پایان نامه ارشد رایگان با موضوع گروه کنترل، فعالیت ورزشی، تمرین استقامتی، فیزیولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

) در تحقیقی پاسخ و سازگاری در پاسخ VEGF را متعاقب 6 هفته تمرین ورزشی در بیماران IC45 مورد بررسی قرار دادند. ابتدا از کلیه بیماران آزمون حداکثر46 راه رفتن گرفته شد که نمونههای خون قبل از فعالیت، 20 دقیقه و 60دقیقه بعد از این آزمون جمعآوری شد سپس بیماران را به صورت تصادفی به دو گروه تمرین درمانی (7 نفر ) و کنترلی (6 نفر) تقسیم کردند. گروه تمرین درمانی یک تمرین نوارگردان با شدت بالای 6 هفته ای را انجام دادند (سه جلسه تمرین پیادهروی کنترل شده 40 دقیقه ای در هر هفته برای 6 هفته، شدت در 3 هفته اول 80 درصد VO2 اوج و در سه هفته آخر معادل 100 درصد 2VO اوج بود). بعد از پایان دوره تمرینی دوباره آزمون حداکثری راه رفتن انجام و نمونههای خونی همه بیماران جمعآوری شد. نتایج تحقیق نشان داد یک جلسه فعالیت و دوره تمرینی هیچیک بر VEGF پلاسما تاثیر معنادار نداشت. به طور کلی عدم تغییر در VEGF پلاسما ممکن است بیانگر اتصال VEGFبه گیرنده آندوتلیوم باشد هرچند که با یافتههای این تحقیق، این ادعا نمیتواند تأیید شود (71).
جیان و همکاران (2006) تاثیر تمرین استقامتی را بر مقادیر پروتئین اندوستاتین و VEGF عضله بررسی کردند. این محققان 12 موش را به دو گروه ورزش و کنترل (6 موش در هر گروه) تقسیم کردند. تمرین در گروه ورزش به این صورت بود که موشها یک هفته به صورت اختیاری دویدند و سرعت دویدن را به طور میانگین به 25 متر در دقیقه رساندند. سپس به مدت سه هفته در روز 30 دقیقه با سرعت 25 متر بر دقیقه دویدند. در پایان عضله ساقی قدامی موشها به منظور تجزیه و تحلیل جدا شد. نتایج تحقیق نشان داد که سه هفته تمرین استقامتی باعث کاهش معنادار در سطوح اندوستاتین (7/2 برابر) و همچنین افزایش در سطوح VEGF (7/1 برابر) و دانسیته مویرگی (%26) عضله ساقی قدامی موشها شده است (58).
بریکسوس و همکاران (2008) در تحقیقی تاثیر دو نوع تمرین بر مقادیر اندوستاتین و VEGF پلاسمایی افراد چاق را بررسی کردند. بدین منظور 21 مرد چاق (26BMI) 50 تا 60 ساله را به سه گروه تقسیم کردند. گروه اول تمرین دویدن را به مدت 60 دقیقه، گروه دوم دوچرخه سواری را به مدت 90 دقیقه با شدت 2 تا 4 میلی مول لاکتات انجام میدادند. تمرینات سه روز در هفته به مدت 6 ماه انجام شد. گروه سوم نیز به عنوان گروه کنترل بیتحرک بودند. بعد از تمرینات مقادیر VEGF پلاسما در هر سه گروه تغییر چندانی نکرد. اما مقادیر اندوستاتین پلاسما در هر دو گروه تمرینی به طور معناداری کاهش یافت، در حالی که در گروه کنترل تغییری نداشت (72).
