پایان نامه ارشد رایگان با موضوع هورمون رشد، فعالیت ورزشی، نفوذپذیری، شاخص توده بدنی

دانلود پایان نامه ارشد

لیگاند 25%-19% مشابه VEGF-A است و هیچ پهنهی آشکاری ندارد. این لیگاند تنها در آنژیوژنز پاتولوژیکی که ناشی از عوامل ویروسی باشد دخیل است. VEGF-E دارای فعالیت نفوذپذیری عروقی مشابه باVEGF است و تمایل زیادی در پیوستن به VEGFR-2 دارد. و این فاکتور قادر به تحریک آنژیوژنز در بدن جانداران و تکثیر جوانهزدن سلولهای اندوتلیال در محیط کشت است (19, 20).
VEGF-F : این نوع از VEGF غیر انسانی (ویروسی) و بسیار شبیه VEGF-A انسانی است. در محیط آزمایشگاهی نشان داده شده است VEGF-E محرکی قوی برای آنژیوژنز است. VEGF-F تمایل شدیدی برای اتصال به VEGFR-2 دارد.
PIGF : فاکتور رشد جفتی28 گلیکوپروتئنی هومودایمریک با وزن مولکولی 4/24 کیلودالتون است که حدود 42 درصد از اسید آمینههای VEGF را در بردارد و تمایل زیادی در اتصال به گیرنده پروتئوگلیکان سولفات هپارین دارد. PIGF در چهار ایزوفرم (224، 203، 152، 131) بیان میشود و ساختار سوم آن مشابه VEGF است و نشان داده شده PIGF سیگنالهای VEGF را افزایش میدهد. اگرچه عمدتا نسخهبرداری PIGF در جفت روی میدهد، با این وجود بافتهای معده، پروستات، قلب، عضله اسکلتی، شبکیه چشم، پوست و سلولهای سرطانی سینه قادر به تولید بعضی از ایزوفرمهای PIGF هستند (19).
2-7. گیرنده های VEGF
انجام فرآیند آنژیوژنز نیازمند هماهنگی دقیقی بین فاکتورهای رشدی از جمله هماهنگی بین خانواده VEGF و گیرندههای آن است.VEGF نقش خود را با اتصال به سه گیرنده اصلی پروتئینی تیروزین کینازی29 VEGFR1، VEGFR2 و VEGFR3، دو گیرنده غیر پروتئینی نروپلین-1 و نروپلین-2 و چندین پروتئوگلیکان30 (که در پلاسما یا ماتریکس خارج سلولی قابلیت اتصال به فاکتورهای محرک آنژیوژنز را دارند) در فرآیندهای رگزایی اعمال میکند (شکل 2-5). در ادامه اشارهای مختصر به گیرندههای VEGF و نقش آنها در آنژیوژنز شده است (19, 20, 54).
(Flt-1)VEGFR1: این گیرنده31 دارای وزن مولکولی 210 کیلودالتون، بر روی کروموزوم 13q12 قرار دارد و قابلیت اتصال به VEGF، PIGF و VEGF-B را دارد.VEGFR1 عملکردهای متنوعی دارد که به مرحله رشد و موقعیت سلولهای اندوتلیالی تولیدکننده آن بستگی دارد. این گیرنده نقشی مهم در مهاجرت و تخریب ماتریکس خارج سلولی دارد.
(KDR/Flk-1)VEGFR2: این گیرنده32 دارای وزن مولکولی 210 کیلودالتون است که واسط غالب در تحریک مهاجرت سلولهای اندوتلیال به وسیله VEGFاست، ضمنا این گیرنده افزایش دهنده تکثیر، بقا و نفوذپذیری عروقی نیز میباشد.VEGFR2 نسبت به VEGFR1 تمایل کمی به VEGF دارد و با فرمهای دارای وزن مولکولی کم (165-110) VEGF، VEGF-E، فرم کاملا فرآیند شده VEGF-C و VEGF-D اتصال مییابد.
