پایان نامه ارشد رایگان درباره آئین بودا، ناسازگاری، لایب نیتس، فرهنگ اصطلاحات

دانلود پایان نامه ارشد

این معنا که بعضی از اجزای این نظریه‌ی عمده‌ی کلامی با اجزای دیگرش ناسازگارند. این ناسازگاری اجزا نیز چنان نیست که متأله بتواند به آن‌ها همچون یک کل معتقد باشد. مگر اینکه از عقل فاصله‌ی بیشتری بگیرد. در چنین شرایطی وی نه تنها باید به اموری اعتقاد بورزد که قابل اثبات نیستند بلکه همچنین باید به اموری اعتقاد بورزد که ناقض دیگر باورهای او باشند.»49 از این رو، مکی تلاش می‌کند متألهان را برای رفع ناسازگاری موجود در مسأله‌ی شر با صفات خدا از طریق ادله‌ی عقلی، بی اساس بداند. دیدگاه کسانی چون راسل50 و فلو51 از این دست هستند.
این رویکرد شر اخلاقی را از شر طبیعی جدا می‌کند. گناه (شر اخلاقی) به هیچ معنا فعل الهی نیست؛ گرچه خداوند مانع آن نمی‌شود زیرا اراده‌ی الهی به این تعلّق گرفته که موجوداتی مختار خلق کند که قدرت انتخاب میان درست و نادرست را داشته باشند و گاهی نادرست را برگزینند. اما در مورد شر طبیعی ـ که فعل الهی است ـ و جهت آن برای گنجانده شدن در عالم اصل غناست: کمال عالم مستلزم اینست که در آن عدم تساوی باشد تا مرتبه‌ی هر امری امکان تحقق داشته باشد. حال یک مرتبه‌ی خیر، خیری است که نمی‌تواند خیر نباشد، مرتبه‌ی دیگر خیر، خیری است که ممکن است خیر نباشد.
اما شر عبارت است از همین امر یعنی این واقعیت که امری خیر نباشد. اگر خدا موجب می‌شود مخلوقاتی در معرض محرومیّت و فقدان وجود داشته باشند و مخلوقاتی هم وجود داشته باشند که چنین نباشند این به جهت کمال عالم به مثابه‌ی کلی واحد است. این رویکرد با بیانی لطیف رویکرد «استحسانی» به مسأله نامیده شده است. زیرا در این رویکرد خدا به صورت هنرمندی متعالی توصیف می‌شود که هدفش کاملترین ترکیب کل عالم است. یکی از مشهورترین رویکردها به این مسأله پس از قرون وسطی از آن لایب نیتس52 در کتاب خداجویی( الهی)اش است. این کتاب به سبب اصرار لایب نیتس بر اینکه خدا بهترین عوالم ممکن را خلق کرده زیرا در غیر این صورت او خیر محض نمی‌بود، مشهورترین اثر اوست.53
از مجموع آنچه در باب شر گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که اندیشمندان برعکس رنج، در واقعیت وجودی شر اختلاف نظر دارند و آن شاید به این دلیل است که اساساً خیر و شر مفهومی ‌عینی در جهان خارج نیستند چنان که نیچه54 گفته است: «خیر و شر واقعیت‌های عینی در جهان نیستند بلکه برعکس مخلوق اراده‌ی فردی است که در جست و جوست تا از مسئولیت یک فعل با در نظر گرفتن دلایلی خارجی ـ همچون اراده‌ی خداوند ـ برای آن سرباز زند.»55
6- رنج و درد
برخی اندیشمندان همچون جان هیک56ـ متأله و فیلسوف دین معاصر ـ بین رنج و درد تمایز قائلند. به عقیده‌ی هیک رنج متعلّق به ساحت روحانی یا فراروانی57 فرد است که مقولاتی نیز همچون ناآرامی، نگرانی، اندوه و از این دست تحت مفهوم رنج بوده و نقطه‌ی مقابل آن‌ها مفهوم لذّت58 است. اما درد متعلّق به ساحت جسمانی ماست که با سیستم عصبی مرتبط است و حیوانات نیز بدان دچار می‌شوند. علاوه بر این، رنج صرفاً واکنش روحی آدمی در برابر درد فیزیکی نیست بلکه واکنش به انواع فراوانی از رویدادها و وضعیت‌هایی است که درد فیزیکی می‌تواند صرفاً یکی از آن‌ها و البته نه وخیم ترین آن‌ها باشد.59 منظور از رنج در این رساله نیز همان رنجی است که واکنش روح آدمی را برمی‌انگیزاند، و چه بسا تنها یکی از علل آن درد جسمی باشد.

