پایان نامه ارشد رایگان با موضوع نیروی کشش، بومی سازی

دانلود پایان نامه ارشد

اقليم ها و مناطق مختلف ايران هميشه در داخل زمين احداث ميكردند:
– دليل اول اين كه اگر مخزن بر روي سطح زمين باشد، فشار و نيروي جانبي آب درون آن به ديوار هاي مخزن باعث تخريب آن مي شود و جهت مهار كردن اين نيروي جانبي، احتياج به پشتبند هاي بسيار قطور و تحمل مخارج بسيار بوده است؛ ولي اگر مخزن در داخل زمين قرار داشته باشد، خاك اطراف ديوار مخزن، باعث استحكام و مقاومت آن در برابر فشار آب درون آن مي شود. همچنين در هنگام وقوع زلزله اين نوع آب انبار در مقابل نيرو هاي جانبي زلزله مقاومت بسيار خوبي از خود نشان مي دهد و در زلزله هاي مختلف ايران، آب انبار و ساير ابنيه زيرزميني سالم و يا با آسيب نسبتاً كمي پابرجا مانده اند.
– دليل دوم كه اين نيز حايز اهميت مي باشد اين است كه وقتي مخزن آب انبار پاين تر از سطح زمين باشد، آب نهر يا قنات را مي توان به راحتي و به طور طبيعي بر روي آن سوار نمود و احتياج به نيروي اضافي جهت انتقال آب به داخل مخزن نخواهد بود.
– هر چه به عمق بيشتري از زمين داخل شويم، نوسان درجه حرارت كمتر و پس از عمق 6.5 متري برابر معدل درجه حرارت ساليانه بر روي سطح زمين مي باشد. بنابراين آب آب انبار زيرزميني همانند آب چاه، در زمستان يخ نمي زند و در تابستان خنك و گوارا مي باشد كه براي آشاميدن مزيت بسيار خوبي است. توفان و باد به داخل زمين نمي توانند نفوذ كنند و همچنين پوسته زمين به مثابه يك عايق حراراتي ضخيم ، از انتقال حرارت به داخل زمين جلوگيري مي كند. در روز اول تير ماه سال 1372 در هنگام ظهر درجه حرارت در اطراف آب انبار حاجي سيد حسين صباغ كاشاني در بازار كاشان 29 درجه و در مجاور پاشير آب انبار 18 درجه سانتيگراد بوده است كه نشان دهنده 11 درجه اختلاف بين هواي گرم خارج و دماي مطلوب در قسمت پاشير مي باشد.
گنبد یا طاق: ساکنین منطقه این عنصر ساختاری را به نام “بن برکه” میشناسند. پوشش اغلب آبانبارهای عمومی، گنبدی شکل میباشد. قوس مورد استفاده در ساخت گنبد، عموما سهموی و در برخی مناطق نیمکره و یا مخروطی بودهاست. شیوه معمول طاق زنی به صورت دورچین بوده که با این روش میتوان دهانههای تا حدود 20 متر را پوشش داد(عابدینی، 34). گاه قطر مخزن آنقدر بزرگ بوده که زدن گنبد بر آن غیرممکن میشدهاست(مسرت، 1389: 153)، مانند برکه کل در خیابان گردان که چندین بار گنبدی بر آن ساختهاند اما مجددا فرو ریخته است.
راهپله(راچینه): این عنصر ارتباطی به همراه پاشیر، در میان مردم منطقه دهنشیر نامیده میشود. راچینه درحقیقت پلکان دسترسی به پاشیر میباشد. دهن شیر در ورودی بعضی برکهها که تجمع مردم بیشتر بوده ویا هنگامی که بانی خیر از افراد با همت تر بوده است، ساخته شده است. دهنشیرها را معمولا به فاصله 30 تا 40 متری برکه ها به صورت مایل رو به پایین میساختهاند. راهپلهها دارای پلههای زیاد بوده و پوشش آنها طاق وتویزه از سنگ وگچ بوده است(تصویر شماره4).
