پایان نامه ارشد رایگان درباره افسرده خویی، افسردگی اساسی، رضایتمندی، افراد مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

براساس این مفهوم ما میل داریم خود را در آینده چشمان دیگران ببینیم اگر واکنش‌ها همیشه مساعد باشد دوست داریم در واکنش‌های مقابلشان نسبت به ماخود رابازیابیم وهمیشه تصویر بازتابی ماازخودمان منفی خواهد بود(هشیارا، روبرت، گنجی، 1381).

مکتب وجودی45
به معنی از دست دادن مفهوم واقعی حیات و هستی اند.

مکتب بیولوژی46
الف- اختلالات عصبی- فیزیولوزیکی و آمینه‌های حیاتی47
ب- اختلال در امواج عصب ناشی از آمینه‌های حیاتی
ج- اختلال در تحریک پذیری سلسله اعصاب
د- اختلال در سیستم پاراسمپاتیک مرکزی
اختلال ترمیم پذیری مغز احشائی (معافی، 1390)

عوامل علیتی
زیگموند فروید افسردگی را به صورت خشمی که به درون برگشته است در نظر داشت. افرادی که بیش از حد در مورد جریحه دار کردن احساسات دیگران نگران هستند یا تأیید آنها را از دست می دهند ممکن است خشم را به جای ابراز کردن، درون خود نگه دارند. یا اینکه ممکن است احساسات آمیخته ای نسبت به افراد عزیز متوفی داشته باشند، به این صورت که هم آنها را دوست داشته وهم از آنها متنفر باشند. خشم این افراد به درون بر می گردد وبه صورت بدبختی ونفرت از خود تجربه می شود.از دیدگاه روان پویشی، اختلال دو قطبی به صورت جابه جا شدن حالت‌ها در نظر گرفته می شود که درآن شخصیت ابتدا تحت سلطه فراخود وبعد تحت سلطه خود قرار می گیرد. در مرحله افسردگی این اختلال، فراخود حاکم است وافکار اغراق آمیز خطا کاری واحساسات گناه وبی ارزش مرتبط را ایجاد می کند. بعد از مدتی، خود مسلط می شود و سرخوشی واعتماد به نفس راکه اغلب در مرحله مانیک مشاهده می شود، ایجاد می کند. شماری از نظریه پردازان یادگیری معتقدند که افراد افسرده برای حفظ کردن خلق ورفتارشان از تقویت کافی در زندگی خود برخوردار نیستند. از این گذشته نظریه پردازان اجتماعی – شناختی اشاره می کنند که بسیاری از افراد مبتلا به اختلال‌های افسردگی منبع کنترل بیرونی دارند. یعنی، آنها معتقد نیستند که می توانند رویدادها رابرای دستیابی به تقویت‌ها کنترل کنند . نظریه پردازان یادگیری در پژوهش خود، بین افسردگی ودرماندگی آموخته شده نیز ارتباط پیدا کرده اند. سلیگمن 48 وهمکاران وی در یک پژوهش کلاسیک , سگ‌ها را در معرض شوک برقی گریز ناپذیر قرار دادند. این سگ‌ها یاد گرفتند که در گریختن از شوک درمانده هستند بعداً، مانعی را که جلوی قسمت امن گذاشته بودند برداشتند وسگ‌ها می توانستند به آن قسمت بروند. اما وقتی که دوباره به این سگها شوک دادند، برای گریختن هیچ تلاشی نکردند درماندگی آنها مانع می شد که برای گریختن تلاش کنند. بی حالی وبی انگیزشی که آنها نشان دادند به آنچه در افراد افسرده مشاهده می شود شباهت داشت.نظریه پردازان شناختی مانند آرون بک 49 وآلبرت الیس 50 معتقدند نحوه ای که رویدادهای منفی زندگی را تعبیر می کنیم، به اختلال‌های هیجانی مانند افسردگی منجر می شود. برای مثال بک معتقد است افرادی که مستعد افسردگی هستند دنیا را از طریق فیلتر ذهنی تیره می بینند که نحوه ای که آنها تجربیات زندگی را تعبیر می کنند، منحرف می کند. آنها انتظار بدترین اتفاقات دارند وفقط روی جنبه‌های منفی رویدادها تمرکز می کنند. بک این الگوهای تفکر معیوب را « تحریف‌های شناختی » می نامد ومعتقد است که آنها در صورت روبرو شدن با رویدادهای منفی زندگی، زمینه را برای افسردگی آماده می کنند. شواهد موجود به اهمیت نقش عوامل ژنیتیکی در افسردگی اساسی ومخصوصاَ در اختلال دو قطبی اشاره دارند. برای مثال، دوقلوهای یک تخمکی که در 100 درصد هم پوشی ژنتیکی مشترک هستند، بیشتر از دوقلوهای دو تخمکی که در 50 درصد این ژنها مشترک هستند احتمال دارد که هردو به اختلال دو قطبی مبتلا شوند. پژوهش درباره افسردگی، بی نظمی‌هایی را درمصرف انتقال دهنده عصبی سروتونین درمغز مشخص کرده است. این انتقال دهنده عصبی درتنظیم کردن حالت‌های لذت وپردازش کردن محرک‌های هیجانی درگیر است (نوید و راتوس، 1389).

