پایان نامه ارشد رایگان درباره آئین بودا، قضا و قدر، آثار منثور، منابع طبیعی

دانلود پایان نامه ارشد

این است که:
آیا تفسیر و ترجمه‌ی رنج از دیدگاه این دو اندیشمند به یک صورت است یا خیر؟ در این پژوهش خواهیم گفت که آیا رنج و سختی و تبعات آن در هر دو دیدگاه که هر یک نماینده‌ی یک تفکر بزرگ جهانی هستند به یک شکل خواهد بود یا خیر؟ آیا زندگی و سختی آن در این کالبد به پایان خواهد رسید یا خیر؟ حتی یافتن این نکته که آیا رنج و سختی و اَلَم وابسته به قضا و قدر است یا از مقوله‌ی جبر و اختیار (به عبارتی رنجهای عالم اجتناب پذیرند یا اجتناب ناپذیر؟) آیا رنجِ حاصله در این زندگی حاصل رفتارهای هوس آلود بشر است یا آزمایش و ابتلا و امتحان الهی (بحث درباره‌ی ریشه یابی عوامل رنج؟) و این که راه رهایی آن چیست؟
يكي از دلايل انتخاب اين موضوع شباهت سبك داستان سرايي متن جاتكه و مثنوي مي‌باشد. هر دو با بهرهگيري از حيوانات ناطق در تجربه‌هاي طبيعي سعي نمودهاند تا فضا را براي انتقال مفاهيم و معناي مورد نظر خود فراهم نمايند، البته در بسياري از متون فارسي مانند كليله و دمنه و منطق الطير نيز اين روش مرسوم بوده است (چنان كه برخي معتقدند متن كليله و دمنه نيز روايتي ترجمه شده در زمان‌هاي قديم از برخي قسمت هاي جاتكه بوده است).
با توجه به سخنان پیش گفته، بررسی بازتاب آموزه‌های بودا در افکار اندیشمندان جهان و علاقه‌ی ذاتی بر اشعار و افکار ایرانیان، نویسنده را برآن داشت که باتوجه به اهمیّت خاص مولانا میان مردم ایران زمین (حتی فرای ایران) و وجود برخی از اعتقادات مکاتب هندی در این اشعار همانند: رنج، گرفتاری در چرخهی باز پیدایی یا تولّد دوباره، رهایی از این چرخه و… به انتخاب این موضوع مناسب بپردازد.
دلیل دیگر انتخاب این موضوع نیز مرتبط بودن نسبی شباهتها، تفاوتها و نیز بهرهمندیهای دو جانبهی مردم این دو فرهنگ که از هم داشتهاند، میباشد. رنج از دیدگاه این دو متفکر دارای یک سری شباهتهای جالب توجه و گاهی نیز تفاوتهای اساسی که تفکر عمیق مکتب اسلامی در پشت آن خوابیده را در پی دارد. شباهتهای این موضوع با بررسی ریشههای تبیین نظریه توسط هر دو متفکر، این مطلب را تثبیت خواهد کرد که آیا مولانا موارد بیان شده در اشعارش را تنها به صورت نقل قول بیان می‌کند یا این مطالبِ بیان شده از جمله اعتقاداتش شمرده می‌شود. «کریم زمانی در کتاب میناگر عشق بیان می‌دارد که حضرت مولانا در وسعت نظر و بلندی فکرت و قدرت بیان، آیتی است شگرف، بیگمان بیان قواعد باریک و معانی آسمانی وی از مهارت بی بدیل وی است.»10
رنج و غم را حق پی آن آفرید تا بدین ضد، خوش دلی آید پدید 1130/1
مُردَن تن در ریاضت زندگیست رنج این تن روح را پایندگیست 3365/3
بس بلا و رنج بایسـت و وقـوف تا رهد آن روح صافی از حروف 2985/4
هیچ اصــلی نیســت مانند اثــر پس نــدانی اصل رنج و درد سـر 3985/5
در کنار تمامی این مطالب سعی خواهد شد به دنبال تفاوتها و نیز ترجمه هر دو شخصیّت از مفاهیم رنج، زندگی مجدد و … نیز باشیم. در بدو امر باید به تبیین این تفاوتها یا شباهتها بپردازیم و پس از آن به بررسی تأثیر عمیق مکاتب هندی و اسلامی بر روی یکدیگر خواهیم پرداخت.
