پایان نامه ارشد رایگان درباره امام حسین، علامه مجلسی، عبدالله بن زبیر

دانلود پایان نامه ارشد

قبیله عبد القیس ، که در شرق و شمال در محلی در نزدیکی البورت سکونت داشتند و عده کثیری از آن شیعه بودند .
3- بنی تمیم ،که در غرب و جنوب غربی این شهر و در منطقه ای از مربد تا جامع زندگی می کردند .
4- قبیله ازد ، که در شمال غربی و در منطقه حدان و هداد زندگی می کردند .
5- اهل العالیه ، که افراد آن نتشکل از قبایل بنی قیس و قریش و منانه و بجیله و خثعم و مزینه و اسد بودند که در بخش مرکزی شهر و در بین الجامع و البطنیه زندگی میکردند ( کحاله ، 1/17)
زمانی که عایشه به مقصد بصره و برای همکاری و شرکت در جنگ جمل مدینه را ترک کرد ، دعوتنامه ای به قبیله بنی سعد فرستاد و آنها را به یاری خود در جنگ جمل و در مقابل حضرت علی (ع ) فراخواند . اما این قبیله از یاری عایشه خوداری کردند . این عمل قبیله بنی سعد حاکی از وجود شیعیان در این شهر است . در حالی که اکثر قبائل بصره به لشگر عایشه پیوستند ( ابن اثیر ،2/318)
هرچند در زمان قیام امام حسین (ع ) و یارانش حاکمان بصره راه های خروجی شهر را به شدت تحت کنترل داشتند و از خروج بصریان ممانعت می کردند ( طبری ،4/265) ولی هوشیاری و بیداری تشیع از دوره امام حسن (ع ) تا دوره ولایت و امامت امام حسین (ع )همچنان ادامه یافت و عدهای از بصریان در داقعه طف به یاری امام حسین (ع ) شتافتند ( علامه مجلسی ، 44/364) .
از شهدای شهر بصره در واقعه کربلا می توان به افراد ذیل اشاره نمود :
ادهم بن امیه العبدی البصری که از جمله صحابیانی بود که در مکه به امام حسین (ع ) پیوست ( نزار منصوری ،39 )
حجاج بن بدر التمیمی السعدی البصری ( همان ،39 )
سیف بن مالک العبدی البصری ( همان ،39)
سالم مولی عامر بن مسلم بن البصری (علامه مجلسی ،101/304)
عامر بن مسلم بن حسان بن شریح العبدی البصری ( نزار منصوری ،39 )
عبدالله بن یزید بن ثبیط العبدی البصری (علامه مجلسی ،22/184)
الهفهاف بن المهند الرسبی البصری (طبری ،5/354)
یزید بن ثبیط العبدی بن عبدالقیس البصری ( نزار منصوری ،46 )
در زمان شکست نیروهای ساسانی در آنجا، فرمانده مسلمان اتبع ابن غزوان ابتدا اردوگاهی را در آنجا بر روی محلی از یک زیستگاه قدیمی پارسیان که واهستاباد ارداسیر نامیده می‌شد که به واسطه هجوم اعراب ویران شده بود برپا نمود.( جرجی زیدان ،2/228 )

مذاهب و ادیان بصره
عثمانیه یک فرقه سیاسی است که در نیمه اول قرن اول به وجود آمد. عثمانیه به گروهی گفته می شود که بنا بر دلائل سیاسی و شخصی خود را مخالف کشته شدن عثمان نشان داده و حضرت علی علیه السلام را به قتل ایشان متهم می کردند. از این رو آنها جنگ های جمل و صفین را بر حضرت تحمیل کردند.آنها که خود در قتل عثمان شرکت داشتند، به دنبال مجازات قاتلین او بودند و حکومت حضرت علی را به رسمیت نمی شناختند. مأمن اصلی این افراد شهر بصره بود. مکه و بصره محل طرفداران اصحاب جمل و شام نیز محل طرفداران بنی امیه، خصوصا معاویه بود.پس از شهادت حضرت علی نیز، شهر های بصره همچنان با طرفداری از عبدالله بن زبیر، همچنان با اهل بیت پیامبر به دشمنی می پرداختند( طبری ،2/698)
رهبران خوارج در بصره در جوار محلۀ بنی‌حنیفه گرد می آمدند و دربارۀ مسائل دینی، قرآن و ظلم و جور بنی‌امیه بحث می‌کردند. عبیدالله‌بن زیاد بسیاری از خوارج بصره را به زندان انداخت (بلاذری، 4/203). برای گریز از فشارهای ابن‌زیاد، به ویژه پس از کشتار مرداس‌بن ادیه در سال 61، بزرگان خوارج بصره تصمیم گرفتند به قیام ابن‌زبیر در مکه بپیوندند. نافع‌بن ازرق و دیگر خوارج همراه وی در ماجرای حره به ابن‌زبیر یاری رساندند، ولی پس از جنگ، خوارج بر سر اصول اعتقادی خود با ابن‌زبیر اختلاف یافتند و از وی جدا شدند. جمعی از آنان به یمامه رفتند و گروه دیگر به بصره بازگشتند، که نافع‌بن ازرق، عبدالله‌بن صفار، عبدالله‌بن اباض، حنظلمه‌بن بیهسی و پسران ماخور جزو ایشان بودند ( ابن‌اثیر، 4/ 156ـ168). نافع و همراهانش به محض رسیدن به بصره، به دستور ابن‌زیاد دستگیر و زندانی شدند (بلاذری، 4/383). پس از مرگ یزید، اگرچه مردم بصره با این زیاد بیعت کردند، ولی از قدرت وی بسیار کاسته شد و در پی اصرار مردم، مجبور شد بسیاری از خوارج، از جمله نافع‌ بن ارزق ، را از زندان آزاد کند (بلاذری، 4/459).