( Flt-4)VEGFR3: سومین گیرنده پروتئینی با وزن مولکولی 170 کیلودالتون دارای نقشی کلیدی در بازسازی شبکه عروقی اولیه در جنین است همچنین این گیرنده به فرایند آنژیوژنز و مخصوصا به لنفوژنز در بزرگسالان نیز کمک میکند. تولید VEGFR3 در سلولهای اندوتلیال عروقی روی میدهد سپس تولید آن کاهش مییابد، در نهایت تولید آن به سلولهای لنفاتیک محدود میگردد و نشان داده شده است که در شرایط هایپوکسی بیان VEGFR3 سلولهای جنینی در محیط کشت افزایش یافته است.
نروپلین-1 و نروپلین-2: نروپلینها33 گیرنده های غیر پروتئینی خانواده VEGF هستند به طوریکه نروپلین-1 با VEGF165، PIGF152 و هر دو ایزوفرم VEGF-B و نروپلین-2 با VEGF145، VEGF165، PIGF152 و VEGF-C اتصال مییابد. این گلیکوپروتئینها34 دارای وزن مولکولی 140-120 کیلودالتون هستند. اگرچه نروپلینها اغلب در اعصاب سمپاتیک و اعصاب حسی تولید میشوند با این وجود در شرایط فیزیولوژیک فیبروبلاستهای مغز استخوان، سلولهای چربی، سلولهای ایمنی، استئوبلاستها و سلولهای کلیه قادر به تولید این گیرندهها هستند. تحقیقات نشان دادهاند که نروپلینها نقش محوری در سرطانها دارند و پیشروی سرطانها را با افزایش آنژیوژنز وساطت میکنند (19).

شکل 2-5. انواع VEGFو گیرندههای آن
2-8. تنظیم بیان VEGF

1. هایپوکسی: هایپوکسی موجب افزایش HIF-α میگردد که، میتواند فعالیت بیش از 60 ژن دخیل در آنژیوژنز را تحت تاثیر قرار دهد از جمله HIF-α موجب افزایش بیان VEGF میشود و مسیرهای سیگنال رسانی رشدی را راهاندازی میکند. همچنین هایپوکسی منجر به تولید آدنوزین میگردد که از طریق گیرندهای آدنوزین موجود بر روی سلولهای اندوتلیال موجب افزایش تکثیر سلولی میشود بنابراین نسخه برداری ژن VEGF به طور قابل توجهی توسط هایپوکسی تحریک میشود که این نوع نسخهبرداری در نتیجهی اتصال HIF-1 با یک HRE روی میدهد (20).
2. سایتوکینها و فاکتورهای رشدی: تولید VEGF به وسیله فاکتورهای التهابی نظیر IL-1α ، IL-1β ، پروستاگلاندین E2 و 35TNF-α تحریک و افزایش مییابد. نشان داده شده است که در سلول توموری IL-6 بیان VEGF-A را تحریک میکند (20).
3. تنظیم هورمونی: در نمونههای حیوانی و انسانی نشان داده شده است که هورمونهایی نظیر استروژن، تستسترون و پروژسترون، موجب تحریک نسخهبرداری ژن VEGF-A میگردند. به هر حال تاثیرات هورمونی بر سایر ایزوفرمهای VEGF ناچیز است (20).
4. تغییرات مکانیکی: عوامل مکانیکی مانند استرس برشی و کشش، موجب افزایش بیان VEGF میشوند. به عنوان مثال، نیروهای مکانیکی منجر به فعال شدن اینتگرینها میشوند و از این طریق سیگنالهای درون سلولی مبنی بر افزایش نسخهبرداری ژنهای مربوط به VEGF (سایر فاکتورهای رشدی) را راهاندازی میکنند (20).
