پایان نامه ارشد رایگان با موضوع پهلوی اول، مدرنیزاسیون، پهلوی دوم، دوران پهلوی

دانلود پایان نامه ارشد

و آموزشگاه ها و مدارس و کارخانه ها و ایستگاه ها، نوع تازه ای از معماری بوجود آید که می بایستی از عملکرد داخلی این بناها تابعیت کند. بدین ترتیب در دوران پهلوی اول جنبۀ عقلانی و سودمندگرایانۀ مدرنیته به صورت بارزی در معماری و شهرسازی جلوه گر شد(صارمی، 1374: 63).
در این دوره سازمان های دولتی به تنظیم برنامه های جدید برای مدرنیزه کردن روند سیستم کار در ادارات مختلف دست زدند که در بین آنها شهرداری یکی از مهمترین سازمان هایی بود که از حالت مفلوک بلدیه ای خود را رها ساخته و با یک تغییر شکل اساسی در سیستم سازمانی به نهاد شهرداری تبدیل شد تا بدین وسیله بتواند شرایط اجتماعی و فکری و فرهنگی نوینی در برابر کهنگی تأسیسات اجتماعی و سنت ها در یک مرحلۀ تاریخی ایجاد کند. این سیستم خواهان تغییر در کلیۀ شئون زندگی شهری ـ اداری مملکت بود. شهرداری می بایست تشکیلاتی را فراهم می ساخت که مسایل شهری مثل مسکن، گسترش شهر، تراکم، خیابان کشی های جدید و … را برای آسایش مردم پاسخ دهد. براساس این ایده شهرداری ها در تمام شهرها با یک نظام و برنامۀ نوین ساخته شده و شروع به کار کردند(باور، 1388: 69 ـ70).
سبک های رایج معماری دورۀ رضاشاهی را می توان در سه گرایش معماری تقسیم بندی نمود: تداوم معماری اواخر قاجار، سبک معماری اوایل مدرن، نئوکلاسیک اروپا با تلفیق موتیف های ایرانی(سبک ملی)(بانی مسعود، 1388: 187).
در گرایش اول، اکثریت مردم جهت ساختن ساختمان های کوچک و معمولی مانند خانه ها و ساختمان های تجاری اغلب به مهندس معمار مراجعه نمی کردند و با کمک معماران سنتی اقدام به ساخت آنها می نمودند. معماران سنتی این دوره با آموزه های سنتی خود و با الگوبرداری از ساختمان های مهندسان طراح، سعی می کردند که جنبه ها و نکته های معماری جدید را با روش ها و آنچه خود از معماری سنتی می دانستند، بیامیزند. از آنجایی که در این دوره معماران سنتی هنوز با منبع غنی معماری ایرانی اتصال داشتند از این آمیزش نتایج جالب توجه و گاه ارزشمندی در سبک معماری بناهای مسکونی و تجاری دورۀ پهلوی اول حاصل شد. لذا ساختمان های این دوره را می توان در اصل تداوم همان سبک معماری دورگۀ قاجاری اواخر ناصری با کمی تغییر در مصالح و تکنیک دانست.
دومین گرایش معماری این دوره (گرایش به معماری اوایل مدرن) عمدتاً از سوی معماران خارجی و تحصیل کردگان ایرانی در خارج از کشور حمایت می شد. معماری مدرن شکل گرفته در این دوره در اصل معماری مدرنی بود که تحت تأثیر مکتب وین و هنر و معماری اکسپرسیونیسم آلمان قبل از سال 1930 میلادی قرار داشت. این شیوه تا حدودی تحت تأثیر تزیینات جنبش آرنووی(Art Nouveau) فرانسه بود. یکی از مهمترین معماران این سبک در دورۀ رضاشاه که در ساخت و سازهای این دوره فعالیت چشم گیری داشت، وارطان هوانسیان بود. او در یادداشت ها و مقالات خود، معماری مدرن را همچون رویداد کشف حجاب می دانست و بر این عقیده بود که همان گونه که رضاشاه چادر سیاه را از سر زنان کَند و آنها را از قید حجاب رهانید، معماری مدرن نیز همچون کاری با ساختمان های دورۀ قاجاری نمود و دیوارهای گِلی باربرِ آنها را گرفت و آهن و شیشه همان کار کشف حجاب را نمود. برون گرایی ساختمان های دورۀ پهلوی اول، ماحصل همین دیدگاه است. او می نویسد:
کسانی که آن زمان را بیاد دارند بخوبی می دانند که ساختمان های این شهر بزرگ مانند طبقۀ نسوان که در زیر چادرسیاه مستور بودند با دیوارهای بلند کاهگلی و یکنواخت محصور و جز با یک در چوبی آنهم به اشکال مختلف که در روی آنها کوبه های آهنی بدقواره ای نصب شده بود وسیلۀ ارتباط دیگری با دنیای خارج خود نداشتند. در آن عصر یعنی از رفع حجاب مگر کسی می توانست این حصار سیاه و غم انگیز را از گِرد منزل مسکونی خود برداشته و از اتاق نشیمنش پنجره ای بروی خیابان باز کند و یا بالکنی در جا و بنای خود احداث نماید؟ آن روزها همان گونه که زن در خانه محبوس و به مثابۀ یک نفر زندانی زندگی می کرد ساختمان ها و باغ ها و سایر اماکن پایتخت ما هم در میان دیوارهای بلندِ محصور و مستور مانده و باز چنانکه در چهرۀ زن آن روز جلوۀ تبسم و صفا دیده نمی شد قیافۀ ساختمان ها نیز در پناه همین دیوارهای گلی سیاه و بعضاً سر بفلک کشیده، عبوس و غمگین بنظر می رسید(هوانسیان، 1340: 7).
سومین گرایش معماری که در اصل می توان آن را به عنوان سبک معماری دورۀ پهلوی اول نامید، معماری نئوکلاسیک اروپایی با تلفیق موتیف های ایرانی عمدتاً ایران باستان است. این سبک در دوران بعدی، بخصوص در دورۀ پهلوی دوم به عنوان سبک ملی نام گذاری شد. در اصل این سبک چیزی نیست مگر خوانش معماری فاشیسم اروپا، عمدتاً معماری آلمان هیتلری از زاویۀ معماری نئوکلاسیک اروپایی که با چاشنی موتیف های ایران باستان(تخت جمشید) و دوران اسلامی رنگ و بوی ایرانی یافت(بانی مسعود، 1388: 187 و 190).
همسو با شکل گیری معماری ابنیۀ عمومی و ساختمانهای مسکونی در این دوره شاهد شکل گیری معماری صنعتی نیز هستیم. معماری صنعتی یکی از زیرشاخه های معماری مدرن است و عمدتاً شروع آن در کشورهای جهان سوم بدست معماران خارجی است و از این رو به عنوان معماری مستعمراتی شناخته میشود. در این نوع معماری بخاطر داشتن عملکرد و ابعاد و استانداردهای ثابت، فرم معماری ساختمان همانند اجزای یک ماشین به وظایف خاص ازپیش تعیین شده پاسخ می گوید. اکثریت فضاها و همجواری آن دریک سطح صاف گسترش می یابد تا در ارتفاع. این ساختمان ها دارای سالن های وسیع ویک طبقهای هستند که ستون هایی آنها رات قسیم می کند. طراحی این ابنیه بیشتر در دورۀ پهلوی اول بدست مهندسین وتکنیسین های خارجی (سهم آلمان پررنگ تر بود) صورت گرفت. از موفق ترین این ساختمان ها می توان به ساختمان مرکزی دخانیات ایران در تهران و اکثر ساختمان های شهربانی و شهرداری شهرهای مختلف ایران از جمله تبریز، ارومیه، قزوین، رشت و گرگان اشاره کرد(همان: 187 و 192).(تصاویر2ـ10 تا 2ـ13)

