پایان نامه ارشد رایگان درباره افسردگی اساسی، افراد مبتلا، بیماری روانی، اختلال دو قطبی

دانلود پایان نامه ارشد

وبي رمق است وكُندشدن حركات جسماني راتجربه مي كندكه كُندي رواني –حركتي 35نام دارد.برخي افرادافسرده، نشانه متضادبي قراري رواني –حركتي36نشان مي دهند؛درنتيجه، رفتارآنهاجنون آميزاست. درصورتي كه اين رفتارهاعجيب وغريب وافراطي باشند،باعنوان كاتاتونيك توصيف مي شوند.آشفتگيهايي درخوردن نيزشايع است، به طوري كه فردازالگوي عادي اشتهامنحرف مي شود،ياازخوردن غذاخوداري مي كنديادرخوردن غذاهاي معمولاًشيرين ياحاوي كربوهيدرات، زياده روي مي كند.افراددردوره افسردگي تغييرقابل ملاحظه اي درالگوهاي خواب نشان مي دهند،به طوري كه ياخيلي بيش ازاندازه معمول مي خوابند يادچاربي خوابي مي شوند.درواقع، درافرادي كه دوره افسردگي اساسي راتجربه مي كنند،تغييرات چشمگيردرالگوهاي خواب EEG،بيانگرآشفتگيهاي درتداوم خواب، بي خوابي متناوب، وبيداري صبح زوداست.آشفتگيهايي نيزدرخواب REMشايع است كه چندشكل مي گيرند.براي مثال، درطول خواب REM،حركات چشم بيشتراست ومدت خواب REMدراوايل شب افزايش مي يابد.اين نابهنجاريهادرخواب، معمولاًقبل ازشروع دوره افسردگي اساسي مقدماتي دربين افرادي واقع مي شوندكه درمعرض خطرابتلا به اختلال خُلقي قراردارند،مانندخويشاوندان درجه اول افرادي كه افسردگي اساسي راتجربه كرده اند. علاوه براين، افراددردوره افسردگي اساسي به نشانه‌هاي شناختي اي مبتلا هستندكه ازجمله آنهامي توان به نگرش بسيارمنفي نسبت به خودكه باعزت نفس پايين واين احساس كه آنها سزوارتنبيه شدن هستند،اشاره كرد.چون آنهابي وقفه به اشتباهات گذشته دل مشغول اند،خودرامحكم به احساس گناه مي دانند.ازآنجايي كه آنها نمي توانندبه روشني فكريا تمركز كنند،در موردحتي بي اهميت ترين مسايل، قدرت تصميم گيري ندارند.فعاليتهاي كه همين چندهفته گذشته علاقه آنهارابرمي انگيختند،اكنون هيچ جاذبه اي ندارند.احساس نااميدي ونگرش منفي باعث مي شودخيلي ازاين افرادبه افكارمرگ دل مشغول شوند و با فكركردن به خودكشي يادست زدن به آن، راهي براي گريختن پيداكنند..نشانه‌هاي دوره افسردگي اساسي معمولاًبه تدريج، ظرف چندروزياچندهفته آشكارمي شوند.برخي افرادگزارش مي دهندكه قبل ازنشانه‌هاي تمام عيارافسردگي، گاهي به مدت چندماه به طورمحسوس مضطرب واندكي افسرده بوده اند.بعدازاينكه دوره فعال افسردگي اساسي آغازمي شود، آنهابه مدت 2هفته ياچندماه، دچارنشانه‌هاي آن مي شوند.اغلب دوره‌هاي افسردگي اساسي، درصورتي كه درمان نشوند،بعداز6ماه دوره خودرامي گذرانندواغلب افرادبه عملكردطبيعي برمي گردند.بااين حال،برخي ازنشانه‌ها،درتقريباًيك چهارم افرادشديداًافسرده، چندماه ياحتي چندسال ادامه مي يابند. (‌هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سید محمدی، 1386).

