پایان نامه ارشد رایگان با موضوع معماری ایران، معماری مسکونی، معماری ایرانی، ساختمان سازی

دانلود پایان نامه ارشد

کارکردهای مختلف سکونت کردن یا زندگی کردن در یک خانه را برای همیشه در لوح وجود ما حک می کند و یا در جایی دیگر می گوید: هر فضایی که بتوان در آن به واقع مسکن گزید، مفهوم خانه را از آن خود می کند. خانه تنها پناه دهندۀ روزها و شب های حاضر ما نیست؛ در حفاظ آن صندوقچۀ گذشته خود را نیز از خیال خاطرمان بارها باز و بسته می کنیم(هاشمی، 1375: 11 ـ 14).
استاد محمدکریم پیرنیا معتقد است که خانه جایی است که ساکنان آن احساس ناراحتی نکنند و اندرون خانه می بایست تنوع زیادی داشته باشد تا خستگی احساس نشود(پیرنیا، 1386: 154).
از میان فضاهایی که انسان در آن حضور می یابد، خانه فضایی است که آدمی به طور روزمره از آن تأثیر می گیرد و بر آن تأثیر می گذارد و انسان احساس تعلق به فضا دارد و مجموع حواس پنج گانه در آن درگیر است. اولین رابطه های بی واسطه در آن صورت می گیرد. به دور از تعرض دیگران خلوت، همسر، فرزندان و خانواده در آن احساس می شود(حائری، 1389: برگرفته از aftabir.com).
از نظر هایدگر، خانه جایی است که انسان در آن سکنی می گزیند و به آن احساس تعلق می کند. از نظر او سقف و دیواری که ما را از شرایط محیطی جدا می کند فقط یک سرپناه است. برای سکونت باید با محیط ارتباط معناداری داشته باشد. این ارتباط ناشی از تلاش برای هویت یافتن، یعنی به مکان احساس تعلق داشتن است(شار، 1389: 31).
4ـ1ـ2. تعریف مسکن
مسکن در لغت فارسی به معنی محل سکونت و آرامش است(معین، 1362: 4114). جایی است که در مقابل فضاهای متنوع و پر سروصدا قرار دارد. محلی است که مردم پس از تلاش روزانه دور از هیاهوی ناشی از کار و فعالیت برای استراحت و زیست سالم به آنجا پناه می آورند(همان، 4390). مسکن به عنوان کوچکترین عنصر سکونتگاه ها زاییدۀ مهمترین نیاز انسان ها و به وجودآورندۀ یکی از پدیده های جغرافیایی هر منطقه به شمار می رود. در شکل گیری انواع مسکن درکنار عوامل نژادی، تاریخی، روانی، عوامل جغرافیایی نیز که از منطقه ای به منطقۀ دیگر متفاوت است نقش عمده ای دارد(ترلوی، 1374: 56).
4ـ1ـ3. مفهوم خانه در معماری ایرانی
خانه که با مفاهیمی چون امنیت، محصوریت، آرامش، خلوت، انس والفت، تعلق خاطر و از این قبیل رابطه دارد متنی عجیب و چند بعدی است.
خانه نوعی نیاز زیستی است که فرهنگ خانه برای پاسخگویی به این نیاز شکل گرفته است و در کلیتِ نظام اجتماعی و فرهنگ انسانی ادغام و سازگار شده است. فرهنگ خانه از منظر انسان شناختی، مجموعۀ ارزشها و معانیای است که چیستی و چگونگی مفهوم خانه در یک گروه یا قوم و ملت را تعریف و تعیین می کند(فاضلی، 1386: 31).
خانۀ ایرانی مفهومی فراتر از سکونت دارد؛ مکانی است که “زندگی” به معنای واقعی کلمه در آن جریان دارد. امکان دستیابی به حریم خصوصی در آن فراهم است. حریم، جایی است که انسان می تواند آرامش داشته باشد و آن گونهای که خود و فردیت او ایجاب می کند زندگی و رفتار کند. این خانه حریمی را فراهم می آورد که ما را از دیگری جدا می کند و در عین حال زندگی و همزیستی ما با دیگران را ممکن می کند.
