پایان نامه ارشد رایگان درباره “، حرف”، در”

دانلود پایان نامه ارشد

کند566، يعني چيزي از .
حرف” من ” در” ‏ مِن قَبْلِهِمْ “: در معني ابتداي غايت زماني است . يعني کساني که پيش از ايشان بودند .567
حرف” من ” در” ‏ مِّنْ عِلْمٍ “: من زائد و براي تاکيد نفي و استفهام است .568 يعني از علم و دانش .
حرف” لام ” در” ‏ لَنَا “: به معناي اختصاص است .569يعني براي ما .
قُلْ فَللهِ‏َِّ الحُْجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَئكُمْ أَجْمَعِينَ(149)
بگو: دليل و برهان رسا [كه قابل ردّ، ايراد، شك و ترديد نيست‏] مخصوص خداست، و اگر خدا مى‏خواست قطعاً همه شما را [به طور جبر] هدايت مى‏كرد. (149)
حرف” لام ” در” ‏ فَللهِ “: براي اختصاص است ، يعني مخصوص ويژه خداست
قُلْ هَلُمَّ شهَُدَاءَكُمُ الَّذِينَ يَشهَْدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَاذَا فَإِن شهَِدُواْ فَلَا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَ لَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِنَا وَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ وَ هُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ(150)
[به مدعيان تحريم‏هاى خودسرانه‏] بگو: گواهان خود را كه گواهى مى‏دهند بر اينكه خدا اين امور را حرام كرده بياوريد. پس اگر گواهان هم گواهى دادند تو با آنان گواهى مده [زيرا گواهى دادنشان ناحق و نارواست‏] و از هواهاى نفسانى آنان كه آيات ما را تكذيب كردند، و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، و براى پروردگارشان شريك و همتا قرار مى‏دهند، پيروى مكن. (150)
حرف” باء ” در” ‏ بَِايَاتِنَا “: زائد در مفعول و براي تاکيد آمده است ، يعني کسانيکه آيات ما را تکذيب کردند .570
حرف” باء ” در” ‏ بِالاَْخِرَةِ “: براي تاکيد و زائد در مفعول است . يعني کساني که آخرت را ايمان ندارند
حرف” باء ” در” ‏ بِرَبِّهِمْ “: به معناي “عن” آمده .571يعني از سوي پروردگارشان.
* قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشرِْكُواْ بِهِ شَيًْا وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَنًا وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ نحَّْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ وَ لَا تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقّ‏ِ ذَالِكمُ‏ْ وَصَّئكُم بِهِ لَعَلَّكمُ‏ْ تَعْقِلُونَ(151)
بگو: بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده بخوانم: اينكه چيزى را شريك او قرار مدهيد، و به پدر و مادر نيكى كنيد، و فرزندانتان را از [ترسِ‏] تنگدستى نكشيد، ما شما و آنان را روزى مى‏دهيم، و به كارهاى زشت چه آشكار و چه پنهانش نزديك نشويد، و انسانى را كه خدا محترم شمرده جز به حق نكشيد خدا اين [گونه‏] به شما سفارش كرده تا بينديشيد. (151)
حرف” علي ” در” ‏ عَلَيْكُمْ “: به معناي اغراق است ، و به معناي استعلا آمده ، يعني بر شما حرام کرده .572
حرف” باء ” در” ‏ تُشرِْكُواْ بِهِ “:براي تعديه است ، يعني چيزي را شريک او قرار مدهيد .
حرف” باء ” در” ‏ بِالْوَالِدَيْنِ “: در معني “لام” است ، يعني “تحسنون لهما إحسانا” . يعني به آن دو خوبي کنيد .573 و ممکن است در معني غايت باشد . مثل آيه ي 109 سوره يوسف : “وقرأحسّن بي” يعني “الَّي” 574
حرف” من ” در” ‏ مِّنْ إِمْلَاقٍ “:”من” تعليليه يعني به علت ترس از فقر زياد فرزندان خود را مي کشيد .575
حرف” من ” در” ‏ مِنْهَا “:مي تواند ابتدائيه باشد ، يعني از آن .
حرف” باء ” در” ‏ بِالْحَقّ “: باي سببيه است . يعني مگر به سبب حق .576
حرف” باء ” در” ‏ وَصَّئكُم بِهِ “:براي تعديه است و تاکيد و زائد در مفعول است . يعني به آن شما را سفارش کرده .
وَ لَا تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ حَتىَ‏ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُواْ الْكَيْلَ وَ الْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُكلَِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَ إِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَ لَوْ كَانَ ذَا قُرْبىَ‏ وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَالِكُمْ وَصَّئكُم بِهِ لَعَلَّكمُ‏ْ تَذَكَّرُونَ(152)
و به مال يتيم جز به روشى كه نيكوتر است، نزديك نشويد تا به حدّ بلوغِ [بدنى و عقلىِ‏] خود برسد، و پيمانه و ترازو را بر اساس عدالت و انصاف كامل و تمام بدهيد هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نمى‏كنيم و هنگامى كه سخن گوييد، عدالت ورزيد هر چند درباره خويشان باشد، و به پيمان خدا وفا كنيد خدا اين [گونه‏] به شما سفارش كرده تا پند گيريد. (152)
حرف” باء ” در” ‏ بِالَّتىِ “: براي استعانت است،يعني به روشي که نيکوتر است.