فصل سوم: رنج در آئین بودایی و جاتکهها

مقدمه
همه موجودات جهان میکوشند از حوادث تلخ و دردناک دوری کنند و در مقابل به کسب لذّت و شادی بپردازند. آنچه که در واقع همه‌ي موجودات در پی کسب آن هستند به زبان پالی «سوکه»60 نامیده می‌شود که معنی شادی می‌دهد و نقطه‌ي مقابل آن «دوکه»61 است که به معنی رنج است. رنج و شادی دو روی یک سکه هستند که جز با کمک یکدیگر معنی پیدا نمی‌کنند.62
اما رنج یا درد و الم در معنای فلسفی آن، احساسی بنیادین است که خصلتی ناخوشایند و تنفر برانگیز دارد و هنگامی که شخص چیزی را از دست می دهد یا در معرض از دست دادن قرار میگیرد در وی ایجاد می شود.63 در فرهنگ اصطلاحات عمید رنج یک حالت ناخوشایندی در انسان یا حیوان گفته شده که بر اثر درد، خستگی، بیماری و مرض و… بر آن موجود ایجاد شود. همچنین در لغت نامه دهخدا نیز به معنای محنت، زحمت، مشقت، کلفت گرفته شده است.
همچنین در لغت نامه انگلیسی کالینز نیز در ذیل واژه دوکه چنین بیان شده است: دوکه درآئین بودایی اعتقاد به این مطلب است که همه چیز رنج می برند. این واژه ناشی از از جست و جوی امیال فردی افراد می باشد و یکی از سه ویژگی اساسی در آئین بودا میباشد. این واژه در زبان سنسکریت به همراه anata و anicca سه کلمه متقابل هم هستند.64
اما این کلمهی رنج (دوکه) از صفت (okkhad) مشتق شده است. این کلمه را می‌توان به اشکال گوناگون از قبیل رنج، درد، اندوه ترجمه کرد اما هرگز نباید از نظر دور داشت که این کلمه بار معنایی فلسفی دارد و نمی‌توان برای این اصطلاح پالی ترجمه‌ي مناسبی پیدا کرد که به طور کامل معنی آن را در بر بگیرد. این کلمه دامنه‌ی وسیعی دارد که غم، اندوه، رنج، غصه، درد و … را شامل می‌شود و به طور کلی می‌توان گفت همه‌ي دردهای جسمی و رنج‌های روحی در این مقوله می‌گنجد.65
دوکه (به سنسکریت duḥkha) در اصل یک از چهار حقیقت شریف است که یک راه فرو نشاندنش رسیدن به نیروانه معرفی شده است. گرچه اغلب آن را به معنای درد و رنج بیان می کنند اما دارای فهومی بسیار پیچیده تر و فلسفی است. مفهوم دوکه شامل یک خوشه از معانی مرتبطی هم چون: نقص، ناراحتی، غم واندوه و … است.66
رنج مشخصه‌ي اصلی همه‌ي زندگیها در این جهان است و اولین آموزه از چهار حقیقت شریف است که بودا آموزش داده است و در کانونهای بودایی ثبت است. قدمت بحث رنج در آئین بودا به قدمت خود این آئین است. طبق سنت، دیدن رنجها و آلام بشری نخستین جرقههای دگرگونی را در سیدارتای جوان برانگیخت و پس از آن اندیشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي رنج به کل طبیعت و هستی تسری پیدا کرد. سیدارته به عنوان مؤسس آئین بودایی همهی باشندگان اعم از انسان و غیر انسان را درگیر رنج میدید و درک این موضوع پایه و اساس بودا شدن سیدارته بود. بودا همهی بحثها و جدلهای فلسفی را گمراه کننده و بیهوده میدانست چرا که معتقد بود آنها اندیشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي خود را بر اساس تجربیّات حسی و بیم و امیدهای واهی و غیر واقعی بنا کردهاند. خود او به شدت از این ناملایمات فلسفی دوری میکرد چرا که معتقد بود حتی قدمی انسان را به حقیقت نزدیک نمیکند. 67
