پایان نامه ارشد رایگان درباره آئین بودا، ادیان ابراهیمی، مفهوم خدا

دانلود پایان نامه ارشد

ایستاد و پرسید:
«چه میکنید؟»
«بدن مردی را دفن میکنیم سرورم.»
سکه گفت: «گمان کردم حیوانی را کباب میکنید.»
آنها پاسخ دادند:
«خیر سرورم این بدن انسانی است که او را میسوزانیم.»
«پس او برای شما عزیز نبوده است؟»
«سرورم او برای ما بسیار عزیز بود.»
«پس چرا برایش گریه نمیکنید؟»
سپس بودیستوه شرح داد که چرا برایش گریه نمیکند. سکه پس از شنیدن حرفهای بودیستوه از همسر وی پرسید:
«خانم این مرده برای شما چگونه بوده است؟»
همسرش گفت: «من ده ماه او را در رَحِم خود داشتم او را در آغوش گرفتم و او را بزرگ کردم او پسر من بود سرورم.»
سپس سکه دوباره از همسرش پرسید: «ای بانوی بزرگوار یک مرد به خاطر طبیعت مردانهاش ممکن است گریه نکند اما شما چرا گریه نمیکنید؟»
«سرورم هر چیزی که میآید روزی میرود. چرا باید گریه کنم او به راهی که باید برود گام گذاشت.»
پس از شنیدن سخنان مادر، سکه از خواهر آن پسر پرسید:
«خانم این مرده با شما چه نسبتی داشت؟»
خواهر پسر گفت: «برادر من بود، سرورم.»
«خواهران عاشق برادرهایشان هستند، پس چرا شما برای برادرتان گریه نمیکنید؟»
دختر گفت: «گریهی من چه سودی خواهد داشت؟ نزدیکانم افسوس میخورند و بیشتر ناراحت خواهند شد»
سپس سکه از زن پسر پرسید:
«خانم این مُرده با شما چه نسبتی داشت؟»
عروس بودیستوه گفت: «او همسر من بود سرورم.»
«زنها وقتی شوهرانشان بمیرند بیوه و بیپناه میشوند پس چرا تو گریه نمیکنی؟»
همسر پسر گفت: «گریه در مرگ عزیزان مانند گریهی کودک برای گرفتن ماه است.»
پس از شنیدن حرفهای او سکه از خدمتکار نیز پرسید:
«خانم این مُرده با شما چه نسبتی داشت؟»
خدمتکار جواب داد: «او رئیس من بود سرورم.»
سکه گفت: «بدون شک او به تو آزار رسانده و تو از دست او ناراحت هستی!»
خدمتکار در پاسخ گفت: «سرورم این چنین سخن نگویید، رئیس جوان من بسیار شفیق و مهربان بودند و من بسیار ناراحت هستم که ایشان فوت کردهاند. ایشان مانند فرزند من بودند.»
سکه دوباره پرسید: «پس چرا گریه نمیکنی؟»
خدمتکار گفت: «گریه در مرگ عزیزان باعث بازگشت ایشان نمیشود سرورم.»
سکه پس از شنیدن سخنان ایشان بسیار خوشنود شد و گفت:
«شما به دقت و تفکّر دربارهی مرگ پرداختهاید، بنابراین خود را با دست خود رنج نمیدهید. من سکه شاه آسمان هستم. شما صدقه میدهید، قوانین اخلاقی را رعایت میکنید و روزهای مقدّس را به جا میآورید او سپس خانهی آنها را با شادی و تندرستی پر کرد و رفت.»164
مسئلهی اصلی که این داستان در پی بیان آن است در واقع بیان این مسئله است که چنانچه نسبت به رنجهایی که در زندگی با آنها روبهرو میشویم دیدگاه درست داشته باشیم، میتوانیم باعث کاهش درد و رنج در این دنیا شویم. این دید درست عبارت است از فهم این مسئله که همه چیز در این جهان فانی است و برای از دست دادن امور فانی نباید خود را رنج داد. بودیستوه و خانوادهاش در این داستان با عمیقترین غمی که ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد مواجه شدند اما با دید درستی که نسبت به واقعیت مرگ داشتند از گریه کردن و رنج دادن خود پرهیز کردند و بر آن غلبه نمودند و به آن پایان دادند. بنابراین پیروی از تعالیم بودا که اولین گام آن همان دید درست داشتن است موجب میشود که در این جهان بتوانیم بر رنجهای خود غلبه کنیم.