در فرهنگ ایرانی خانه محلی برای تجلی بخشیدن به ارزش های سنتی دینی و حفظ خانواده است. از این رو مفاهیم خانه و خانواده آهنگ زبان شناسانۀ مشترک و معانی نزدیک به هم دارند. در فرهنگ سنتی ایرانی خانه باید اندرونی و بیرونی داشته باشد تا بیگانه چشمش به ناموس خانه نیفتد اما در این فرهنگ مرزی میان محرمان ساکن خانه وجود ندارد(همان، 35 و 36).
وجه فرهنگی بارز دیگر خانۀ ایرانی، جنبۀ زیبایی شناسانۀ خانه است. هر خانۀ ایرانی موزهای از نمادها و نشانههای تاریخی و فرهنگی است که نه تنها میراث تبار و خاندانِ مشخص، بلکه میراث قوم و ملتِ مشخص است. خانه محل نگهداری حافظۀ خانوادگی، قومی، ملی و انسانی است. اشیای درون این خانه از فرش ها، گلیم ها، ظروف، گچ بری ها، درها، منبت کاری ها، پنجره ها و اشکال هندسی شکل خانه، همگی هستی ما را حمل می کنند و به وجود و هویت ما عینیت می بخشند؛ برای همین خانه پاسدار هویت فرهنگی، اجتماعی و طبقاتی ماست(همان، 37).
خانه های ایرانی به گونه ای طراحی می شدند که نهایت خلوت و آرامش را برای ساکنین خود فراهم آورند. فضای حیاط با مرکزیت حوض آب به گونه ای است که ساختمان های اطراف را در آغوش گرفته است. تزیینات دیوارها و ستون ها و ایوان ها در کنار باغچه های پر از گل، آرامش را برای افراد فراهم می کند. سکوت، آرامش و فضای وسیع خانه های سنتی این امکان را برای ساکنین خود فراهم می آورد که بتوانند به خلوت برسند؛ خود را از دغدغه ها و هیاهوی تمام ناشدنی بیرون از خانه جدا کنند و با خلوت خود به آرامشی عمیق برسند(حسین یزدی،1393: Anthropology.ir). تنوع فضایی موجود در خانههای ایرانی امکان دسترسی به این مفهوم را به خوبی فراهم می آورد. حضور طبیعت و وجود فضاهایی مانند “گوشوار” و “گوشه” تحقق خلوت را امکان پذیر می سازد.

4ـ2. اصول معماری مسکونی ایرانی
هنر و معماری ایران از دیرباز دارای چند اصل بوده که در معماری مسکونی نیز بخوبی دیده می شود. این اصول چنین هستند: مردم واری، پرهیز از بیهودگی، نیارش، خودبسندگی و درون گرایی(پیرنیا، 1383: 26).
4ـ2ـ1. مردمواری:
داشتن مقیاس انسانی. به عبارت دیگر رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندام های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان سازی است و آن را می توان در عناصر مختلف معماری ایران مشاهده کرد. به طور مثال اگر سه دری را که همان اتاق خواب است در نظر بگیریم، اندازۀ آن بر حسب نیازهای مختلف یک زن و مرد، بچه یا بچه های آنها، لوازم مورد نیاز آنها و … در نظر گرفته شده است. به طوری که عملکرد اتاق و طرز قرارگیری عناصری چون درها، روزنه ها و … نیز برهمین اساس و به دقت انتخاب شده است. جهت قراردادن وسایل مثل تشک، لحاف و … پستویی می ساخته و برای وسایل ضروری نیز طاقچه هایی تعبیه می شده است. در دیگر عناصر نیز این تلفیق، منطق و زیبایی مشاهده می شود. به طور مثال برای جلوگیری از گزند گرمای زیاد ایران، دیوار را دوپوسته می ساخته اند و یا نور را از سقف می گرفتند(همان، 26ـ27).
