل توليد، از قبيل زمين، نيروي كار، منابع طبيعي و سرمايه، ناشي مي شوداين عوامل داده‌هاي اوليه براي توليد هستند. كشورها مزيت نسبي متكي بر منابع را در صنايعي به دست مي‌آورند كه در آنها از منابعي كه در آن كشورها فراوان است بيشترين استفاده را به عمل مي‌آورند. آنها اين كالاها را صادر ميكنند و كالاهايي را كه در آنها مزيت نسبي ندارند وارد ميكنند. براي مثال، كشورهاي برخوردار از نيروي كار فراوان و ارزان، مثل كره جنوبي، كالاهاي كاربر از قبيل تجهيزات الكترونيكي را صادر مي‌كنند و كشورهاي برخوردار از منابع اولية فراوان و زمينهاي گستردة قابل كشت، محصولات مبتني بر آنها را صادر مي‌كنند. سوئد در صنعت فولاد بدين دليل پيشرفته است كه ذخاير قابل توجهي با كمترين ناخالصي دارد و همين موجب ميشود كه محصول مرغوب توليد كند(حسيني و پناهي ،1386،153-151).
1-2بيان مسئله
امروزه در محيط بي ثبات صنعت بانکداري کنوني، داشتن پيشنهادي جديد که هم مورد توجه مشتريان باشد و نيز ايجاد درآمد زايي نمايد و هم موجب تمايز يک بانک از بانکي ديگر شود بسيار مهم و حياتي مي باشد.بانکهايي با سابقه تاريخي ،مثل بانک تجارت جمهوري اسلامي ايران،از بعد رقابتي با چندين مساله مواجه مي باشند:که از آنها دو بعد بيشتر حائز اهميت است.مساله اول ورود رقباي جديد و تازه وارد به ميدان رقابت است که در طي دهه اخير شاهد حضور بانکهاي خصوصي به ميدان رقابت که هريک با توانائيهاي خاص خود پا به ميدان رقابت نهاده اند و مساله دوم بحث رقابت جهاني است، همانطور که شاهد هستيم دنياي کنوني رو به ايجاد يک دهکده جهاني گذارده است که اين مساله سبب مي شود پاي بانکهاي خارجي رابه محيط کشورهاي ديگر باز نمايد.بانکهاي ايراني مثل بانک تجارت که يکي از بانکهاي با سابقه درخشان و پربار در امر بانکداري مي باشد جهت ادامه راه بصورت استوارتر در اين محيط پيچيده مي بايست مزيتهاي رقابتي براي خود ايجاد و از عوامل مهم تحکيم اين مزيتهاي رقابتي بهره گيرد.
موارد بسياري در عوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي موثر مي باشد که در تحقيق حاضر سعي گرديده است تاثير تفکر استراتژيک مديران بر اين امر مورد بررسي قرار گيرد . تفکر استراتژيک داشتن، نگرش متفاوت و متمايز از نگرش ساير افراد صنعت نسبت به پديده ها و اتفاقات و جريانات حادث شده در جامعه و صنعت مي باشد که اين امر سبب مي گردد متفکر استراتژيک قادر به درک فرصتهاي بالقوه محيطي باشد که ساير رقبا حاضر در صنعت از ديدن آنها عاجزند.داشتن تفکر استراتژيک در مديران عالي سازمان و کارکنان رده بالاي سازمان جهت متمايز سازي و ايجاد يک مزيت رقابتي به نظر امري ضروري و حياتي است،بدين معنا که اگر در اين محيط پيچيده کنوني که تغييرات و تحولات آن بيش از گذشته سريع،ناگهاني و خلق الساعه مي باشد،اگر به اين عناصر اصلي، بانک يا سازماني، صاحب اين سلاح گرانمايه نباشند آن سازمان در رقابت با ساير رقبا محکوم به فنا مي باشد. در صنايع کليدي کشور ما،مثل صنعت بانکداري ،که شاهرگ و نبض اقتصادي کشور عزيز ما ايران مي باشد، مديران عالي بانکها و از شاخص ترين آنها مديران ارشد بانک تجارت داراي عملکرد خوبي مي باشند اما جهت بهبود و افزايش عملکرد و بهره وري شان مي بايست آنان را به يک سلاح بسيار قوي مثل تفکر استراتژيک آشنا کرد که آن هم مستلزم درگيري شان با يکسري از موضوعات مثل:داشتن چشم انداز سيستمي،هوشمندي در استفاده از فرصتها،تمرکز بر قصد و تفکر فرضيه محور مي باشد.
براي بررسي ميزان تفکر استراتژيک مديران ارشد و تاثير آن بر عوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي در بانک تجارت تفکر استراتژيک بر اساس نظريه ليدکا در پنج بعد:
1. چشم انداز سيستمي: که نشانگر هدف مشترک، ارزشهاي مشترک از جهت ديگر نگرش سيستمي داشتن مي باشد. يک متفکر استراتژيک بايد همواره الگويي از عوامل خلق ارزش از ابتدا تا انتهادر ذهن داشته باشد و تعامل بين اين زنجيره عوامل را به درستي درک نمايد.(غفاريان و کياني،75،1387)
2. تمرکز بر قصد(نيت): قصد يا نيت استراتژيک که براي اولين بار توسط گري همل و پاراهالاد ابداع گرديد جهت اشاره بر جاه طلبي استراتژيک مي باشد.(همل و پاراهالاد،148،1387)
3. فرصت طلبي هوشمند: دراين بعد عواملي مثل توجه به فرصتهاي خارجي،درک محيط داخلي و خارجي و سازگاري با ابهام و پيچيدگي و يکسري ديگر از شاخصها سرکار دارد.
4. تفکر در زمان: در اين امر تفکر استراتژيک مي بايست بصورت لحظه اي توجه به الگوهاي سازمانهاي گوناگون و ارتباط با گذسته و حال و آينده و بهره گيري از وقايع گذشته مي باشد.
5. تفکر فرضيه محور: اين بعد دلالت بر ايجاد چندين فرضيه خوب و همچنين ارزيابي اثربخشي آنها در مورد وقايع و پديده ها بصورت خلق الساعه دارد (مشبکي و خزاعي،112،1387).
و عوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي بر اساس نظريه پورتر در چهار بعد ؛
1. شايستگيهاي منحصربه فرد: در اين بعد از شايستگيهاي منحصربه فرد اشاره به عواملي دارد که موجب تمييز سازمان از ديگر سازمانهاي موجود در صنعت مي گردد. (هکس و مجلوف،113،1387)
2. پايداري : پايداري مزيت رقابتي بستگي به عوامل گوناگوني دارد،برخي از عوامل پايداري مثل :قابليت رقباي بالقوه و بالفعل و رقابت ناپذيري مزيت رقابتي و پويايي محيط مي باشد.(خدا دادحسيني وعزيزي،1385، 82)
3. قابليت حفظ(نگهداري): در اين بعد از ايجاد مزيت رقابتي (نگداري)بستگي به توان مقاومتي سازمان ،انتقال پذيري و قابليت تناسب:يعني اين که متنفع واقعي چه کسي است؟،مطرح مي گردد(Sadler,2003).
4.فرصت شناسي/وقت شناسي:مزيت رقابتي مي بايست در زمان و فرصت مناسب ايجاد گردد و اين مزيت رقابتي از شرايط مثل هزينه کمتر نسبت به ارزش توليدي داشته باشد.تعريف گرديده است.(هکس و مجلوف،1387،13)
تعريف گرديده است. بطور کلي تحقيق حاضر در پي پاسخگويي به سوال زير است:
ميزان استراتژيک فکر کردن مديران عالي بانک تجارت در چه حدي است؟ و تفکر استراتژيک مديران بر عوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي در بانک تجارت چه تاثيري دارد؟
1-3.اهميت و ضرورت تحقيق
در دهه کنوني اصطلاح ذيفعان مبناي مباحث استراتژيکي قرار گرفته است.اصطلاح ذينفعان در برگيرنده کليه کساني است که بطور مستقيم و غير مسقيم از سازمان و موسسات بهره مي گيرند و با آن رابطه دارند، مثل : سهامداران، مشتريان، طلبکاران، تامين کنندگان و حتي دولت و نظاير اينها در زمره ذ ينفعان قرار مي گيرند. سازمانها جهت در تعادل نگه داشت رابطه خود با اين عوامل و رضايتمندي طرفين نيازمند تدوين استراتژي منحصر به فردي مي باشد.تدوين استراتژي خاص به اين جهت مي باشد که چون دنياي کنوني مدام در حال تغيير و دگرگوني است و تحولات در آن ممکن است به دقيقه ختم شود،در اين صورت تمامي عوامل موجود در صنعت و داخل (محيط خارجي و داخلي)مثل: نيازهاي ذينفعان، فرصتها و تهديدها، نقاط ضعف و قوت، فرهنگ ، ساختار، تکنولوژي و هر عامل ديگر که به ذهن خطور مي کند دچار تغيير مي شوند.اينگونه مسائل، سبب ايجاد استراتژيها و رفتارها و عکس العملهاي استراتژيکي توسط سازمانها مي شود که بانک ها نيز از اين امر مستثني نيستند. خمير مايه و جوهره ايجاد استراتژي خوب، تفکر استراتژيک است. اين تفکر استراتژيک است ضامن اثربخشي استراتژيهاي طرح شده توسط بانک در تمامي زمينه هاي موجود مي باشدونيزبا توجه به عصر رقابتي که بانکها و ساير موسسات که در آن قرار دارند عوامل موثر بر رقابتي بودن در يک صنعت به موسسات و بانکها کمک مي کند تا نقاط ضعف و قوت خود را در ساختار صنعت به خوبي بشناسد.در واقع از ديدگاه استراتژيک نقاط و ضعف و قوت همان وضعيت بانک در قبال علل بنيادين مربوط به هرکدام از عوامل رقابتي است.يک اقدام استراتژيک هم به اقدامات تهاجمي يا دفاعي در برابر اين نيروها مربوط است.پس شرکتها با تحليل عوامل موثر بر رقابت موقعيت شرکت را در برابر رقبا مشخص مي کنند و بعد از آن با اقدامات استراتژيک مناسب موقعيت نسبي خود را بهبود مي بخشند.
در آخرين گام با پيش بيني هايي که بر اساس عوامل رقابتي انجام مي دهند و فاکتورهايي که اين عوامل را پديد مي آورند راهکارهاي واکنش در برابر آنها را با اتخاذ استراتژيهاي مناسب مشخص مي کنند و با اين کار به ايجاد توازن جديد رقابتي اقدام مي کنند.شناخت اين قابليت ها و توانمنديها و منشا عوامل رقابتي ،حوزه هايي را که شرکت بايد در آن وارد شده يا از آن اجتناب کند را نيز نمايان مي سازد. براين اساس شناسايي ميزان تفکر استراتژيک مديران و تاثير آن بر عوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي بانک بخصوص بانک تجارت ضرورت دارد.