3- سوابق پژوهش
تاكنون بررسيهاي بسياري در باب رنج در آراي متفكران مختلف صورت گرفته است. اما اختصاصاً اثري كه درباره‌ي رنج در انديشه‌هاي بودا و مولانا شكل گرفته باشد، يافت نمي‌شود. لذا در زير به مرور آثاري مي‌پردازيم كه رنج را در نزد هر يك از اين دو انديشمند بررسي نموده‌اند.
سیدی عسگرآباد (1392) در پژوهش خود به بررسي مقایسه‌ای رنج در اسلام و آئین بودا پرداخته و در اين راه انواع رنج و منشأ پیدایش آن، آثار رنج و درمان آن را از منظر آئین اسلام و آئین بودا مورد بررسي قرار داده است. برآیند پژوهش، اين نكته است که بودا به جهت انسان مدارانه بودن آیینش، تنها انسان و اعمال حال و گذشته او را در پیدایش رنج مؤثّر می‌داند در حالی که در دین اسلام، علاوه بر عملکرد انسان، حکمت الهی و قضا و قدر نیز در ایجاد رنج، نقش دارد. آئین بودا، تنها رسالت آدمی را رهایی از رنج می‌داند و معتقد است باید رنج‌ها درمان شوند در حالی که اسلام، رنج را مرکبی برای رشد و تعالی و رسیدن به تکامل می‌داند و فقط به درمان آثار منفی آن می‌پردازد. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که در متون اسلامی بیش از این عوامل رنج ذکر شده است.11
محمودي و دادبه (1391) در پژوهشي به بررسي رنج از ديدگاه مولانا با نگاهي به مسأله‌ی شر پرداختهاند. نويسندگان اين پژوهش معتقدند كه مولانا، در باب رنج‌ها به نوعی نعل واژگونه معتقد است؛ در پس قهرهای ظاهری، لطف حقیقی می‏بیند و پشت لطف‏های ظاهری، رنج‏های حقیقی را باز می‏شناسد.12
او، رنج حقیقی و بنیادی را همان فراق از معشوق ازلی می‏داند که غفلت از این رنج، به رنج‏های دیگری خواهد انجامید که در اين پژوهش از آن‌ها با عنوان رنج‏های حقیقی ثانوی یاد کرده‏اند و دیگر سختی‏های زندگی را که مصداق همان لطف‏های رنج‏نُما هستند، رنج‏های مجازی ناميدهاند. در پایان نتيجه گرفتهاند که مولانا، بهترین واکنش انسان به درد و رنج‌های زندگی را نگاه ایمانی دانسته که به یاری آن و بصیرتی که به مؤمنان می‏بخشد، می‏توان رنج‌ها را معنادار و در نتیجه قابل تحمّل کرد. به نظر مولانا، تنها از طریق آگاهی از رنج حقیقی است که می‏توان راه ایمان را پیمود. در این مسیر، رنج‏های دنیوی حذف یا انکار نمی‏شوند؛ بلکه معنادار می‏شوند و تحمّل آن‌ها بر مؤمنِ عاشق امکان‏پذیر و چه ‏بسا حلاوت‏آمیز می‏گردد. از نظر مولانا، ایمانِ عاشقانه بهترین پاسخ به رنج‌های زندگی است.