اختلال دو قطبی
افراد مبتلا به اختلال دو قطبی37که قبلاً به مانیک – دپرسیون معروف بود نوسانات خلقی از سر خوشی تا افسردگی عمیق دارند. در حالت سرخوشی یا مرحله مانیک فرد ممکن است بر انگیختگی یا حماقت شدید نشان دهد. فرد مانیک ممکن است قضاوت ضعیف نشان دهد مایملک خود را تخریب کند یا دارایی‌های گران خود را از دست بدهد. افراد اغلب آدمهای مانیک را خشن و مزاحم مي‌دانند و از آنها دوری مي‌کنند. آنها اغلب در آمیزش جنسی افراط مي‌کنند وبه قدری بی قرارهستند که نمي‌توانند آرام بنشینند یا خوب بخوابند. آنها معمولاً سریع صحبت مي‌کند و از یک موضوع به موضوع دیگر مي‌پرند (نوید و راتوس، 1389).
افسردگی روی دیگراین سکه است.افراد مبتلا به اختلال دوقطبی درمرحله افسردگی، خلق پایین دارند،اغلب بیش از اندازه معمول می‌خوابند و احساس بی حالی مي‌کنند امکان داردکه از لحاظ اجتماعی منزوی و تحریک پذیر شوند. برخی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی وقتی که خلق از مرحله سرخوشی به سمت افسردگی پیش مي‌رود دست به خودکشی مي‌زنند (نوید و راتوس، 1389).

اختلالهاي افسردگي
متخصصان سلامت رواني دونوع جدي افسردگي رامتمايزمي كنند.اختلال افسردگي اساسي 1،دوره‌هاي نشانه‌هاي افسردگي حاد،اماكوتاه مدت شامل مي شود.افرادمبتلابه اختلال افسرده خوبي 2،ازسوي ديگر،باافسردگي مزمن اما نه چندان شديددست به گريبان هستند.متخصص باليني درصورتي تشخيص اختلال افسرده خوبي مي دهدكه اين نشانه‌هاي افسردگي ملايم حداقل 2سال دربزرگسالان ويك سال قدري بيشتردركودكان ادامه يافته باشند.