1-4.اهداف تحقيق
هدف اصلي تحقيق حاضر بررسي ميزان تفکر استراتژيک مديران بانک تجارت و تاثير آن بر عولمل ايجاد کننده مزيت رقابتي (منبع محور) بانک تجارت مي باشد.در راستاي اين هدف،اهداف زير نيز دنبال مي شود:
1-بررسي و تعيين ميزان تاثير تفکر استراتژيک و ابعاد آن بر عامل شايستگيهاي منحصربه فرد ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت.
2-بررسي و تعيين ميزان تاثير تفکر استراتژيک و ابعاد آن بر عامل ماندگاري و دوام(قابليت پايداري) ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت.
3-بررسي و تعيين ميزان تاثير تفکر استراتژيک و ابعاد آن بر عامل قابليت حفظ ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت.
4-بررسي و تعيين ميزان تاثير تفکر استراتژيک و ابعاد آن بر عامل فرصت شناسي/ وقت شناسي ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت.
و هدف کابردي تحقيق حاضر عبارت است از
?????ارائه پيشنهادهايي به منظور ارتقاء ميزان تفکر استراتژيک مديران بانک تجارت جهت ايجاد و تقويت عوامل ايجادکننده مزيت رقابتي (منبع محور) .
1-5.چارچوب نظري تحقيق
در تحقيق حاضر براي بررسي تاثير تفکر استراتژيک مديران بر عوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي از نظريه مايکل پورتر که يکي از نظريه پردازان و استراتژيستهاي بنام جهاني است استفاده گرديده و جهت کاوش بر روي تفکر استراتژيک براساس نظريه جين ليدکا که جزء معدود کساني است که تفکر استراتژيک را بصورت عملي مورد بررسي قرار داده استفاده شده است.
الف) طبق نظريه ليدکا ابعاد تفکر استرتژيک عبارتنداز:
1 . چشم انداز سيستمي
2. تمرکز بر قصد(نيت)
3. فرصت طلبي هوشمند
4. تفکر در زمان
5. تفکر فرضيه محور(Letdka,1998)
ب) نظريه پورتر (عوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي منبع محور) :
1. شايستگيهاي منحصربه فرد
2. پايداري
3. قابليت حفظ(نگهداري).
4. فرصت شناسي / وقت شناسي(هکس و مجلوف،1387).
1-6.مدل تحليلي تحقيق
بر اساس چارچوب نظري تحقيق، مدل تحليلي تحقيق به صورت زير قابل ارائه است.

