پایان نامه ارشد رایگان درباره امام علی علیه السلام، طبقات اجتماعی، منابع تاریخی

دانلود پایان نامه ارشد

حموی،2/354)
بسیاری از روسای مهم سازمان اداری ونیز شماری از دبیران ومشاوران وکارمندان وعمال حکومتی امویان به رغم سیاست خشن وتبعیض آمیز آنان در قبال موالی،از مردم غیر عرب بودند واین به خاطر این عقیده عرب بود که او برای آقائی وسروری ودیگران برای بردگی وبندگی خلق شده اند لذا کارها خصوصاً صنعت وکشاورزی،تجارت وزراعت وبرخی از امورات دیوانی به دست موالی سپرده شده بود وآنان فقط وفقط فرمانروا بودند وبه امور سیاسی پرداختند وحساب ودفترداری ونامه نگاری را از کارهای پست می شماردند وموالی را به آن کارها می گماردند(جرجی زیدان،699)اما باید دانست که این امر فقط ناشی از این اعتقاد عرب نبود بلکه مردم عرب از همه ملل واقوام دیگر از صنایع دورتر بودند(ابن خلدون،506)
با توجه به آنچه که در مورد موالی گفته شد علی رغم تبعیض هایی که نسبت به موالی روا داشته می شد هیچ شورشی انحصاراً در عهد اموی توسط موالی ایجاد نشده است.از این رو قیام وحرکتی از سوی آنها بر ضد حکومت صورت نگرفت.در حرکت های معترضانه علیه عثمان وقیام حمله بر خانه عثمان ،موالی کوفه وبصره هیچ نقشی نداشته اند.در زمان جنگ های امیرالمؤمنین (ع)اثری جدی از موالی دیده نمی شود.در سال 43ه.ق اولین گروه خوارجی که موالی درآنها بود در بیرون کوفه خروج کردند.در واقع آنها اگر با قیامی همراه می شدند به علت اعتراض به نا برابری اجتماعی حاکم بر جامعه وخفقان بود.فقط دو شورشی بود که موالی در آنها نقش اساسی داشتند؛نخستین قیام مختار ثقفی بود که بیشتر هوادارانش جزء بردگان وآزادشدگان (العبید وموالی) بودند.مختار ثقفی قدرت خود را بر پایه استفاده از موالی مستقر کرده بود آنها رابه خود نزدیک وتبعیض ها را از بین برد در حالی دیدگاه موالی با مختار تفاوت داشت به طوری که آنها شیخین را لعن میکردند در حالی که مختار احترام خلیفه دوم را نگه می داشت در واقع آنها فقط به دنبال رهایی از عربیت گرائی و تعصبات قبیله ای اعراب بودند که مختار با پر کردن این خلاءدر جذب موالی به سمت خود موفق بود(اصفهانی ، 129)
دومین جنبش،قیام بربرها بود.این جنبش که توسط نمایندگانی از خوارج بصره وبربرها به وجود آمد بیشتر از این که تمایل به عدالت اجتماعی داشته باشد برای استقلال سیاسی در اسلام ایجاد شد ودیگر شورش ها در حضور موالی قاطع نبود.
با توجه به موارد اشاره شده در خصوص موالی وتبعیضات وناروایی هایی که درحق موالی می شد واینکه کار غرورو خودپسندی اعراب در عصر امویان به حد افراط رسید بزرگ زادگان و آزادگان ایرانی نتوانستند تحمل کنند وطاقت آنها سرآمد وبه قصدانتقام برخواستند والبته برای پیروزی به دو گروه تفکیک شدند ودو روشی متفاوت زیر را در پیش گرفتند
1)شعوبیان؛که آشکارا بر ضد برتری عرب به مبارزه فرهنگی روی می آوردند ومبارزات کلامی را پیشه خویش ساختند ومدعی گشتند که عرب را نه تنها هیچ مزیتی بر اقوام دیگر نیست بلکه خود از هر مزیتی عاری است.
