پایان نامه ارشد رایگان با موضوع هوش هیجانی، فشار روانی، استرس شغلی، توسعه حرفه ای

دانلود پایان نامه ارشد

فردی)
– آگاهی
– حرمت نفس
– خودشکوفایی
– جرأت ورزی
– استقلال
1- خودآگاهی عاطفی درونی
– خودارزیابی صحیح
– اعمتاد به نفس
2- توانایی کاربرد عواطف جهت تسهیل جریان تفکر
– برقراری ارتباط صحیح بین عواطف و احساس های دیگر (رنگ، زمینه)
– کاربرد عواطف برای تغییر چشم اندازها
2- هوش عاطفی (بین فردی)
– همدلی
– مسئولیت پذیری اجتماعی
– روابط بین فردی
2- خود نظم دهی
– کنترل خود
– قابل اعتماد بودن
– هشیاری
– نوآوری
– توان سازگاری
3- توانایی درک و فهم عواطف و معانی آنها
– توانایی تجزیه عواطف به اجزا
– توانایی فهم تغییر احتمالی از یک حالت به حالت دیگر احساسی
– توانایی درک
– احساسات پیچیده در داستان ها
3- توان سازگاری (EQ)
– حل مسئله
واقعیت آزمایی
3- انگیزش
– انگیزه پیشرفت
– ابتکار
– خوش بینی
– تعهد
4- توانایی مدیریت عواطف
– توانایی اداره عواطف خود
– توانایی اداره عواطف دیگران
4- مدیریت استرس
– تحمل استرس
– کنترل تکانه
4- همدلی
– درک دیگران
– رشد دادن دیگران
– متنوع بودن در شیوه نفوذ
– آگاهی سیاسی

5- خلق و خوی عمومی (کلی)
– شادکامی
– خوش بینی
5- مهارتهای اجتماعی
– نفوذ
– ارتباط
– مدیریت تعارض
– رهبری
– ایجاد پیوند
– همکاری و مشارکت
– قابلیت های گروهی

2-1-8- مقایسه مدلهای توانایی و ترکیبی هوش هیجانی
علیرغم وجود سه مدل متمایز و مشخص در ارتباط با هوش هیجانی، تشابهات نظری و آماری بین مفاهیم مختلف آنها وجود دارد. در یک سطح کلی تر، هدف تمام مدلها، درک و ارزیابی عناصری است که در بازشناسی و تنظیم عواطف خود و عواطف دیگران به کار می روند (گلمن، 2001)
تفاوت بین رویکردهای ترکیبی و رویکردهای مبتنی بر توانایی در حوزه‌ی هوش هیجانی تفاوتی اساسی و مهم است. رویکردهای ترکیبی هوش هیجانی از این جهت ارزش بالقوه دارند که می توانند جنبه های چندگانه شخصیت را به صورت کامل بررسی نمایند. به هرحال هیچکدام از این رویکردها به طور ویژه با مفاهیم جدید هوش هیجانی یا حتی با هوش و عاطفه، مرتبط نیستند(سیاروچی، فورگاس و مایر، 2001).
برخی پژوهشگران رویکرد مفاهیم مختلط(ترکیب مفهوم) بر این نکته اذعان دارندکه مفهوم هوش هیجانی موضوع کاملاً جدیدی نیست. شاید درست تر این باشد که مقیاس های خصیصه های ترکیبی را بیشتر نسخه ی دیگری از پژوهش در مورد شخصیت، اما تحت ظرایطی، متفاوت بدانیم. ارتباط دقیق و معنی دار رویکردهای ترکیبی با حوزه شخصیت موجب ساخته شدن آزمونهای بهتری جهت تفسیر و درک موضوع می شوند، زیرا هم پوشی قابل ملاحظه ای بین مقیاس های جدید و قدیمی وجود دارد. در مقابل هوش هیجانی به عنوان یکی از هوش های جدید شناخته می شود که در بر گیرنده ی هوش عملی و مفاهیم تجدید نظر شده ی هوش اجتماعی می باشد. اما علت اینکه رویکرد ترکیبی از کارآیی بیشتری برخوردار است، این است که در چنین رویکردی می توان توانایی هوش هیجانی را به طور غیر مستقیم اندازه گیری کرد. بر این اساس می توان گفت که افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند، بایستی در اکثر اوقات شادتر و خوش بین تر از دیگران باشند (مایر، 2001).