2-9. پاسخ فاکتورهای آنژیوژنیک به فعالیتهای حاد ورزشی
نمت36 و همکاران (2002) فرض کردند که فعالیت مختصر یک گروه عضلانی کوچک منجر به تغییرات موضعی، بجای تغییرات سیستمیکی، در فاکتورهای درگیر در آنژیوژنز میشود. بدین ترتیب برای آزمون این فرضیه آنها از 23 آزمودنی (15 مرد و 8 زن ) سالم بزرگسال (با میانگین سنی 8/0 ± 7/26 سال، میانگین قد 9/1 ± 2/172 سانتیمتر، و میانگین وزنی 9/3 ± 8/77 کیلوگرم) استفاده کردند. آزمودنیها فلکشن یک طرفه مچ در دست غیر مسلط (فلکشن مچ هر 3 ثانیه در مقابل مقاومت تدریجی فزاینده برای 1 تا 2 دقیقه و در ادامه فلکشن مچ هر 3 ثانیه در مقابل مقاومت حداکثری قابل تحمل برای زمان کلی 10 دقیقه) را انجام دادند. خونگیری از آزمودنیها قبل، در انتهای فعالیت، 10 دقیقه، 30 دقیقه، 60 و 120 دقیقه بعد از فعالیت ورزشی گرفته شد.VEGF یک افزایش کوچک اما معنیدار در هر دو بازو را از خود نشان داد به طور خلاصه فعالیت ورزشی با شدت پایین منجر به پاسخ سیستمیکی به جای پاسخ موضعی میانجیهایی میشود که باید در ترمیم و سازگاری آنژیوژنیکی به فعالیت جسمانی درگیر شوند (55).
هیسکوک و همکاران (2003) بیان VEGF mRNA و بالانس سرخرگی – وریدی در پاسخ به یک دوره مجزای تمرین ورزشی زیر بیشینهی طولانی مدت را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور از هفت مرد فعال (سن 42/0 ± 14/24 سال و شاخص توده بدنی37 34/0 ± 86/25 کیلوگرم بر متر مربع) درخواست شد که 3 ساعت اکستنشن زانویی به صورت دو پا را با بار کار حداکثری 50 درصد روی ارگومتر انجام دهند. میزان باز کردن 60 بار در دقیقه در سرتاسر دوره فعالیت بود. نمونهبرداری عضلانی و خونگیری، قبل، در طی تمرین و بعد از تمرین از هر دو پا گرفته شد. نتایج نشان داد که پروتئین VEGF سرخرگی – وریدی (007/0=P ) کاهش یافت و بیان mRNA VEGF عضله اسکلتی (001/0P) 9 برابر افزایش یافت. بطور کلی، این یافته ها نشان میدهد که تمرین ورزشی زیر بیشینه موجب کاهش در بالانس سرخرگی وریدی VEGF میشود که اهمیت کلینیکی در ترفیع اثرات آنژیوژنیکی دارند (56).
هافنر و همکاران (2003) تاثیر فعالیت زیر بیشینه استقامتی را روی VEGF بین بافتی سلولهای عضلانی را مورد بررسی قرار دادند. آزمودنیهای این تحقیق را 11 زن جوان تشکیل میدادند و پروتکل شامل یک ساعت تمرین باز شدن زانو با مقاومت 20 وات بود. این شدت حدود 25 تا 30 درصد max2VO آزمودنیها بود که بعد از یک ساعت استراحت پروتکل مجددا برای بار دوم اجرا شد. نمونهها 30 دقیقه قبل از فعالیت، بلافاصله و نیم ساعت بعد از اتمام فعالیت جمعآوری شد. میزان VEGF بین بافتی در 30 و 60 دقیقه اولین پروتکل (هنگام فعالیت ) به میزان معناداری افزایش یافت و در نیم ساعت بعد از اولین پروتکل کاهش یافت. در طول دومین پروتکل VEGF در 30 دقیقه اول فعالیت افزایش یافت و در دومین 30 دقیقه از پروتکل دوم میزان VEGF کاهش یافت و بعد از فعالیت به کاهش خود ادامه داد. غلظت VEGF بین بافتی در پروتکل دومی 2 برابر بیشتر از پروتکل اول بود. در کل در این تحقیق، فعالیت زیر بیشینه میزان پروتئین میان بافتی VEGF را افزایش داد (4).