2)طرفداران مبارزه مسلحانه که با علی (ع)و خوارج وسایر دشمنان بنی امیه همدست شدند وبه نبرد رویاروی با امویان دست یاری زدند.(ممتحن،152)
جایگاه بردگان در کوفه تا پایان عصر امویان:
مردم عادی شامل طبقات مختلف اجتماعی همچون کشاورزان،پیشه وران و صنعتگران می شد امّا مهمترین گروه این طبقه موالی بود که یکی از ضعیف ترین طبقات اجتماعی کوفه به شمار می رفت وبعد از این طبقه نیز طبقه بردگان ((عبید))قرار داشتند.
در دین اسلام بردگی مشروع وقانونی شمرده می شد واز این روی شمار بردگان نیز فراوان بود.اسباب بندگی در ادیان دیگر مانند مسیحیّت ویهودیّت هرچه بود در اسلام به اسارت در جنگ محدود می شد وبردگان یا عبید کسانی بودند که در جنگ ها به دست مسلمین می افتادند .در جامعه اموی از راه خرید وفروش نیز برده به دست می آمد وتجارت برده در سراسر مملکت اموی از جمله تجارت های پرسود بود.(حقی ،301) چنانکه خالد بن عبداله که بازارهای کوفه را بر اساس تخصص مرتب کرده بود یکی از مهمترین بازارهای تخصصی کوفه بازار برده فروشان بود.(یعقوبی، ،900)
امكانات حكومت تازه تأسیس آن زمان در کوفه و بصره ، به گونه‏اى نبود كه بتواند اسیران جنگى را در اماكن خاصى مثل زندان‏ها، نگه‏دارى كند. بدین جهت اسیران در میان جنگاوران تقسیم مى‌‏شدند. آنان بردگان را به خانه‏‌هاى خود مى‌‏بردند تا هم امنیت جانى‌‏شان تضمین شود و هم پراكنده شده و امكان اجتماع و شورش نداشته باشند (گوستاولوبون، 482(.
برای اینکه بردگان در انجام کارهای موردنظر وصنعتگری وخواننده ونوازندگی وغیره مفید واقع می شد آموزش می دیدند(حتی ،302) از بردگان در کارهای مختلف اعم از کشاورزی وتولیدی وخدماتی وجنگها استفاده می شد.حجامت ،آشپزی،دوزندگی نیز از پیشه هایی بود که بردگان به انجام آن مبادرت می ورزیدند(سپهری، 345و 357).
از گفته های فوق چنین بر می آید که نقش سیاسی خیلی اندکی می توان برای این قشر بردگان در حوادث کوفه وبصره در دوره امویان قائل شد ونقش این لایه اجتماعی در این دو شهر در رخدادهای دوره امویان تقریباً خیلی نا چیز بود.بر همین پایه نیز بردگان نیز از بسیاری از حقوق شرعی خویش محروم بودند وحتی می شود که این قشر اجتماعی را حتی از لحاظ حقوق اجتماعی وسیاسی خیلی پایین تر از موالی در نظر گرفت وجایگاه بردگان در اداره جامعه بصره وکوفه در بسیاری از موارد با تعالیم واحکام فقهی اسلام کاملاً ناسازگار بود.(طبری ،3/677)
جایگاه بادیه نشیان در کوفه تا پایان عصر امویان
به کسانى که مکان ثابتى براى اقامت ندارند بلکه به صورت سیار در صحراها و مراتع زیر چادر زندگى مى‌کنند، «بدوى» یا بادیه‌نشین ( اعرابی) گفته مى‌شود، در مقابل (حضری)که اعم از شهرنشین و روستانشین است( دهخدا ،11/14566) .