پاشیر: این عنصر که از جمله عناصر ارتباطی است، محل برداشت آب آبانبار میباشد و در انتهای پلکان قرار دارد. پاشیر اتاقکی است که در کنار خزانه آب انبار جای دارد و یک چاه هرزآب زیر آن تعبیه گردیدهاست. در پاشیر یک یا چند شیر جهت برداشت آب وجود دارد (معماریان، 1387: 38).

بادگیر: برای خنک نگهداشتن آب و تهویه فضای آبانبار بر بالای بعضی از آنها یک یا چند بادگیر میساختند. در شهر لار تنها یک آبانبار دارای بادگیر بودهاست، سایر آبانبارها از طریق دهانههای ورودی و یا روزن تعبیه شده در گنبد تهویه میشدهاند. این عنصر از جمله عناصر تاسیساتی آبانبار میباشد(تصویر شماره5).
دهانه ورودی: برداشت آب در آبانبارهای این شهر اغلب از طریق دهانههای ورودی صورت میگرفتهاست. معمولا آبانبارها دارای چهار دهانه ورودی قرینه بودهاند. در بعضی آبانبارها دو سکو جهت نشستن در دو طرف تعبیه گردیده است. در چند مورد محدود، سقف این بخش دارای تزئیناتی همچون کاربندی و … میباشد. این عنصر نیز در دسته عناصر ارتباطی قرار دارد(تصویر شماره6).
آبرو(میراب): جوی کوچکی که جهت رساندن آب به آبانبار از رودخانه انشعاب میگرفته، در شهر لار جوباغ نامیده میشود. این جوی در مرحله بعد به جوی کوچک دیگری متصل میشده که مستقیما آب را به آبانبار هدایت مینمودهاست. این عنصر که در زبان محلی ممر نامیده میشود، از انواع عناصر تاسیساتی( آبرسانی) به شمار میرود. این جویهای آبرسانی، با شیب ملایم یک در هزار( به منظور جلوگیری از حمل مواد معلق) از رودخانه تا آبانبار امتداد داشتهاند. اطراف برکه، تا شعاع معینی، به خصوص از جهتی که ممر برکه قرار داشت، پزآب برکه محسوب میشد. پزآب برکه نیز وقف بودهاست و مردم از هرگونه دخل و تصرف در آن جلوگیری مینمودهاند(هوشمند، 1383، ص76). طول مجاری زیرزمینی آبانبار گاهی به 10 کیلومتر میرسیدهاست(تصویر شماره7).
علمک: در بالاترین نقطه گنبد میله کوچکی به ارتفاع 30 تا50 سانتیمتر از سنگ حجاری شده قرار دارد که در آبانبارهای گوناگون به شکلهای متفاوت ساخته شدهاست. این میله عملکرد سازهای دارد و انتهای گنبد توسط آن بسته میشود. علاوهبر آن موجب شاخص کردن آبانبار شده و به نوعی به عروج و عظمت اشاره دارد. این عنصر سازهای- تزئیناتی در میان مردم منطقه تحت عنوان میلک شناخته میشود(تصاویر شماره 8 و9).

کتیبه: برخی آبانبارهای شهر لار در پیشانی سردر ورودی کتیبههای سنگی دارند که نام واقفان، تاریخ ساخت، مرمت کنندگان ، دلایل وقف و … در آنها شرح داده شدهاست. این عنصر از جمله عناصر تزئیناتی به شمار میرود(تصویر شماره10). متاسفانه کتیبه بسیاری از آبانبارها در سالهای اخیر به سرقت رفتهاست.
روزن: این عنصر تاسیساتی، جهت تهویه، خروج بخار آب و بو، بر روی گنبد آبانبارهای شهر لار تعبیه گردیده است(تصویر شماره11).