كوچكه (1388) نیز در پژوهش خود به بررسي تطبيقي مفهوم درد و رنج در مجموعه آثار منثور شمس تبریزی و جلال الدین محمّد بلخی پرداخته است. اين محقّق در پژوهش خود درد و رنج را در چهار حوزه‌ی ماهیّتشناسی (چیستی، مصداق)، وجودشناسی (انواع، علل، راههای رهایی)، شأن اخلاقی (نحوه‌ی رویکرد خود و دیگران)، غایتشناسی درد و رنج (نتایج مثبت و منفی) در آثار منثور این دو عارف بررسی مي‌نمايد. وي چنين نتيجه مي‌گيرد كه هر دو عارف در حوزه‌ی وجودشناسي درد و رنج، بيشتر به راههاي رهایي از درد و رنج اهتمام داشته اند و انواع و علل آن را كمتر مورد توجه قرار داده‌اند. در حوزه‌ي اخلاقي، هردو اهتمام به درد و رنج ديگران را بر درد و رنج خويش ارجح دانسته‌اند. در حوزه‌ي غايت شناسي درد و رنج، به نتايج مثبت كمال، طلب و تضرّع عنايت بيشتري نشان داده‌اند. و در نهايت در يك جمع بندي كلي چنين نتيجه گرفتهاند كه عنايت و اتصال به مرشد و انسان كامل و اتصال به خداوند تعالي از مهم‌ترين مسائل در باب راه رهايي از درد و رنج است.13
4- اهداف پژوهش
هدف اصلي:
مقايسه‌ی مفهوم رنج در انديشه‌هاي بودا و مولوي.
اهداف فرعي:
مقايسه‌ی «رنج در انسانشناسي14» بودا و مولوي و مشخص نمودن تأثير مولوي از انديشه‌هاي بودا در اين زمينه.
مقايسه‌ی «علّت رنج» در انديشه‌هاي بودا و مولوي و مشخص نمودن تأثير مولوي از انديشه‌هاي بودا در اين زمينه.
مقايسه‌ی «راه رهايي از رنج» در انديشه‌هاي بودا و مولوي و مشخص نمودن تأثير مولوي از انديشه‌هاي بودا در اين زمينه.
5-فرضيات پژوهش
فرضيه اصلي:
مفهوم رنج در انديشه‌هاي مولوي در زمينه‌هاي (انسانشناسي رنج، علّتشناسي رنج و راه رهايي از رنج) تحت تأثير آموزه‌هاي بودا بوده است.
فرضيات فرعي:
تفكرات مولوي در باب «رنج در انسانشناسي» تحت تأثير آموزه‌هاي بودا بوده است.
تفكرات مولوي در باب «علّت رنج» تحت تأثير آموزه‌هاي بودا بوده است.
تفكرات مولوي در باب «راه رهايي از رنج» تحت تأثير آموزه‌هاي بودا بوده است.
6- نوع روش تحقيق
هدف از تحقيق حاضر آن بوده كه به جوانب روشني از رنج در انديشه و آثار بودا و مولوي دست پيدا نمايد، از اين رو اتخاذ روش تطبيقي مناسبترين روش براي نيل به اين مقصود بوده است. قابل ذكر است كه اتخاذ روش تطبيقي به معناي انطباق دو ديدگاه در باب رنج نيست، بلكه كاملاً به معناي مقايسه و بررسي ميان شباهت‌ها و تفاوت‌هاي موجود در آن دو مي‌باشد.
7- روش گردآوري اطلاعات
اين پژوهش با استفاده از روش‌ مطالعه‌ی كتابخانهاي، استفاده از كتاب‌هاي دانشگاهي ‌مرتبط با موضوع، مقالات ارائه شده در مجموعه مقالات همايش‌هاي‌ علمي، پايان‌ نامه‌ها و جستجوي اطلاعات و ترجمه‌ی منابع الكترونيكي در اينترنت، بانک‌هاي اطلاعاتي و… انجام شده است.
8- ساختار پژوهش
براي نيل به اهداف پژوهش، ابتدا در فصل دوم به بيان كليّات نظري و فلسفي آرای مكاتب گوناگون در مورد چيستي رنج پرداخته خواهد شد. سپس در فصل سوم به بيان و شرح مفهوم رنج از نگاه بودا و متن جاتكه‌ها خواهیم پرداخت. بررسي ابعاد مفهومي و معنايي رنج از نظر مولوي موضوع فصل چهارم پژوهش حاضر است و نهايتاً مقايسه‌ی بين آرای بودا و مولانا و جمع بندي و نتيجه گيري از يافته‌هاي پژوهش در فصل پنجم خواهد بود.