هسته اولیه شهر کوفه را قبایل بدوی وصحرانشین تشکیل می دادند که بنا به علل مختلف در فتوحات اسلامی شرکت جستند وسپس از صحرا نشینی وکوچروی به شهر نشینی روی آوردند( یاقوت حموی ،4/491).امّا با این حال خلق وخوی صحرانشینی خود را از دست ندادند.یکی از صفات صحرانشینان آزادی بی حدو اندازه در صحرا ها وبیابان ها است ولذا آنان از همان ابتدا به درگیری با امیران خود پرداختند به گونه ای که عمربن خطاب را به ستوه آوردند وعمربن خطاب در مورد آنها می گوید :« چه مصیبتی بالاتر از این که با صد هزار جمعیّت روبه رو باشی که نه آنها ازامیران خود خشنودند ونه امیران آنها ازآنها رضایت دارد» (مسکویه رازی، 2/57)
نواده گان قبیله بنی تمیم که از لایه اجتماعی بادیه نشینان بشمار می روند در فتوحات سپاهیان مسلمان در سرزمینهای ایران و روم سهم عمده ای داشتند. البته فعالیتهای جنگی این قبیله اغلب در مناطق عراق و ایران بود تا در مناطق غربی مثل مصر و شام . توجه بنی تمیم به سرزمینهای شرقی ، یا به دلیل نزدیکی این مناطق به سکونتگاههایشان یا به دلیل آشنایی آنان با این سرزمینها به سبب ارتباطشان با شاهان ایرانی و آل منذر بود آنان در فتح قادسیه سهم بسزایی داشتند (طبری ، 3/ 561ـ562، 565، 577 ـ 578) و گفته اند که فتح برخی از مناطق ، چون موصل ، حلوان ، همدان ، دورق (شادگان )، کاشان ، خراسان و جز اینها، با فرماندهی سرداران تمیمی میسر شد . البته در صحت برخی از این روایات ، بویژه روایات سیف بن عمر تمیمی ، تردید هست.
در زمان خلافت امام علی علیه السلام ، در جنگ جمل گروههایی از بنی تمیم در سپاه اصحاب جمل بودند و دسته هایی دیگر در سپاه امام علی شرکت داشتند. گروهی از آنان نیز، به سرکردگی احنف بن قیس و عمران بن حُصین ، از معرکه کناره گرفتند (ابن اثیر، 3/ 238ـ239).
پس از جنگ جمل ، برخی از تمیمیان به سجستان و زرنج رفتند و در آن مناطق به غارتگری پرداختند تا اینکه عبداللّه بن عباس با فرستادن سپاهی به فرماندهی ربعی بن کاس عنبری آنان را سرکوب کرد (همان ، 3/ 264). در جنگ صفین تمیمیها اغلب در صف سپاهیان امام علی علیه السلام جنگیدند و حتی کسانی چون احنف بن قیس ، که در جمل از جنگ کناره گرفته بود، این بار در کنار امام وارد جنگ شدند . نبرد صفّین از آنرو در بررسی تاریخ بنی تمیم اهمیت دارد که شماری از تمیمیان پس از پایان این جنگ در شمار خوارج در آمدند و چنانکه
گفته شد، برخی از آنان از سرکردگان فرقه های خوارج چون حروریه ، اباضیه و ازارقه شدند .
