پایان نامه ارشد رایگان درباره “، حرف”، در”

دانلود پایان نامه ارشد

در معني استعلا بر مجرور است و معنوي است . مثل آيه 14 سوره “شعراء ” “لهم علَّي ذنب” نکته اينکه در هيچ کتب تفسيري به معناي “علي” در اين آيه اشاره نشده اما با توجه به ترجمه انصاريان شايد بتوان گفت که “علي” در معني “لام” و براي اختصاص مي باشد . يعني براي آنها يکسان است . اين نظر نگارنده است و مي تواند در معني استعلاي معنوي باشد .
وَ قَالُواْ هَذِهِ أَنْعَمٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ لَّا يَطْعَمُهَا إِلَّا مَن نَّشَاءُ بِزَعْمِهِمْ وَ أَنْعَمٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَ أَنْعَمٌ لَّا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا افْترَِاءً عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْترَُونَ(138)
و به گمان بى‏اساس خود گفتند: اين چهار پايان و زراعتى كه [سهم خدا و بتان است، خوردنش‏] ممنوع است، فقط كسى كه ما بخواهيم بايد از آنها بخورد، و [اينها] چهارپايانى است كه سوار شدن بر آنان حرام است، و [نيز آنان را] چهارپايانى [بود] كه [هنگام ذبح‏] نام خدا را بر آنها نمى‏بردند، در حالى كه [اين سنت‏ها و قوانين را به دروغ‏] به خدا نسبت مى‏دادند به زودى خدا آنان را در برابر آنچه دروغ مى‏بستند، مجازات خواهد كرد. (138)
حرف” باء ” در” ‏ بِزَعْمِهِمْ “: به معناي (عن) يا براي معيت است ، يعني مي گويند آن را با اعتقاد بي اساس544
حرف” علي ” در” ‏ عَلَيْهَا “: در معني استعلاي حقيقي است ، يعني بر آنان .
حرف” علي ” در” ‏ عَلَيْهِ “: در معني استعلاي مجازي و معنوي است .545يعني بر او.
حرف” باء ” در” بِمَا كَانُواْ يَفْترَُونَ “: به معناي (عن) است يا براي بدل و عوض است546 و مي تواند براي سببيت آمده باشد ، يعني به سبب کذبشان547
وَ قَالُواْ مَا فىِ بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَ محَُرَّمٌ عَلىَ أَزْوَاجِنَا وَ إِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شرَُكَاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ(139)
و گفتند: آنچه در شكم اين چهارپايان است [در صورتى كه زنده بيرون آيد] ويژه مردان ماست، و بر همسرانمان حرام است، و اگر مرده باشد همگى در آن شريكند به زودى خدا آنان را بر اين توصيف بى‏پايه و باطلشان جزا خواهد داد، زيرا خدا حكيم و داناست. (139)
حرف” في ” در” ‏ فىِ بُطُونِ “:در معناي ظرفيت مکاني حقيقي است .
حرف” لام ” در” ‏ لِّذُكُورِنَا “:لام اختصاص است ، يعني براي مردان است و مخصوص آنهااست .
حرف” علي ” در” ‏ عَلىَ أَزْوَاجِنَا “:در معناي استعلاء به کار رفته ، يعني بر همسران و فعل” حَُرَّمٌ” با حرف اضافه علي مي آيد.
حرف” في ” در” ‏ فِيهِ “:در معني ظرفيت آمده ، يعني در آن .
قَدْ خَسرَِ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلَادَهُمْ سَفَهَا بِغَيرِْ عِلْمٍ وَ حَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْترَِاءً عَلىَ اللَّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَ مَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ(140)
قطعاً كسانى كه فرزندان خود را از روى سبك مغزى و جهالت كشته‏اند، و آنچه را خدا روزى آنان كرده بود بر پايه دروغ بستن به خدا حرام شمرده‏اند، زيان كردند به راستى كه گمراه شدند و هدايت يافته نبودند. (140)
حرف” باء ” در”بِغَيرِْ عِلْمٍ “: براي معيت يا تاکيد بر جهلشان است .548
حرف” علي ” در” ‏ عَلىَ اللَّهِ “: مي تواند مانند “لام” تعليل باشد . مثل : “لتکُبروا اللّه علي ماهداکم” يا در معناي استعلاي معنوي باشد ، يعني آنچه را خدا روزي آنان کرده .