همانطور که دیدید این داستان‌ها حکایتهایی از جاتکه بودند،
در دنیای ادبیات غرب شاهد داستان‌های زیادی هستیم که هم شکل داستان‌های جاتکه است. بعنوان مثال داستان جوجه‌ی کوچک ـ جوجه‌ی ترسیدهای که فکر میکرد آسمان در حال ریزش است ـ در اصل همانند آن داستانی است که در جاتکه پالی (جاتکه322) خرگوشِ ترسیده فکر میکند آسمان در حال ریزش است و حیوانات جنگل از دهشت به هر سوی پراکنده میشوند ولی شیر باهوش حقیقت را تشخیص داده و نظم را برمیگرداند.
داستان مشهور غازی که تخم طلایی میگذارد، مشابه با جاتکه پالی 136 است، که مرد متوفّی در هیأت یک غاز با پرهای طلایی زاده میشود، او به خانه پیشین خویش نزد همسر و فرزندانش برمیگردد تا آن‌ها را از ادامهی زندگی بیهوده بازگرداند. غاز به خانوادهاش میگوید که آن‌ها میتوانند روزی یک پر طلایی از او بکنند و این پر برای آن‌ها رفاه به همراه میآورد، اما زن طمع کرد و روزی همه پرهای غاز را یکجا کند. زمانی که پرها دوباره رشد کردند پرهای عادی بودند و غاز پرواز کرد و رفت. این مشابه با آئسوپ و سایر داستان سرایان اولیه که نسخههای جاتکه‌ی دست نویس داشتند نیست. و این مشابه با داستان‌های آن راهبان و دانشمندانی که پالی کانن را در مدت بیش از 2000 سال گردآوری کردهاند نیز نیست. شاید آن‌ها از قطعات داستان‌های انسان‌های اولیه که توسط نیاکان پارینه سنگی ما روایت شدهاند، ساخته شده باشند.
5- رنج در آموزه‌های بودا
هم ادیان و هم اشخاص دینمدار و یا غیردینی توجه‌ی وافری به مقوله‌ی درد و رنج و تأثیر آن در زندگی داشتهاند. زیرا هرکس رنج را به عنوان امری انفسی تا حدی در زندگیش درک نموده و تجربه کرده است. برخلاف مفهوم نظری‌ مانند شر، که اندیشمندان گاه آن را امری وجودی، گاه عدمی و گاه نسبی خوانده‌اند و در واقعیت آن تردید و تشکیک فراوان است، رنج واقعیتی است وجودی و انکار ناپذیر. اما ماهیّت آئین بودایی یک تفاوت با سایر مکاتب دینی در طرح مبحث رنج دارد و آن اینکه این آموزه اصلی‌ترین گزاره‌ی شناساندن مفهوم زندگی شخص در این جهان و در زندگی بعدی اش و نیز در رسیدن به نیروانه است و سایر مفاهیم و مصادیق را حول خود مطرح ساخته است؛ شاید بتوان گفت با مفهوم خدا در ادیان ابراهیمی به لحاظ مرکزیّت و اهمیّت برابری می‌نماید. از این رو، مبنای همهی نحله‌های آئین بودایی مواجهه با «واقعیّت رنج»، و هدف همه‌ی آن‌ها «نجات و رهایی از رنج» یا نجات بخشی است.