بررسی سازه آبانبارها

همانگونه که در بخش قبل اشاره گردید، پوشش سقف تمام برکههایی که مخازن نگهدای آب آنها به صورت استوانه میباشد به وسیله گنبد و به شکل پوستههای شلجمی ساخته شدهاست. این پوستهها که با مصالح بنایی موجود در منطقه ساخته شدهاند در نوع خود، از فرمهای فونیکولار به شمار میآیند. این فرمها از نظر زیباشناختی یکی از زیباترین فرمها میباشند. از دیدگاه سازهای فرم فونیکولار بهترین و مناسبترین فرم سازه است که بدون به وجود آمدن لنگر خمشی در سازه میتواند نیروهای ناشی از وزن خود را منتقل نماید. مکانیزم انتقال نیرو در این فرم به صورت نیروهای فشاری میباشد، نیرویی که مصالح بنایی به بهترین شکل ممکن در برابر آن مقاومت مینمایند. استادکاران برکه ساز قرنها پیش، به صورت تجربی به این ویژگی پی بردهاند و جهت ساخت بناهایی با این اهمیت چنین فرمهایی را به کار بستهاند. استادان برکهساز زمانی از این پوشش استفاده میکردند که هنوز کاربرد سیمان به عنوان عنصر به وجود آورنده بتن در سازه به مرحله ظهور نرسیده و استفاده از فلز (میلگرد) در سازههای بتنی به عنوان یک سازه مقاوم جهت پوشش سقف به وجود نیامده است. پوششهای به کار رفته در سازهی آبانبارها، نشان دهنده اطلاع عمیق سازندگان از هندسه، شناخت انواع قوسها و انتخاب بهترین نوع قوس برای هر محل با توجه به شرایط موجود میباشد. آنها با درایت و تدبیر خود یکی از شاهکارهای معماری را به معرض نمایش گذاشتهاند و از قوس فونیکولار جهت پوشش استوانههای با قطرهای نسبتا زیاد بهرهبردهاند. سازندگان برکه جهت ساخت یک سقف گنبدی ابتدا باید چند موضوع فنی و مهم را حل مینمودند:
پوشش دهانههای به قطر بیشتر از 15 متر: در گذشته امکان اجرای سقف برای چنین دهانههایی با فرمهای خطی، مانند تیر، امکانپذیر نبودهاست. حتی امروزه با به کارگیری فلز به عنوان مصالح با مقاومت بالا در کشش و فشار ویا با استفاده از بتن مسلح نیز پوشش سقف دهانهای با این وسعت امکانپذیر نمیباشد. در دنیای امروز علیرغم اختراع مصالح نوین، جهت پوشش دهانههای بیشتر از 10 متر کمتر از سقفهای تخت استفاده میشود؛ لذا بهترین گزینه جهت پوشش آبانبارها بهرهگیری از گنبد با قوس سهمی بودهاست. فرمهای فونیکولار الهام گرفته از نظام آفرینش و عالم هستی میباشند. به عنوان مثال میتوان به فرم صدف اشاره کرد که چگونه مروارید را در اعماق دریا در خود جای داده است(فرشاد، .
