پایان نامه ارشد رایگان درباره اختلال وسواسی- اجباری، افکار مزاحم، وسواس فکری، بیماران مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

وسواس فکری- عملی رابطه مثبت نشان داده شده است. عفونت استرپتوکوکی بتا همولیتک گروه A ممکن است تب روماتیسمی ایجاد کند، 10 تا30 درصد بیماران مبتلا به کره سیدنهام شده و خصوصیات اختلال وسواس فکری- عملی را نشان می دهند (سادوک و سادوک، 1382).
همچنین، در ارتباط با اختلال وسواسی- اجباری نیز گرچه آسیب فیزیولوژیکی در این اختلال مجادله برانگیز است، اما شواهدی پیشنهاد می‌کنند که شاید مدار زیر کرتکسی فرونتال (اینسل69،1992؛ ساخنا و همکاران، 2998؛ به نقل از کانگ و همکاران، 2004)، کاهش فعالیت در بخش های کرتکس سینگولای پیشین، کرتکس پیشین حدقه ای و هسته دمی (ساخنا وهمکاران، 2000؛ امری و همکاران، 2007؛ به نقل از کانگ و همکاران، 2004) و کاهش اندازه کلی کرتکس پیشین حدقه ای (زسکو70 و همکاران، 2007؛ به نقل از کانگ و همکاران، 2004) اظهار کرده است که گذرگاهای زیر کرتکسی حدقه ای پیشین، بازداری پاسخ را اعمال می‌کنند و بنابراین شاید این بیماران، در تکالیف توجهی خیلی آسیب پذیر باشند. شواهد این فرضیه عمدتاً از افزایش میزان بروز اختلال وسواسی- اجباری در افراد دارای آسیب یه عقده پایه و معطالعات تصویربرداری عصبی کارکردی بیش عملکردی را در مدار زیر کرتکسی فرونتال در افراد مبتلا به این اختلال نشان می دهد (ساخنا و همکاران، 1999؛ راچ71 و همکاران، 1994؛ به نقل از کانگ و همکاران، 2004) نشأت گرفته است.
ب) رویکرد روان پویایی
از نظر تاریخی قدیمی ترین و مشهورترین نظریه در این زمینه همان نظریه روانکاوی است که زیگموند فروید72به وجود آمده است. در باره اختلال وسواس این نظریه بحث های گوناگونی داشته که به آنها اشاره میشود:
وسواس های گوناگون علائم و نشانه های مشکلات ژرف تری است در بخش ناخودآگاه ذهن. بعضی خاطرات، امیال ها، آرزوها و تعارضات73 شخصی از ضمیر ناخودآگاه واپس رانده74 و طرد می شوند، زیرا موجب برانگیختن اضطراب اند. این عوامل واپس رانده می توانند بعدها خود را به صورت علائم و نشانه های بیماری عصبی یا روان رنجوری ظاهر سازند. تثبیت75 در هر مرحله از رشد که ممکن است رویدادهای دوران شکل گیری عامل آن باشد، ماهیت این نشانه های عصبی را تشکیل می دهند که به این شکل بیمارگون در زندگی خود را نشان می دهند. به این ترتیب اختلال وسواس بر اساس این نظریه، اختصاص به دوره ای دارد به نام مرحله «مقعدی- دگرآزاری76» که طی آن، آموزش آداب توالت رفتن، نقش اصلی را ایفا می کند (راچمن77،1992( شخصیت های مقعدی با ویژگی های مانند توجه زیاد به پاکیزه گی و خست و لجاجت مشخص می شوند. ویژگی های یک شخص بزرگسال که دارای شخصیت مقعدی است، نشان دهنده چگونگی ارضاء فرد در این مراحل و یادگیری آداب پاکیزگی و بهداشت است. فردی که در مرحله مقعدی از نگهداری مواد زاید زیاد لذت برده و یا آنکه مورد شماتت قرار گرفته، بعدها ممکن است به جمع آوری اشیاء مختلف پرداخته و یا اینکه خسیس بار آید و نیز امکان داردکه توجه والدین به پاکیزه گی و نظافت بعدها باعث بروز خصوصیات وسواسی در شخص شود (شکرکن و همکاران، 1385).به عقیده فروید و پیروانش، اختلال وسواسی-اجباری مانند اختلال های اضطرابی دیگر، هنگامی بروز می کنند که ترس از برانگیختگی های آزارگرانه و خصمانه بُن، مکانیسم های دفاعی را به منظور کاهش اضطراب بر می انگیزد. کشانندهای بُن بصورت افکار وسواسی و مکانیسم های دفاعی به شکل اعمال بی اختیار متجلّی می شوند. اگر فردی مورد هجوم دائم افکار جنسی منع شده قرار گیرد ممکن است بر اساس شستشوی مکرر خود و یا اجتناب نظامدار از هر نوع مکالمه ای که دارای محتوای جنسی است با این افکار مقابله کند (دادستان، 1380).