تصویر2ـ10. شهرداری رشت.
کیانی، 1386: 324.

تصویر2ـ11. شهرداری ارومیه.
بانی مسعود، 1388: 191.
تصویر2ـ12. شهرداری قزوین.
بانی مسعود، 1388: 191.

تصویر2ـ13. شهرداری تبریز.
بانی مسعود، 1388: 192.
شروع مدرنیسم در ایران را باید در مدرنیزاسیون اروپا جست چرا که ما در ایران هیچ زمانی شاهد شکل گیری مدرنیته نبودیم و مدرنیتۀ شکل گرفته در ایران از راه نوسازی ارتش و دیوانسالاری پا به عرصۀ وجود نهاده است. واژۀ مدرنیزاسیون اغلب برای بازگشت به مراحل توسعۀ اجتماعی که بر پایۀ صنعتی سازی استوارند، به کار گرفته می شود . نوسازی یا مدرنیزاسیون طیف گسترده ای از تحولات اجتماعی ـ اقتصادی است که به واسطۀ آن اکتشافات و نوآوری های تکنولوژی، پیشرفت های صنعتی و شهرسازی، شکل گیری دولت های ملی و جنبش های سیاسی انبوهی ایجاد می شود که همۀ آنها به وسیلۀ گسترش بازار سرمایهداری جهانی به پیش می روند. واژۀ مدرنیزاسیون از قرن هجدهم میلادی برای توصیف بناهای نوساز به کار گرفته شد.می توان گفت که مدرنیزاسیون به دگرگونی ها، رشدها و پیشرفت هایی که در جوامع مدرن در نتیجۀ انقلاب صنعتی و ماشینی شدن زندگی بدست آمده است اشاره کرد(قره باغی: 1380 و بانی مسعود:1386). بنابراین ریشۀ مدرنیسم ایران را باید در آن جستجو کرد.
یکی از تأثیرات جنبی برنامۀ احداث ساختمان های دولتی، افزایش چشم گیر انواع مصالح ساختمانی بود که استفاده از برخی از آنها در ایران رواج داشت و استفاده از برخی دیگر از این مصالح در همین زمان پذیرفته شد. مصالح جدید به ویژه بتن و فولاد و شیشه و روش های نوآورانه در اجرای سازه، جایگزین مصالح و روش های قدیمی شد(معرفت، 1375: 130).
معماری در دورۀ مدرنیسم آغازین اروپا با مادۀ ساختمانی جدید عصر ـ بتن مسلح ـ ارتباط نزدیکی داشت. ماده ای که بدون آن حجم های فضایی متداخل، سطوح آزاد دیوارها و بیرون زدگی های جسورانه امکان ظهور نمی یافتند. نتیجه آن بود که بیانی جدید در معماری پدید آمد که از سه جهت در پی رعایت اصول اولیۀ صرفه جویی بود:
• از جهت مشکل کمبود مسکن و نیاز سیاسی برای توزیع بهتر کالا در جامعه، فرم های پرهزینه و تزیینات، غیر لازم و زائد محسوب شدند(صرفه جویی به دلایل اجتماعی).
• مصالحی چون فولاد و بتن مسلح تقلیل ابعاد عناصر باربر را تا حد چند نقطه یا محدوده ای منفرد ممکن ساختند و به جز سازۀ بنا آنچه باقی می ماند فقط کارکرد پوششی داشت. اصل ساختمانیِ جعبه که پیشتر به علت کاربری مصالح بنایی به لحاظ ایستایی لازم بود، اکنون در جهت دستیابی به تنظیم آزادتر فضاها قابلیت حذف پیدا کرده بود؛ یعنی اصل شکل دادن به فضا از طریق حذف اصول پیشین(صرفه جویی در ساخت).
• تهی از زیبایی شدن تزیینات شدید هنر نو و تأکید بیش از حد بر احساس های ذهنی، باعث به وجود آمدن واکنش هایی نسبت به آن در راه ارائۀ فرم های مجرد خالص که دارای اعتبار و عینیت جهانی بودند، شد. به این ترتیب نوعی جدیت و عدم نرمش در زمینۀ فرم، هدف هنر گردید(صرفه جویی به دلایل سبکی)(لامپونیانی،1381: 36).