همه گیر شناسی و شیوع افسردگی
افسردگی مانند سایربیماری‌های روانی دراواخر بهارواوائل تابستان شیوع بیشتر دارد قبل ازبلوغ تا نوجوانی فراوان وبتدریج با افزایش سن بیشترمی شود بطورکلی حداکثر شیوع بین 45تا 50سالگی است (به نقل از حسين پور، 1391).
افسردگی به عنوان چهارمین عامل ناتوانی در سراسرجهان شناخته شده و پیش بینی می شود که تا سال 2020 به دومین علت ناتوانی انسانها تبدیل شود (موری و لوپز51، 1996) پژوهش‌ها نشان داده اند که زنان بیشترازمردان به افسردگی مبتلامی شوند (میچاد، موری و بلوم52،2001) در میان انواع افسردگی، افسردگی با شروع پس از زایمان، به دلیل آن که افزون بر سلامت مادر،بررشد و تکامل روانی نوازد تاثیر منفی و نامطلوب دارد، درخورتوجه می باشد(میلر53، 2002؛ بلاچ، روتنبرگ، کورن و کلین54،2006).

افسردگی پس از زایمان
با اینکه به دنیا آمدن بچه معمولاً رویداد خوشایندی است، اما گاهی پس از به دنیا آمدن بچه، در تازه مادرها (و گاهی پدرها) افسردگی پس از زایمان روی می دهد در گذشته تصور می شد که افسردگی اساسی پس از زایمان نسبتاً شایع است، اما شواهد جدیدتر حکایت دارند که فقط « اندوه پس از زایمان » بسیار شایع است. نشانه‌های اندوه پس از زایمان معمولاً بی ثباتی هیجانی، به راحتی گریه کردن، و تحریک پذیری را شامل می شود که اغلب با احساس‌های شادی آمیخته هستند(میلر، 2002 ؛به نقل از باچر،مینکا وهولی، ترجمه سید محمدی، 1391).
این نشانه‌ها در 50 تا 70 درصد زنان ظرف مدت 10 روز بعد از به دنیا آوردن فرزندانشان روی می دهند و معمولاً خود به خود از بین می روند (میلر،2002).
به نظر می رسد که وقوع افسردگی اساسی در دوره پس از زایمان از وقوع آن در زنان هم سنی که جایگاه اجتماعی – اقتصادی یکسانی دارند و زایمان نکرده اند بیشتر نیست. در موارد نادری، افسردگی اساسی با ویژگی‌های روان پریشی همراه است. بنابراین اعتقاد به اینکه زنان در دوره پس از زایمان خیلی بیشتر در معرض خطر افسردگی اساسی قار دارند تایید نشده است. اما اگر اندوه پس از زایمان شدید باشد، احتمال مبتلا شدن به افسردگی اساسی بیشتر است (هنشاو، فورمن و کاکس، 2004).
امکان دارد که تنظیم مجدد هورمونی در اندوه و افسردگی پس از زایمان نقش داشته باشد، اما شواهد درباره این موضوع مبهم هستند (میلر، 2002 ). روشن است که عنصر روان شناختی نیز وجود دارد. در صورتی که تازه ما در حمایت اجتماعی نداشته و / یا در سازگار شدن با هویت و مسئولیت تازه خود مشکل داشته باشد و / یا اگر سابقه شخصی یا خانوادگی افسردگی داشته باشد که به حساسیت زیاد نسبت به استرس زایمان منجر می شود، اندوه یا افسردگی پس از زایمان خیلی محتمل است (کالینز و همکاران، 2004 به نقل از باچر،مینکا وهولی ؛ترجمه سید محمدی، 1391).