2-1-9- اهمیت هوش هیجانی
برای تبیین اهمیت وکاربرد هوش هیجانی راههای گوناگونی وجود دارد.عده ای راه اغراق وگزافه گویی اختیار نموده اند، عده ای به انکار اهمیت آن پرداخته اند و عده ی زیادی هم راه علمی و مناسبی برگزیده اند. عده ای معتقدند که هوش هیجانی همه چیز است و یکی از موضوع های کلیدی زندگی بشر است که اگر کسی صاحب آن باشد، میتواند سعادتمند گردد و خوشبختی را بصورت کامل تجربه نماید. این ادعاهای اغراق آمیز اغلب توسط برخی از روزنامه نگاران یاگزارشگران مطبوعات مطرح می گردد که: برای داشتن یک زندگی خوشبخت، هوش شناختی چندان راهگشا نیست و هوش هیجانی می تواند جانشین خوبی برای آن باشد. بعضی هوش هیجانی را بعنوان یک قایق نجات یا دستاویز بسیار محکمی می پندارند که به کمک آن می توان از رنج ها و ناراحتی های زندگی عادی خلاص شد. عده ای هم به انکار اهمیت آن پرداخته و معتقدند که به یک مفهوم کهنه و قدیمی لباس تازه و پرزرق وبرق پوشانده اند. اما واقعیت هوش هیجانی چیزی فراتر از این ادعاها و گزافه گویی هاست. صاحب نظران و پژوهشگرانی که به بررسی و مطالعه علمی هوش هیجانی می پردازند معتقدند که هوش هیجانی میتواند کاربردها و تأثیرات مهمی بر فعالیت های گوناگون آدمی چون رهبری و هدایت دیگران، توسعه حرفه ای یا شغلی، زندگی شغلی، زندگی خانوادگی و زناشویی، تعلیم و تربیت، سلامت و بهزیستی روانی و… داشته باشد. از هوش هیجانی نباید به عنوان یک رقیب یا جانشین برای «توانایی»، «دانش و آگاهی» و «مهارتهای شغلی» نام برد. فرض می شود که هوش هیجانی می تواند سبب بهبود و اصلاح فعالیتهای حرفه ای، موقعیتهای شغلی و کسب مهارتهای لازم و مطلوب گردد. تحقیق و مطالعه راجع به هوش هیجانی تازه آغاز گردیده است. هوش هیجانی نمی تواند برای داشتن یک زندگی شاد و مرفه هم شرط لازم باشد، هم شرط کافی. شرط لازم هست، اما شرط کافی نیست. برای بسیاری از مردم، هوش هیجانی نقش لکه های جوهر در آزمون رور شاخ را بازی می کند که هرکسی از آن برداشت خاصی دارد و آن را به گونه ای متفاوت از دیگران استنباط می نماید. (سیاروچی، فورگاس و مایر، 2001).

2-2- استرس شغلی
2-2-1- مقدمه
در دهه اخیر مو ضوع استرس و آثار آن در سازمان یکی از مبا حث اصلی مدیریت رفتار سازمانی را به خود اختصاص داده اسـت و فشار عصبی در سازمان همچون آفتی فعالیت ها را تحلیل داده و از بین می برد . توجه به محـیط هـای شـغلی وشـرایط کـار کارکنان امری است که موجب بالا بردن کیفیت کار ، حفظ سلامت وبهداشت کارکنان وجهت بهره جویی بیـشتر وبهتـر از طـول مدت سنوات کاری مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به تاثیر استرس شغلی بر زندگی و کارکارکنان، دست اندرکاران این گونه سیـستم ها باید عوامل مرتبط با رضایت مندی را یافته وجهت پیشرفت وارتقای سطح کارایی کارکنان مورد توجه قرار دهند.