در همین زمان مدرسۀ عالی “هنرکده” که یکی از آخرین رهاوردهای دوران تجدد ایران درزمینۀ شهرسازی،معماری و هنرهای تجسمی بود به وجود آمد. هنرکده پس از دو سال با نام دانشکدۀ هنرهای زیبا به درون محوطۀ دانشگاه تهران راه یافت. فارغ التحصیلان این دانشکده که بیشترین گروه معماران و شهرسازان ایران امروز را تشکیل می دهند در بازسازی وعمران ایران متجدد قرن بیستم تأثیر بسزایی داشته اند. هنر غرب از طریق دانشکدۀ هنرهای زیبا به طور مستقیم وارد ایران شد مخصوصاً مدرنیسم که وجه خاصی از مدرنیتۀ غرب است جایگاه خاصی در این دانشکده پیدا کرد(صارمی، 1374: 63).
معماری مدرن شکل گرفته در ایران، نتیجۀ انعکاس مستقیم تحولات معماری مدرن اروپایی از کانال و صافی معماران نسل اول معماری معاصر ایران بود. معماران نسل اول همگی تحصیل کردۀ اروپا بودند و با جریانات و گرایشات معماری آن دوره از نزدیک آشنا شدند و سعی در پیاده کردن اهداف و مفاهیم معماری مدرن در ایران دورۀ رضاشاهی داشتند. از این معماران می توان به نام هایی از این دست اشاره نمود: قلیچ باغلیان، کریم طاهرزاده بهزاد، وارطان هوانسیان، گابریل گورکیان، محسن فروغی، پل آبکار، علی اکبر صادق و کیقباد ظفر بختیار(بانی مسعود، 1388: 212)(تصاویر2ـ14 تا 2ـ23).

تصویر2ـ14. کاخ شهربانی، قلیچ باغلیان.
بانی مسعود، 1388: 214.

تصویر2ـ15. بیمارستان شاه رضا، کریم طاهرزاده بهزاد.
بانی مسعود، 1388: 216.

تصویر2ـ16. ساختمان جیپ، وارطان هوانسیان.
بانی مسعود، 1388: 223.

تصویر2ـ17. کاخ وزارت دادگستری، گابریل گورکیان
بانی مسعود، 1388: 226.
تصویر2ـ18. کاخ وزارت امور خارجه، گابریل گورکیان.
بانی مسعود، 1388: 226.

تصویر2ـ19. بانک ملی تبریز، محسن فروغی.
بانی مسعود، 1388: 229.
تصویر2ـ20. بانک ملی شیراز، محسن فروغی.
بانی مسعود، 1388: 229.

تصویر2ـ21. ساختمان مسکونی، پل آبکار.
بانی مسعود، 1388: 236.

تصویر2ـ22. ساختمان مسکونی، علی اکبر صادق.
بانی مسعود، 1388: 238 و 239.
تصویر2ـ23. ساختمان مسکونی، کیقباد ظفربختیار.
بانی مسعود، 1388: 238 و 239.

2ـ4ـ3. معماری دورۀ پهلوی دوم
دوران پهلوی اول با آغاز جنگ جهانی دوم پایان یافت و با شروع حکومت پهلوی دوم در حالی که دورۀ بعد از جنگ در اروپا زمان سازندگی و عمل به حساب می آمد در ایران یک دورۀ رخوت، هرج و مرج و بی تصمیمی جایگزین شد. دولت فعالیتی نداشت و کارهای نیمه تمام روزگار پهلوی اول تا سال ها به همان صورت ناتمام باقی مانده بود. بنابراین فعالیت مهندسان و شرکت های پیمانکاری بیشتر صرف خانه سازی برای مردم شد. یعنی گروهی از مردم که به خاطر همین هرج و مرج به وضعیت اقتصادی بهتری دست یافته بودند آغاز به ساخت خانه های شخصی برای خود کردند. با رواج خانه سازی زمین های اطراف شهرها به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع معماری ایران، قرن نوزدهم، معماری ایرانی، معماری قاجار Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع دانشگاه تهران، معماری مسکونی، فارغ التحصیلان، هنرهای زیبا