با وجود این، تفاوتهای قابل توجهی نیز میان شاخه‌های مختلف آن از حیث آموزه‌ی رنج، نجات از رنج و راه نجات از آن وجود دارد. نقش ساختاري و پايه‌اي رنج و تكيه آئین بودایی بر واقعیت رنج باعث گردیده تا برخی آن را مکتب بدبینانه بخوانند. اما شایسته است آئین بودا را نه مکتب بدبینانه که مکتبی واقع گرا165 بخوانیم. چرا كه آئین بودایی با واقعیتی آغاز کرده است که مبتنی بر تجربه‌ای مشترک و جهانی است. در واقع، ممکن است همه‌ی موجودات ذی شعور، موجودات متفکری نباشند اما همه‌ی آن‌ها رنج را درک کرده‌اند یا می‌کنند. چرا که همگی با پیری، فساد و مرگ مواجهند. همانطور که لاما گوویندا166 می‌گوید: «دکارت167 فیلسوف معروف فرانسوی فلسفهاش را با این قاعده مطرح نمود که: می‌اندیشم پس هستم. اما بودا یک قدم فراتر نهاده و بر اصل فراگیر و مبتنی بر تجربه‌ای دست گذاشت که در میان همه‌ی موجودات ذی شعور مشترک است: و آن حقیقت رنج است» و همین حقیقت است که باعث گردیده تا بودا در اندیشه‌ی نجات آدمی از همه‌ی همّ و غم‌های زندگی باشد.168
در کتاب سم یوته نیکایه فصل4، سوره2 بودا، ص470 چنین بیان میشود که فرو نشاندن شهوت، فرو نشاندن کینه، فرو نشاندن فریب و رنج این مقام ارهتی است. همچنین بیان میگردد که رنج سه گونه است: نوعی رنج وجود دارد که برخواسته از درد است که رنج ذاتی همهی احساسهای ناخوشایند است. دومین رنج برخواسته از نپایندگی یا تغییر است؛ که همان احساسهای خوشایند هستند و سومین رنج ناشی از پنج توده است؛ اجزای سازنده شخص که نه احساسهای خوشایند است و نه ناخوشایند. یعنی به تعبیری پدیدههای مشروط چون میآیند و میروند رنج پدید میآورند.
لذا رنج را دارای دو سطح میتوان معرفی کرد: یک رنج در فهم متعارف که خود دارای انواعی است. نوع اول نشانههای جدای پذیر از زندگی انسانها و نوع دوم نشانههای جدایی ناپذیر از زندگی انسانها. اما رنج دیگر رنج فراتر از فهم متعارف (یعنی گرفتاری در تناسخ، پنج توده و … رنج است).

6- جمع بندي
آموزه‌هاي اوليه‌ی بودا به واقعيت وجودي رنج در هستيشناسي و انسانشناسي خود بسيار توجه دارد. رنج، محور و مركز نگرش و جهان بيني آئين بودايي به منزله‌ی مكتبي انسان محور است. و اين آئين دغدغه‌اي جز انسان و نجات او از رنج ندارد.
اما در خصوص جاتکه همان طور که در متن بیان شد جاتکهها بوداسف را سرمشق قرار داده و او را به شکل فرزانه، غمخوار و تارک دنبا نشان میدهند. در واقع بسیاری از جاتکهها تلویحاً به یکی از کمالات میپردازند که بوداسف برای رسیدن به بوداگی باید آن کمال را در خود بپرورد. برای مثال در شاشه جاتکه (جاتکه خرگوش) بوداسف قهرمان و پهلوانی است که تن خود را به عنوان غذا به مرتاضان خانه به دوش پیشکش میکند و از این راه کمال دِهِش (بخشندگی و سخاوت) را در خود میپرورد. در جاتکه براهمنه وقتی استادش میخواهد که دزدی کند و دزدی نمیکند با این عمل کمال اخلاق را در خود میپرورد. البته در واقع، به خلاف سایر مکاتب دینی که معمولاً آموزه‌ی رنج در انسانشناسی ایشان و شر در هستیشناسی آنان مطرح است، در آئین بودایی شر با رنج یکی است و در هر دو سطح هستیشناسی و انسانشناسی آن مطرح می‌گردد و به خوبی قابل تشخیص است.169
آموزه‌ي رنج در تعاليم بودا بيشتر در موضعي پيشيني و تحليلي مطرح است گرچه در مكاتب مختلف بودایی خاستگاهي جز خود انسان براي رنج‌هايش متصّور نمي‌شود، اما متعلّق رنج در انسان متفاوت است. در آموزه‌هاي بودا، رنج از وابستگيها و تمايلاتي كه ريشه در ناداني فرد دارند ناشي مي‌شود. همچنین در این آموزه‌ها، نجات از رنج و در واقع بي رنجي در نيروانه اتفاق ميافتد.