در جنگ سپاهیان عمرسعد با امام حسین علیه السلام ، جنگجویان تمیمی ، در برابر امام صف کشیدند و جنگیدند، بجز فرمانده آنان ، حرّبن یزید ریاحی یربوعی که به امام پیوست (طبری ، 5 / 422)
در سالهای بعد و در سرتاسر حکومت بنی امیه دسته هایی از بنی تمیم ، بویژه خوارج و شیعیان ، در درگیریها و شورشهای صورت گرفته علیه حکومت مرکزی مشارکت داشتند (ابن اثیر،4/94). در قیام مختاربن ابی عُبَیْد ثقفی در سال 66ه .ق ، گروههایی از بنی تمیم در کنار مختار و گروههایی دیگر در مقابل او در سپاه مصعب بن زبیر صف کشیدند (طبری ، 6/39و 81 ). اما درگیریهای قبیله ای بویژه در شهرهای بصره و کوفه و بعدها در خراسان ، عمده ترین منازعات بنی تمیم در عهد اموی به شمار می رود. در بصره ، بنی تمیم یکی از پنج قبیله یا «اخماس » شهر بودند که تعدادشان از رقیبشان ، اَزْد، بسیار بیشتر بود. مورخان جنگهای خونینی را میان این دو قبیله گزارش کرده اند، از جمله منازعه بر سر جانشینی یزید و امارت کوفه ، که پس از نبردی خونین ، به صلح انجامید و بنی تمیم موظف به پرداخت دیة همة کشتگان شدند (همو ، 5/508 و 516 )
در کوفه نیز، در گرماگرم منازعات رقیبان در عراق ، بنی تمیم برای کسب قدرت اقداماتی کردند که از آن جمله است قیام مطربن ناجیة ریاحی ، از بنی یربوع ، که ملهم از خروج ابن اشعث علیه حجاج در بصره بود(ابن اثیر، 4/468). درگیریهای بنی تمیم در عراق سمت و سوی ویژه ای یافت ؛ با اقامت قبیله های رقیب در شهرهایی چون کوفه و بصره ، اندک اندک تعصبات محلی و بومی جای تعصبات قبیله ای را گرفت و از همین رو گاه به جای تمیم ، از تمیم بصره و تمیم کوفه سخن به میان می آمد، چنانکه احنف بن قیس (بزرگ تمیمیان بصره ) در ماجرای جنگ میان اَزْد و تمیم در بصره بصراحت گفت که در نظر او اَزْد بصره از تمیم کوفه و اَزْد کوفه از تمیم شام والاتر است (جاحظ ، 2/135).
لایه اجتماعی بادیه نشین کوفه در مسیر تاریخی این شهر چه با امیران وفرماندهان عادل همچون علی بن ابی طالب علیه السلام وعمار یاسر وچه با امیران ظالمی مانند زیادبن ابیه ناسازگار بودند ودر طول تاریخ کوفه تا سال 61هجری تنها مردم این شهر فقط از یک حاکم خود رضایت داشتند واو همان سیاستمدار معروف عرب یعنی ((مفیره بن شعه)) می باشد.(تجارب الامم ،2/15)

فصل سوم
بنیان ها و ساختار اجتماعی بصره

مورخین و اکثر منابع تاریخی شهر بصره را عموماً شهری عثمانی می دانند اما قرائن و شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می دهند که در سده های اول و دوم هجری شیعیانی در این شهر سکونت داشته اند ( ر. ک دینوری ،1/237) . حکم بر عثمانی بودن عموم لایه های اجتماعی بصره می تواند ناشی از تاثیر عثمانی ها بر تاریخ نگاری باشد . چون می توان گفت آغاز و رشد شیعه امامی در بین قبایل عراق از نواحی بصره و کوفه بوده است .در هر حال در بین قبایل مختلف گرایش به اهل بیت وجود داشته و عده ای از لایه های اجتماعی شهر بصره نیز شیعه بودند هرچند که این شهر در قرن اول عثمانی مذهب بوده و با امامت علی (ع ) مخالف می کرد (طبری ،4/146 )
در ابتدای تاسیس شهر بصره حدود سی و پنج هزار نفر سکنه داشت و بافت جمعیتی شهر بصره قدیم عبارت بود از از مسیحیانی که حدود شش هزار نفر بودند ، فارسها که آنها هم حدود شش هزار نفر بودند ،و بقیه جمعیت بصره متشکل از اعرابی بود که عده کثیری از آنها عثمانی مذهب بودند . هر چند عده قلیلی از شیعه مذهبان و نژاد ترک نیز در بافت اولیه این شهر وجود داشت ( دایره المعارف اسلامی ،7/303)
ترکیب جمعیتی بصره
جمعیت بصره از پنج قبیله مهم تشکیل می شد که عبارت بودند از :
1- بکر بن وائل که د ر مرکز و بخش شرقی بصره و در دو محل البطنیه و الزابوقه زندگی می کردند .
2-

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره بیت المال، امام صادق، امام سجاد Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره امام حسین، علامه مجلسی، عبدالله بن زبیر