آلفرد آدلر (1931) اختلال وسواسی فکری عملی را ناشی از احساس بی کفایتی می دانست. او عقیده داشت که وقتی کودکان به خاطر وجود والدینی بیش از اندازه مسلط یا حمایت کننده از پرورش احساس کفایت در خود باز می مانند، در آنها عقده حقارت شکل گرفته و بطور ناهشیار به آداب و تشریفات وسواسی روی می آورند تا برای خود قلمرویی ایجاد کنند که بر آن کنترل داشته و بتوانند احساس کفایت و سودمندی بکنند. آدلر بیان می دارد که عمل وسواسی به شخص این امکان را می دهد تا بلاخره بر چیزی تسلط یابد (دیویسون و کرینگ، 2004).
در روانکاوی ستنی اختلال وسواسی- اجباری نوعی واپس روی از مرحله ادیپی به مرحله مقعدی رشد روانی- جنسی تلقی می شد. بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری وقتی با موقعیت های ادیپی مثل مثابله به مثل یا از دست دادن محبت یکی از موضوع های مهم زندگیشان رو به رو می شوند و خطر اضطراب را احساس می کنند از این مرحله عقب می نشینند و به مرحله مقعدی پناه می برند. این مرحله از لحاظ هیجانی با دو سوگرایی شدید همراه است. این دو سوگرایی محصول انشقاقی است که در وحدت ظریف سائقهای مشخصه مرحله ادیپی، یعنی سائقهای جنسی و پرخاشگرانه روی می دهد. وجود همزمان نفرت و عشق نسبت به یک فرد، بیمار را علیل و ناتوان و دچار شک و بلاتصمیمی می سازد. خشم و پرخاشگری هم از خصوصیات همین مرحله از رشد کودک است. تجارب معینی در این دوره مثل نیازها، تکانه ها، تعارضات و ناکامی ها، شخص را در برابر اختلال وسواس و یا شخصیت وسواسی در سال های بعد، آسیب پذیر می سازد (کاپلان و سادوک، 2007).