پارک و همکاران (2010) در تحقیقی به بررسی ساختار و عملکرد عروقی و VEGF در پی 12 هفته تمرین ترکیبی پرداختند. در این تحقیق 20 زن چاق سالمند (2/6 ± 9/66 سال) به دو گروه ده نفری کنترل و تمرین تقسیم کردند که آزمودنیها 3 جلسه در هفته تمرین میکردند و هر جلسه min70 طول میکشید. پروتکل تمرینی شامل سه بخش هوازی (min 40) تمرین با کش (min 15) و یوگا (min 15) بود، علاوه برتمرین اصلی سرد کردن (min 15) و گرم کردن (min 15) در ابتدا و انتهای تمرین انجام میشد. بخش هوازی شامل پیادهروی بود که شدت آن 6 هفته اول (10 تا 11 RPR47) و در هفتههای 7 تا 13 (12 تا 13RPR) بود. بخش تمرین با باند شامل 10 حرکت و هر حرکت (8 تا 11 تکرار) در 6 هفته اول (12 تا 15 تکرار) در 6 هفته دوم که حرکات در یک ست انجام میشد. بخش یوگا با 12 حرکت در یک ست به مدت min 15 انجام میگرفت. نمونههای خونی 12 ساعت قبل از تمرین در حالت ناشتها و بعد از تمرین جمعآوری شد. درصد توده بدنی، فشار خون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک، بیشترین زمان راه رفتن، TC و LDL در گروه تمرین کاهش معناداری یافته بود، اگرچه تغییر معناداری در گروه کنترل مشاهده نشد. همچنین مقدار VEGF سرم به طور معنا داری در گروه تمرین نسبت گروه کنترل پس از 12 هفته تمرین افزایش یافته بود (73).
اگاوا و همکاران (2010) در تحقیقی به بررسی تاثیر تمرینات مقاومتی با شدت پایین بر روی فاکتورهای التهابی و VEGF در افراد سالمند پرداختند. آزمودنیهای این تحقیق 21 زن سالمند با میانگین سنی 5/4±85 سال بودند که هیچ گونه فعالیت ورزشی منظم نداشتند. تمرینات 12 هفته و حداقل یک بار در هفته صورت میگرفت. هر جلسه تمرین شامل 4 حرکت بود. که هر حرکت 1 تا 2 نوبت با 10 تا 12 تکرار انجام میشد. برای انجام تمرینات از دستگاه جنبشی استفاده شد. این دستگاه دارای یک کابلکشی بود و فرد با توجه به نوع حرکت باید کشش را که از قبل طراحی شده بود به کابل وارد میکرد. شدت تمرین هر جلسه بنابه درخواست آزمودنی افزایش مییافت. زمان تمرین 40 دقیقه بود که شامل 5 دقیقه گرم کردن، 30 دقیقه تمرین و 5 دقیقه سرد کردن میشد. نمونههای خونگیری قبل و بعد از دوره تمرینات صورت گرفت. در پایان این دوره تمرینات نشان داده شد که غلظت VEGF پلاسما نسبت به میزان پایه تغییر معناداری نداشته است (74).
زاکروفسکا پازک و همکاران (2011) در تحقیقی به بررسی اثرات فعالیت ورزشی بر روی تولید TGF-bl، PDGF-AAو VEGF-A موجود در بافت چربی 59 موش صحرایی پرداختند. در شروع مطالعه برای ایجاد سازگاری در موشها، آنها فعالیتی 5 روزه شامل 10 دقیقه دویدن بر روی تردمیل با سرعت 15 متر در دقیقه انجام دادند و بعد از سازگاری موشها به صورت تصادفی به دو گروه تمرینی (29 موش) و غیر تمرینی (30 موش) تقسیم شدند. پروتکل ورزشی شامل یک تست فزاینده بر روی تردمیل بود که به مدت 6 هفته و 5 روز در هفته انجام میشد. نمونهها از هر دو گروه قبل، بلافاصله و سه ساعت بعد از تمرین بدست آمد. نتایج نشان داد، فعالیت حاد در گروه غیر تمرینی باعث کاهش سطح ژنی VEGF-A، TGF-bl و PDGF-AA در سه ساعت بعد از تمرین نسبت به قبل از تمرین کاهش نشان داد و در سطوح ژنی VEGF-A ، TGF-bl و PDGF-AA در نتیجه فعالیت استقامتی طولانی مدت در گروه تمرینی نسبت به گروه غیر تمرینی افزایش معناداری داشت. بنابراین فعالیت بدنی مداوم بیان فاکتورهای رشدی در بافت چربی را افزایش داد (75).