حرف” باء ” در” ‏ بِالْقِسْطِ “: براي معيت است ، ويعني همراه با قسط و عدل .577
حرف” باء ” در”‏ بِعَهْدِ اللَّهِ”:تاکيد و زائد در مفعول است ، يعني کساني که عهد خدا و سوگند هاي خود را وفا مي کنند .
حرف” باء ” در” ‏ وَصَّئكُم بِهِ “:براي تعديه است ، يعني خدا اين [گونه‏]به شما سفارش کرده .
وَ أَنَّ هَاذَا صرَِاطِى مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَ لَا تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَالِكُمْ وَصَّئكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(153)
و مسلماً اين [برنامه‏هاى محكم و استوار و قوانين و مقرّرات حكيمانه‏] راه راست من است بنابراين از آن پيروى كنيد و از راه‏هاى ديگر پيروى مكنيد كه شما را از راه او پراكنده مى‏كند خدا اين [گونه‏] به شما سفارش كرده تا پرهيزكار شويد. (153)
حرف” باء ” در” ‏ بِكُمْ “: براي مصاحبت است،يعني شما را از همراهي با او پراکنده مي کند.578
حرف” عن ” در” ‏ عَن سَبِيلِهِ “: عن به معناي مجاوزت است .579يعني از راه او .
حرف” باء ” در” ‏ وَصَّئكُم بِهِ “: براي تعديه مي باشد، يعني آنچه را که به آن سفارش شده ايد.
ثُمَّ ءَاتَيْنَا مُوسىَ الْكِتَابَ تَمَامًا عَلىَ الَّذِى أَحْسَنَ وَ تَفْصِيلًا لِّكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ(154)
سپس به موسى كتاب داديم براى اينكه [نعمت خود را] بر آنان كه نيكى كردند كامل كنيم، و براى اينكه همه احكام و معارفى كه مورد نياز بنى‏اسرائيل بود، تفصيل و توضيح دهيم و براى اينكه هدايت و رحمت [بر آنان‏] باشد تا به ديدار [پاداش و مقام قرب‏] پروردگارشان ايمان آورند. (154)
حرف” علي ” در” ‏ عَلىَ الَّذِى “: به معناي استعلا آمده ، يعني چند برابر
حرف” لام ” در” ‏ لِّكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ “:لام تقويت است ، يعني براي تقويت شبه فعل ()
حرف” باء ” در” ‏ بِلِقَاءِ “:زائد و تاکيد در مفعول است .
وَ هَاذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(155)
و اين [قرآن‏] كتابى پرفايده است كه ما آن را نازل كرديم پس آن را پيروى كنيد و [از مخالفت با آن‏] بپرهيزيد تا مشمول رحمت شويد. (155)
أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلىَ‏ طَائفَتَينْ‏ِ مِن قَبْلِنَا وَ إِن كُنَّا عَن دِرَاسَتهِِمْ لَغَافِلِينَ(156)
[آرى، قرآن را نازل كرديم‏] تا [شما مشركان‏] نگوييد: كتاب آسمانى فقط بر دو گروه پيش از ما [يهود و نصارى‏] نازل شد و [چون به لغت ما نبود] از [ياد گرفتن‏] قرائت آنان و آموزششان بى‏خبر مانديم. (156)
حرف” علي ” در” ‏ عَلىَ‏ طَائفَتَينْ “:به معناي استعلاء آمده ، يعني بر دو گروه و طايفه پيش از ما .
حرف” من ” در” ‏ ‏ِ مِن قَبْلِنَا “: ابتداي غايت زماني است ، يعني بردو گروه پيش از ما
حرف” عن ” در” ‏ عَن دِرَاسَتهِِمْ “:به معناي مجاوزت آمده ، يعني از [ياد گرفتن‏]قرائت آنان .

أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى‏ مِنهُْمْ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بَِايَاتِ اللَّهِ وَ صَدَفَ عَنهَْا سَنَجْزِى الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ ءَايَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كاَنُواْ يَصْدِفُونَ(157)
يا نگوييد: اگر كتاب آسمانى بر ما نازل مى‏شد، مسلماً از آن دو گروه راه يافته‏تر بوديم، اينك برهانى آشكار و هدايت و رحمتى از سوى پروردگارتان براى شما آمد، پس ستمكارتر از كسى كه آيات خدا را تكذيب كند و از آن‏ها روى بگرداند كيست؟ به زودى كسانى [را] كه از آيات ما روى مى‏گردانند، به خاطرِ روى گرداندنشان به عذابى سخت مجازات خواهيم كرد. (157)
حرف” علي ” در” ‏ عَلَيْنَا “: در معناي استعلاي مجازي است . يعني کتاب آسماني بر ما نازل شد .580 و مي تواند در معني “لام” باشد يعني براي ما نازل شد .