ج) رویکرد رفتاری
نخستین نظریه ي روانشناختی در مورد اختلال وسواسی- اجباری، دهه ي1960 و اوایل1970 از دیدگاه رفتاري، از پژوهشهاي آزمایشی درحوزه ي یادگیري به دست آمد. از آنجاییکه اختلال وسواسی- اجباری، اختلال اضطرابی است، نظریه هاي رفتاري یادگیري، تداوم و تغییر ترس را قابل تعمیم به نظریه و درمان وسواسها و اجبارها فرض کردند. رویکرد رفتاري اختلال وسواسی- اجباری مبتنی برنظریه ي دومرحله اي ماورر78 (1939، 1960) است. ماورر یک رفتارگرای متأثر از روانکاوی بود (قاسم زاده،1384). بر اساس این نظریه، اضطراب با رخدادهای ذهنی (مانند: افکار یا تصاویر) شرطی می شوند (شرطی سازی کلاسیک79) و وسواسهای عملی در تلاش برای کاهش آشفتگی ناشی از این افکار انجام می شوند (کلارک، 2004).در طی زمان، وسواس عملی به علت توانایی اش برای کاهش آشفتگی، تقویت منفی می شود. هر چه قدر وسواس عملی در کاهش آشفتگی موفق تر باشد، قدرتمندتر خواهد شد (شرطی سازی کنشگر80). پاسخهای وسواسی ممکن است از طریق آزمون و خطا شکل گیرند، اما به عقیده ماورر این پاسخ هادر گنجینه الگوهای رفتاری فرد وجود دارند. مثلاً مادری که کودکش را به خاطر کثیفی دستش تنبیه می کند، به او یاد میدهد که برای اجتناب از تنبیه دست خود را بشوید. پس شستن دست، علاوه بر زدودن آلودگی، در حکم اجتناب از تنبیه یا ترس عمل می کند و اطمینان و راحتی خیال در پی می آورد و این ایمنی خاطر بعدها می تواند خصومت بازداری ترس را همچنان حفظ کند، اگر چه دست او کثیف نباشد (قاسم زاده و همکاران، 2005).جدول 2-2 نکات اصلی مدل رفتاری وسواس (سالکوسیکس و وستبروک، 1989) را نشان می دهد:
جدول 2-2: مدل رفتاری وسواس برگرفته از سالکوسیکس و وستبروک، 1989
1- وسواس های فکری محرکهای شرطی شده ای هستند. چنین فرض می شود که وسواس های فکری محرکهای اضطرابی شرطی شده ای هستند که در برابر خاموشی (خوپذیری) مقاومند.

2- رهایی از اضطراب باعث تقویت رفتار وسواسی می شود . کاهش ناراختی باعث تقویت رفتارهایی می شود که اضطراب یا ناآرامی همراه با افکار وسواسی را خاتمه می دهند. به این ترتیب، این رفتارها به شکل فزاینده در پی وسواس های فکری تکرار می شوند.
3- رفتار های اجتنابی، انواعی از رفتارها هستند که در دوره ای طولانی تر شکل می گیرند و باعث کاهش بروز افکار وسواسی می شوند. اگر رفتار اجتنابی به طور گسترده وجود داشته باشد، می تواند شبیه حالتی باشد که در گذر هراسی دیده می شود.
4- کاربردهای عملی، رفتار های اجتنابی جلو مواجهه با محرکهای ترسناک را می گیرند و رفتارهای وسواسی این مواجهه را پایان می دهند و باعث رهایی کوتاه مدت از اضطراب می شوند، اما از رویارویی و خاموشی اضطراب هم جلو گیری می کند.

اگر چه نظریه رفتاری وسواس، نتوانست ایجاد پدیده های وسواسی را به خوبی تبیین کند، اما برای تداوم این پدیده ها توضیحی جذاب ارائه داد. شواهدی تجربی قابل توجهی وجود داشت که نشان می داد وسواس فکری خصوصیاتی شبیه هراس دارد و وسواس عملی اغلب باعث رهایی موقت از وسواس های فکری آشفته کننده میشود. به علاوه، درمان رویارویی و جلو گیری از پاسخ (81ERP) ماورر، با تغییراتی، در درمانی بسیار مؤثر برای وسواس بود. در سالهای پایانی دهه1970، هم توضیحی معتبر و هم درمانی بسیار مؤثر برای وسواس وجود داشت که هر دو بر پایه مدل یادگیری استوار بودند (کلارک و پوردون، 2004).
د) رویکرد شناختی
در رفتار درمانی، عوامل شناختی دخیل در وسواس مستقیماً هدف درمان قرار نمی گیرند، اما به دلیل اینکه افکار مزاحم و درمانده کننده، و باورها و فرضهای همراه این افکار، در تظاهر وسواس نقش برجسته ای دارند، درمانگران به این نتیجه رسیدند که هدف قرار دادن شناختارهای ناکارآمد می تواند روش درمانی جامع تری نسبت به رفتار درمانی صرف باشد (کلارک، 2004).