انواع افسردگي
علاوه برشاخصهايي كه براي توصيف دوره‌هاي ومنيك به كاربرده مي شوند، اصطلاحاتي وجوددارندكه فقط براي توصيف ماهيت دوره‌هاي افسردگي مورداستفاده قرارمي گيرند.افرادي كه دوره‌هاي افسردگي شان ويژگيهاي ماليخوليايي دارند،علاقه خودرا در اغلب فعاليتها از دست مي دهند و يا به سختي مي توانندبه رويدادهايي درزندگي شان كه معمولاًلذت بخش هستندواكنش نشان دهند.براي افرادمبتلابه اين نوع افسردگي، صبح زمان بسيارسختي ازروزاست.آنهاممكن است خيلي زودترازمعمول بيدارشوند،هنگام صبح احساس دلنتگي بيشتري كنندودرطول روزباچندنشانه ديگر،نظيربي قراری ياكندي رواني –حركتي، اختلال اشتهاي قابل توجه، وگناه شديديا بي مورد،دست به گريبان باشند.
افرادي كه دوره‌هاي آنهاالگوي فصلي38 رانشان مي دهند،هرسال درزمان يكساني، به مدت 2ماه درپاييزيازمستان دچاردوره افسردگي مي شوند،امابعداًبه عملكردطبيعي برمي گردند. آنها در طول اين دوره‌ها،بي انرژي هستند،بيش ازحدمي خوابند،پرخوري مي كنندوبه كربوهيدراتهاعلاقه دارند.تعدادي ازپژوهشگران اعلام كردندكه تغييردرريتم‌هاي زيستي مرتبط باتغييرات فصلي درمقدارنورروز،موجب افسردگي دراين افرادمي شود.درواقع،اين نوع اختلال افسردگي اساسي بيشتر در افرادي كه درنواحي دورازاستوامانندايالتهاي شمالي زندگي مي كنندكه آفتاب كمتراست تشخيص داده مي شود. ميزان شيوع وروند اين اختلال، اختلال افسردگي اساسي اختلال رواني نسبتاشايعي است ازهر 100نفر تقريبا 13مرد و21زن درمقطعي اززندگي خودبه اين اختلال مبتلامي شوند (كسلر وهمكاران، 1994، به نقل از‌هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سید محمدی، 1386).
دربين بزرگسالان بالاي 65 سال ميزان شيوع 1تا3درصد برآورد شده است اما15تا25درصد افراد سالخورده اي كه درجامعه زندگي مي كنند به نشانه‌هاي مهم افسردگي دچار هستند آنهايي كه به ميزان بالاتري به افسردگي مبتلا هستند معمولا مسن ترند(بالاي 75 سال)ودرمراكز مراقبت ازبيماران حاد يامزمن به سرمي برند وبه احتمال زياد وقتي كه جوانتر بودند افسردگي داشته اند ظاهرشدن نشانه‌هاي افسردگي اساسي درافراد سالخوررده بانشانه‌هاي بزرگسالان جوانترتفاوت دارد درافراد سالخورده نشانه‌هاي تني آشكارترند ازاين گذشته افرادسالخورده كمتر مي گويندكه دستخوش پريشاني رواني هستند(هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سیدمحمدی، 1386).
پژوهشگران بعد ازبررسی روند اختلال افسردگی اساسی به این تنیجه رسیدند که افسردگی اختلال ناهمگنی است که روندهای متعددی دارد. تقریباً 40/0 افرادی که یک دوره افسردگی اساسی داشته اند، هرگز دوره ی دیگری نداشته اند،بدین معنی که تقریباً 60/0 دوره دوم خواهند داشت ازبین آنهایی که دو دوره را تجربه کرده اند، 70/0 دوره سوم خواهند داشت واز بین آنهایی که سه دوره داشته اند 90/0 دوره چهارم خواهند داشت(‌هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سید محمدی، 1386).

ویژگی‌های تشخیصی
این تشخیص در مورد افرادی مقرر مي‌شود که با یک دوره افسردگی اساسی با دوره‌های مکرری داشته اند که دو ماه یا بیشتر بین دوره‌ها فاصله بوده است.دوره افسردگی اساسی با اختلال دیگری بهتر توجیه نمی شود. فرد هیچ گاه دوره منیک، آمیخته، یا هیپومانیک (مانی خفیف) نداشته است (‌هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سید محمدی، 1386).

تقسیم بندی دیگری از افسردگی
افسردگی‌های اولیه: به آن گروه از افسردگی‌ها گفته می شود که علائم افسردگی هسته اصلی بیماری بوده و بیماری روانی یا جسمی دیگری همراه یا(مولد)علائم اصلی افسردگی نمی باشد. بعبارتی دیگر این نوع افسردگی‌ها یا بطور خودکار و بدون علت مشخص ظاهر می شوند و یا اگر به علتی منسوب می شوند، شدت و دوام آن‌ها نامتناسب با علل به وجود آورنده آنها می باشند.
افسردگی‌های ثانویه: به آن دسته از افسردگی‌ها اطلاق می شود که علائم افسردگی هسته اصلی بیماری نبوده و معمولاً همیشه همراه با یک بیماری روانی دیگر و یا بیماری‌های جسمی می‌باشد و بعبارتی دیگر علائم افسردگی ثانویه همراه با وجود یک بیماری اصلی دیگر است (معافی، 1382).
افسردگی سایکوتیک: افسردگی که فرد در تماس با واقعیت اشکال دارد و ناتوان از منظم کردن اهمیت‌های کارکردهای طبیعی است.
افسردگی کند: افسردگی که کندی روانی- حرکتی نشانه بارز آن است. فرد تمایل به بی حالی کم حرفی و کندی در واکنش آغاز گری دارد.
افسردگی اضطرابی: یک اصطلاح تکنیکی که برای اضطراب فراخوانده شده بوسیله ترس به کار رفته است ترسی که وابسته با احساس خصمانه فرد شخص به سوی دیگران است کاربرد این تعریف ناشی ازاین تعبیر که افسردگی خشم تغییر یافته به درون است (ربر، 1985).