شكل 1-1 مدل تحليلي تحقيق

1-7.مدل عملياتي تحقيق

شكل 1-2 مدل عملياتي تفکر استراتژيک

شكل 1-3 مدل عملياتي عوامل ايجاد کننده
مزيت رقابتي

1-8.فرضيه هاي تحقيق
???فرضيه هاي اصلي و فرعي تحقيق:
1. تفکر استراتژيک مديران بر عامل شايستگيهاي منحصر بفرد ايجاد مزيت رقابتي دربانک تجارت موثر است.
1-1. داشتن چشم انداز سيستمي بر عامل شايستگيهاي منحصر بفرد ايجاد مزيت رقابتي دربانک تجارت موثر است.
1-2. تمرکز بر قصد بر عامل شايستگيهاي منحصر بفرد ايجاد مزيت رقابتي دربانک تجارت موثر است.
1-3. تفکر در زمان بر عامل شايستگيهاي منحصر بفرد ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
1-4. داشتن تفکر فرضيه محور بر عامل شايستگيهاي منحصر بفرد ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
1-5. فرصت طلبي هوشمند بر عامل شايستگيهاي منحصر بفرد ايجاد مزيت رقابتي دربانک تجارت موثر است.
2. تفکر استراتژيک مديران بر عامل قابليت دوام و پايداري ايجاد مزيت رقابتي دربانک تجارت موثر است.
2-1. داشتن چشم انداز سيستمي بر عامل قابليت دوام و پايداري ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
2-2. تمرکز بر قصد بر عامل قابليت دوام و پايداري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره بانک تجارت Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره بانک تجارت