بودا ضروریترین نیاز انسان را پایان بخشیدن به درد و رنج میدانست و مثال کسی که به جای پایان بخشیدن به رنجهای خود، به اندیشهورزی فلسفی میپردازد را مانند کسی میدانست که تیر زهرآلودی در پهلویش فرورفته است و زمان چندانی ندارد اما به جای بیرون کشیدن تیر به اندیشهورزی‌های فلسفی در باب مبدأ و ماهیّت تیر بپردازد. با این توصیف بودا بحث دربارهی مسائل متافیزیک را به لحاظ اخلاقی غیر مفید میدانست و میکوشید ذهن انسان را به سوی تأمل در باب رنج و اندوه و ماهیّت آن و راه‌های پایان بخشیدن به آن متمایل کند؛ تا از این رهگذر ذهن انسان را به سوی آنچه که برای او مفید است یعنی بیرغبتی به جهان، آرامش، معرفت، عقل متعالی و نیروانه سوق دهد. آئین بودای اولیه به هیچ کدام از جزمهای دینی آن زمان اهمیّتی نداد و کوشید به جای آنها به تعلیم دمّه68 «قانون جاوید راستین یا هنجار پاینده» بپردازد. قانونی که در تمام عصرها و دورهها معتبر است. طبق تعالیم آئین بودا، دمّه نباید به یک مجموعه‌‌‌‌‌ي خاص آموزهها و اعمال محدود شود، این حقیقت کلی و جهانی از باورهای متخاصم فراتر میرود و درباره‌‌ي همه کاربرد دارد. بدین ترتیب آئین بودایی یک جزم خاص و مستقر نیست بلکه یک فرزانگی یا اخلاق عملی است. آئین بودایی قصد دارد فراتر از دیدگاه‌های انحصارطلبانه‌ي مکاتب فکری بشری برود.69
روزی بودا نزدیک بیشه درختان سینساپا70 نشسته بود و چند برگ از آن درخت را در دست داشت. ناگهان رو به سوی مریدان کرد و پرسید: «به نظر شما ای مریدان آیا این چند برگی که در دست دارم از برگهایی که به درختان آن بیشه آویزانند بیشتر است؟»
مریدان همه گفتند البته برگهای درختان آن بیشه از این چند برگ بیشتر است. بودا گفت: «همچنان نیز ای مریدان آنچه که من میدانستم و به شما نگفتم از آنچه که به شما ابراز داشتم بیشتر است و علت آنکه به شما نگفتم این است که دانستن آن برای شما سودی ندارد و شما را در راه پیشرفت به سوی حق یاری نمیکند و آدمی را به راه گوشهگیری از دنیا و فرونشاندن تمایلات و خاموشی سلسله‌ي علل ناپایدار و آرامش و دانایی و بیداری و رهایی از چرخه‌ی بازپیدایی هدایت نمیکند. از اینرو درباره‌ي آن سکوت اختیار کردم. ولی ای مریدان به شما چه گفتم و چه آموختم؟ این حیات رنج است ـ چنین گفتم به شما ـ این است مبدأ رنج ـ چنین گفتم به شما ـ و این است خاموشی رنج ـ چنین گفتم به شما ـ و این است راهی که به خاموشی رنج منتهی میشود ـ چنین گفتم به شما» در این مباحثهی کوتاه بودا با شاگردانش تمام فرضیه رنج جهانی بیان شده است.71