اختلال افسرده خویی
نقطه ای که در آن آشفتگی خلقی، اختلال خلقی قابل تشخیص می شود یک مسئله قضاوت بالینی است و معمولاً به میزان اختلال در عملکرد که فرد تجربه می کند مربوط می شود. اختلال افسرده خویی از نظر شدت خفیف تا شدید است، اما شاخص اصلی آن مزمن بودن آن است. برای اینکه فرد برای تشخیص اختلال افسرده خویی واجد شرایط باشد باید بخش عمده ای از روز و بیشتر روزها، حداقل به مدت 2 سال، همواره خلق افسرده داشته باشد(1 سال برای کودکان و نوجوانان) به علاوه، افراد مبتلا به اختلال افسرده خویی، وقتی که افسرده هستند، باید از شش نشانه دیگر حداقل دو نشانه داشته باشد. دوره‌های خلق عادی ممکن است به مدت کوتاهی روی دهند و معمولاً فقط چند هفته دوام دارند(حداکثر 2 ماه) این خلق‌های عادی متناوب یکی از مهم ترین ویژگی‌هایی هستند که اختلل افسرده خویی را از اختلال افسردگی اساسی متمایز می کنند (باچر،مینکا وهولی، 1391).
دوره پس از زایمان، زمانی است که زنان در معرض آسیب پذیری جسمانی و عاطفی قرار دارند. اختلالات روانی این دوران به سه دسته غم، افسردگی و روان پریشی پس از زایمان تقسیم می شوند. غم پس از زایمان پیش درآمد افسردگی پس از زایمان است. افسردگی پس از زایمان اگرچه شدت کمتری از روان پریشی دارد ولی پایدار تر و ناتوان کننده تر از غم پس از زایمان است(کیانی، خدیوزاده، سرگلزایی و بهنام، 1388). افسرده خوئی اختلالی است که افراد مبتلا به آن حداقل به مدت 2 سال علایمی مثل اختلال در اشتها، خواب و آشفتگی انرژی که با خستگی، عزت نفس پایین، تمرکز ضعیف، مشکل تصمیم گیری و احساس ناامیدی از خود نشان می دهند. با این حال این نشانه‌ها خیلی شدید نیستند. افراد مبتلا در اغلب تلاش‌هایشان احساس بی کفایتی می کنند و نمی توانند از وقایع زندگی لذت ببرند(هالجین و ویتبورن55، 2003). افسرده خویی، اختلال خلقی مزمنی است که در مفاهیم روانشناسی اروپایی به شخصیت افسرده نزدیک می شود. اگر چه شیوع این اختلال در مقایسه با افسردگی اساسی، کمتر است؛ با این حال، 25 تا 40 درصد از مراجعه کنندگان به کلینیک روانپزشکی، حالتهای از افسرده خویی را نشان می دهند و در مقایسه با افسردگی اسای، مبتلایان به افسرده خویی سطح سازگاری پایین تر، پیش آگهی ضعیف تر، علائم ملانکولیک و صفات شخصیتی افسرده ساز بیشتری دارند (کلارک، بک و آلفورد56، 1999) مشکلات خانوادگی و شغلی این افراد بیشتر است و در روابط بین فردی، مشکلات شدیدتری دارند(کلاین وهمکاران57، 1998).
خلق افسرده در اختلال افسرده خویی، برخلاف افسردگی اساسی، زیاد تغییر نمی کند و گاهی اوقات 20 تا 30 سال و یا حتی بیشترطول می کشد. متوسط زمان طول کشیدن این اختلال در بزرگسالان، تقریباً 5 سال است (بارلو و دوراند58،2000)اختلال افسرده خویی، اختلالی مقاوم به درمان محسوب می شود و 40 درصد از مبتلایان به این اختلال به دارو درمانی جواب نمی دهند(گوتلیب و اسکریدلی59،2000).
بر پایه معیارهای تشخیصی DSM-IV، افسردگی پس از زایمان به حمله افسردگی که در چهارهفته پس از زایمان رخ می دهد گفته می شود (انجمن روانپزشکی امریکا 60، 1994)، اما برخی از کارشناسان رخداد هرگونه حمله افسردگی تا 18 ماه پس از زایمان را به عنوان افسردگی پس از زایمان می شناسند. در این راستا بررسی‌های انجام شده گویای افزایش چشم گیر بروز افسردگی در دوره پس از زایمان به ویژه در سه ماهه اول پس از زایمان می باشد، با این وجود بررسی‌ها نشان داده اند که زنان در طی دو سال پس از زایمان هم چنان دارای استعداد ویژه ای برای ابتلا به افسردگی هستند (گودمن61، 2004).