فصل دوم: مروري بر مفهوم رنج

1- رنج
غالباً اندیشمندان رنج را، به عنوان امری فطری و البته بخشی تفکیک ناپذیر از زندگی موجودات زنده، آشکارتر و آشناتر از آن می‌دانند که نیاز به تعریف و توضیح داشته باشد؛15 چرا که رنج تنها به صورت انفسی ادراک می‌گردد. در واقع، خودِ رنج واقعیتی است که نمود و عینیتی در خارج ندارد و تنها نوعی از احساس و ادراک موجود زنده است که در وضعیتی نامطلوب به وقوع می‌پیوندد.
نویسندگان مقاله «بررسی تطبیقی خاستگاه و غایت رنج در آموزههای بودا و عهدین» از قول جک بمپارد16 بیان میدارند که: تعریف جک بمپارد از رنج نیز ناظر به همین معناست؛ «رنج می‌تواند به تجربه‌ی موجودات زنده در وضعیتی تعبیر شود که شامل درد جسمی و روحی گشته و معمولاً در بردارنده‌ی احساسی از لطمه، ناکامی، شکست با اثراتی نامطلوب است. درد به عنوان واقعیتی از زندگی موجودی ذی شعور، پدیده‌ای ملازم با خود است و لااقل در سطح زندگی بشری به نحو تفکیک ناپذیری به ادراک خود فرد وابسته است. به معنای دقیق کلمه، درد تنها می‌تواند به صورت انفسی تعریف گردد.»17
اما مسئله این است که اگر رنج به عنوان امر انفسی تنها با تجربه قابل ادراک است پس سخن در باب آن در مکاتب و اندیشه‌های دینی از چه حیث بوده است؟ با بررسی آن دریافتیم غالب مکاتب از خاستگاه و علّت رنج، غایت و هدف رنج و نجات از آن سخن رانده‌اند که این امر به اهمیّت رنج نزد تمامی مکاتب اشاره دارد. در ادامه توضیح هر چه بیشتر درباره‌ی این مقولات خواهد آمد.
2- خاستگاه یا علّت رنج
مراد از خاستگاه رنج آن است که چه عامل یا عواملی علّت پیدایش درد و رنج شده‌اند. خاستگاه رنج بسته به تعدد مکاتب و اندیشههای دینی متغیر است. از جمله مواردی که برای علّت و خاستگاه رنج در نظر گرفته شده عبارت است از گناه، جدایی از امر قدسی، تعلّق خاطر و ناهماهنگی با قانون و نظم طبیعت در مکاتبِ دینیِ شرق و غرب؛ و نابسامانی ذهنی – روانی، محرومیّت از حقوق بشر، محرومیّت از منابع طبیعی و اینجایی و اکنونی نزیستن در رویکردهای انسان گرایانه‌ی جدید.18
اما گذشته از این علّل، در نگاهی کلّی و جامعتر به رنج در مکاتب دینی ملاحظه می‌گردد که آن‌ها خاستگاه رنج را خارج از دو علّت کلی ندانسته‌اند. علّت اصلی آن یا انسان است یا خدا. در مکاتب دینی انسانگرا مسلماً خاستگاه رنج، انسان است. اما در مکاتب خداگرا خاستگاه رنج، چه انسان باشد چه خود خدا، رابطهی تنگاتنگی با صفات و ویژگیهای خدا دارد؛ به نحوی که در ذیل خواهد آمد:
در مکاتب خداگرا، اگر خدا موجودی متشخّص، انسانوار و اخلاقمند (اخلاقی معطوف به بایدها و نبایدهای بشری) باشد، بر کسی رنج نمی‌رساند چون در غیر اینصورت، عملی متعارض با صفاتش چون علم، خیر محض، قدرت، عدل، حکمت و مهربانی مطلق انجام داده است. در این صورت، خو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره آئین بودا، آسیای مرکزی، منابع فارسی، ماوراءالنهر Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره آئین بودا، اهورامزدا، جهان مادی، باورهای دینی