نورشاهی و همکاران (2011) تاثیر هشت هفته تمرین در شراط هایپوکسی نورموباریک بر غلظت VEGF سرم در 24 نفر از دانشجویان داوطلب مرد غیر ورزشکار را مورد بررسی قرار دادند. آزمودنیها بر اساس حداکثر اکسیژن مصرفی در سه گروه هشت نفره شامل، گروه تمرین در شرایط هایپوکسی مطابق با ارتفاع 4200 متر، تمرین شرایط نورموکسی و گروه کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرین ورزشی روی دوچرخه کار برای هر دو گروه تجربی (با شدت 55 تا 75 درصد max2VO به طور فزاینده به مدت 45 دقیقه) یکسانسازی شده بودند، فقط گروه هایپوکسی تمرین را در شرایط هایپوکسی 12درصد انجام دادند. برنامه تمرینی سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته بود. خون گیری در ابتدا و انتهای هفته هشتم در حالت ناشتها انجام شد. نتایج نشان داد هشت هفته تمرین در شرایط هایپوکسی نورموباریک تغییر معناداری غلظت VEGF سرم (44درصد افزایش) و max2VO(افزایش 14درصدی) در مقایسه با دو گروه دیگر ایجاد میکند. همچنین غلظت VEGF سرم در گروه نورموکسی در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافت. نورشاهی و همکاران تمرین استقامتی در شرایط هایپوکسی را عاملی تسریع کننده جهت بهبود در فرآیند آنژیوژنز معرفی کردند (76).
خوجملی و همکاران (1392) در تحقیقی اثر حاد و مزمن رکاب زدن همراه با انسداد عروقی پا بر سطوح سرمی VEGF در 18 مرد جوان سالم (میانگین وزن 03/6±52/73 کیلوگرم، سن 27-19ساله) بررسی کردند. آزمودنیها به سه گروه رکاب زدن همراه با انسداد عروق پا (6 نفر)، رکاب زدن بدون انسداد (6 نفر) و کنترل (6 نفر) تقسیم شدند. آزمودنیهای گروه تمرین با انسداد و تمرین بدون انسداد به مدت 4 هفته، هر هفته 6 جلسه و در مجموع 24 جلسه تمرین رکاب زدن را با شدت 50% Wmax و در 5 نوبت 3 دقیقه‌ای و یک دقیقه استراحت بین هر نوبت انجام دادند. قبل از شروع پروتکل، دو ساعت پس از جلسه اول تمرین و 24 ساعت پس از جلسه آخر تمرین خونگیری انجام شد. نتایج نشان داد که سطوح سرمی VEGF، در پاسخ به فعالیت رکاب زدن همراه با انسداد نسبت به تمرین رکاب زدن بدون انسداد، افزایش معناداری پیدا کرد. همچنین نتایج نشان داد چهار هفته فعالیت رکاب زدن سطوح سرمی VEGF در گروه با انسداد و بدون انسداد (هر دو گروه تمرینی) را افزایش داد اما این افزایش معنی‌دار نبود و پس از چهار هفته هیچ اختلاف معنی‌داری بین تمرین رکاب زدن همراه با انسداد عروقی پا و تمرین رکاب زدن به تنهایی بر سطوح سرمی VEGF به عنوان یکی از عوامل رگ زایی در مردان جوان سالم وجود ندارد (77).