انتخاب فرم مناسب: همانگونه که میدانیم، هرچه لنگر خمشی در یک سازه کاهش یابد، سازه به تکامل نزدیکتر شده و به سمت فرم فونیکولار میرود. تیرها و سقفها تحت بیشترین لنگر خمشی کار میکنند و از نظر سازهای بدترین فرمها به شمار میروند. تکامل یافتهی تیرها، قوسها و تکاملیافتهی سقف تخت، پوستهها میباشند. هر قوس تحت بار خاصی دارای یک فرم فونیکولار میباشد، همانند شکل کابلها تحت تاثیر بارهای وارده. بهترین فرم(فرم فونیکولار) جهت سازهها با بار یکنواخت، سهمی است که لنگر خمشی در آن خیلی کم و نزدیک به صفر میباشد. اما در محل اتصال قوس یا پوسته به ستون و یا دیوار به دلیل ایجاد شکست در فرم منحنی، لنگر خمشی ایجاد میگردد. این لنگر خمشی با توجه به خصوصیاتش به نیروهای کششی و فشاری تبدیل میشود. مصالح بنایی همچون سنگ و گچ نیروهای فشاری را به خوبی تحمل میکنند اما در مقابل نیروی کششی تحمل چندان ندارند و در آنها ترک به وجود میآید؛ این ترک منجر به شکست و تخریب میگردد. از آنجا که این اتفاق در محل اتصال طاق به ستون رخ میدهد، نیروی کششی ناشی از لنگر خمشی باعث میشود که در محل اتصال، پای طاق باز شده و از هم دور شود. نتیجهی آن شکستن طاق و تخریب بنا میباشد. همین موضوع در گنبدهای آبانبارها نیز باعث تخریب میگردد و اصطلاحا میگویند، گنبد لگد میزند. به همین دلیل باید نیروی کششی ایجاد شده در محل اتصال گنبد به زمین را به طریق مناسب مهار نمود. موضوع دیگر این است که لار شهری زلزله خیز میباشد، و متاسفانه پوسته تنها بار ناشی از وزن خود را به صورت فونیکولار تحمل میکند و در مقابل بار زلزله و باد به صورت فونیکولار عمل نمینماید. مردمان این دیار با ساخت رینگهایی به بلندی حداقل یک متر و به عرض حداقل 40 سانتیمتر این مسئله را حل نمودهاند(اندازه این رینگها بر اساس قطر مخزن مشخص میشده است). این شیوهی مهاری یکی دیگر از شاهکارهای معماران گذشتهی این دیار درجهت بومی سازی و حل تمام مسائل به کمک مصالح و دانش بومی بودهاست. این رینگ مهاری که به شکل سکویی دور تا دور گنبد قرار دارد به عنوان محلی برای نشستن افراد استفاده میشده است. در نگاه عامه به نظر میرسد هدف از ساخت این سکو تنها فراهم نمودن محلی برای نشستن مردم بوده است نه حل مسئله بغرنج و پیچیده فنی.
محدودیت مصالح ساختمانی: در دسترس نبودن مصالح ساختمانی که بتوانند نیروهای کششی و تنشهای کششی ناشی از لنگر خمشی را تحمل نمایند، مشکل دیگری است که بنایان در آن زمان با آن مواجه بودهاند. تا چهل سال پیش تنها مصالح موجود در منطقه که بتوانند تنش کششی را تحمل نمایند، الوارهای چوبی بوده که از درختان منطقه تامین میگردیده است. این الوارها معمولا به عنوان تیرهای باربر در دهانههای کوچک تا حدود سه متر و یا به عنوان مهاربند در دیوارهای باربر خشتی به کار میرفته است(به عنوان نمونه در مسجد جامع و منازل مسکونی). استفاده از آجر نیز به دلیل مراحل دشوار عمل آوری و پخت آن بسیار پرهزینه بودهاست، علاوه بر آن آجر نسبت به سنگ از مقاومت کمتری در برابر رطوبت برخوردار است. بهرهگیری از سنگ و فرم گنبدی نشان میدهد که استادکاران آن زمان به خواص مصالح کاملا واقف بوده و شناخت کافی از مصالحی چون چوب، سنگ، گچ و ساروج داشتهاند.
نیاز به مقابله با رطوبت: مصالح ساختمانی در دسترس منطقه خشت، چوب، سنگ، گچ، ساروج و خاکستر بودهاست. خشت در برابر رطوبت دوام و پایداری زیادی ندارد. چوب به عنوان مصالح نیمه ایزوتروپیک16 نمیتواند جهت پوشش سقفهای با دهانه بزرگ مورد اطمینان باشد. علاوه بر آن پوششهای اجرا گردیده توسط چوب به صورت خطی یا حداکثر به صورت دو بعدی(انتقال نیرو در یک صفحه و در دو جهت) عمل میکنند. در مقایسه با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع دوره اسلامی، زمین ساخت، دوران اسلامی، یونان باستان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع گونه شناسی، فضاهای مسکونی، بافت قدیم