در واقع تمام مشاغل استرس زا هستند اما برخی بیشتر توانایی مدارا کردن با استرس ،مهارت مهمی است که تمام پرستاران به آن نیاز دارند . درهرشغلی استرس خفیف وگاه شدید وجود دارد که به ماکمک میکند تابا چالش های پیش آمده مصمم تر روبه رو شویم . تجربه استرس ناشی از کار هم طبیعی وهم حاکی از تندرستی است . طی بیست سال گذشته مطالب زیادی درباره ی میزان استرسی که افراد در مشاغل گوناگون تجربه می کنند نوشته شده است طی بررسی های بسیار در میان انواع حرفه ها پرستاری همواره یکی از مشاغل «پر استرس» شناخته شده است (دانم ووارما،1998: تراورز وکوپر،1996) استرس خستگی زیادی در پرستاران تولید می کند و وقتی افراد خسته میشوند یا دچار افسردگی می گردند ویا دیر یازود سر خورده می شوند تاکید بر این موضوع مهم است که یک پرستار می تواند به گونه ای مثبت کارهای زیادی در زمینه فشار هایی که در حرفه پرستاری با آن رو به رو می شوند، انجام دهد و این احساس استرس رابه حد اقل برساند اگر چه این احساس ناتوانی ،برای بعضی از پرستاران کاملا عادی است . بنابر این در وهله اول لازم است درکارتان نوعی رویکردیا نگرش ذهنی ایجاد کنید تاقبل از هر چیز استرس را به حد اقل برسانید. سپس اگر به هر دلیلی استرس برا ی دوره طولانی پایدار ماند راه برد هایی اتخاذ کنید تا موقعیت موجود را به گونه ای موثر تغییر دهید (کریس کی ریاکو، 2008).
استرس به مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پیش بینی نشده داخلی و خارجی اطلاق می گردد.
فشار روانی تجربه ای است همگانی و عمومی که هرکس به کرات آن را در زندگی خود احساس کرده است، برخلاف تصور، فشار روانی همیشه شامل حوادث ناخوشاینــد نیست بلکه می تواند محصول موفقیتهای خوشایند و مطلوب نیز باشد که سازگاری مجددی را در فرد مطالبه می کند. به عبارت دیگر شاید نکته اصلی در موقعیتهای تنش زا نیاز به انطباق و سازگاری مجددی است که برای فرد ضرورت پیدا می کند.
فشار روانی نتیجه یک تعامل بین منابع مختلف فشار و فرد است. تمامی افراد یک موقعیت واحد را استرس زا تصور نمی کنند و اختلافات فردی آنان ازنظر شخصیتی و تجارب زندگی، پاسخ آنان را به فشار روانی تحت الشعاع خود قرار می دهد.
بکارگیری فرد درکاری که با توانایی ها و اطلاعات او همخوانی ندارد و یا تغییر در فعالیت کاری او می تواند باعث ایجاد استرس در فرد شود. بطورکلی استرس شغلی نوعی استرس است که با محیط کاری یا عوامل مرتبط با محیط کاری فرد ارتباط دارد. تغییر در فعالیت های کاری همچون فن آوری جدید یا تغییر اهداف ، ممکن است باعث ایجاد استرس شود استرس سازمانی را می توان با مقیاس کارگریزی و کیفیت کار اندازه گیری کرد.
2-2-2- تاریخچه استرس
استرس از علوم طبیعی عاریه گرفته شده است و طی قرون 18و19 استرس به مفهوم فشار و یا زوری که بر روی یک هدف مادی گرفته می شد یا شخص با کوشش ونیروی زیاد برای بقای وضعیت عمومی مقاومت می کرد ، کاربرد عمومی داشت.