بودا عناصر تشکیل دهندهی عالم هستی را دارای سه ویژگی میداند: اول ناپایداری؛ دوم رنجآلودی؛ به این معنا که جهان هستی سراپا درد و رنج است. سوم نداشتن خود و نداشتن جوهر ثابت؛ به این معنا که هیچ پدیدهای در جهان دارای خود و گوهرثابت نیست و هر پدیده چیزی جز همان تغییر و تحولات مداوم و پیوسته نیست. در نتیجه هر چیزی که ثبات و دوام نداشته باشد و همچنین دارای جوهر ثابت نباشد، رنجآور خواهد بود؛ زیرا تا هنگامی که همه چیز در حال دگرگونی باشد، این وضعیت پیامدی جز رنج ندارد. این رنج جهانی و فراگیر هنگامی که وارد انسانشناسی بودا میگردد، تحت عنوان چهار حقیقت شریف که توضیح آن ارائه شد، بیان میشود. لذا شناخت چهار حقیقت شریف میتواند شناخت ما به رنج، خاستگاه آن، توقف و راه توقفش برای رسیدن به رهایی را بیشتر نماید.
لذا یکی از اهداف اصلی داستانهای جاتکه، بیان کمالات و نشان دادن راه رهایی نهایی است. در سرتاسر جاتکهها شاهد داستانهایی خواهید بود که با استفاده از موجودات، انسانها و به تعبیری تمامی موجودات بیان میدارد که از میان بردن کامل رنج تنها از طریق ده کمال آئین بودایی میسر خواهد شد. لذا از مهمترین جلوهی یافت شده و مشهود در این جاتکهها نمایان بودن کمالات در دل تمامی داستان آن میتوان نام برد. از جمله این کمالات که در سرتاسر داستانهای جاتکه میتوان دید عبارتنداز: کمالات دهش(بخشش)، اخلاق، ترک خانمان، فراشناخت(معرفت)، نیرو، صبر و بردباری، حقیقت، پایداری و… با پیمودن و پروردن این ده کمال است میتوان به بوداگی و بودا شدن دست یافت.
همچنین همانطور که در متن اصلی بیان شد آموزههای اصلی بودا به سه جایگاه اصلی و اساسی اشاره دارد. اول راه عملي براي رسيدن به نجات و رهايي از رنج در آموزه‌هاي بودا در سلوكي اخلاقي در قالب طريق هشت گانه مطرح ميشود. دوم رسیدن به نیروانه و رهایی از چرخه زاد و مرگ مورد نظر قرار گرفته است. سوم از میان بردن کامل رنج از طریق همان ده کمال و بودا شدن. این سه مقصد آموزههای بودایی نیز از مهمترین نکات قابل بیان و مشهود در این بخش میباشد.

فصل چهارم: رنج در انديشه مولانا و مثنوی

مقدمه
یکی از اصلیترین پرسشهای اساسی انسان از صدر تاریخ، مفهوم درد و رنج است که در گفتار و نوشتار بزرگان دین و ادب ما به صُور مختلف متجلّی شده است. خداوندگار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره بودیستوه، کاپا، هیمالیا، میوههای Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره باورهای دینی، فرهنگ اصطلاحات، طبیعت انسان، عالم محسوس