2-11. تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIT) و آنژیوژنز

اگر چه تعریف جامعی از HIT وجود ندارد، ولی به طور کلی HIT به تکرار جلسات فعالیت ورزشی به نسبت کوتاه و با وهلههای متناوب اشاره دارد که با نهایت کوشش یا نزدیک به آن انجام میشود (بالاتر از 90 درصد VO2max). بسته به شدت تمرین، یک کوشش واحد ممکن است از چند ثانیه تا چندین دقیقه دوام داشته باشد که وهلههای گوناگون با چند دقیقه استراحت یا فعالیت با شدت کم از هم جدا میشوند (7). برخلاف تمرینات قدرتی که معمولا با کوششهای شدید کوتاه و برای غلبه بر یک مقاومت سنگین به منظور افزایش توده عضله اسکلتی انجام میشود، HIT معمولا با فعالیتهایی نظیر دوچرخه سواری یا دویدن همراه است و هایپرتروفی بارزی را در تار ایجاد نمیکند (7). این نوع تمرینات در دو شکل کلی HIT با وهلههای فعالیت کوتاه مدت و HIT با وهلههای فعالیت بلند مدت طراحی میشوند. HIT با وهلههای فعالیت کوتاه مدت معمولا بر اساس آزمون وینگیت اجرا میشود (8) و هدف در این نوع تمرین صرفهجویی در زمان فعالیت ورزشی و اکتساب و سازگاریهای ممکن با حداقل حجم تمرین است، بنابراین به آن HIT با حجم پایین نیز اطلاق میشود. اما در برخی از پژوهشها به منظور کاهش فشار فیزیولوژیک و خطرات احتمالی، از شدت پایینتر HIT برای ایجاد سازگاریهای فیزیولوژیک و متابولیک استفاده نموده اند که در اصطلاح به آن HIT با وهله های فعالیت بلند مدت و یا تمرین تناوبی هوازی با شدت بالا گفته میشود و بیشتر پژوهشهای این نوع HIT از وهله های فعالیت 4 دقیقه ای استفاده کردهاند (78, 79). این نوع HIT با این حال که از نظر زمان تمرین نسبت به HIT با حجم پایین مقرون به صرفه نیست، با این حال سازگاریهای متابولیک به آن نسبتا بیشتر است و میتوان آن را برای برخی از بیماریهای قلبی- عروقی، متابولیکی و همچنین افراد مسن با اطمینان خاطر بیشتری استفاده کرد (80).
جانیسون و همکاران (2004) تاثیر دو نوع تمرین شدید تناوبی شش هفتهای (به صورت تک پایی) بر روی ساختارهای عروقی و فاکتورهای رشد VEGF و b-FGF در مردان جوان (گروه اول 6 نفر با میانگین سنی 25 سال و گروه دوم 7 نفر با میانگین سنی 23 سال) بررسی کردند. گروه اول با شدت max2 VO150٪ تناوبهای یک دقیقهای که با زمانهای سه دقیقه استراحت از هم مجزا میشدند را در طول یک ساعت انجام میدادند. آنها این فعالیت را سه بار در دو هفته اول، چهار بار در دو هفته دوم، پنج بار در هفته های بعدی تکرار کردند. در حالیکه گروه دوم تمرین را با شدت max2 VO90٪ و تناوبهای 1 دقیقهای که با زمانهای 30 ثانیه استراحت از هم مجزا میشدند، انجام میدادند. گروه دوم این فعالیت را تا زمانی که قادر به حفظ 50 دور در دقیقه (بعد از 1 ساعت) بودند ادامه میدادند. این گروه 3 بار در هفته و به مدت 6 هفته تمرین کردند. نمونههای عضلانی در دو گروه در حالت استراحت و بعد از هفتههای 2، 4 و 6 گرفته شد. نتایج نشان داد در هر دو گروه نسبت عروق به تار عضلانی (C/F) بعد از 4 و 6 هفته نسبت به قبل از تمرین افزایش یافته بود در حالیکه دو تمرین فوق تغییری درVEGF و b-FGF عضلانی آزمودنیها نداشت (70).
هال48 و همکاران (2011) در تحقیقی اثر حاد یک جلسه تمرین با شدت بالا و مدت کوتاه در مقابل یک جلسه تمرین با حجم بالا (تمرین استقامتی) در یگ گروه 11 نفره را بر روی فاکتورهای آنژیوژنیک بررسی کردند. آنها آزمودنیها را در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع هورمون رشد، فعالیت ورزشی، نفوذپذیری، شاخص توده بدنی Next Entries تحقیق درباره ثبات مرکزی، انحراف معیار، رشد حرکتی، آزمون فرضیه