کراس و همکاران (2004) تحقیقی انجام دادند تا تفاوت بین VEGF پلاسما در افراد غیر فعال و افراد فعال تمرین کرده استقامتی را مشخص کنند. بدین منظور آنها هشت مرد تمرین کرده استقامتی با (max2VO 1/2 ±3/36 میلی لیتر) انتخاب کردند. برنامه تمرینی شامل یک ساعت فعالیت با 50 درصد max2VO بود. نمونههای خونی قبل، بلافاصله، دو و چهار ساعت بعد از اتمام پروتکل جمع آوری شد. نتایج نشان داد تمرین حاد باعث افزایش VEGF در انتها و دو ساعت پس از تمرین در گروه تمرینی شد. اما گروه تمرین نکرده هیچگونه افزایشی نشان نداد. نتایج پیشنهاد میکند که تمرین باعث افزایش VEGF پلاسما در هر دو گروه میشود. با این وجود زمان رسیدن به اوج افزایش VEGF در افراد متفاوت بود. در این تحقیق مشخص شد که VEGF پلاسما بوسیله تمرینات حاد بلافاصله و دو ساعت بعد از فعالیت فقط در افراد تمرین کرده افزایش پیدا میکند. اما در زمانهای دیگر تفاوتی بین VEGF این دو گروه وجود ندارد. همچنین میزان VEGF سرم تقریباً 6 برابر میزان VEGF پلاسما بود. بعلاوه همبستگی مثبت 68/0= r بین VEGF سرم و پلاسما بود (57).
جیان و همکاران (2004) با تحقیقی که روی 7 مرد سالم غیر فعال انجام دادند به بررسی تاثیر یک نوبت آزمون الستد38 روی فاکتورهای آنژیوژنیک FGFو VEGF و اندواستاتین پرداختند. نمونههای خونی قبل، بلافاصله، نیم، 2 و 6 ساعت بعد از فعالیت گرفته شد. میزان اندوستاتین قبل از فعالیت حدود pg/ml 20 و نیم 2 و 6 ساعت بعد از ورزش به ترتیب به pg/ml 29، 35، 27 رسید. میزان VEGF پلاسما نیز از pg/ml 8/7±4/37 در حالت پایه به 4/6±3/28 ، 4/2±7/17 و 5/12 ±5/26 در نیم، 2 و 6 ساعت بعد از ورزش رسید که این نشان دهنده کاهش 24%، 53% و 29% ، در نیم، 2 و 6 ساعت بعد از ورزش میباشد. بعلاوه تغییر معناداری در FGF مشاهده نشد (58).
تاکانو و همکاران (2005) در تحقیقی بر روی افراد سالم (یازده مرد با میانگین سنی 34 سال) پاسخ هورمون رشد، نورآدرنالین، VEGF و IGF-1 به تمرینات مقاومتی را مورد بررسی قرار دادند. پروتکل ورزشی شامل تمرین بازکردن اندام پایینی بود. همچنین شدت تمرین شامل بیست درصد 391RM بود، که افراد این تمرین را تا خستگی و با محدودیت جریان40 خون انجام می دادند. نتایج نشان داد که تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون به میزان معناداری هورمون رشد، VEGF و IGF1 را افزایش داد (59).
زاکروفسکا و همکاران (2006) در تحقیقی سطح فاکتورهای رشدی PDGF ، TGF-β و VEGF را در پاسخ به یک جلسه فعالیت بدنی مورد ارزیابی قرار دادند. این تحقیق روی 14 مرد دوچرخه سوار (میانگین سنی 5/0±18سال) انجام شد. آزمون شامل یک تست فزاینده 17 دقیقهای بود. نمونههای خونی قبل، بلافاصله و 2 ساعت بعد از فعالیت گرفته شد. میزان VEGF سرم از سطح پایه 83/91 پیکوگرم بر دسیلیتر قبل از فعالیت به 61/165 پیکوگرم بر دسیلیتر بعد از فعالیت رسید و در 2 ساعت بعد از فعالیت به 22/137 پیکوگرم بر دسیلیتر تغییر یافت که این تغییر معنیدار نبود. میزان PDGF به ترتیب، بلافاصله و 2 ساعت بعد از فعالیت 7/2 و 94/1 برابر افزایش یافت. این تحقیق نشان داد یک جلسه فعالیت شدید منجر به افزایش 2 تا 3 برابر در فاکتورهای رشدی PDGF، TGF-β و VEGF افراد جوان ورزشکار میگردد که این اثر را در فاصله زمانی بلافاصله تا 2 ساعت بعد از فعالیت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع فعالیت ورزشی، انعطاف پذیری، مواد غذایی، پلاسمایی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تمرین استقامتی، سلامت جسمانی، تمرین تناوبی، مصرف کننده