* وَ هُوَ الَّذِى أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَ غَيرَْ مَعْرُوشَاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مخُْتَلِفًا أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشَبهًِا وَ غَيرَْ مُتَشَبِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَ ءَاتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَ لَا تُسرِْفُواْ إِنَّهُ لَا يحُِبُّ الْمُسرِْفِينَ(141)
و اوست كه باغ‏هايى [كه درختانش برافراشته‏] بر داربست و باغ‏هايى [كه درختانش‏] بدون داربست [است‏]، و درخت خرما، و كشتزار با محصولات گوناگون، و زيتون، و انار شبيه به هم و بى‏شباهت به هم را پديد آورد. از ميوه‏هاى آنها هنگامى كه ميوه داد بخوريد، و حقِّ [الهىِ‏] آن را روز دروكردنش [كه به تهيدستان اختصاص داده شده‏] بپردازيد، و از اسراف [در خوردن وخرج كردن‏] بپرهيزيد، كه قطعاً خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد. (141)
حرف” من ” در” ‏ مِن ثَمَرِهِ “: براي بيانيه است و مراد از رزق را بيان مي کند .549
وَ مِنَ الْأَنْعَمِ حَمُولَةً وَ فَرْشًا كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ وَ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَنِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ(142)
و از دام‏ها، حيوانات باربر و حيوانات كُرك و پشم‏دهنده را [آفريد] از آنچه خدا روزى شما كرده بخوريد، و از گام‏هاى شيطان پيروى نكنيد، كه بى‏ترديد او براى شما دشمنى آشكار است. (142)

حرف” من ” در” ‏ مِنَ الْأَنْعَمِ “: من ابتدائيه است550 يا من تبعيضيه است ، يعني بعضي از انعام .551
حرف” من ” در” ‏ مِمَّا رَزَقَكُمُ “: به معناي ابتداي غايت است ، متعلق به “کلوا” جايز است که مفعول باشد .552يعني از آنچه که روزي شما کرده .
حرف” لام ” در” ‏ لَكُمْ “: براي تببين است ، يعني قطعاً او نسبت به شما دشمني ، آشکار است .553
ثَمَنِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَينْ‏ِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَينْ‏ِ قُلْ ءَالذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنثَيَينْ‏ِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الْأُنثَيَينْ‏ِ نَبُِّونىِ بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(143)
[از حيوانات حلال گوشت و قابل استفاده شما] هشت نوع همراه با جفتش [را آفريد] از گوسفند يك نر و يك ماده، از بز يك نر و يك ماده، بگو: آيا خدا، نر گوسفند و بز، يا ماده گوسفند و بز را يا آنچه را كه رحم آن دو ماده در برگرفته حرام كرده؟ اگر راستگوييد از روى علم و دانش به من خبر دهيد. (143)
حرف” من ” در” ‏ مِّنَ الضَّأْنِ “: من بيان جنس است ، يعني مذکر و مونث .554
حرف” من ” در” ‏ مِنَ الْمَعْزِ “:من بيان جنس است .
حرف” علي ” در” ‏ عَلَيْهِ “:در معناي استعلاء آمده ، يعني بر او.
حرف” باء ” در” ‏ بِعِلْمٍ “: باي معيت است .555 يعني با علم و دانش به من خبر دهيد .
وَ مِنَ الْابِلِ اثْنَينْ‏ِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَينْ‏ِ قُلْ ءَالذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنثَيَينْ‏ِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الْأُنثَيَينْ‏ِ أَمْ كُنتُمْ شهَُدَاءَ إِذْ وَصَّئكُمُ اللَّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى‏ عَلىَ اللَّهِ كَذِبًا لِّيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيرِْ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يهَْدِى الْقَوْمَ الظَّلِمِينَ(144)
و از شتر يك نر و يك ماده و از گاو يك نر و يك ماده [را آفريد] بگو: آيا خدا نرينه شتر و گاو يا ماده هر دو را يا آنچه را كه رحم آن دو ماده دربرگرفته حرام كرده؟ يا زمانى كه خدا شما را به اين [حرام ساختگى‏] سفارش كرد حاضر بوديد، پس ستمكارتر از كسى كه به خدا دروغ بندد تا مردم را از روى نادانى و جهالت گمراه كند، كيست؟! مسلماً خدا گروه ستمكاران را هدايت نمى‏كند. (144)
حرف” من ” در” ‏ مِنَ الْابِلِ “: من بيان جنس است ، يعني مذکر و مونث .
حرف” من ” در” ‏ مِنَ الْبَقَرِ “: من بيان جنس است ، يعني يک گاو نر و يک گاو ماده .
حرف” علي ” در” ‏ عَلَيْهِ “:در معناي استعلاء آمده ، يعني براي او .
حرف” باء ” در” ‏ بِهَذَا “: باي سببيه است ، يعني به سبب اين .556
حرف” من ” در” ‏ مِمَّنِ افْترََى “: براي مصاحبت و همراه بأفعل تفضيل است ، يعني ابتداي غايت .557
حرف” علي ” در” ‏ عَلىَ اللَّهِ “: در معناي استعلاي معنوي است ، يعني عليه او جاهلانه اموري را نسبت دهند .
حرف” باء ” در” ‏ بِغَيرِْ “: براي معيت است ، يا براي تاکيد است558، يعني بدون همراه بودن با علم .