نافع‌بن ازرق رهبر و بنیانگذار فرقۀ خارجی ازارقه. ابوراشد نافع‌بن الاروق‌بن قیس‌بن نهار از نسل بنی¬حنیفه و از قبیلۀ بکربن وائل بود (ابن‌ ابی‌الحدید، 1/381) نافع‌ پس از رهایی از زندان در محلۀ مربد، از محلات شهر بصره، مستقر شد و گروهی از خوارج گرد وی آمدند (بلاذری، 4/446). در این دوره زمانی ، بین لایه های اجتماعی ساکن بصره، یعنی ازد و ربیعه و مضر، جنگی شدید درگرفت، به طوری که ابن‌زیاد از آنجا گریخت و شهر مدتی بدون حاکم و این جنگ با قتل مسعودبن عمر عتکی، رئیس قبیلۀ ازد، در شوال سال 62 ه. ق به اوج خود رسید ( ابن‌اثیر،4/194 ) بیشتر خوارج، به ویژه کسانی که اطراف نافع بودند، ازجنگهای قبیله‌ای بصره دوری گزیدند و با استفاده از فرصت به وجود آمده، به سامان دادن نیروهای خود پرداختند (طبری، 4،/408.( سرانجام، قبایل بصره با یکدیگر سازش کردند و پس از انتخاب عبدالله‌بن حارث هاشمی(معروف به ببه) به فرمانروایی بصره ، به مقابله با خوارج پرداختند. نافع و یارانش، که در این زمان حدود سیصد تن می‌شدند، ماندن در بصره را جایز ندانستند و به سوی اهواز عزیمت کردند (ابن‌اثیر، 4/167)
این شهر نقش مهمی در تاریخ فرهنگی جهان اسلام داشته است( بلاذری ،201). این مکان به عنوان يکي از مراکز مهم زادگاه و بستر پيدايش معتزله بوده و واصل بن عطاء و عمرو بن عبيد و ابوالهذيل علاّف و نظّام برخاسته از اين مركزند.همچنین بصره در علم قرائت و جایگاه قاریان نقش مهمی دشته و افرادی همچون ابوعالیه و ابورجاء و نصربن عاصم و یحیی بن یعمر و حسن بصری و ابن سیرین و قتاده از این شهر برخاسته اند. در سایر طبقات این علم نیز بصریان نقش فعالی داشته اند( بلاذری،3/29 ) .
ترکیب طبقات اجتماعی بصره
پـس از شـهـادت امـام حسن مجتبي عليه السلام، با وجود فشار و رعب و مراقبت شـديـدي كـه از سـوي حـكـومـت بـنـي امـيـه بـر دوسـتـان اهـل بـيـت اعـمال مي شد، شيعيان با امام حسين عليه السلام در ارتباط بودند. شـيـعـيان از جاي جاي سرزمين هاي اسلامي براي آن حضرت نامه مي نوشتند و امور مهم ديني شان را از وي مي پرسيدند. بصره نيز از ايـن ارتـباط با امام بهره مند بود و برخي از نامه هاي شيعيان اين شـهـر بـه آن حـضـرت در تـاريـخ ثـبـت اسـت. مـانـنـد نـامه اي كه فـرسـتـادنـد و مـعـنـاي صـمـد را پـرسـيـدند؛ و حضرت نيز پاسخ پرسش آنان را فرستاد(مـکـاتـيـب الائمـه، 2/48(
ولي مـضـمـون نـامـه اي كـه امام عليه السلام براي اشراف و سران بصره که اخماس بصره بودند فـرسـتـاد بـسـيـار قابل توجه است. ،بـصـره بـه پـنـج بـخش تقسيم شده بود و ريـاسـت هر بخش آن بر عهده يکي از اشراف بود بخش هاي پنجگانه بصره اينها بودند: يکم، عاليه؛ دوم،بـکـر بـن وائل؛ سـوم، تـمـيم؛ چهارم، عبد القيس؛ و پنجم، أزد(لسان العرب، 6/ 71( مكاتبه را امام عليه السلام آغاز كرد و طي نامه اي اشراف، مـهتران و ديگر پيروان بصري خود را به ياري فراخواند. درحـالي كـه پـيـش از آن هيچ كس از بصره براي امام نامه اي ننوشته بـود. بـه خـلاف سـران، بـزرگان و مردم كوفه كه نامه هايشان به سوي مكه سرازير شده بود ـ به طوري كه در يك روز ششصد نامه رسيد ـ و خواستار قيام و نهضت ايشان بودند( رسولی محلاتی ،198).