بودا بيش از بحث‌هاي نظري به بحث‌هاي عملي پرداخته است. او در سخني تصريح مي‌كند كه من در باب قدمت عالم و ازليّت جهان، محدوديت وجود، وحدت روح و جسم و امثال اينها، سخني نگفته‌ام؛ بلكه سخن من درباره‌‌ي رنج انسان و مبدأ آن و راه نجات از آن است؛ چرا كه تنها اين بحث‌هاست كه به انسان كمك مي‌كند تا از رنج‌ها رهايي يابد و به نيروانه برسد.72
او پس از ریاضت و رنج فراوان به ماهیّت چهار حقیقت شریف دست یافت. اين چهار حقيقت، اصول عقايد آئين بودا را يك سره در زير چتر فراگير خود مي‌پوشاند. بودا با طرح اين چهار حقيقت، در واقع همانند پزشكي حاذق به شناخت بيماري و علل آن مي‌پردازد و به درمان‌پذيري آن حكم مي‌كند و در نهايت با روش خود به درمان آن مي‌پردازد.73
این چهار حقیقت عبارتند از:
زندگی ( انسان یا جهان) در این دنیا سراسر رنج است؛
این رنج سببی دارد؛
میتوان به این رنج پایان داد؛
راه رهایی از رنج.74
آموزههای بودا پیرامون این چهار حقیقت شریف دور میزند. هنگامی که بودا در نهایت پس از چهل و نه روز تصمیم گرفت سکوت خود را بشکند و سخن بگوید موضوع سخنان او این چهار حقیقت شریف بود. نخستین سخنرانی رسمی بودا بعد از روشن شدگی در باغ غزالان پاسخ به پرسشی بود که شش سال در جست و جوی آن بود.75
در نگاه بودا آدمیان در سه دستهی کلان جای میگیرند؛ کسی که نمی بارد، کسی که تنها بر یک ناحیه می بارد و کسی که به همه جا می بارد. کسی که غذا، نوشیدنی، پوشاک، وسیلهی سفر، حلقهی گل، عطر، مرهم، بستر، خانه و روشنایی، به محبان، برهمنان، گدایان، مسافران، و مستمندان نمیدهد. او فرومایهای است که نمیبارد. کسی که تنها برخی از اینها را میدهد و نه همه را، او بر یک ناحیه می بارد؛ اما کسی که همه چیز را می دهد و می بخشد، او به همه جا می بارد…. دلسوز نبودن برای دیگران، جزء اندیشه های نادرست است که باید آن را ریشه کن کرد.76
در این فصل به بررسی آموزه‌ی اصلی بودا و همچنین آموزه‌های مبتنی بر جاتکهها خواهیم پرداخت؛ لازم بذکر است ادبیات بودای آغازین در متون پالی و ترجمه‌های چینی و نیز به شکل پراکنده به سنسکریت موجود است. زبان مادری بودا به احتمال زیاد زبان پالی بوده است که یکی از گویشهای هندوآریایی میانه و خویشاوند با سنسکریت است. نوشته‌های بنیادین بودایی نیز بیشتر به این زبان و در سریلانکا نگاشته شده است. آن مجموعه از آثار بودایی(متون پالی) که سخن شخص بودا بشمار می‌رود به سه بخش تقسیم می‌گردد و جمعاً سه سبد نامیده می‌شود که عبارت است از: 1- وینیه ـ پیتکه77 : یا مجموعه‌ی روش که دربردارندهی قوانین زندگانی رهروان در انجمن است. 2- سوتّه ـ پیتکه78 : یا مجموعه‌ی گفتارها است و از آئین خاص بودا چون چهرهی حقیقت عالی سخن می‌گوید. 3- ابی دمه ـ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره آئین بودا، قضا و قدر، آثار منثور، منابع طبیعی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره آئین بودا، جوزف کمبل