افسردگی از نظر مبدا
افسردگی‌ها را از نظر مبدأ آن به دو دسته تقسیم می کنند:
افسردگی واکنش یا نوروتیک: این نوع افسردگی در اثر حوادث غم انگیز، ناکامیها، عارض می شود. البته این نوع افسردگی را باید بتوان از افسردگی پسیکوتیک، ملانکولی39، پسیکوزمانیک دپرسیو40 تشخیص داد.
الف. افسردگی واکنشی همیشه در اثر یک موقعیت غم انگیز آشکار می شود.
ب. با وجودیکه به مرور زمان عمیق تر شده و شدت بیشتری می یابد ولی هیچ وقت با افکار هذیانی همراه نیست.
افسردگی خودبخودی یا آندروژن: این نوع افسردگی بواسطه عوامل عاطفی غیر قابل درک بوجود می آید و علائم این نوع افسردگی تأثیر در گفتار و رفتار و احساسات مربوط به مزاحمت پشیمانی است (شاملو، 1386).

سبب شناسی در افسردگی
در زندگی حوادثی موجب افسردگی می گردند مانند یک تغییر مهم خوب باید در زندگی از جمله: ارتقاء، طلاق، مرگ پدر، مادر یا فرزند، ترک خانه در دور، بلوغ، بازنشستگی، بیماری جسمی، گرفتاری مادری، ازدواج، و بچه دار شدن و غیره (پورافکاری، 1386).

رویکردهای افسردگی
به نظر آئرون بک41 علت اصلی ایجاد افسردگی طرز تفکر افراد است. فرد افسرده به این دلیل دچار افسردگی می شود که استدلال و منطقش در مورد مسائل اشتباه و نارساست، به نظر بک طرز استدلال و تفکر افراد تعیین کننده حالات عاطفی آن‌ها است و نه برعکس آن (شاملو، 1386).

علل افسردگی در مکاتب مختلف
مکتب روانکاوی
الف- خشم بدون «گرائیده تبدیل به غریزه خشم و ستیزه جوئی به افسردگی.»
ب- از دست دادن غریزه یا معبود و جدایی «انقطاع در رشته عاطفی بیمار و عزیز از دست رفته.»
ج- نقصان حس اعتماد به نفس« عدم توانایی در رسیدن به ایده آل‌های شخصی.»
د- ناامیدی« اختلال در ارزیابی واقعی و درک امور»

مکتب رفتاری42
الف- درماندگی تلقین شده43
ب- شرایط نامساعد و غیر قابل پاداش محیطی44
ج- مورد توجه واقع شدن بعلت قبول کردن ژن بیماری و در عوض از دست دادن پاداشهای عادی و روزمره(معافی، 1382).

رویکرد شناختی
احتمالاً با نفوذ ترین نظریه‌های روان شناختی افسردگی امروزه از دیدگاه شناختی مشتق می شوند اساس این نظریه‌ها این است که تجربه واحد ممکن است بطرز بسیار متفاوتی دو نفر را متأثر سازند. بخشی از این اختلاف ممکن است از شیوه‌هایی که آنها راجع به تجربه فکر می کنند ناشی شود، یعنی شناخت‌های آنها درباره آن شخص که به ترفیع مورد انتظار دست نیافته ممکن است فکر کند « آدم بی ارزشی هستم» (سارا سون و سارا سون، 1987؛ نجاریان و همکاران، 1371).

مکتب اجتماعی
به نظر سالیوان، شخصیت ما تا اندازه زیادی وابسته به خود بازتابی است و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره فشار روانی، افسردگی اساسی، افراد مبتلا، بیماران مبتلا Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره کیفیت زناشویی، رضایت مندی، سازگاری زناشویی، رضایت مندی زناشویی