4ـ2ـ2. پرهیز از بیهودگی:
در معماری ایرانی تلاش می‌شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می‌کردند. در معماری مسکونی ایران بر این اصل تأکید فراوانی شده است زیرا کار بیهوده علاوه بر سرمایه، به وقت و حتی به چشم(از دیدگاه معماری) لطمه می زند و در واقع هنرمندان ما در هر زمانی متوجه این مورد بوده اند و از آن پرهیز کرده اند. انجام هر کاری در این معماری به جهت استفاده ای بوده که می توان از آن کرد. به عنوان نمونه اگر در کشورهای دیگر از نگارگری و سنگ تراشی جهت آذین در معماری استفاده می شده، در معماری ایرانی این کار انجام نمی شود مگر بخشی از کار بنیادی ساختمان باشد. به عنوان مثال انجام کاربندی در زیر پوشش سقف، صرفا جهت زیبایی نبوده بلکه در جهت ایجاد پنام(عایق) و کوتاهتر و باَندام کردن ساختمان است(همان، 28).
4ـ2ـ3. نیارش:
اصطلاحی است در معماری و به کلیۀ کارهایی اطلاق می شود که برای ایستایی و پایداری بنا انجام می گیرد. به عبارت دیگر نیارش مجموعه ای است از امور محاسباتی و استاتیکی به انضمام مصالح شناسی و انتخاب و استفاده از مناسب ترین و کمترین مصالح(همان، 29).
4ـ2ـ4. خودبسندگی:
منظور از خودبسندگی ، خودکفایی است و به مفهوم استفادۀ حداکثر از امکانات موجود و در دسترس و مصالح بوم آورد است بدین معنی که سازندگان سعی کرده اند مصالح مورد نیاز را از نزدیکترین مکان و با ارزان ترین بها به دست آورند. بدین ترتیب کار با سرعت بیشتر انجام شده و مصالح با طبیعت اطراف خود هماهنگی بیشتری داشته است. همینطور بناهایی که در طول زمان باید ترمیم می شدند، با دسترسی داشتن به مصالح اصلی در محل امکان تعمیر آن در تمامی دوره ها میسر بوده است. معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید “بوم آورد” یا “ایدری” (اینجایی) باشد(همان، 31).
4ـ2ـ5. درونگرایی:
در ساخت یک بنا و نحوۀ ارتباط آن با فضای خارج در کل می توانیم دو حالت داشته باشیم. در حالت اول، بنا به صورتی است که از داخل آن بتوان مستقیماً با فضای بیرون ارتباط برقرار کرد. این نوع بناها در ایران “کوشک” نامیده می شود. حتی اگر دورتادور این بنا را نیز حیاط فراگرفته باشد باز به بنای “برون گرا” مصطلح است. در کردستان و لرستان خانه های برونگرا که شامل چند اتاق و احتمالاً ایوان هایی است ساخته می شود.
اما به دلیل وضع جغرافیایی خاص بسیاری از مناطق ایران یعنی خشکی، بادهای مختلف، شن های روان و … امکان ساخت بناهای برونگرا نبوده است. معمار به وسیلۀ درونگرایی و قرار دادن اندام های معماری و ساخت دیوارهای خارجی، ارتباط مستقیم بنا را با فضای خارج در درون خود با عنصری به نام حیاط میسر می کند(همان: 36). درونگرایی یکی از ویژگی های مهم خانه های سنتی ایرانی است. به این معنا که فضاهای داخل ارتباط بصری مستقیم با فضای شهری بیرون خود ندارند و فضاهای مختلف آن را عنصری مانند حیاط و یا صفه های سرپوشیده سازماندهی کرده است به نحوی که روزن ها و بازشوها به طرف این عناصر بازشوند. نداشتن ارتباط بصری مستقیم با فضاهای شهری را می توان از دو زاویۀ اقلیمی و فرهنگی مورد بررسی قرار داد. بخش بزرگی از سرزمین ایران در منطقۀ آب و هوایی گرم و خشک با بارندگی کم قرار دارد. با توجه به این موضوع معمار می کوشیده با ایجاد یک باغ کوچک در حیاط محیط مناسبی را در داخل خانه فراهم آورد. به این موضوع بایستی امنیت جانی و حفظ خانواده در برابر حملات بعضی غارتگران که با ایجاد یک محیط بسته و دیوارهای بلند عملی می شده است را باید افزود(معماریان، 1375: 12 ـ13).