عـلت مـبـادرت امـام بـه نوشتن نامه به اشراف و سران بصره این بود که اهـمـيـت ويژه شهرهاي كوفه و بصره و تأثير فراوان آنها بر روند رويدادهاي جهان اسلام آن دوران بر آگاهان تاريخ اسلام پـوشـيده نيست. به ويژه آن كه اين دو ولايت مهم، به خلاف شام، بـه طـور كـامـل زيـر بـار حـكـومـت بني اميه نرفته بود. از اين رو دوسـتان و شيعيان اهل بيت عليهم السلام در اين هر دو ولايت، با وجود ترس و سـركـوب امويان، گردهمايي و جلسه پنهاني داشتند و در انتظار روز رهايي از كابوس حكومت اموي به سر مي بردند. (مـکـاتـيـب الائمـه، 2/ 65)
مـيـان كـوفـه و بـصـره ازحـيـث پـيـشـينه ي اين دو شهر در ياري امـيـرالمؤمنين عليه السلام و شمار شيعيان و نيز از حيث ميزان آمادگي براي تحرك عليه حكومت اموي تفاوت هاي روشني وجود داشت.
عـلاوه بـر ايـن بـصـره در آن هـنـگام زير فرمان زمامداري نيرومند، مستبد و تروريست يعني عبيدالله بن زياد به سر مي برد كه اداره امـور شـهـر را بـه طـور كامل در قبضه ي قدرت خويش ‍ داشت و مراقبت شديدي را بر مردم اعمال مي كرد. در حالي كه زمام امور كوفه به دسـت فـردي نـاتـوان و عـافـيـت طـلب و سـلامت خواه يعني نعمان بن بشير سپرده شده بود. از اين رو شيعيان كوفه در مجموع نسبت به شـيـعـيـان بـصـره از تـوان تـحـرك و قـدرت عـمـل بـيـشـتـري بـرخـوردار بـودنـد و اين همان چيزي است كه سبب مبادرت كوفيان به نوشتن نامه هاي فراوان به امام عليه السلام و دعوت از آن حضرت را تفسير مي كند. در حالي كه امام عليه السلام از بصريان نامه اي كـه از وي دعـوت و يـا بـراي يـاريش اعلام آمادگي كرده باشند دريافت نكرده بود. (رسولی محلاتی ،176)
ايـن بـود كـه امـام عليه السلام بـه نـوشـتـن نامه براي بصريان از طريق اشراف و سران اخماس مبادرت ورزيد، چرا كه مردم اين شهر ـ بجز شـيعيان خالص ـ در تصميم و موضعگيري پيرو اشراف بودند. در نـتـيجه ناچار بايد مكاتبه با مردم از طريق اشراف و سران اخماس انـجـام مـي شـد هـر چـنـد كـه بـرخـي از آنـها به بني اميه گرايش داشـتـنـدو بـرخـي قابل اطمينان نبودند و موضعگيري برخي ديگر نيز هم جهت نبود.شايد امام عليه السلام مي خواست كه با نوشتن نامه حجت را بر همگان تمام كـنـد. (طبری ،4/432) بـه عـلاوه كـار ايشان چند نتيجه ديگر نيز دربـرداشـت: يـكـي آن كـه اشـراف و سـران دودل اخماس را از دست زدن به هر كار مخالفت آميزي عليه آن حضرت بـاز مـي داشـت و ديـگـر آن كـه بـصـريـانـي كـه تـمـايـل بـه يـاري نهضت امام عليه السلام را داشتند همچون يزيد بن مسعود نـهـشـلي و …از طـريـق اشـراف دوسـتـدار اهل بيت اعلام آماده باش داده مي شدند.(رسولی محلاتی ،179)

فصل چهارم
تحلیل و بررسی نقش آفرینی لایه های اجتماعی کوفه و بصره تا پایان عصر امویان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره امام علی علیه السلام، طبقات اجتماعی، منابع تاریخی Next Entries مدیریت محلی، مشارکت مردم، توسعه روستایی