حرف” من ” در” ‏ مِنهُْمْ “:ابتداي غايت است،يعني از آنها.
حرف” من ” در” ‏ مِّن رَّبِّكُمْ “:ابتداي غايت مکاني است، يعني از سوي پروردگارشان.
حرف” من ” در” ‏ مِمَّن كَذَّبَ “:براي تفضيل است، يعني ستمکارتر از کسي که آيات خدا را تکذيب کند.

حرف” باء ” در” ‏ بَِايَاتِ “:براي تاکيد و زائد در مفعول است،يعني مسلماً کساني که آيات خدا را کافر شدند.
حرف” عن ” در” ‏ عَنهَْا “:در معناي مجاوزت حقيقي و معنوي است،يعني از آنها روي بگرداند.
حرف” عن ” در” ‏ عَنْ ءَايَاتِنَا “:به معناي القاي مجاوزت است و مي تواند بر تعليل باشد،يعني به خاطر روي گرداندنشان از آيات ما.
حرف” باء ” در” ‏ بِمَا كاَنُواْ يَصْدِفُونَ”: باي سببيه است ، يعني به سبب آنچه که انجام مي دهند581
هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلَئكَةُ أَوْ يَأْتىِ‏َ رَبُّكَ أَوْ يَأْتىِ‏َ بَعْضُ ءَايَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتىِ بَعْضُ ءَايَاتِ رَبِّكَ لَا يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانهَُا لَمْ تَكُنْ ءَامَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فىِ إِيمَانهَِا خَيرًْا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ(158)
آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگانِ [عذاب‏] به سويشان آيند، يا [قيامت‏] پروردگارت [كه روز جلوه كامل حق و ظهور وانكشاف تام توحيد است‏] بيايد، يا برخى از نشانه‏هاى پروردگارت [مانند مرگ و آثار پس از آن‏] تحقق يابد؟ روزى كه برخى از نشانه‏هاى پروردگارت به ظهور آيد، ايمان آوردن كسى كه پيش از اين ايمان نياورده يا در حال ايمانش عمل شايسته‏اى انجام نداده سودى نخواهد داشت. بگو: [شما با اين وضع ناروايى كه داريد] منتظر [عذاب‏] باشيد. ما هم منتظريم [كه عذاب خدا به شما برسد.] (158)
حرف” من ” در” ‏ مِن قَبْلُ “: براي ابتداي غايت زماني است ، يعني پيش از اين ايمان نياورده ايد .582
حرف” في ” در” ‏ فىِ إِيمَانهَِا “: براي ظرف است ، در غير وقت ايمان ،583
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينهَُمْ وَ كاَنُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنهُْمْ فىِ شىَ‏ْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلىَ اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بمَِا كاَنُواْ يَفْعَلُونَ(159)
مسلماً كسانى كه دينشان را بخش بخش كردند، وگروه گروه شدند، تو را هيچ پيوندى با آنان نيست، كار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالى كه همواره انجام مى‏دادند، آگاهشان مى‏كند. (159)
حرف” من ” در” ‏ مِنهُْمْ: “من” اتصاليه است ولي صحيح آن است که (من) ابتدائيه باشد .584
حرف” في ” در” ‏ فىِ شىَ‏ْءٍ “:در معناي ظرف مجازي آمده است،چون شيء معناي عام مادي و معنوي مي باشد، يعني به معني “مع” نيز مي تواند باشد.
حرف” الي ” در” ‏ إِلىَ اللَّهِ “: به معناي غايت مجازي است .585 به معناي انتهاي غايت است ، يعني همه چيز به سوي اوست .586
حرف” باء ” در” بمَِا كاَنُواْ يَفْعَلُونَ “: باي سببيه مي باشد ، يعني به سبب آنچه انجام مي دهند ، آگاه مي کند .
مَن جَاءَ بِالحَْسَنَةِ فَلَهُ عَشرُْ أَمْثَالِهَا وَ مَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يجُْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ(160)
هر كس كار نيك بياورد، پاداشش ده برابر آن است، و آنان كه كار بد بياورند، جز به مانند آن مجازات نيابند و مورد ستم قرار نمى‏گيرند. (160)
حرف” باء ” در” ‏ بِالحَْسَنَةِ “: باي مصاحبه است .587يا باي تعديه است . چون فعل لازم “جاء” با آن متعدي شده است . 588يعني کار نيک بياورد.
حرف” لام ” در” ‏ فَلَهُ “: براي اختصاص است ، يعني برايشان نزد پروردگارشان پاداشي شايسته است
حرف” باء ” در” ‏ بِالسَّيِّئَةِ “: باي تعديه است چون فعل لازم “جاء” با آن متعدي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره "، حرف"، در" Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره سوره بقره