شناخت درمانی وسواس برای کاهش وسواسهای فکری و عملی، از طریق درمان مستقیم و صریح باورهای ناکارآمد و ارزیابی های منفی دخیل در ایجاد نشانه های این اختلال شکل گرفت. نظریه شناختی- رفتاری وسواس مبتنی بر این اندیشه است که افکار وسواسی ریشه در افکار مزاحمی دارند که در افراد بهنجار هم دیده می شوند و از نظر کیفی با آنها متفاوت نیستند. افکار مزاحم (که از نظر محتوا از وسواس های بیمار گون قابل افتراق نیستند) تقریباً در 90 درصد از جمعیت عمومی روی می دهند (سالکووسکیس و همکاران، 1998). بر اساس نظریه شناختی، تفاوت اساسی بین افکار مزاحم بهنجار و وسواس در معنایی است که افراد وسواسی به افکار مزاحم خود می دهند. بیماران وسواسی این افکار را نشانه ای از آسیب احتمالی می بینند که ممکن است به خودشان یا دیگران برسد و نیز فکر می کنند که آنان ممکن است در قبال این آسیب (یا پیشگیری از آن) مسئول باشند . به علاوه، وجود سویمندی های فرد ویژه در پردازش اطلاعات مرتبط با تهدید در اختلال های اضطرابی نشان داده شده است و مطالعات متعددی رمزگذاری ترجیحی اطلاعات هماهنگ یا نگرانیهای بیمار درباره موقعیت (مثل حساسیت بیش از حد به نشانه های تهدید) را مطرح کرده اند (کلارک، 2004). اولین بار نظریه شناختی مک فال و والرشیم82 (1979؛ به نقل از گریستون و همکاران، 2000) درباره وسواس مورد توجه قرار گرفت. در این نظریه، وسواس به دنبال ارزیابی اولیه تهدید (که در آن احتمال وقوع و شدت عواقب منفی همراه با رویدادهای ناخوشایند بیش از اندازه برآورد می شود) و فرایند ارزیابی ثانویه (که فرد درآن توانایی خود برای کنار آمدن با این تهدید را کمتر از اندازه برآورد می کند) ایجاد می شود. وسواس های عملی، آیین ها و رفتار های وسواسی جادویی به عنوان مؤثرترین راه برای کاهش این تهدید ادراک شده و ناتوانی برای مقابله با آن شکل می گیرند.
ز) رویکرد شناختی- رفتاری
اگر چه بسیاری از مفاهیم پیشنهاد شده توسط مک فال و ورالرشیم (1979؛ به نقل از گریستون و همکاران، 2000) در نظریه شناختی و درمان اختلال وسواسی- اجباری یافت میشوند. شروع درمان شناختی-رفتاری امروزی برای اختلال OCD متعلق به سالکووسکیس است (1985، 1989) که این درمان را بر اساس نظریه سازمان یافته تری از این اختلال معرفی کرد که بر اساس ترکیبی از ERP راچمن و هاجسون (1980) و نظریه شناختی افسردگی بک (1979) بود (کلارک، 2000،ب). در دو دهه گذشته پژوهشگران شناختی-رفتاری بسیاری در گسترش و تعریف دوباره نظریه شناختی اختلال وسواسی- جبری سهیم بودند، از جمله کلارک و پوردون (1993)، فریستون، ریومه و لاداسر83(1996)، گروه کاری شناختارهای وسواس فکری- عملی (1997)، پوردون (2000)، راچمن (1998، 1997،1993) و سالکووسکیس (1998، 1989، 1985). در چهارچوب شناختی رفتاری در مورد اختلال وسواس فکری- عملی چندین مدل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره اختلال وسواسی- اجباری، افراد مبتلا، افسردگی اساسی، افکار مزاحم Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره کمال گرایی، سوگیری، خود کنترلی، ابعاد کمال گرایی