مبانی نظری رضایت زناشویی
ازدواج اولین تعهد عاطفی و حقوقی است که در بزرگسالی منعقد می شود. انتخاب همسر و انعقاد پیمان زناشویی نقطه عطفی در رشد و پیشرفت شخصی تلقی می گردد. مطالعات زندگی‌های زناشویی بر این امر دلالت دارد که الگوهای متفاوتی در عملکرد موفقیت آمیز زوج‌ها وجود دارد و یک روش واحد برای دو فرد به منظور داشتن زندگی زناشویی خشنود وجود ندارد اما با پیگیری عناصر اصلی معلوم می شود گرچه الگوها متنوع اند ولی قواعد مشترکی وجود دارد(اولیا، 1387).
رضایتمندی زناشویی یکی از شاخهای مهم زندگی محسوب می شود. رضایتمندی از زندگی بیانگر میزان ارضاء تمایلات و نیازهای اساسی انسانها می باشد و از این طریق است که مفهوم رضایتمندی با نیاز مرتبط است. انسان به عنوان پیچیده ترین و کاملترین موجود جهان آفرینش دارای نیازها و انگیزه‌های متنوع و بی پایان است. که اهداف و فعالیتهای او را تحت تاثیر قرار می دهند، بنابراین رضایتمندی از زندگی را می توان به عنوان ارضاء نیازهای اساسی و تلقی مثبت و احساس خوشایند افراد نسبت به قلمروهای مختلف زندگی در نظر گرفت (تریوت و سیرت، 1996، به نقل از رضوی، 1389).
بعضی از قواعد مشترکی که درازدواج‌های خشنود با الگوهای عملکردی متنوع دیده می شود عبارتنداز:
1) همسران در یک زندگی زناشویی موفق بادوام و توأم با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره فشار روانی، افسردگی اساسی، افراد مبتلا، بیماران مبتلا Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره کیفیت زناشویی، رضایت مندی، سازگاری زناشویی، رضایت مندی زناشویی