4ـ3. شاخصه های کالبدی خانه ایرانی
4ـ3ـ1. تکثر و تنوع فضایی:
فضاهای خانۀ ایرانی در گذشته شامل سربند، هشتی، دالان، حیاط، بیرونی، اندرونی، تختگاه، ایوان، مهتابی، بهارخواب، صفه، دودری، سه دری، پنج دری، شاه نشین، حوضخانه، شکم دریده و … بوده. این تنوع و تعدد فضاها در اغلب خانه های تاریخی ایران با اندکی تغییر دیده می شود(حائری، 1383:chn.ir)20.
4ـ3ـ2. تدریج گذر از یک فضا به فضای دیگر(اصل سلسله مراتب فضایی):
در خانه های قدیمی ایرانی هیچ گاه به شکل مستقیم از خیابان وارد فضای داخلی خانه نمی شویم. همیشه یک معبر فضای حائلی بین خیابان و خانه برقرار می کند. از ورودی وارد هشتی شده و بعد از عبور از دالان پا به حیاط می گذاریم. فضاهایی که کمتر جنبۀ خصوصی دارند در مناطق ابتدایی حیاط ساخته می شدند و اتاق هایی که قلمرو خصوصی محسوب می شوند در انتهای منزل واقع شده اند(همان).
4ـ3ـ3. انعطاف پذیری:
در تمام این خانه ها می توان فضاها را با هم تلفیق کرد و با این تلفیق فضاهای جدیدتر بدست آورد. چنانکه در گذشته هنگام جشن یا عروسی این کار را می کردند و با الحاق فضاهای خانه به یکدیگر یک فضای خیلی بزرگ بدست می آوردند. نتیجۀ همجواری و ترکیب دو یا چند فضا آن است که فضاها امکان بسط فضایی، چشم اندازی و نوری پیدا می کنند(همان).
4ـ3ـ4. هندسه و تناسبات:
در جای جای اجزای یک خانه از هندسه و تناسبات طلایی ایرانی استفاده شده است. اگر دو سر دو ضلع یک شش ضلعی منتظم را به هم وصل کنیم مستطیلی به وجود می آید که در معماری ایران و در سایر نقش ها و تصاویر و احجام دارای ارزش است. این شکل مستطیل طلایی ایران است. معمولاً میانسرا(حیاط) را در جهت این مستطیل که “رون” نام دارد برمی گزینند(عمرانی پور، 1384: 135). در کل سه رون در نظر می گرفته اند: رون راسته، رون اصفهانی و رون کرمانی. رون راسته جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی دارد و شامل شهرهای تبریز، تهران، یزد و … می شده است که جهت آن تقریباً مواجه قبله است. رون اصفهانی جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی دارد و در اصفهان، استخر، تخت جمشید و استان فارس این رون را داریم. رون کرمانی جهت غربی ـ شرقی دارد و شهرهایی مثل کرمان و همدان با این رون ساخته شده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع آموزش عالی، صنعتی شدن، رشد جمعیت، دیوانسالاری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع دانشگاه شهید بهشتی، فضاهای باز، سلسله مراتبی، اصطلاح شناسی