معنی اصلی کلمه دست کم به قرن 15 بر می گردد و در اواسط قرن 19 به معنای فشار گسترش یافت وتنش بر روی اعضای بدن یا نیروی ذهن را در بر گرفت.(بلورچی، 1383) تحول اساسی در مفهوم استرس ونقش تعیین کننده آن در بیماری ها مدیون پژوهش های اصل مونترال کانادا به نام هانس سلیه است . با پژوهش ها ومطالعات گسترده وی مفهوم استرس در سال 1950 با ارائه مفهوم دیگری به نام سندروم عمومی سازگاری کامل تر شد.
از سال 1950 وولف پژوهش های مفهومی پیرامون استرس ناشی از حوادث طبیعی انجام داد و به نقش تحولات فرهنگی ، اجتماعی توجه نمود . ( قریب ، 1381)
لازاروس41 دریافت که استرس بستگی به آن دارد که فرد به یک حادثه زیان بار وتهدید آمیز ومبارزه جویانه چگونه واکنش نشان می دهد ومعتقد است که خود نظم دهی شناختی ،رفتاری،عاطفی بر نحوه برخورد فرد یا منبع استرس نقش تعیین کننده دارد.(لازاروس، 1984)
در سال های اخیر،استرس یکی از موضوعات مطرح در پژوهش های علمی مرتبط با رفتار انسان بوده است. در مدت 15 سال گذشته به گستردگی از اصطلاح استرس استفاده شده است.
2-2-3- تعریف استرس
اصطلاح استرس یا تنیدگی از کلمه لاتینStringere مشتق شده که به معنای درآغوش گرفتن، فشردن و باز شدن است ، رفتارهایی که می توانند با احساسات متضاد همراه باشند .
برای مثال می توان کسی را در آغوش گرفت اما در عین حال ، وی را دچار اختناق کرد . فشرده شدن یا زیر فشار قرار گرفتن به اختناق منتهی می شود و احساس درماندگی و اضطرابی را به وجود می آورد که قلب و روح را در بر می گیرد . بدین ترتیب ، درماندگی یا استیصال نیز اصطلاح دیگری است که از Stringere مشتق شده است وبیان گر احساس رها شدگی ، انزوا ،ناتوانی وجزء آن است که در یک موقعیت حاد (نیاز ، خطر، رنج) در فرد ایجاد می شود(دادستان ،1384).
تعریف زیر بر پایه ی تحلیل دقیقی از ماهیت استرس معلم به وسیله ی کی ریاکو وساتکلیف 1978 ارایه وبه طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است :استرس معلم را میتوان به عنوان هیجان های منفی نا خوشایند مانند خشم، ناامیدی، نگرانی،افسردگی و عصبیت درنتیجه ی بعضی از جنبه های کاری او تعریف کرد .
استرس شدید می تواند عواقب شومی در تدریس به بار آورد . استرس شدید روحیه معلم را تضعیف می کندو توانایی اورا در انتقال اشتیاقی که به تدریس دارد کاهش میدهد . استرس معلم میتواند به دو طریق اساسی از کیفیت تدریس او بکاهد .اول اینکه اگر شما مدتی طولانی حرفه ی تدریس را استرس زا بیابید ممکن است رضایت شما از اشتغال در این حرفه کاهش یابد واین امر موجب دلسردی شما شود . دوم اینکه استرس شدید ممکن است از کیفیت تعامل شما با دانش آموزان در کلاس بکاهد . تدریس ثمر بخش ،به جو مثبت کلاس وبویزه به رابطه ی دوستانه ی شما با دانش آموزان ،که با حمایت وتشویق از تلاش ها ی آنان همراه باشد بستگی زیادی دارد . مساله مهم ونگران کننده دیگر که به استرس شدید ربط دارد

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره کارشناسی ارشد، فضای سایبری، علوم انسانی، فضای سایبر Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع فیزیولوژی، فشار روانی، پرخاشگری، سیستم عصبی