قُل لَّا أَجِدُ فىِ مَا أُوحِىَ إِلىَ‏َّ محَُرَّمًا عَلىَ‏ طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيرِْ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيرَْ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(145)
بگو: در احكامى كه به من وحى شده [خوراك‏] حرامى را بر خورنده‏اى كه ميل دارد آن را بخورد نمى‏يابم، مگر آنكه مردار يا خون ريخته شده [از رگ‏هاى حيوان‏] يا گوشت خوك باشد كه يقيناً همه نجس و پليدند، يا حيوانى كه از روى نافرمانى از دستور خدا [هنگام ذبح‏] نام غير خدا بر آن برده شده پس كسى كه [براى نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود در حالى كه خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند [گناهى بر او نيست‏] يقيناً پروردگارت بسيار آمرزنده و مهربان است. (145)
حرف” في ” در” ‏ فىِ مَا “: براي تعليل است . مثل : “لمسّکم فيها أقضتم” . يعني به خاطر آنچه درباره خودشان به طور شايسته متعارف انجام دهند .
حرف” الي ” در” أُوحِىَ إِلىَ “: به معناي تبليغ و آگاه کردن است .
حرف” علي ” در” ‏ عَلىَ‏ طَاعِمٍ “:به معناي استعلاء آمده است چون همراه با” حَُرَّمً” آمده است ، يعني حرامي را بر خورنده اي که ميل دارد.
حرف” لام ” در” ‏ لِغَيرِْ “: براي اختصاص است ، يعني هرآنچه براي نام غيرخدا .559
حرف” باء ” در” ‏ اللَّهِ بِهِ “: بدليه است که در اين صورت “ما” موصوله بوده است يا موصوفه يا منصوب بر بدليه است از (لِغيرالله بِهِ) يعني هرآنچه که براي نام غيرخدا560 آيه 27 بقره .
وَ عَلىَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِى ظُفُرٍ وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَالِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيهِِمْ وَ إِنَّا لَصَادِقُونَ(146)
و هر حيوان ناخن‏دار، و پيه گاو و گوسفند را بر يهوديان حرام كرديم مگر چربى‏هايى كه بر پشت يا روده‏هاى آنان است، يا آنچه آميخته و مخلوط با استخوان است اين [تحريم‏] را به سبب ستم كردنشان به آنان كيفر داديم، و يقيناً ما راستگوييم. (146)
حرف” علي ” در” ‏ عَلىَ الَّذِينَ “: در معناي استعلا بر مجرور است ، يعني بخاطر ستم کردنشان به آنان کيفر داديم .
حرف” من ” در” ‏ مِنَ الْبَقَرِ “: من زائد ربط است ، يعني حرام کرديم برآنان .561 من تبعيضيه است .562يعني بر برخي ازآنان حرام کرديم .
حرف” علي ” در” ‏ عَلَيْهِمْ “:به معناي استعلاي مجرور آمده ، يعني بر آن .
حرف” باء ” در” ‏ بِعَظْمٍ “:باي الصاق است يا مي تواند باي معيت باشد ، يعني مخلوط با استخوان .
حرف” باء ” در” ‏ بِبَغْيهِِمْ “: باي سبيه است ، يعني به سبب ظلمشان .563
فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَ لَا يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ(147)
اگر تو را تكذيب كردند، بگو: پروردگارمان صاحب رحمتى گسترده است، ولى عذاب او هم از گروه مجرمان بازگردانده نخواهد شد. (147)
حرف” عن ” در” ‏ عَنِ الْقَوْمِ “: به معناي مجاوزت است ، يعني از گروه مجرمان .564بازگردانده نخواهد شد .
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشرَْكُواْ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشرَْكْنَا وَ لَا ءَابَاؤُنَا وَ لَا حَرَّمْنَا مِن شىَ‏ْءٍ كَذَالِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتىَ‏ ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تخَْرُصُونَ(148)
كسانى كه براى خدا شريك و همتا قرار دادند به زودى خواهند گفت: اگر خدا مى‏خواست نه ما شرك مى‏ورزيديم و نه پدرانمان، و نه چيزى [از حلال خدا را خودسرانه‏] حرام مى‏كرديم [پس شرك و تحريم ما جبرى بوده نه اختيارى‏] كسانى كه پيش از اينان بودند [بر اساس همين عقيده باطل پيامبران را] تكذيب كردند تا عذاب و انتقام ما را چشيدند بگو: آيا نزد شما دانشى [استوار و منطقى مُستدل بر عقايدتان‏] هست كه آن را براى ما آشكار كنيد؟ شما فقط از پندارهاى واهى و پوچ پيروى مى‏كنيد و جز به حدس و گمان تكيه نمى‏زنيد. (148)
حرف”من”در”مِن شىَ‏ْءٍ “: من زائد مي باشد .565 يا دلالت بر استغراق جنس مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره "، حرف"، در" Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره "، حرف"، در"